آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : شنبه 04 مرداد 1393

من آمدم با ، سوز دل و آه ، اغفِر ذُنوبی ، اَستغفر الله
اَستغفرالله

راه وصالت ، ای حیّ یکتا ، بر من نشان ده ، گم کرده ام راه
اَستغفرالله

من گرچه هر دم ، عصیان نمودم ، تو لطف کردی ، بر من به هر گاه
اَستغفرالله

نفس امّاره ، بیچاره ام کرد ، بده نجاتم ، از قعر این چاه
اَستغفرالله

هستم گدایت ، عبد سرایت ، ای نور لطفت ، بر شام دل ماه
اَستغفرالله

من را ببخشای ، حقّ حسینت ، او که بُوَد بر ، مُلک جهان شاه
اَستغفرالله

آن کس که شد در ، راه وصالت ، با زخم تیغ و ، سر نیزه همراه
اَستغفرالله

آنکه برایش ، زهرای اطهر ، نوحه بخواند ، با سوز جانکاه
اَستغفرالله

با کام تشنه ، با ضرب دشنه ، سر را جدا کرد ، آن شمر گمراه
اَستغفرالله 

دریافت سبک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : شنبه 04 مرداد 1393

منم بد منم بد    تو خوبی تو خوبی
منم عبد گنهکار    تو ستّار العُیوبی
ببین فرصت عمرم ، گذشته به تباهی

الهی الهی

******

تو و جود و کرامت     من و خواری و غفلت
تو و لطف و عنایت      من وشرم و خجالت
تو و خوبی و رحمت ، من و روی ِ سیاهی

الهی الهی

******

اگر چه همه ی عُمر     گنه شد هنر من
ولی دست نوازش    کشیدی به سر من
به درمانده اُمید و ، به مسکین تو پناهی

الهی الهی

******

کجا در ره تقوی            هم آهنگ تو بودم
ز رویت خجل هستم    که من ننگ تو بودم
ولی ناله زدم بر ، گل فاطمه گاهی

الهی الهی 

******

همان که به ره دین       غریبانه فدا شد
سرش از تن پاکش    لب تشنه جدا شد
سؤالم فقط این است ، به چه جرم و گناهی

الهی الهی

دریافت سبک

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : شنبه 04 مرداد 1393

من غرق جرم و عصیانم    تو قدیمَ الاحسانی
ای خالق بنده نواز       درد مرا درمانی
آمدم با ، روسیاهی ، یا الهی یا الهی

یا الهی یا الهی 

******

تا اوج فلک رسیده     آه دل پر دردم
جز نا فرمانی یا الله   کار دیگر نکردم
عمرم سر شد ، در تباهی ،  یا الهی یا الهی 

یا الهی یا الهی 

******

پشت پا بر پیمان خوش    عهدی زدم  واویلا
تیری به قلب حضرت         مهدی زدم  واویلا
با هر جرم و ، هر گناهی ،  یا الهی یا الهی 

یا الهی یا الهی

 ******

ای در بی قراری های    دل یاد تو قرارم
جز در کاشانه ی تو      جای دیگر ندارم
بی پناهان ، را پناهی ،  یا الهی یا الهی

 یا الهی یا الهی

 *****

تو اَحکم الحاکمینی        تو غفّارُ الذّنوبی
تو اسمَع و السّامعینی    تو ستّارُ العُیوبی
من هستم و ، این گمراهی ،  یا الهی یا الهی

  یا الهی یا الهی

 ******

اِغفِر ذُنوبی یا الله      قَسَمَت دهم تو را
به حقّ آن آقایی که    عاشورا تک و تنها
رو برو شد ، با سپاهی ،  یا الهی یا الهی

یا الهی یا الهی

دریافت سبک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : شنبه 04 مرداد 1393

مهربانی تو خدا ، از تو جدا ، شدم من ِ عاصی
زندانی ِ گُنَه و ، جُرم و خطا ، شدم من ِ عاصی

عبد سر افکنده منم ، از گنه شرمنده منم
لیکن از لطف و کرمت ، ای خدا آکنده منم

گذشته از حَد شد ، گناه من اَلعَفو
ولی خجل هستم ، خدای من اَلعَفو

گشته از دیده ی دل ، اشک خجالت روان
خون کردم با گنهم ، قلب امام زمان

شکسته قلب و رو سیهم ، ببین که من گم کرده رَهَم ، رَهی نشانم ده
بده به راه خود مَدَدَم ، برای ترک فعل بدم ، خودت توانم ده

********************

مهربان کن تو نظر ، بر من و بر خرابی ِ حالم
آمدم توبه کنم ، از گنه و ، بدی اعمالم

بوده ام بی مایه ولی ، غرق شور و زمزمه ام
گرچه آلوده شده ام ، من مُحبّ فاطمه ام

اگر چه نزد تو ، همیشه رُسوایم
فدایی عشق ِ ، علی و زهرایم

با داغ مرثیه ها ، سینه بُوَد پُر شرر
می کنم آه و فغان ، از غم دیوار و در

به یاد یاس ِ گشته کبود ، که در میان آتش  دود ، فدای مولا شد
گل علی و سوز و شرر ، هجوم خصم و ضربه ی در ، شهیده زهرا شد

 دریافت سبک



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : شنبه 04 مرداد 1393

 

 

مناجات با خدا

زمزمه 

یا ربّنا یا ربّنا اغفِر لنا ذُنوبنا  

با کوه عصیان آمدم ، با چشم گریان آمدم

عُمرم شده صَرف گناه ، امّا پشیمان آمدم

بیچاره ی درمانده را ، در محضرت راهش بده

در وادیّ عُبودیت ، سوزش بده آهش بده

با این نفس امّاره و ، درد جهالت چه کنم

گر ببخشی من را بگو ، با این خجالت چه کنم

ساده گویم ای مهربان ، در بندگی من رُسوایم

قسم به تو شرمنده ی ، خمینی و شُهدایم

نه نمازی نه روزه ای ، نه جهادی نه زکاتی

گرچه پر از سَیّئاتم ، تو دریای حَسَناتی

بیچاره ام آلوده ام ، من را ببخش من را ببخش

نافرمانی نموده ام ، من را ببخش من را ببخش

من را ببخش من را ببخش ، به حقّ شاه شهدا

قسمت جمع ما نما ، زیارت کرببلا

ما همگی آواره و ، خونجگر و مبتلاییم

با سوز دل،در حاجت ، زیارت کربلاییم

چه کربلا چه کربلا ، همان جا که ارباب ما

در مقتل پر خاک و خون ، سرش شده از تن جدا

از کربلا از کربلا ، آید صدای العطش

طفلی از سوز تشنگی ، در خیمه ها بنموده غش

ای کربلا ای کربلا ، دل را به غم آغشته اند

بر روی خاکت تشنه لب ، خون خدا را کشته اند

یک مادر قد خمیده ، با اشک جاری از دو عین

گوید میان قتلگاه ، غریب مادر یا حسین

 

دریافت سبک

 

 


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : شنبه 04 مرداد 1393

مناجات با خدا

زمزمه 

ای که بر من مَحرم رازی      پرده بر جرمم می اندازی

آمدم تا این گدا را هم       مُحرم عشق خودَت سازی

از سَر ِ خجلت ، دیده گریانم

از گناهان ِ ، خود پشیمانم

سیّدی العَفو

******

گشته ام حیران به تاریکی         ای حریم تو حریم نور

گرچه بستم با تو پیمان که     گردم از وادی عصیان دور

بی وفا گشتم ، من هر عَهدی را

خون نمودم من ، قلب مهدی را

سیّدی العَفو

******

بس که دنیا غافلم کرده    جسم تقوایم شده بی جان

بی اراده هستم و بی روح        در نماز و خواندن ِ قرآن

کن بر این عاصی ، لطف جانانه

با عبادت دل ، گشته بیگانه

سیّدی العَفو

******

من نشسته بر سر راهم     تو اُمید قلب مسکینی

من همه فقر و همه دردم    تو غیاثَ المُستغیثینی

نغمه ی جانم ، بانگ یا الله

کاسه ام پر کا ، حقّ ثارالله

سیّدی العَفو

******

حقّ آن آقا که در راه ِ              دین تو جانش فدا گشته

با لب ِ خُشک و تن ِ پُر خون    بین مقتل سر جدا گشته

قلب زهرا را ، با غم آغشتند

که حسینش را ، تشنه لب کشتند

ای حسین جانم

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مریوط به فلسطین
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393


با موشک بغض خود،چه درهم کشتند
افطار و سحر به غزّه، از دم کشتند
در ماه خدا، محرّمي برپا شد
اين کودک بي گناه را هم کشتند

محمدمهدي عبدالهي


|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
اشعار زمزمه ای مرتبط با دعای کمیل
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393

مناجات با خدا

زمزمه 

با اشکایی که شد دوباره جاری

میخوام بازم بهم محل بذاری

تا که نشم شرمنده بیشتر از این

یه وقت گناهام و به روم نیاری

خیلی خوبه که تارف و ، کنار بذارم رُک بشم

وقتشه خیلی حرفارو ، بهت بگم سبک بشم

توی مناجاتم دیگه ، سوزش آهی ندارم

خودت که بهتر می دونی ، جز تو پناهی ندارم

الهی من لی غیرک

******

ذکر لب همه ، الهی العفو

با اشک و زمزمه ، الهی العفو

إغفر ذنوبنا ، بحقّ حیدر

بحقّ فاطمه ، الهی العفو

وقتی که دل می شه پُر از ، حال و هوای خوب تو

سجاده مو پهن می کنم ، مثل همیشه رو به تو

واسه گناهای خودم ، ببین عزادارم هنوز

دل کَندم از همه ولی ، به تو امید دارم هنوز

الهی من لی غیرک

******

دلی که رفته زیر دین ، می بخشی

شده اسیر شور و شین می بخشی

یقین دارم که یا قدیم الاحسان

منو به حرمت حسین می بخشی

بنده ی روسیاهتم ، ولی به زیر دینتم

درسته من بدم ولی ، گریه کن حسینتم

به عشق کربلا فقط ، می خوام که سینه چاک بشم

خدا کنه تو این شبا ، با اشک روضه پاک بشم

الهی من لی غیرک

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393

زمزمه - واحد

بنده ی شرمنده ی تو رسیده از راه ، باناله و آه
 لحظه به لحظه می خونه استغفرالله
ریسمان بندگی من گسسته شد
دلمویه ی توبه ی من پیوسته شد
می گن خدا واسه ش اجابت می کنه
هر کیی دلش بین دعا شکسته شد
بغض گلومو می شکونم ، منو می بخشی می دونم
تا که باز مرا هم بدی ، با گریه اینو می خونم
 
الهی العفو
 
******
خودت که خوب می دونی ای ، پروردگارم ، توکوله بارم
 آخه به غیر معصیت ، چیزی ندارم
یه عمره که بودم فقط یار گناه
روشونمه سنگینی بار گناه
دلی که روزی خونه ی تو بود حالا
شده نمایشگاه آثار گناه
می شنوی آه و سوزمو ، می بینی حال و روزمو
وا می کنم با تربت ، کرببلا من روزمو
 
الهی العفو
 
******
دل اسیر نوکرا ، در شور و شینه ، به زیر دینه
دم به دقیقه ذکر ما ، فقط حسینه
سرش پایینه پیش تو جمال بدر
مقام عشق تو آقا همیشه صدر
زیارت تو جوشن کبیر ماست
ایشالا قسمتم شه تو شبای قدر
حال دعا ازت می خوام ، سوز صدا ازت می خوام
می دونی که یه عمریه ، کرببلا ازت می خوام
 
الهی العفو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393

مناجات با خدا

زمزمه

(به سبک آسمون چشمام)

 

دستمو گرفتی ، به گنام نگاه نکردی

خیلی رو سیاهم ، تو منو رسوا نکردی

ای خدای مهربونم ، اشک چشم من روونه

این روزا همش میگردم ، باز به دنبال بهونه

بهونه ی بارون چشمام      فقط یه ذکر یا حسینه

دلیل بخشش گناهام       فقط یه ذکر یا حسینه

******

مستجابم کردی ، تا صدا زدم حسین جان

تشنه بودم گفتم : ایها الذبیح العطشان

تشنه لب سر تو روی پای مادر جوونت

بعد کشتنت رسیده ، وقت پیرهن کشونت

اونقدر تن تو پاره پاره ست      که بوریا اثر نداره

یکی داره جلوی زینب     سرت رو رو نیزه میذاره


دریافت سبک


|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 89
:: باردید دیروز : 296
:: بازدید هفته : 986
:: بازدید ماه : 5920
:: بازدید سال : 15539
:: بازدید کلی : 15539

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران