اشعار زمزمه مناجاتی با خدا

 

 

مناجات با خدا

زمزمه 

یا ربّنا یا ربّنا اغفِر لنا ذُنوبنا  

با کوه عصیان آمدم ، با چشم گریان آمدم

عُمرم شده صَرف گناه ، امّا پشیمان آمدم

بیچاره ی درمانده را ، در محضرت راهش بده

در وادیّ عُبودیت ، سوزش بده آهش بده

با این نفس امّاره و ، درد جهالت چه کنم

گر ببخشی من را بگو ، با این خجالت چه کنم

ساده گویم ای مهربان ، در بندگی من رُسوایم

قسم به تو شرمنده ی ، خمینی و شُهدایم

نه نمازی نه روزه ای ، نه جهادی نه زکاتی

گرچه پر از سَیّئاتم ، تو دریای حَسَناتی

بیچاره ام آلوده ام ، من را ببخش من را ببخش

نافرمانی نموده ام ، من را ببخش من را ببخش

من را ببخش من را ببخش ، به حقّ شاه شهدا

قسمت جمع ما نما ، زیارت کرببلا

ما همگی آواره و ، خونجگر و مبتلاییم

با سوز دل،در حاجت ، زیارت کربلاییم

چه کربلا چه کربلا ، همان جا که ارباب ما

در مقتل پر خاک و خون ، سرش شده از تن جدا

از کربلا از کربلا ، آید صدای العطش

طفلی از سوز تشنگی ، در خیمه ها بنموده غش

ای کربلا ای کربلا ، دل را به غم آغشته اند

بر روی خاکت تشنه لب ، خون خدا را کشته اند

یک مادر قد خمیده ، با اشک جاری از دو عین

گوید میان قتلگاه ، غریب مادر یا حسین

 

دریافت سبک

 

 



[ شنبه 04 مرداد 1393 ] [ 19:11 ] [ mahdivahidi ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران