لینک مستقیم اشعار
کلیه اشعار ولادت، مدح،مناجات حضرت زینب (سلام الله علیها)
کلیه سرودهای ولادتی حضرت زینب (سلام الله علیها) بهمراه سبک اجرا
(برای دریافت صوتی سبک اجرا بروی دریافت سبک که انتهای هر سرود آمده کلیک کنید)
*********************************
اشعار سروده شده برای شهدای فداکار آتش نشان
محمد جواد پرچمی
کوکب دردانه عصمت نگین اش زینب است
آیۀ ایاک نعبد ، نستعین اش زینب است
رتبۀ ممسوسۀ فی ذات در تسخیر اوست
جلوه مستغرق رب، دستچین اش زینب است
کم ندارد چیزی از مادر بزرگش پس بگو
کربلا تا شام ، ام المومنین اش زینب است
واقعا زن نیست این ، پروردگار مردهاست
انقلاب کربلا مرد آفرین اش زینب است
خیمه های کربلا ام البنات اش زینب است
کشته های نینوا ام البنین اش زینب است
فاطمه زینب حسن زینب بیمبر زینب است
حیدر كرار لحن آتشین اش زینب است
مستجیر بیرق عباس گرچه شد حسین
پرچم صاحب لوا حبل المتین اش زینب است
آنكه بین ازدحام چشم های خیره سر
رو گرفت از دشمنان با آستینش زینب است
گرچه در بزم عبیدالله او پایین نشست
صبح محشر بانوی بالانشین اش زینب است
****************************
رضا تاجیک
ماه یكتایى و بی همتا به دنیا آمدی
هم ردیف نور اعطینا به دنیا آمدی
مثل حیدر عالی اعلی به دنیا آمدی
تو شبیه حضرت زهرا به دنیا آمدی
روز میلاد تو در تقویم روز باور است
روز عشق و روز تکریم مقام خواهر است
آمدی و می رسد بانگ مبارک بادها
بی معلم می شوی فرزانه ی استادها
ای علمدار حقیقت بانی فریادها
ای دلیل کاف و ها و یا و عین و صادها
هرچه دارد کربلا در اختیار جبر توست
پرچم شاه شهیدان هم به سوی قبر توست
آمدی تا که بگویی قصه ی پرواز را
تا کجاها برده ای این شور انسان ساز را
ای رسول عشق می بینم ز تو اعجاز را
زنده کردی نهضت هفتاد دو سرباز را
شام در زیر قدمهای تو در تاب و تب است
این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است
آمدی تا انتهای جاده ی عشق و جنون
هم ردیفت بعد زهرا کس نبوده تاکنون
گامهایت در مسیر آیه ی والسابقون
خواهر صبر و کرم ای دختر والراکعون
آمدی در دفتر دلدادگان یكتا شوی
آمدی اسطوره ی میدان عاشورا شوی
ای درخت استوار ، ای اسوه ی شب زنده دار
شد ردیف شرح تو در هر قصیده (اقتدار)
با حضورت شاه مردان حرز میخواهد چکار
(آمدی مستانه تر صف می گشاید ذوالفقار)
دختر شیری و یک جلوه ز الله الصمد
مادری کردی برایش حضرت بنت اسد
حاصل پیوستن دریا به دریا زینب است
چشمهایی که ندید الا جمیلا زینب است
نقش بازوبند ساقی حرم یا زینب است
لافتی الاعلی لا عشق الا زینب است
باز هم رو سوی بانوی وفا آورده ام
شصت و نه دفعه به لب نام تو را آورده ام
واژه ی ایثار را باید به پای تو نوشت
در مقام صبر هم باید برای تو نوشت
شاه را مشتاق و بی تاب دعای تو نوشت
بعد او کرببلا را کربلای تو نوشت
جان فدای شاعری که اینچنین زیبا سرود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
خیرها از تو رسیده دست ما خیر کثیر
عشق دارد در کنار تو مراعات نظیر
حضرت ام الحیا اخت الحسن بنت الامیر
ای اسیری که اسارت شد به دست تو اسیر
از میان محملت نور خدا تابیده است
دشمنت یک لحظه هم آه تو را نشنیده است
عقل را بازی گرفتی عشق حیرانت شده
مرتضی هم محو در تفسیر قرآنت شده
هر که دیده جلوه هایت را مسلمانت شده
هر که نامت را شنیده بعد گریانت شده
چند وقتی هست پای تو جنون دلباخته
مرز بین حق و باطل را حریمت ساخته
کاش قابل بودم و از یاورانت می شدم
با نشان زینبیون بی نشانت می شدم
با دو جرعه عشق از لب تشنگانت می شدم
از شهیدان دفاع از آستانت می شدم
ما همان سیل خروشانیم در راه بلا
کلنا اصحابک لبیک بنت المرتضی
****************************
محسن ناصحی
مدح هرکس که مقرر شده بر لب باشد
حق بده بر لب ما صحبت زینب باشد
نیست شایسته ی هر کس که برد نامش را
نام او در خور لبهای مودب باشد
چه نیاز است به موضوع همینکه در شعر
دختر حیدر کرار مخاطب باشد
هرکسی مذهب و آیینی و دینی دارد
زینبی هرکه شود صاحب مذهب باشد
تیغ حیدر به زبان دارد اگر دم بزند
شام گیرم که پر از خیبر و مرحب باشد
قرب ، همسویی عشق است و جنون در مقصود
هرکه با اوست از افراد مقرب باشد
او نشان داد که عزت ز مذلت دور است
به اسیری برود باز محجب باشد...
****************************
محمود ژولیده
نازم قدم نایبة الزهرا را
ماه حرم انسیة الحورا را
میلاد شریکة الحسین آمده است
تعظیم، امام بعد عاشورا را
***
سرمایۀ آل مصطفایی، زینب
آرامش جان مرتضایی، زینب
هم کوثرِ زهرایی و هم عشق حسین
تو یک تنه لشگر خدایی، زینب
***
ما ریزه خورِ قدیم زینب هستیم
جزو سپه عظیم زینب هستیم
شیعه است مدافع حرم،با جانش
ما جان به کف حریم زینب هستیم
***
ای شیعه به اقتدار زینب صلوات
هر روز به روزگار زینب صلوات
با اوست که دل در انتظار مهدیست
بفرست به افتخار زینب صلوات
****************************
علی فردوسی
هرگز کسی شبیه تو خواهر نبود و نیست
در آسمان عاطفه اختر نبود و نیست
دار و ندار تو همه وقف حسین بود
مانند تو به پای برادر نبود و نیست
حتی تو از عصاره ی جانت گذشته ای
در کربلا، شبیه تو مادر نبود و نیست
آیینه ی شکسته ی صحرای کربلا!
مانند ماجرای تو دیگر نبود و نیست
بر شانه ی صبور تو بار رسالت است
مانند تو کسی که پیمبر نبود و نیست
در ذیل خطبه های فصیح تو گفته اند:
اصلاً کسی شبیه تو "حیدر" نبود و نیست
شیوایی کلام تو را هیچ کس نداشت
از ذوالفقار نطق تو خوشتر نبود و نیست
زینب شدی که زینت شیر خدا شوی
یعنی کسی شبیه تو زیور نبود و نیست
****************************
محمود ژولیده
اوصاف ذوالجلال دمادم مشخص است
توحید ناب در همه عالم مشخص است
بیت النبی که مرکز اسماء کبریاست
یک یک در آن عشیرۀ خاتم مشخص است
از بعد پنج تن، به خداوندیِ خدا
تفسیر گوی سورۀ مریم مشخص است
در حرفِ صادِ سوره، ببین صبرِ زینبی
سرتاسرِ مصیبت اعظم مشخص است
از یک نگاهِ سِرّیِ خواهر، برادری
تا روز حشر، خیمه و پرچم مشخص است
تا چشم، کار میکند از خانۀ علی
تا نینوا صفوف منظم مشخص است
مژده بده، عقیلۀ آل علی رسید
آئینۀ جمال و جلال علی رسید
حمد و ثنای نور که آسان نمیشود
وصف خدای عشق، بدینسان نمیشود
آن خانه ای که«یُذکَرَ فیهَا اسمُهُ»در اوست
شرحش به شعر و نظم و به دیوان نمیشود
آنکس که در کتاب خدا مدح میشود
مدحش به غیر آیۀ قرآن نمیشود
آن تربیت شده، سرِ دامان فاطمه
جز با زبان فاطمه اذعان نمیشود
گنجینۀ نهان معارف شد آشکار
ورنه عیان، معارفِ پنهان نمیشود
سلطان عشق، گفت که این خواهر من است
هر دختری که خواهر سلطان نمیشود
دلهای بی قرار به سامان رسیده اند
تا زینب و حسین ز رضوان رسیده اند
اینجا نگاه آینه هم، حرف میزند
گفتارِ عاشقانه چه کم، حرف میزند
وقتی شوند عاشق و معشوق روبرو
بوسه، بجای نوحه و دَم حرف میزند
دیدار اول است،ولی مثل آخر است
گویا کسی ز قامت خم حرف میزند
عمق نگاه پاک پیمبر به زینبش
از شعلۀ خیام حرم حرف میزند
فرمود: احترام به این طفل واجب است
دارد نبی ز غصه و غم حرف میزند
آرامش حسین بهم ریخت ناگهان
چشمان خیسِ فاطمه هم حرف میزند
قنداقه چونکه دست بدستِ حسین شد
زینب عجیب، واله و مست حسین شد
کودک، کنار سیبِ بهشتی نفس کشید
یک بوی سیب آمد و آهی سپس کشید
این بوی سیب تا تهِ گودال هم رسید
وقتی تنِ برادرش از خار و خس کشید
نیزه شکسته های تنش را کنار زد
بیرون، تنِ نهان شده را از قفس کشید
رگها بریده بود و گلویش دریده بود
لب را بر آن گلوی عطش دیده بس کشید
پس دست بُرد زیرِ بدن، رو به آسمان
شکرِ خدا نمود و ز دیدار دَس کشید
اوباشِ کوفه بر سرِ بانو که ریختند
نعره ز ناقه آمد و بانگ جرس کشید
با ناقه های تازه نفس، بی جهاز رفت
از کربلا به کوفه و شام و حجاز رفت
امروز تلِّ زینبیه، قبله گاهِ ماست
یعنی حریم حضرت زینب پناه ماست
آری، حرم چو در خطر افتد،به او قسم
اول، حریم زینبیه قتلگاه ماست
ما راهیان کوی حسینیم و بیدرنگ
هر بقعه ای که در خطر افتاد، راه ماست
آل سعود، مثل زباله ست زیر پا
هیئت، زمان حمله به دشمن، سپاه ماست
ما تخت و تاج پادشهان زیر و رو کنیم
شاه نجف، همیشۀ تاریخ شاه ماست
ما اقتدا به پرچم عباس میکنیم
پیوسته در نگاه ولایت نگاه ماست
روزی که بر سلالۀ زهرا فدا شویم
با قهرمان کرب و بلا آشنا شویم
میلاد حسنی
ای قبله گاه حور و ملک گاهواره ات
میجنبد آسمان و زمین با اشاره ات
ای درّ آبدار یدالله تا ابد
برپاست در دیار نجف یادواره ات
این بیت را به فاطمه تقدیم میکنم
بانو مبارک است نزول دوباره ات
زینب تو کیستی که به دیوان شاعران
پیدا نمیشود مثل و استعاره ات
خاتون کنیزهای شما برگزیده اند
شد همسر خلیل خداوند ساره ات
حق میدهم اگر که بیفتد کلاه عرش
با زل زدن به شان رفیع مناره ات
دریای بیکران بخدا چشم آفتاب
یک بار هم ندیده به خوابش کناره ات
دین خطبهای برای بقا خواست، باز نیست
در کار خیر حاجت هیچ استخاره ات
****************************
مجید لشکری
کیست که بر لوح قلم میزند؟
حول خداوند قدم میزند؟
کیست که در وزن نگنجیده است؟
کوه وِقار است و نرنجیده است؟
کیست که مختار کند جبر را؟
کیست که بیتاب کند صبر را؟
کیست خم آورده به ابروی قهر
لرزه برافکنده به زانوی شهر؟
کیست به عصمت متجلّی شده
شأن ولی را متولّی شده
او که در افلاک نبی کوکب است
زُهرهی زهرای علی زینب است
حلم مجسّمشدهی نشأتین
روح یکی جسم دوتا با حسین
خطبهاش از نهج بلاغت پر است
هیبت مولاست که در چادر است
وجه علی تا که اتم میشود
خطبهی او تیغ دو دم میشود
بدر دوم، بین کلامش نهان
فاطمه در خطبهی شامش نهان
در سخنش لحن امیر آمده است
کوکبهی دهر به زیر آمده است
صبر الهی ست، تفضّل شده است
«أخرجنا الله من الذُّل» شده است
راهبر قافلهی ماست این
زین اب و زینت زهراست این
توسن گفتار که چالاک شد
کاخ یزید از دم او خاک شد
زیر و زبر را به هم آورده است
خواهر سقّا علم آورده است
از دل این سِفلهمتکّای فرش
خیمه برافراشته در تاج عرش
میرود از خویش به حیرانیَاش
آینه از آینه گردانیَاش
جلوهی این آینه در مشرقین
سر زده از طلعت روی حسین
قسمت زینب که سفر میشود
روی حسین آینهگر میشود
گرچه به غیر از غم و غارت نبود
این سفر از جنس اسارت نبود
گرچه سزاوار به زنجیر نیست
شیر به زنجیر مگر شیر نیست
از حد اوصاف که رد میشود
دخت علی بنت اسد میشود
گو همه مغلوب که او غالب است
جان علیّ بن ابیطالب است
جان علی رنج فراوان کشید
چند بغل روضه به دامان کشید
****************************
امیر عظیمی
آب زنید راه را آب حیات آمده
کوثر کوثر نبی، علی صفات آمده
علیمه و فهیمه ی فاطمیات آمده
قمر به سجده رفته چون بدر جمیله می رسد
دیده ی جهل کور شد زآنکه عقیله می رسد
جاه و جلال مصطفی، مُلکَت* و مال فاطمه
چشمه ی نوش مرتضی، آب زلال فاطمه
بزرگ - خواهر حسن، شهپر بال فاطمه
زنی به جز تو عشق را مرد سفر نمی شود
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود
دامن پاک وحی جز وحی گهر نیاورد
نیّره ی نبی به جز شمس وقمر نیاورد
مادر دهر می سزد دگر پسر نیاورد
چه دختری که با دو صد شیر پسر برابر است
نبین که زینب است او، که خود علی دیگر است
چه زینبی که عرش را سریر خویش می کند
چه زینبی که صبر را اسیر خویش می کند
چه زینبی حسین را امیر خویش می کند
حسین زنده در دلِ جوش و خروشِ زینب است
علم زمین نمی خورد، علم به دوش زینب است
حب علی است در دلش خلیل اگر خلیل شد
مریم اگر عفیفه شد، به فاطمه دخیل شد
بزرگ شد هر که در این بیت شرف ذلیل شد
در این سرا هزارها فضه جلیله می شود
ولی میان این حرم یکی"عقیله" می شود
عقل به زانو آمد از درایتی که داشته
لال شده زبان از آن فصاحتی که داشته
خجل شده عبادت از عبادتی که داشته
عجب به بردباری و صبرِ دلِ شکسته اش
نمازها فدای آن نافله ی نشسته اش
تو زینبی، کریمه ای و من شدم گدای تو
شیعه فدای پرچم گنبد باصفای تو
مدافع حرم که شد دور حرم فدای تو
ذکر یل ام بنین به زیر لب گرفت و رفت
تاج شهادت از دمشق و از حلب گرفت و رفت
آه که در مدینه یک مدافع حرم نبود
دری که باب وحی شد چه شد که محترم نبود
فشار در، ضرب لگد، سزای مادرم نبود
آتش ودود از در خانه زبانه زد ولی
به غیر صبر این میان نداشت چاره ای علی
*فرهنگ فارسی معین: (مُلککَت) پادشاهی ، سلطنت
****************************
مهدی رحیمی
به وقت خطبه خوانی مثل حیدر می شود زینب
به هفده معجزه بر نی پیمبر می شود زینب
من از نامش که زینت برعلی گشته ست فهمیدم
زمانی زینت الله اکبر می شود زینب
زمین باید بگردد تا ابد دور چنین بیتی
که درآن مادرش زهرا و دختر می شود زینب
سه تا آیه سه دفعه مادری پیش سه تا حجت
به علم جَفْر، اینجا شرح کوثر می شود زینب
حباب دور مصباح الهدی چون می شود عباس
به کشتی نجاتِ خلق، لنگر می شود زینب
خودش یک لشکر است از کربلا تا شام،در وقتش؛
دل آور، جنگ آور، آب آور می شود زینب
به این نکته توجه کن اگر که در وفاداری؛
برادر می شود عباس، خواهر می شود زینب
پس از حیدر اگر بابا، پس از زهرا اگر مادر
پس از عباس هم قطعا برادر می شود زینب
همانگونه که از اول به یادش مانده از کوچه
دم آخر میان خیمه مادر می شود زینب
دوتا روح است دریک جسم وقت بوسه از حنجر
که یک آن فاطمه یک آن دیگر می شود زینب
****************************
عارفه دهقانى
دریاست اگرچه داغ ، نامطلوب است
کوه است اگرچه در دلش آشوب است
زینب که صبوری از پدر یاد گرفت،
استادِ بزرگِ حضرتِ ایوب است!
****************************
حسن لطفی
راهِ دل جُز به بی کران نخورَد
جز به کویِ"حسین جان" نخورَد
سر فرازی نصیبِ سر نشود
تا که بر خاکِ آستان نخورد
رفت لیلی،به محملش ایکاش
گردی از شوقِ کاروان نخورد
حِسِ پرواز را نمیفهمی
بال وقتی به آسمان نخورد
هست اینجا بهشت و ما هستیم
تا به آن آفتِ خزان نخورد
دلِ تو قرص ما قسم خوردیم
در دلت آب هم تکان نخورد
ما قسم خورده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب
دل سرا پردهی محبت اوست
دلِ عاشق تمامِ قیمتِ اوست
نجف از او مدینه هم حتیٰ
کربلا هست اگر ، زِ غیرتِ اوست
چادرش را بگو تکان بدهد
هست محشر اگر ، قیامتِ اوست
این حسین است یا که آینه اش
این علی هست یا که قامتِ اوست
هر که سر داد در رهش فهمید
گردنش زیرِ بارِ منت اوست
خواست تا بارِ ما سبک گردد
کارِ ما نه فقط عنایتِ اوست
همه پرورده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب
می نویسم بر آسمانِ حرم
خوشبحالِ مدافعانِ حرم
آه یادش بخیر می شُد کاش
بشنوم باز هم اذانِ حرم
خوشبحالِ کسی که در این راه
جا نمانَد زِ کاروان حرم
ما که باشیم؟رویِ گنبد هست
پرچمِ سرخِ پاسبانِ حرم
تو که هستی؟فقط از آنِ حسین
من که هستم؟فقط از آنِ حرم
دلِ ما تنگِ زینبیه شده
دلِ ما تنگ شد به جانِ حرم
جگر آورده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب
او حسن او حسین با هم شد
تا که زهرا چنین مجسم شد
از بقیع رفتنش به ما فهماند
که نگینِ امام ها هم شد
سایبانش برادرش شد تا
عصمتش پیشِ ما مُسَلَم شد
در نزولش قیامِ عباس است
در جلوسَش تمامِ مریم شد
زیرِ تابوتِ سینه چاکش باز
شانه یِ شهر های ما خَم شد
یک نفر وصل شد به اقیانوس
یک نفر از میانِ ما کم شد
رگ اگر داده ایم با زینب
یا علی گفته ایم و یا زینب
****************************
سید رضا موید
زینب که دل و جان دلیری دارد
در یاری دین سهم کثیری دارد
چون احمد و زهرا و علی و حسنین
نیروی شکست ناپذیری دارد
***
زیبایی گلشن علی زینب بود
پرورده ی دامن علی زینب بود
برخصم شکست داده و خود نشکست
آئینه ی نشکن علی زینب بود
****************************
محمود ژولیده
قل هو الله احد را کی توان توصیف کرد
شرح الله الصمد را کی توان تعریف کرد
نازم آن یکساله دختر را که از دامان وحی
تا عروجش ((یا احد)) را بر خودش تکلیف کرد
عقل را تسخیر دل کرد و عقیله نام یافت
جهل را با تیغ تدبیرش عجب توقیف کرد
تا دل ما را مشرّف کرد بر اوصاف حق
عشق را در سینۀ ما صاحبِ تشریف کرد
خواهر ابن الکریم است و چو دلدار کریم
از کرم در نامۀ اعمال ما تخفیف کرد
نهضت قلب صبورش ساخت دین را ماندگار
تا کتاب عشق را با صبر خود تألیف کرد
با امامش همسفر شد در ره عهد و وفا
امت اسلام را بر اصلاح از تحریف کرد
می نویسم این غزل را چون خدایش می خرد
هر که حتی یک ورق درباره اش تصنیف کرد
مِهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حبّ او حب الحسین و مادر کرب و بلاست
دختر خورشید را باید ز آل او شناخت
کوثر توحید را وصف خصال او شناخت
آن مُسبِّح را که سبحانش ستایش می کند
از همین تسبیح باید شرح حال او شناخت
کیست زینب ، ماه بانویی که تمثال علی است
کعبه را باید به ذات بی مثال او شناخت
دختر زهرا کجا و عقل بی ادراک ما
از عقیله ذرّه ای شاید کمال او شناخت
خیری از دنیا ندیده زینب اما می شود
عالَمِ ایجاد را دربست مال او شناخت
قلّۀ صبر و تحمل را به واقع می توان
در مصائب از شکوه و از جلال او شناخت
مادرش دارد مدال افتخار از عصمتش
دخترش را نیز باید زین مدال او شناخت
آنکه دل را از چهل منزل چهل قرن ، آب کرد
باید او را از همین کوتَه جمال او شناخت
مِهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حب او حب الحسین است و مادر کرببلاست
(ما رایت الا جمیلا) چون نمایان می شود
با نگاه زینبی عالم گلستان می شود
هر کسی که ساخت سبک زندگی را زینبی
زن اگر باشد یقیناً مرد میدان می شود
شکر نعمت قدر دانی از مقام زینب است
نعمت حق بی ولای اوست کفران می شود
پیرو زینب تصرّف در طبیعت می کند
هرکه گردد عبد او آری سلیمان می شود
خلقِ زینب بود ، حق فرمود(زینا السماء)
روزیِ اهل جهان با اوست یکسان می شود
می دهد دلها شهادت بر تو ای دخت علی
فطرت ما روز و شب با تو مسلمان می شود
چون شود قاری قرآنِ خدا رأس الحسین
کار زینب بی گمان تفسیر قرآن می شود
تا بگیرد انتقامش را ز دشمن منتقم
بعد از آن عالم به کام اهل ایمان می شود
مهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حب او حب الحسین و مادر کرببلاست
چون خداوند جهان امر امامت می کند
زینب کبری در این عالم قیامت می کند
از دل گودال تا ویرانه بین دو امام
دختر زهرای اطهر هم امامت می کند
دختر پیغمبر است و همچنان پیغمبرست
با هزاران معجزه کشفِ کرامت می کند
زینب آن بانو که با دستان بسته سر بلند
چون علی تا حشر بر عالم زعامت می کند
منشاء دستور (قالو ربنا الله) است او
با همین یک آیه عمری استقامت می کند
در شب هفتاد و دو داغ شهید کربلا
با نماز نافله اِستاده قامت می کند
بین مقتل کنج زندان گوشۀ ویرانسرا
در ره دین خدا قصد اقامت می کند
آنچنان سر سخت می جنگد کلامش با یزید
کز خطابش دشمن اظهار ندامت می کند
مهر زینب برترین سرمایۀ اهل ولاست
حب او حب الحسین است مادر کرببلاست
مهدی جهاندار
درختان در آتش، خیابان در آتش
خبر ترسناک است: میدان در آتش
خبر تلخ و سنگین، خبر سرد و غمگین
قدیمی ترین برج تهران در آتش
عجب روزگاری است، انسان هراسان
عجب روزگاری است، انسان در آتش
عجب روزگاری، عجب شام تاری
مسلمان در آوار و سلمان در آتش
چه رسم بدی، کاسبان در تماشا
دلیران و آتش نشانان در آتش
کسی از شهیدان سراغی بگیرد
همانانکه رفتند خندان در آتش
سیاووش و پروانه، ققنوس و ساقی
از این دست مستان فراوان در آتش
چه شد عشق بازی، چه شد تک نوازی
خرابات ویران، نیستان در آتش
چه طوفان بی رحم و سوزان و سختی
الهی بسوزد زمستان در آتش
خدایا برای تو کاری ندارد
گلستان به پا کن، گلستان در آتش
****************************
زهرا آراسته نیا
یکبار دیگر روضه، آتش، دود، دیوار
عشق از تبار آتش است و آه، غمبار
پاشیده رنگی داغ بر سرمای تهران
مرگ سیاوش های ما در زیر آوار
****************************
عالیه مهرابی
قرار این بود در تقویم آتش بی نشان باشی
بسوزی آنچنان در خویش تا آتش نشان باشی
مدال زخم روی سینه بگذاری و بعد از این
برای خاطرات شهر ما یک قهرمان باشی
به فردوسی بگو که این خیابان، خان چندم بود
که باید تو سیاوش گونه مرد هفت خان باشی???
تنت را ذره ذره آب کرد آتش ولی انگار
قرارت بود از اول که شمعی جان فشان باشی!
قرار این بود که امسال وقتی سال میچرخد
عزادار خودت باشند و عید دیگران باشی
عجب نان حلالی داشتی در سفره که حتی
خدا میخواست بعد رفتنت هم پهلوان باشی!!
****************************
سید مهدی میری لواسانی
خبر کوتاه بود و ناگهان بود
دوباره صحبت از داغی گران بود
میان هجمی از آوار و آتش
شهادت قسمت آتش_نشان بود
***
به جان از داغ هجر، آتش نشانم
غبار غم گرفته آسمانم
رفیقان یک به یک رفتند از این شهر
خداحافظ رفیق مهربانم
***
تو از جنس رسولان بودی ای دوست
نماد عشق و ایمان بودی ای دوست
گلستان ساختی با عشق از آتش
تو ابراهیم دوران بودی ای دوست
***
تو رفتی بر دل اما ماند داغت
دل هر سنگ را گریاند داغت
تو که عمری ز دل آتش نشاندی
دل یک شهر را سوزاند داغت
***
نگیرد رنگ شب فانوس عاشق
بریدن نیست در قاموس عاشق
بقای جاودان بود این سرانجام
که بر آتش زد آن ققنوس ِ عاشق
****************************
علی حبیبی
یک مرد نبرد، اگر که همرزمش را
در آتش و خون رها نماید سخت است
امروز دوباره بغض مردی بشکست:
"لشگر" برود، "دسته" بیاید، سخت است
****************************
ولی الله کلامی زنجانی
به دل آتش نشانان غم نشاندند
ز دیده اشکمان بر رخ فشاندند
پیِ اِمحاء آتش رفته بودند
ولی خود در حصار شعله ماندند
****************************
محمد مهدى عبدالهى
انگشت حیرت را به لب ها مى فشاریم
دلواپس اخبار دور از انتظاریم
اشك غریبى مى چكد از گونه هامان
با یك جهان اندوه و حسرت بى قراریم
بُغضى نهفته در دل هر شعله پخش است
شاید گریز روضه اى دیرینه داریم
آتش زبانه مى كشد در موج ماتم
بر غربت ایل شقایق غمگساریم
آتش نشانه رفته امشب آسمان را
گل هاى پرپر را به باران مى سپاریم
هم ناله با حجم غم "آتش نشان ها"
بر صخره هاى بى كسى سر مى گذاریم
رنگ شهادت رنگ سرخ پرچم ماست
از امتحان عاشقى باكى نداریم
با كاروان سرخ امدادى دوباره
چشم انتظار مقدم صبح بهاریم
****************************
محمد مبشری
شجاعت تار و پود جانشان بود
شجاعت میوه ی ایمانشان بود
شهادت آرزوشان بود و دیدیم
مدال عشق پشتیبانشان بود
****************************
ولی الله کلامی زنجانی
به دل آتش نشانان غم نشاندند
ز دیده اشکمان بر رخ فشاندند
پیِ اِمحاء آتش رفته بودند
ولی خود در حصار شعله ماندند
***
بپرس از عاشقی که بی نشان است
شتابان می رود دامن کشان است
قسم خورده که نشناسد سر از پای
دلِ آتش نشان آتش فشان است
***
ز هر مرغی پری آتش گرفته
نه شهری، کشوری آتش گرفته
رسد فریاد یا زهرا به گوشم
گمان دارم دری آتش گرفته
***
شرر دیدم بلا را یاد کردم
بلای کربلا را یاد کردم
دمِ غارت ز چادرهای سوزان
فرار بچه ها را یاد کردم
***
غم از دل گرچه یارا برده امروز
ولی مردانگی گل کرده امروز
بلای ناگهانی خلق ما را
نوید یکدلی آورده امروز
***
پیام رهبرم الهام بخش است
مصیبت دیده را آرام بخش است
فداکاریّ و ایثار و شهادت
به ملک وحدت استحکام بخش است
***
مرو ظلمت ببین نور جلی را
تجلّای ولایت را ولی را
مصیبت گرچه سنگین است، اما
مبر از یاد ذکرِ یا علی را
****************************
پروانه نجاتی
تهران دل شکسته ز داغ گران بگو
از مردهای عاشق آتش نشان بگو
از آتش مسامحهای که زبانه زد...
...تا شرح پاکبازی و تقدیم جان بگو
حالا که آسمان دلت تار و ابری است
برخیز و در منارۀ ماتم اذان بگو
تو پایتخت کشور مردان عاشقی
از سینههای سوختۀ بی نشان بگو
آوار بغض کار تو را سخت کرده است
طاقت بیار از آن همه تاب و توان بگو
امروز گریه کن ولی از روزهای بعد
از زندگی برای دل آشفتگان بگو
****************************
سید محمد میرهاشمی
دیروز در جبهه تن یک قهرمان سوخت
از بمب های شیمیایی یک جوان سوخت
امروز در تهران - پلاسکو - یک بسیجی
در شعله ها اینبار یک آتش نشان سوخت
****************************
محمد رضا طالبی
از بم گرفته تا به استامبول ، هی بار روی بار می ریزد
روی سر این شهر غمدیده، دارد هنوز آوار می ریزد
معمار پیر برج متروکه، حتی خودش اول نمی دانست
دارد فقط جای ملات سرد، خون لای هر دیوار می ریزد
باران خاک و چوب پوسیده ست ، این که سر این شهر می بارد
جایش گل آلاله می روید، این برج هر مقدار می ریزد
این اولین بار ست ای مردم؟، این آخرین بار ست مسوولین؟!
هر بار وعده داده اید اما، این برج ها هر بار می ریزد
تنها که سنگ و خشت و آهن نیست، دنیایی از تاریکی و غربت
دارد سر آتش نشانانِ ، دل رحم و بی آزار می ریزد
حتی کلاغ روسیاه شهر ، جای خبر دادن به مسوولین
دارد روی این شعله ی غفلت، هی آب با منقار می ریزد
قلب بزرگ قهرمان زیرِ ، آوار هم حتی تپش دارد
پاییز دارد برگهایش را، بر دوش چشمه سار می ریزد
****************************
ناصر شهریاری
اگر چه مادران را پیر کردند
شجاعت را به خون تفسیر کردند
شهادتنامه از بالا گرفتند
و با خون مرگ را تحقیر کردند
****************************
حسنا محمدزاده
چه میشد که پروانه در دام آتش نباشد؟
پر بسته با هیمه ها در کشاکش نباشد
قرار است اگر قلب دنیا بسوزد ، بسوزد
ولی شعله اش این همه داغ و سرکش نباشد
****************************
میلاد عرفان پور
خبر، حیرانی بی حاصل ماست
خبر بی رحم آمد ، قاتل ماست
از آن مردان که در آتـش شکفتند
خبرها داغ ، چون داغ دل ماست
****************************
نعیمه امامی
می سوزد از فراق شما باغبان هنوز
در سوگ داغ بیست گل ارغوان هنوز
سنگین شده است بغض و نفس ها به سینه ها
آتش زبانه می زند از عشقتان هنوز
آوار درد ریخته بر سینه هایمان
از چشم شهر می چکد اشک روان هنوز
مادر سوال می کند از یوسفش ... بگو ...
دارد امید دیدن سروی جوان هنوز
در لا به لای آن همه آوار و زخم و درد
خاکستری بجاست از آن قهرمان هنوز ؟
چشم انتظار آمدنت بود دخترک...
شاید نشسته کنجی از این بی کران هنوز
با لحظه لحظه سوختنت شعله می کشد
سر تا سر وجود وطن بی امان هنوز
اینگونه پر کشیدنت اصلا عجیب نیست
دلداده ای به غربت یاسی کمان هنوز
می خواستی مدافع زینب شوی ...؟ شدی...
هستی مدافع حرم عمه جان هنوز
داری دفاع می کنی از مردمان شهر
با بالهای سوخته ات بی گمان هنوز
جسمت اسیر آتش و آوار و زخم هاست
روحت رها و مست سوی کهکشان هنوز
پرواز کن که حق تو بغض قفس نبود
پرواز کن که منتظر است آسمان هنوز
****************************
کمیل کاشانی
می سوزم از داغی که زد آتش به جان ها
داغی فراتر از بیان ها و گمان ها
جز گریه کاری بر نمی آید ز دستم
بر مرگ جان سوز و غم «آتش نشان» ها
دل را زدند آنجا به دریا نه ، به آتش
باید نوشت از این حماسه داستان ها
آنقدر سنگین و توان فرساست این داغ
کز عهده ی آن بر نمی آید زبان ها
مرهم گذار زخم ، جز صبر و رضا نیست
تقدیر ، بی پرواست در این امتحان ها
جاوید می ماند کنار عشق و ایثار
در دفتر تاریخ ، نام قهرمان ها
****************************
محسن طاهری
باز ایران شد عزادار غمى
دل شكست از سوز داغ و ماتمى
در میان هرم آتش سوختند
جامۀ نیلى به تن ها دوختند
در ره خدمت به خلق بى پناه
زیر آوارند ده ها بى گناه
چشم بر راه پدر فرزندها
روى آتش مى جهد اسپندها
مادرى خاك عزا برسر كند
دیده از خون دل خود تر كند
گرچه آتش هر كجا دارد اثر
لیك از زهرا بپرس و میخ در
ناله ها زد خانه ام آتش گرفت
محسن دردانه ام آتش گرفت
اى پدر حق رسالت شد ادا
تازیانه سوخت بازوى مرا
در دفاع از ولایت سوختم
راه عشق و عاشقى آموختم
****************************
محسن پالیزدار
آتش افتاده به جانم بارها و بارها
آتش عشق و فراق و ماتم و آزارها
آتش از بدو تولد حرفهایش داغ بود
وای از آن شعله ای کافتد به نیزه زارها
می دهد آتش، نشان عشق ،تنها شاهدم
سینه های سوخته در زیر این آوارها
سوخت و ویران شدو یکسان شده باسطح شهر
سرسلامت باد این معماری بازارها
مدعیان حقوق شهروندی خفته اند
عاقبت هامان بخیر ازدست این سربارها
مردم شهرم همه دلداده و غم پرورند
کوچه کوچه سوگوار از داغ این سردارها
فاطمیه میرسد شهرم مهیا شد، عجب...
... آتشی افتاده برجان در و دیوارها
****************************
مرتضی مظاهری
بر دوششان غیر از سبکباری ندارند
کاری جز ایثار و فداکاری ندارند
آتشنشانانی که در آتش فتادند
با آتش دوزخ سر و کاری ندارند
****************************
مرتضی حیدری آل کثیر
برجی در آتش سوخت ...عکسش رانشان داد
عکسی که وقت ثبت آن یک مرد، جان داد
برجی که برخاموشی ایمان فروریخت
نیلوفری مرداب تهران راتکان داد
آه ای غزل! وقت تماشا کردنت نیست
باید که زیر دست فریاد امتحان داد
بیزارم از پستی که از اهل سیاست
شوق عمل کردن گرفت اما زبان داد
بی نردبان سرگرم اطفای حریق است
مردی که عزمش را شهادت نردبان داد
آتش نشان مفهوم ایثارخودش را
این بار زیر برجی از آتش،نشان داد
چندین ستاره زیر آوارند باید
یوسف ترین ها را به دست آسمان داد
****************************
محسن غلامحسینی
در قاب ها جاری شده تصویر آتش
سوزانده دل را عکس با تاثیر آتش
جانی برای حفظ جانهای دگر شد
باسوز و ساز خویشتن درگیر آتش
در خود گرفتن ذوب کردن قلب ها را
جز این نمی باشد دگر تفسیر آتش
از خانه ها رفتند و دیگر برنگشتند
مردان رویاهای با تعبیر آتش
این واژه کوتاه و قلم ها نارسایند
در سرنوشت شعله و تغییر آتش
در فطرتش روشنگر اما با خطرها
جز این چه می باشد دگر تقدیر آتش
افسوس می گردد بهانه بدتر از عذر
تقصیر هایی که شده تقصیر آتش
مانند شمعی آب شد قلبش به سینه
آتش نشانی محو در تکثیر آتش
مادر ، پدر ، یا همسری با یادگارش
از داغ با صبری کند تدبیر آتش
****************************
محسن عربخالقی
گل جای خود دارد ای کاش آهن در آتش نماند
من دوست دارم که حتی دشمن در آتش نماند
راه گریزی ندارم ، می سوزم و می نویسم
صد مرد آتش بگیرد ، یک زن در آتش نماند
سرود
(به سبک اومد از راه)
زینب اومد
بانویی که قبله گاه عالمینه
دختر ارشد فاتح حنینه
صاحب بهشت بین الحرمینه
هستی حسینه
جبرئیل امین ، اومده تا زمین ، حامل این پیامه
طبق امر خدا ، دختر فاطمه ، واجب الاحترامه
زینب یعنی اولیا مخدره
اومد اونکه خاتون محشره
خون رگهاش از خون حیدره
زینب زینب ، اخت الحسین مدد
******
نام زینب
هر قدم اذن دخول کربلا شد
سائل این خونه حاجتش روا شد
هر کسی به عشق بی بی مبتلا شد
بنده ی خدا شد
نیمه شب تو نماز ، جلوه ی صورتش ، مهربون مثل ماهه
عیدی امشبِ ، ما همه کربلا ، پایین پای شاهه
مثل دریا روح لطافته
ابر چشماش غرق محبته
اسم زینب باب زیارته
زینب زینب ، اخت الحسین مدد
******
نام زینب
زینت نام امیر المومنینه
خادمش شیر و یل ام البنینه
دست پنهان خدا روی زمینه
که حبل المتینه
عصمت هر نگاش ، هیبت خطبه هاش ، چون یل هاشمیه
نوکرا میدونن ، دست این خانمه ، روزی فاطمیه
هر کی میشه مدافع حرم
سیراب از سرچشمه ی کرم
من هم آخر ناز تو می خرم
زینب زینب ، اخت الحسین مدد
********************************************
سرود شبای بی سحر سر اومد بازم دوباره کوثر اومد مژده که زینب اومد از راه از تنهایی حسین در اومد زینب دلا رو شیدا میکنه عشق و به معنا ادا میکنه ذکر یا زینب غوغا میکنه یازینب کبری یازینب ****** به به از این وقوع جذاب وصال شمس و روی مهتاب چشمای زینب اولین بار وا شد به چشم ناز ارباب دلدادگی رو طریق اومده رکاب عشق و عقیق اومده برای ارباب رفیق اومده یازینب کبری یازینب ****** زینب تو عاشقی نمونه است الگوی عشق تو هر زمونه است خلاصه یک کلام تو دنیا زینب مثه حسین یه دونه است علی سرشت و زهرا مداره پروردگاره شرم و وقاره بیاد به وقتش یه ذوالفقاره یازینب کبری یازینب
سرود
اومد صاحب همه دلای نجیب و شیدا
اومد ظاهر و باطن همه خوبیای دنیا
اومد آروم و قرار خونه ی علی و زهرا
مدد رسول الله
گنبد خضرای شما همیشه رویامه
عشق تموم بچه هات تموم دنیامه
عمریه که حسینتون (آقامه)2
مدد رسول الله (4) ، یا اباالزهرا
******
شده روزای نزول بارون امید و رحمت
میاد صدای پاهای رسول سخا و رافت
دلم میخونه میون روزا و شبای وحدت
مدد رسول الله
پر از صفا و شادیه عالم سراسر
جوونه زد توی دلم عشق پیمبر
دوباره ذکر لبمه (ِیاحیدر)2
علی ولی الله (4) ، یا اسدالله
***************************************
ولادت امام جعفر صادق (ع) زمزمه مدیحه خوانیم با یک دل شاد ، بهر میلاد دو باب المراد این دو میلاد با سعادت تهنیت باد ****** شد کام دلها ، پر شهد و عسل ، که حلاوتش ، باشد بی مثل رسول خدا ، آمد به دنیا ، در هفدهم ِ ، ربیع الاول خدا به عالم هدیه از لطف و عطا داد این دو میلاد با سعادت تهنیت باد ****** روشن از دو نور ، دلهای عاشق ، خنده بر لب ِ ، یاس و شقایق باشد هم جشن ِ ، رسول ِ اکرم ، وَ هم میلاد ِ ، امام ِ صادق دلهای پیروان شده مدینه آباد این دو میلاد با سعادت تهنیت باد ****** جانها فدای ِ ، دو جان و جانان ، دو سوره ی نور ، دو شمس تابان دو کوه رحمت ، دو بحر غفران ، دو آیینه ی ، طلعت ِ یزدان دو دلبر خدایی با حُسن ِ خداداد این دو میلاد با سعادت تهنیت باد ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود شدم ثناخوان ِ پیمبر اعظم جانم به قربان ِ پیمبر اعظم رسول خدا ، یا مولا ، فدای تو هستم منم سائل و ، بر راهت ، ببین که نشستم تو از همه سر آمدی ، گل جمال سرمدی ترانه ی جان و دلم ، شده آقا خوش آمدی مولا یا ابا الزهرا ****** شده ز میلادت ترنم هر دل نوای جاء الحق وَ زهق الباطل بُوَد یا نبی ، تا به ابد ، به جنگ ِ با ظلمت پیام تو بر امت تو همدلی و وحدت شده اعتقاد ما ، در این عصر پر بلا وهابیت بی حیا ، بُود دشمن خدا مولا یا ابا الزهرا ****** دل همه یاران شد با شعف همراه به یُمن ِ میلاد ِ صادق ِ آل ُ الله چو آیینه ای ، بر حُسن ِ جمال سرمد اوست عزیز دل ، زهرا و ، علی و احمد اوست عیان ز روی من بُود ، عنایت عیان او که از دعای مادرش ، شدم مدیحه خوان او مولا حضرت صادق ولادت پیامبر اکرم(ص) سرود به جاهلای مکه بگید ، (که نور اومد)2 دوباره موسای عاشقا ، (زطور اومد)2 رحمت عالم رسیده رسول خاتم رسیده طلوع کرده آیینه ی الله وقت شکوفا شدنِ بهار زیبا شدنِ که شده میلاد رسول الله دل شیعه،خیلی شاده خرابه ی دل من آباده خنده روی ، لب گلها حضرت طه اومده دنیا خنده روی ، لب گلها یارسول الله ، یاحبیب الله این دل،سرگشته ام شده جلد هوای مدینه می تپه ، ازتو سینه از شوق سرای مدینه یارسول الله 2 ، یا اباالزهرا ****** هرچی بته افتاده به رو (از قدرتت)2 زمزم اشکام روونه زده تو قلبم جوونه گل بهار عاشقی تو آرزوی من همینه بشه نصیبم مدینه بیام یه روزی سرمزار تو یا رحمتُ ، للعالمین صفای سینه ی عاشقایی درد منو ، بده شفا تو طبیب دل عاشقایی درد منو ، بده شفا هستی دلها ، یا رسول الله دستم و ، آقا بگیر زائر رو سیاه حسینم رد نکن ، این نوکرو عاشق بی پناه حسینم یارسول الله 2 ، یا اباالزهرا ولادت پیامبر اکرم(ص) سرود امشب رسیده رهبری که معنی دینه باید برای عرض ادب بریم مدینه 2 تویی همه ی دین من آرامش و تسکین من ای مظهر آیین من اباالزهرا 3 شراب چشات کوثره شور عاشقیت محشره دل تو جای حیدره اباالزهرا 3 ****** با اومدن تو دلامون به شور و شینه ساقیِ می امشب ما جد حسینه 2 آروم وقرار دلم نشاط بهار دلم طبیب و نگار دلم اباالزهرا 3 یارم حبیب سرمده توی دلبرا ارشده لقب زیباش احمده اباالزهرا 3 ولادت پیامبر اکرم(ص) سرود دل به هوای دیدنت می زنه پر از توی سینه مرکز فرماندهی دلای ما امشب مدینه هر کی ندیده علی رو تو صورت احمد ببینه یا رسول الله 2 مادر اسلام همسرت عالم فدای دخترت فخر تو اینه که شده حیدر علی اکبرت 2 یا رحمه للعالمین ****** یارسول الله عاشقی کنار تو زیباست همیشه این دل درمونده ی من کبوتر خضراست همیشه خلقت ما تا به ابد طفیلی زهراست همیشه یا رسول الله 2 دلبرمن دلنوازه یه رهبر شیعه سازه اما بدونید تو عالم فقط به زهرا می نازه 2 یا رحمه للعالمین ****** حب علی فخر منه علویا مدیون تواند لیلی عالم شدی و لیلی ها مجنون تواند اومدی و خیل ملک همگی غزل خون تواند یا رسول الله 2 ابروی تو حق الیقین افلاکی و بالا نشین ذکر لب عشاق تو یارحمه للعالمین 2 یارحمه للعالمین سرود میکنم لباس نو تنم امشب سری به میخونه میزنم امشب به یمن مقدم حضرت خاتم رکورد مستی رو میشکنم امشب مست و مجنونم ، ترانه میخونم شور عشق نبی کرده دگرگونم2 میخونن امشب دلای آگاه هر دم و بازدم یارسول الله ****** آسمون ولوله است عجب شبیه ذکر یا مصطفی رو هر لبیه ساقی میخونه شد رسول الله دلا امشب تو مسجد النبیه اومده ماهه ، هر چی دل آگاهه زنگ درب بهشت یا رسول اللهه2 میخونن امشب دلای آگاه هر دم و بازدم یا رسول الله ****** میزنم تو گوش غصه و غم ها برای جنونم اومده لیلا حالا که بازه سفره ی پیمبر رفته این دل سوی گنبد خضرا دلا شیداته ، عالم خاطر خواته عاقبت به خیریم تو دست زهراته2 میخونن امشب دلای آگاه ولادت پیامبر اکرم (ص) ولادت امام صادق (ع) شور مولا رسولَ الله رسولَ الله رسولَ الله جانم به فدای تو و لطف و کرم تو مرغ دل ما پر بزند تا حرم تو ای گنبد خضرای تو عرش دل عالم مهر تو بود زینت آب و گل آدم ای از سوی حق بر همه ی خلق پیمبر ای رحمت حق را تو به حق جلوه و مظهر یک جلوه ز زیبایی تو لاله ی صحرا با دشمن خود نیز نمایی تو مدارا ای مکتب تو راسخ و پاینده همیشه از نور تو اسلام بود زنده همیشه از لطف تو سرمایه ی اِکرام فراهم ای دین تو ناجی همه خلق دو عالم قرآن خدا بارد از آفاق لسانت لعنت به کسی که به شما کرده اهانت ای آنکه بت از عرصه ی بتخانه شکستی مظلومترین فرد تو هستی و تو هستی مظلومی و مظلومیتت دارد ادامه بنگر به دمشق و به فلسطین و منامه بنگر ز جفا امّت تو خونجگر هستند در دشت ستم خونجگر و در به در هستند کو حمزه که سیلی بزند مُقتدر و سَهل در پیش همه بر رخ اصحاب ابوجهل بنما تو دعایی که دگر یار بیاید بر یاری اسلام ، علمدار بیاید ولادت امام صادق (ع) سرود مرغ دل ، روی بام شادی میشینه عاشقا ، دلاشون پر زده مدینه عیدِ ، آسمون و هم زمین مبارک جشن ، رحمة لّلعالمین مبارک هستی ، تو رسولِ امجد ، مولانا یا احمد خنده روی لب پیر و جوون همه ی فرشته ها نغمه خون بارون عنایت الهی می باره از ابرای آسمون یا نبی یا مصطفی یا احمد ****** گنبد سبز تو برده این دلارو نگاهِت میخره قلب عاشقارو آقا ، به خدا ما جزوِ زائراتیم آقا ، به خدا نوکر بچه هاتیم ای تو ، نور حیّ سرمد ، مولانا یا احمد برا ما ای به فدای نورِ مهر تابانِ خوش عهدیِ تو بهترین عیدیِ ماهِ ربیع خبر ظهور مهدیِ تو یا نبی یا مصطفی یا احمد ****** دم به دم ، دمِ زیبای قلب عاشق سیدی مددی یا امامِ صادق شاده ، دلِ ما به یمنِ مقدم تو چشمام ، مونسِ نسیمِ شبنم تو هستی ، تو قرآنِ ناطق ، یا امامِ صادق ای نگار ناب و بی قرینه آرزوی دل ما همینه یه روزی با مرگ آل سعود روز میلادِت بیایم مدینه گل فاطمه امامِ صادق ولادت امام صادق (ع) سرود ماه ربیع الاول و میلاد ختم الانبیا عیدی میده به عاشقا خدا با دست مرتضی مهر سپهر سَروری یا احمد جلوه ی نور داوری یا احمد تو آخرین پیمبری یا احمد یا رسولَ الله یا احمد(3) مولا مولا یا مصطفی ****** بارونِ رحمت می باره از ابرای آسمونا به یمن میلاد کسی که دل ربوده از خدا مصحف رحمت اومده به دنیا شکوه عصمت اومده به دنیا شمس هدایت اومده به دنیا یا رسولَ الله یا احمد(3) مولا مولا یا مصطفی ****** ما که اسیر باده ی یاسمن و شقایقیم دلداده ی ولایت مولا امامِ صادقیم ای به همه عالم ولی یا مولا جلوه ی حیّ ازلی یا مولا زینت زهرا و علی یا مولا مولا یا امامِ صادق(3) یبن الحیدر گل زهرا ******* باغ بهشته برا ما مجلس مدح آقامون ایشالا که از کرمِش مدینه ای شه دلامون سیدی ای نگار هل اتایی صورت تو مصحف مصطفایی دل ما رو کن آقا کربلایی مولا یا امامِ صادق(3) یبن الحیدر گل زهرا ولادت امام صادق (ع) زمزمه همه ز جا برخیزید به پای او گل ریزید سَیّدِ بطحا آمد حضرت طاها آمد مکّه شده نورانی ، ز عرش گل افشانی دلبر دلها آمد ، حضرت طاها آمد سرشک شوقم جاری ، به گلشن دلداری لاله ی حمرا آمد ، حضرت طاها آمد جلوه ی دادار است او ، احمد مختار است او بنده ی یکتا آمد ، حضرت طاها آمد به کهکشان عزت ، به آسمان عصمت مِهر دل آرا آمد ، حضرت طاها آمد ****** همه ز جا بر خیزید به پای او گل ریزید مصحف ناطق آمد ، حضرت صادق آمد گوهر بحر عصمت ، شور و سُرور و بَهجت به قلب عاشق آمد ، حضرت صادق آمد حجت حیّ یزدان، به گلشن مشتاقان یاس و شقایق آمد ، حضرت صادق آمد راحت روح و جانم ، به درد بی درمانم طبیب حاذق آمد ، حضرت صادق آمد قلب حزین شیعه ، دل غمین شیعه به غصه فائق آمد ، حضرت صادق آمد ولادت امام صادق (ع) زمزمه یا رسولَ الله یا رسولَ الله ای ثنای تو بر لب یزدان مظهرالله و خسروِ خوبان ماه ربیع و ماه سرور است ذکر ملائک کوثر و نور است نور مجسّم آمده دنیا رسول اعظم آمده دنیا مکّه ز نورش گشته مصفّا آمده دنیا سیّد بطحا ختم رسولان خواجه ی لولاک سَیدُ العالم سَرور افلاک خواهم که باشم ای بی قرینه میلادت را در شهرِ مدینه گنبد خضرا قبله ی دلها مهرت سرشته در آب و گِلها ****** ای گلِ زهرا امامِ صادق آمده دنیا قرآنِ ناطق یوسف احمد امامِ صادق شهر مدینه گشته چراغان از فروغ این کوکب تابان این ثمره ی باغ رسول است فرزند حیدر سبط بتول است این آینه ی نور ذات رب باشد خورشید سپهر مذهب گیرد ز گلشن روح خزانی شیعه ز نورش شَوَد جهانی پسر احمد آمد خوش آمد سبط محمد آمد خوش آمد
***************************************
***************************************
ایوون کسری خورده ترک (ازهیبتت)2
***************************************
***************************************
***************************************
***************************************
***************************************
***************************************
***************************************
***************************************
ولادت امام جعفر صادق (ع)
سرود
ﺑﺎﺯ ﺷﺐ ﻋﺸﻖ و ﺟﻨﻮﻧﻪ
ﻣﺮﻍ ﺩﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻬﻮﻧﻪ
ﺗﻮ ﻣﺎﻩ ﺭﺑﻴﻊ اﻻﻭﻝ
ﺳﺮﻭﺩ ﻣﺴﺘﻲ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ
ﺑﺎﻋﺚ ﺧﻠﻘﺖ ﻋﺎﻟﻢ و ﺁﺩﻡ ﺭﺳﻴﺪ
اﻣﻴﺪ ﻫﻤﻪ ﺩﻟﻬﺎﻱ ﭘﺮ اﺯ ﻏﻢ ﺭﺳﻴﺪ
ﺭﺳﻮﻝ ﻋﺎﻟﻤﻴﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﺗﻢ ﺭﺳﻴﺪ
ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ الله ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﻱ
******
ﺁﺧﺮﻳﻦ ﭘﻴﻤﺒﺮ اﻭﻣﺪ
ﻛﺲ و ﻛﺎﺭ ﺣﻴﺪﺭ اﻭﻣﺪ
ﺷﻔﻴﻊ ﺗﻤﻮﻡ ﻋﺎﻟﻢ
ﺗﻮﻱ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ اﻭﻣﺪ
ﻣﻘﺘﺪاﻱ ﻫﻤﻪ ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ اﻟﻠﻪ ﻣﺪﺩ
ﺑﺎﺑﺎﻱ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ اﻟﻠﻪ ﻣﺪﺩ
ﺭﻭ ﻟﺒﺎ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ اﻟﻠﻪ ﻣﺪﺩ
ﻳﺎ ﺭﺳﻮﻝ الله ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﻱ
******
ﻣﺴﺘﻴﻢ اﺯ ﺑﻮﻱ ﺷﻘﺎﻳﻖ
اﮔﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻫﻤﻪ ﻻﻳﻖ
ﻣﺎﺩﺭاﻣﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮔﻔﺘﻦ
ﺷﻴﻌﻪ اﻳﻢ ﺷﻴﻌﻪ ی ﺻﺎﺩﻕ
اﻳﺸﺎﻻ ﺷﻴﻌﻪ و ﺳﻨﻲ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻭﺣﺪﺕ
ﻣﻴﺰﻧﻴﻢ ﺭﻳﺸﻪ ی ﺩاﻋﺶ و ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ
ﻣﻴﺴﺎﺯﻳﻢ ﺑﻘﻴﻌﻮ ﻣﻴﺸﻪ ﺷﺒﻴﻪ ﺟﻨﺖ
ﺻﺎﺩﻕ ﺁﻝ ﻋﻠﻲ ﻣﺪﺩ
*************************
ولادت رسول اكرم) ص(
ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود دوباره بساط ، مستی فراهمه میخونه ملک با ، شادی و زمزمه بوی دود اسپند ، پر شد تو آسمون مبارکه دنیا ، میلاد خاتمه از تو ، لا به لای ابرا با صد ، خواهش و تمنا خورشید ، اومده تماشا شب جنونه عشقه شب بارونه عشقه شب نشونه عشقه عشقه عشقه ****** اومده به دنیا ، بانیه فیض عام پیمبر رحمت ، خیر علی الدوام اومده اونیکه ، از یمن مقدمش فراری شده غم ، دنیا شده به کام حیرون ، دنیا و مافیها داره ، میخروشه دریا ویرون ، شده طاق کسری شب شادی و شوره چش حسودا کوره آسمونا پر نوره نوره نوره شب جنونه عشقه عشقه عشقه ****** بهاره یا اینکه ، فصل زمستونه انگاری صدای ، چیک چیکه بارونه پیچیده صدایی ، از توی آسمون یکی بالا ابرا ،مولودی میخونه دنیا ، شد از کینه فارغ دلها ، همه شده عاشق ذکر ، روی لبا صادق شب شوق و امیده نور ولا تابیده شب شادی و ، عیده عیده عیده شب جنونه عشقه عشقه عشقه ****** شیعه ی علی و ، پابند وحدتیم همگی مطیع ، امر ولایتیم نداریم از هیچکس ، تو دنیا واهمه به پای ولایت ، تو اوج عزتیم هستیم ، همیشه رزمنده داریم ، ما برگ برنده حیدر ، مولا و ما بنده پای علمه حیدر با ذکر و دمه حیدر میخونیم همه حیدر حیدر حیدر ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود ای رحمت دنیا ، ای پدر زهرا دل پر کشید امشب ، تا گنبد خضرا یا رسول الله دلم شیداته یا رسول الله به زیر پاته یا رسول الله یه خاطرخواته جبرئیل آسمونو ریسه بندون میکنه از دلم غصه رو داره بیرون میکنه عیدی ماهمه توی دست فاطمه س ماهارو صاحب گنج قارون میکنه مولا مولا مدد یا اباالزهرا ****** ای دلیل خلقت ، ای طبیب امت من خاک پای تو تو صاحب شوکت یا رسول الله نبی خاتم یا رسول الله عزیز عالم یا رسول الله مریدت حاتم تا که از راه رسیدی دلا شد غرق امید نور پیشونی تو تا به آسمون رسید اومده اون کسی که دلم دیوونشه اون که با یک نگاه همه ماهارو خرید مولا مولا مدد یا اباالزهرا ****** شادی کنید امشب ، ای دلای عاشق نغمه ی لبها شد ، یا حضرت صادق یابن علی یابن زهرا مولا دلبر باقر امید فردا قطره منم من توهستی دریا امشبو تا بقیع میکشونم دلمو پای لطف شما همیشه سائلمو فکر و ذکرم شده یه زیارت بخدا با نگاهت بیا حل کن این مشکلمو مولا مولا مدد حضرت صادق ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود آسمونو ببین چراغونی شده تو شهر مکه جشن و مهمونی شده هرکی به تو دلداده از شوق نیگات کارش ترانه و غزلخونی شده دلبری و بی همتا ، مددی ابالزهرا ای همه هستی فدات دلم شده فرش رات جا داره قربونی بشه هزار تا یوسف بپات عشق دلم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا آب و گلم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا ****** صاحب خلق عظیم و بی مثلی تو اوج زیباییه شعر و غزلی شیرینتر از اسم تو نیست تو عالمین اسمتو بردم و لبام شد عسلی اومدی شده دنیا ، با قدم تو زیبا ایون کسری شکست تموم بت ها شکست اومدی و نرخ همه خوبای دنیا شکست ماه شبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا ورد لبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا ****** روشنیه عالمه روی ماه تو رنگ شبه ز گیسوی سیاه تو فرشته های خداهم روزی شونو میگیرن از کرامت نگاه تو دیگه مثه تو دنیا ، نداره ابالزهرا مدح تو مثله رازه عشقت روح نمازه من چی بگم وقتی خدا داره به تو می نازه ماه شبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا ورد لبم ابالزهرا ابالزهرا ابالزهرا ****** دلای شیدا همه درتاب و تبه خورشید و ماه باهم دمیدن عجبه ذکر یااحمد و یاصادق تاسحر قشنگترین ترانه های امشبه یکی نبی اعظم ، یکی امیر عالم امین وحی خدا بارهبر شیعه ها قرآن و عترت تا ابد نمی شن از هم جدا خوش اومدی عزیز الله عزیزالله عزیزالله یا صادق ای گل زهرا گل زهرا گل زهرا ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود دل من لحظه به لحظه پر تاب و تبه شب بخشش گناهم یقینا امشبه به پای قدم های این دو تا نو رسیده میریزن فرشته ها گل ذکر یامحمد نوای رو لبه بتخونه از یمن وجودش میشه ویرون از پشت ابر تیره اومد مه تابون میزنه سوسو میون آسمون دنیامون عطر و بوی گلای شقایق شد پراکنده تو این دقایق روی لب همه گل میکنه ذکر صادق یامولا مدد ****** نسیم باد صبا باز توی عالم وزید هر کسی عاشق یاره این و حتما شنید میرسه هم پدر و هم پسر فاطمه شب تار غم سحر شد مبارک باشه بر همه ایام عید جبرییل از عالم بالا غزل خونه شبنم شادی میچکه باز روی گونه روی گداها دوباره بازه دره میخونه این شبا من اگه بیقرارم سر تا پا مست و مجنون یارم سرم و رو پای نوکر مولا میزارم یامولا مدد ****** یه ندایی میرسه از سوی عرش برین رسیده شبای رحمت واسه اهل زمین رو لب زهرا تبسم میشینه دوباره داره اسپند میکنه دود فاطمه کنار امیرالمومنین آسمونا غرق ترنم دلا مجنون پرتو نور دو ستاره شده تابون عرش خدا تو شب ولادت میشه گلبارون رو زمین داره بارون می باره آسمون با یه دنیا ستاره به پای قدم نو رسیده گل میکاره یامولا مدد زمزمه (به سبك السلام ای خاتم پیغمبران) آمده نور هدایت ، بر همه داده سعادت مظهر لطف و عنایت ، جان ما بادا فدایت تو باب کوثری ، ز گل ها برتری خدا داده تو را ، به عالم سروری مدد یا مصطفی ****** فاطمه بادا مبارک ، شادمان قلب علی شد دلم پر می زند ، مدینه سوی تو ندارد گلشنی ، صفای کوی تو مدد یا مصطفی ****** مظهر خُلقِ عظیمی ، تو کریمی تو امینی ای پیام آور وحدت ، رحمت للعالمینی به عالم قبله گه ، دو ابروی تو شد معطر مکه از ، گل روی تو شد مدد یا مصطفی ****** در فراقت یوسف زهرا ، دل و جان بی قرار است یاد و نام تو به دل ها ، جاودان و ماندگار است الا ای مهدیا ، تویی مشگل گشا یگانه منجی و ، طبیب درد ما اباصالح بیا ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود نغمه سر دادند عرشیان ، گشته گل باران آسمان آمده ختمی مرتبت ، ذات حق گردیده عیان دارد با خود برکت و صلابتی در سیمایش جلوه ی نجابتی در چشمانش قدرت اجابتی دارد با خود مشعل هدایتی در دستانش رحمت و عنایتی در عشق باشد لیلی حکایتی صلو علیه و آلهی نبی ****** یا محمد یا مصطفی ، ای طلوع مهر و وفا بردن نامت می دهد ، قلب و روح ما را صفا میلاد تو شام تیره را سحر ای مایه ی فخر و عزت بشر رخت جهل را کردی از زمین به در بر ریشه ی کفر و ظلم تویی تبر لحنت شیرین تر بود ز هر شکر بهر امت مهربان تر از پدر صلو علیه و آلهی نبی ****** عبد مجنون و عاشقم ، تا ابد شاکر خالقم که محب آل علی ، شیعه ی راه صادقم قال صادق راه و رسم بندگی خوشبختیمون تو مسیر زندگی به لطفتون داره آقا بستگی در سایه ی رحمت شما گدام زیارت قبر خاکیتو میخوام میفرستم سمت شما آقا سلام صلو علیه و آلهی نبی سرود از صفای تو دارم حال مستی ، با صفا میزنم می از جام نابت مصطفی میباره بازم بارونی میگیرند دلها سامونی جبرئیل تو عرش خدا در پی سور مهمونی سفره چینت میکائیل ، گل میاره اسرافیل قربونیشم با خلیل رسول الله ملائکه صف به صف ، میگند با شور و شعف تو گوهری ما صدف رسول الله (خوش آمدی یا نبی)3 یا مصطفی ****** ان الله وعدکم وعد الحق میگم اومدی از راه طاق طاغوت ریخت به هم خسروان را تو خسروی قیصران را تو قیصری ای تو محبوب عالمین برای ما پیغمبری پیغمبری مهربان ، پیغمبری همچو جان قاصر بود این زبان در مدحتان پیغمبری چو پدر ، پیغمبری چو پدر شب غمم شد سحر با نور آن (خوش آمدی یا نبی)3 یا مصطفی ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود )به سبک کیه که شده جلوه( میشینه دوباره رو لبای عاشقا (مدد یا مصطفی)2 میگیره دلامون دوباره بوی خدا (مدد یا مصطفی)2 پا میزاره به دنیا نبیِ خدا میشه با مقدمش جشن و شادی به پا چکیده شبنم ، فراری شد غم ، رسیده خاتم مدد یا مولا (3) یا رسول الله ******* کیه که یه عالم به نگاهش عاشقه (امام صادقه)2 کیه که وجودش ریشهِ حقایقه (امام صادقه)2 خوش به حال دلی که شده جعفری میشه از عشق آقا دلا حیدری میخونیم روزی ، تو صحنت آقا ، مدد یامولا مدد یامولا (3) عزیز زهرا ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود دوباره باز دلم پریشونه ، صدای قطره های بارونه خدا تو گوشش میگه لالایی ، جبرئیلم گهواره جنبونه عالم دوباره محشره ، ولادت پیمبره تو این شبا ذکر نبی ، روی لبای حیدره دلم مجنونه ، داره میخونه میمونم تا صبح ، توی می خونه مدد یا احمد ******** آهای دلای مجنون و عاشق ، به مذهب آل علی لایق مژده بدید که اومده دنیا ، عزیز دلها حضرت صادق مرغ دل از توی سینه ، میون صحنت میشینه ایشاالا یک سال دیگه ، همچی شبی تو مدینه چه شاده زهرا ، میخونن دل ها امام صادق ، مدد یا مولا مدد یا مولا ********* میخونه باز دلم چه بی پرده ، شیعه حیدر بخدا مرده اگه جهنمم بریم آقا ، آتیش دوزخ به ماها سرده دوباره باز شور و شعف ، هوای ایوون نجف عشق تو آقا دُرّه و ، سینه شیعه هات صدف علی آقامه ، علی مولامه نه اینکه مولام ، همه دنیامه مدد یا مولا ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود عالم و آدم ، میگیرن همگی دم صل علی نبینا حضرت خاتم اومده دلبر ، برا حضرت حیدر گل بریزید پای قدم های پیمبر پر نوره هر دو دنیا ، شادن علی و زهرا ذکر لب اهل زمین ، ذکر لب فرشته ها ، مولا همه میخونن یه صدا ، اومده دلخوشی ما ، مولا اومد بابای عالم و بابای ام النجبا ، مولا مولا مولا مدد یا رسول الله ******* دلای عاشق ، همه پر از شقایق رسیده میلاد آقام امام صادق دل شده پر شور ،عالمی شده مسرور امشب جهان شیعه شد نورٌ علی نور دلها به تاب و در تب ،اومد رئیس مکتب غرق نوا و شادیه آسمون شهر خدا ، امشب اومد امام صادق و خاتم کل انبیا ، امشب زهرا میده عیدی به ما یک سفر کرببلا ، امشب مولا مولا مدد امام صادق ******** شادی هدف شد ، دلا غرق شعف شد مرغ دلم هوایی شهر نجف شد از نوکراشم ، غلام بچه هاشم قربونی هیبت ایوون طلاشم ماه شبم علی جان ، تاب و تبم علی جان الهی که ذکر لب ما بشه بی حد و عدد ، حیدر تا آخرین قطره خونفقط میگیم علی مدد ، حیدر به عشق آقامون میگیم حتی زیر سنگ لحد ، حیدر مولا مولا مدد حضرت حیدر سرود به پا شده جشن ، شادی آل الله موسم میلاد ، آقا رسول الله سرور و شادی بر پا شد ، شمس دو عالم پیدا شد سید بطحا رسید ز مقدم پاک طاها ، حضرت ختم الانبیا به قلب ما زد امید خوش آمدی خوش آمدی یا رسول الله خوش آمدی ****** مکه به دامانش ، قرص قمر دارد از آسمون امشب ، ستاره می بارد مادر حضرت خندونه ، ز شوق احمد میخونه الهی مادر فداش زمزمه ی یارب داره ، شکر خدا بر لب داره بوسه زند دست و پاش خوش آمدی خوش آمدی یا رسول الله خوش آمدی سرود (به سبك اومد خبر از آسمونا) مرغ دل من به آسمونا پر کشیده اندوه و غم و غصه به گوشه ای خزیده دل من بسوی مکه دوباره پر میزنه میره مولد النبی به اون سرا سر میزنه یا احمد ، یا احمد ****** آقا رسول الله جون و دل شد بیقرارت قربون چشای تو و اون خال سیاهت قبله ی راز منی ای همه ی حاصل من پر پرواز منی عشق تو شد قاتل من یا احمد ، یا احمد ولادت امام جعفر صادق (ع) شور بلغ العلی بکماله ، کشف الدجی بجماله حَسُنت جمیع خصاله ، صلو علیه و آله همه هستیَم به ره ِ خدا ، وَ به عشق خاتمُ الانبیا وَ به لطف آن شه لافتی ، وَ دعای عصمت کبریا به فدای جلوه ی احمدی ، به فدای نور محمدی بلغ العلی بکماله ****** تو تمام ِ مظهر ِ یا ربی ، تو شُکوه ِ باور ِ مذهبی تو فروغ ِ انجم ِ مکتبی ، همه زیر ِ دِین ِ تو یا نبی ز جهانیان تو سرآمدی ، به فدای نور محمدی بلغ العلی بکماله ****** مَلَک ِ سما سائل ِ درت ، سائل ِ در و خاک محضرت به فدای عترت اطهرت ، اهل بیت و سوره ی کوثرت تو رسول و مصطفیَ الاَمجدی ، به فدای نور محمدی بلغ العلی بکماله ****** سینه ی تو مَهبط ِ وحی ِ حق ، وَ به اذن تو فلق و شفق نور ِ حمد و واقعه و عَلَق ، وَ نثار ِ روی تو صد طبق گل باغ خالق ِ سرمدی ، به فدای نور محمدی بلغ العلی بکماله ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود گل ِخنده ، به روی حیدر مبارکه بر مسلمین عید پیغمبر مبارکه صلوات ِ خدا بر احمد ، سیّدُنا یا محمد چون جلوه گر شده ، آن خورشید وفا آوای کائنات ، شد مدح مصطفی خوش آمدی ای ، آیت رحمت خدایی نبیّ اکرم ، سَرور ِ کُلّ ما سوایی ختم ِ رسولان ، تو محمد تو مصطفایی ابالقاسم ، یا رسول الله یا محمد ****** شهر مکه از قدومت گلفشان شده اشک شوق ِ دیده ی خوبان روان شده ذکر دل اهل یقین ، یا رَحمة لّلعالمین روح ِ ایمان ِ ما ، نور ِ قرآن ِ ما کاش قربانی شود ، در راهت جان ما تمام ِ عُمر نوکری میکنم برایت برای تو ، وَ به اولاد و بچه هایت رسولُ الله ، ای همه هستیَم فدایت ابالقاسم ، یا رسول الله یا محمد ****** ای مظهر ِ جَلَوات ِ حیّ سرمدی حجت الله ، صادق ِ آل ِ محمدی آمدی ای شمس دلها ، گل یاس ِ باغ ِ زهرا ای خورشید ِ عیان ، ای شاه ِ اِنس و جان از نور ِ روی تو ، شد نورانی جهان بنفسی انت ، جلوه ی حیّ سرمدی تو بنفسی انت ، صادق ِ آل احمدی تو بنفسی انت ، نور چشم محمدی تو ولیُ الله ، یبن الزهرا یا حجتَ الله ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود سُرور ِ ماه ِ ربیع و ، میلاد حضرت ِ احمد صلی الله ُ علیک َ، سیدُنا یا محمد مبارکه ، نور ِ ختمی مرتبت که جلوه گردیده به عالَم مبارکه ، مقدم ِ آن سَروَری که بر نبییّن گشته خاتم چراغونی ، شده از فیض ِ قدومش جنت و عرش مُعظّم قبله ی دلها ، خوش آمدی مولا یا ابا الزهرا ، خوش آمدی مولا یا ابا الزهرا ، خوش آمدی مولا ****** سِزَد که در ره ایمان،فدای تو بشود جان ز لُطف تو همه هستیم،به راه ِ عترت و قرآن یا مصطفی ، ای تمام ِ آفرینش تا ابد در زیر ِ دِینت یا مصطفی ، ای شده از جان مدیحه خوان تمام ِ عالمینت یا مصطفی ، نظری کن جان ِ مولا بر محبین ِ حسینت از تو میخواهیم ، ای یار ِ بی همتا هم مدینه هم ، کرببلا آقا یا ابا الزهرا ، خوش آمدی مولا ****** از سوی آسمون ِ عشق ، سر زده نور حقایق آمده یوسف زهرا ، امام ِ جعفر ِ صادق مبارکه ، ششمین نور خدا از نسل و اولاد پیمبر مبارکه ، خنده ی لاله به صحرا عطر گلهای صنوبر مبارکه ، جلوه های شور و شادی در دل ِ زهرا و حیدر نور مهر و ماه ، ای مصحف ناطق یا ولیَ الله ، یا حضرت ِ صادق یا ولیَ الله ، یا حضرت ِ صادق ولادت امام جعفر صادق (ع) زمزمه فرخنده جشن ِ مسلمین بادا مبارک میلاد ختم المرسلین بادا مبارک آمد به دنیا ، آن نور ِ سرمد ذکر دوعالَم ، شد یا محمد ماه ِ ربیع و ، عید پیمبر عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر الله و اکبر الله و اکبر ****** عالَم شده از مقدمش آیینه بندان از نور ِ رویش آسمانها شد چراغان آیینه دار ِ، عصِمت خوش آمد دریای لطف و رحمت خوش آمد با شور و شادی ، با دیده ی تر عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر الله و اکبر الله و اکبر ****** جان ِ جهان آن مصحف ناطق خوش آمد فرزند زهرا حضرت صادق خوش آمد ای مذهب از تو پاینده آقا از علم تو دین شد زنده آقا از برکت ِ این ، مولود ِ کوثر عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر الله و اکبر الله و اکبر ****** این انقلاب و نهضت ِ ما تا به آخر مدیون بُوَد بر مکتب آل پیمبر هستیم همیشه ما با شهیدان در راه عترت در راه ِ قرآن همراه ِ ملّت ، همراه ِ رهبر عیدی بگیر از ، زهرا و حیدر الله و اکبر الله و اکبر ولادت امام جعفر صادق (ع) زمزمه مبارک به تمام ِ اهل ِ دین ، میلاد ِ رحمة للعالمین خوش آمدی یا مصطفی الامجد سیدی یا حبیبی یا احمد ماه تمام ما، بر تو سلام ما یا مولا یا مولا یا احمد ****** ای جانت وادی ِ وحی ِ قرآن ، عالم از مقدمت شد گلباران ای عشق تو فتاده در دلها خوش آمدی مولا ابا الزهرا پیغمبر ِ خدا،یا ختمُ الانبیا یا مولا یا مولا یا احمد ****** مبارک جلوه ی نور سرمد ، میلاد ِ جعفر بن محمد مهر ِ کرم ماه ِ وفا آمد صادق ِ آل مصطفی آمد ای سَروَر ِ همه ، فرزند فاطمه یا مولا یا ابا عبدالله ولادت امام جعفر صادق (ع) سرود (به سبك حال و روز دلامون) صاحب گنبد خضرا آمد پدر حضرت زهرا آمد زمین و آسمونا زیبا شد رسول خدا به دنیا آمد خبر خبر که رسید همه کاره ی خدا گل میریزن ملائک رو سر مسلمونا حبیبنا سیدی رحمةً للعالمین ****** نفسم به نفست محتاجه تویی اون که لایق معراجه هرکی حرفتو زمین انداخته از توی مسلمونا اخراجه مثل علی همیشه مظهر العجائبی تو محور وحدت همه ی مذاهبی حبیبنا سیدی رحمةً للعالمین ****** ما که از بچگی عاشق هستیم به همه ائمه شائق هستیم دانش دنیا رو داریم چون که غلام امام صادق هستیم خوش به حالش هرکسی مذهبش جعفریه هرکسی این جوریه واقعا حیدریه آقام آقام آی آقام یابن الزهرا مدد سرود (به سبك عید غدیره علی امیره) هر دم و هرگاه ، شب و سحرگاه گل می کنه روی لبم یا رسول الله داره می باره بارون ، آسمونا چراغون شده از شور و شادی ، مدینه آینه بندون اومده اونکه رحمه اللعالمینه پادشه اهل سماوات و زمینه مدد رسول الله ****** مدد یا احمد ، ای گل سرمد می زنه قلبم براتو به خط ممتد دارم عشقت به سینه ، همه حرفم همینه قسمتم کن آقاجون ، یه زیارت مدینه می کشونه دل من و تا عرش اعلا قشنگی و صفای اون گنبد خضرا مدد رسول الله
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
*************************
حسن لطفی
ولادت پیامبر)ص) و امام صادق (ع)-ولادت
خبرت هست که آن طاق معلا اُفتاد
ناگهان کُنگره یِ سنگیِ کسریٰ اُفتاد
خبرت هست ستون های یهودا اُفتاد
خبرت هست هُبَل خورد شد عُزیٰ اُفتاد
خبر این است زمین پُر شده از آب حیات
آی بر احمد و بر آل محمد صلوات
یک نفر آمده تا بارِ جهان بردارد
پرده از منظره ی باغ جنان بردارد
تا که از گردۀ ما یوق گران بردارد
از کران تا به کران بانگ اذان بردارد
آخر از سمتِ خدا آنکه نیامد آمد
چهارده تن همه با نام محمد آمد
شب شکست و به زمین بارشِ مهتاب آمد
عشق برقی زد و بر هر دل بی تاب آمد
جبروت و ملکوتیست که در قاب آمد
فالِ حافظ زدم و این غزل ناب آمد
"گل عُزاری زِ گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه ی آن سرو روان ما را بس"
حق بده دیدن این معجزه حیرت دارد
فقط این ابر به باریدنش عادت دارد
نفسش گرم خدایا چه حرارت دارد
سایه اش نیست و در سایه قیامت دارد
انبیا را بنویسید پیمبر این است
قبله ی روز و شبِ حضرت حیدر این است
کیستی ای نفست پاک تر از پاکی ها
غرقِ تسبیح بزرگی تو افلاکی ها
اشهد ان که حیران تو بی باکی ها
نوری و نور پراکنده بر این خاکی ها
ای نفس های علی ای همه هست زهرا
عالمی دست تو بوسید و تو دست زهرا
تو درخشیدی و انوار حیات آوردی
سیزده رشته غنات از عرفات آوردی
سیزده چشمه ی جوشان نجات آوردی
سیزده مرتبه بانگ صلوات آوردی
آخرین باده ات از این همه خُم می آید
با دعایت عَلَم چهاردهم می آید
ششمین آینه ات آمد و پروانه شدیم
سر زلفیم که با مرحمتش شانه شدیم
مرد این راه نبودیم که مردانه شدیم
شیعه جعفری خادم این خانه شدیم
آسمان را کلماتش سخنش پر کرده
و خداوند بر این جلوه تفاخر کرده
گرچه از عطر تو این دشت شقایق دارد
چقدر دور و برت شهر منافق دارد
چه غریبی که فقط چند تن عاشق دارد
دلِ زهرایی تو صحبت صادق دارد
تو بشیری و به شور ازلی می آیی
سر هر صبح به دیدارِ علی می آیی
باز پیچیده در این شهر پیامت آقا
پشت یک خانه تو هستی و قیامت آقا
عادت صبح تو شد عرض سلامت آقا
و سلام است فقط تکه کلامت آقا
از تو داریم سلامی پر عطر و برکات
باز بر احمد و بر آل محمد صلوات
*************************
علیاکبر لطیفیان
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح و ولادت
آن را که به جز قرب خدا هیچ ندارد
هنگام بلا غیر دعا هیچ ندارد
پروانه پرش سوخت و من یاد گرفتم
عاشق شدنم غیر بلا هیچ ندارد
از لکنتم ایراد نگیرید؛ بِلالم
دل مایهی قرب است، صدا هیچ ندارد
باید به مقامات نظر داشت؛ نه اسباب
موسی همه کارهست، عصا هیچ ندارد
از جانب گیسوی نگار است که خوشبوست
از ناحیهی خویش صبا هیچ ندارد
اموال کریمان همهاش مال فقیر است
اصلاً چه کسی گفته گدا هیچ ندارد
هرکس که تو را دارد و در سینه ندارد...
مهر علی و فاطمه را... هیچ ندارد
***
بگذار که از فاطمه بهتر بنویسم
او را عوض فاطمه مادر بنویسم
بگذار که اول صلواتی بفرستم
تا نام تو را خوب معطّر بنویسم
تو پا بِگُذاری و منم سر بِگُذارم
تو پا بنویسی و منم سر بنویسم
در فکر بقیعم من اگر میل ندارم
بر گنبد خضرات کبوتر بنویسم
بگذار در این مرحله که جمله فقیرند
جبریل تو را فطرس دیگر بنویسم
تو گاه علی هستی و گهگاه محمّد
ماندم که علی یا که پیمبر بنویسم!
یکبار تو را خواندم و دوبار علی را
از ذات تو باید دوبرابر بنویسم
***
سرها همه خاک کف پایت؛ سر ما هم
پرها همه دنبال هوایت؛ پر ما هم
در قرب تو جبریل، پرِ سوخته دارد
زیر قدمت ریخته خاکستر ما هم
عیسی که نفس داشت و موسی که عصا داشت
خوب است ببیند که پیغمبر ما هم...
بر خاتم ما حک شده: «یا حضرت خاتم»
پس معجزه هم میکند انگشتر ما هم
گر آخر این زندهبهگوری قدم توست
پس زندهبهگور قدمت دختر ما هم
به فاطمه گفتی «بأبی أنت و امّی»
صد بار فدایش پدر و مادر ما هم
از لطف تو نام علی و فاطمه حالا
در مأذنهها پر شده، در منبر ما هم
***
راضی شده بودیم به املای محمّد
اما نرسیدیم به معنای محمّد
هرآنچه که دارند رسولان، همه دارند
از معجزهی خاک قدمهای محمّد
مولاست همان رحمت امروز پیمبر
زهراست همان رحمت فردای محمّد
تفسیر کمالات جلالیِ علی بود
«لا حول و لا قُوّةَ الا»ی محمّد
این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست
خوابید اگر «شیر خدا» جای محمّد
اسلام محمّد به جز اسلام علی نیست
منهای علی یعنی منهای محمّد
در آینهی فاطمه دیدهست خودش را
بنشسته محمّد به تماشای محمّد
***
با جعفر صادق به روایات رسیدیم
با لطف روایات به آیات رسیدیم
عبد تو شدیم و سر سجّاده که رفتیم
دیدیم به مجموع عبادات رسیدیم
با واسطه ما پیش خداوند نشستیم
از راه توسّل به مناجات رسیدیم
در اصل تو «اللّه» مجسّمشده هستی
به ذات خداوند از این ذات رسیدیم
از ردّ قدمهای تو تا خانهی زهرا
یکدفعه، دو دفعه، نه به کَرّات رسیدیم
از گریهی تو در وسط شعلهی خانه
به سوختن مادر سادات رسیدیم
ما خاکنشینان حرم، عرشنشینیم
از ارض بقیعت به سماوات رسیدیم
*************************
مهدی رحیمی
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-مدح
ملاک چیست؟ نبی؟یا ولی ست؟ یاهردو؟
اگرچه ما به خدا می رسیم با هردو
رئیس مذهب ماورئیس مکتب ما
رسیدهاند به هم پس از ابتدا هردو
پر از صفات جمالی یکی یکی هریک
پر ازصفات جلالی دوتا دوتا هردو
چه قدر سعی نمودند سمتتان باشند
به وقت سعی همین مروه و صفا هردو
دوتا نبیِّ ولی و دوتا ولیِّ نبی
به حق که ناظر وحی اند در حرا هردو
به غیر خویش و به جز آل خویش،محترمند
فقط به خاطر زهرا برای ما هردو
ز نامهای خدا بیشتر علی گفتند
همینکه ذکر گرفتند بارها هردو
رسیدهاند به سرمایه ی رضایت حق
فقط به خاطر ذکر رضا رضا هردو
اگرچه هردویشان بودهاند زهرایی
هزار شکر ندیدند کوچه را هردو
وَ در ارادت ما و شما همین بس که؛
گریستید به صحرای کربلا هردو
*************************
محمد جواد شیرازی
پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت
شمس رویت همیشه تابنده است
ابرویت ذوالفقارِ برنده است
دلت از مهر و عشق آکنده است
نام احمد تو را برازنده است
یا محمد که هر دو زیبنده است
مست جامت شدم خدا را شکر
صید دامت شدم خدا را شکر
بعد، رامت شدم خدا را شکر
من بنامت شدم خدا را شکر
هر اسیری به تو پناهنده است
خانواده به خانه محتاج است
مو پریشان به شانه محتاج است
مرغ، بر آب و دانه محتاج است
نوکرت بی بهانه محتاج است
دستِ لطفت زِ بس که بخشنده است
زینت دوش تو حسین و حسن
عطر تو برده عطر و بوی وطن
شاهد حرف من اویسِ قرن
بتکان باز هم عبا، دلِ من...
... بر همین عطر دلنشین بند است
خطبه های فصیح تو دریاست
خنده های ملیح تو غوغاست
سینه ی ما... ضریح تو اینجاست
رحمتی و شبیه تو زهراست
نامتان هم مرا خوشایند است
چشم تو کرده بر دلم اثبات
من کجا خواندن از شما... هیهات
پس نوشتم به جای این ابیات
بر محمد و آل او صلوات
این دعا ضامنِ فرستنده است
راه سخت است، راهِ حل داری
میل برچیدن هُبَل داری
صحبت از رب لم یزل داری
فاطمه را که در بغل داری
دشمن ابترت سرافکنده است
سوره خواندی و از ولی خواندی
هر کجا بی معطلی خواندی
سنگ هم خوردی و ولی خواندی
آیه آیه "علی علی" خواندی
شاهد حرف من خداوند است
بستر تو که جای هرکس نیست
منبر تو که جای کرکس نیست
پس خلافت برای ناکس نیست
لایق مسند شما پس نیست...
...غیر خیبر شکن که رزمنده است
حشر، حق است... پس اجل حق است
راه توحید از ازل حق است
الحق این حرف چون عسل حق است
حق علی و علی معَ الْحَق است
حق علی را به قلب ما کنده است
میوه داده است اشک و آه علی
دو جهان، شیعه شد سپاه علی
مذهب صادق است، راه علی
مثل موجی به تکیه گاه علی...
...مکتب جعفری خروشنده است
*************************
سید پوریا هاشمی
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت
امروز نوشتند کبوتر شدنم را
پروازکنان راهى دلبر شدنم را
چشمان من از شوق، مهیاى شراب است
مدیون توأم لذت ساغر شدنم را
آنقدر نرفتم ز در خانه گرفتم
تا روز ابد سائل این در شدنم را
گفتند برو نوکر صاحب کرمى باش
دادم به شما نامه ى قنبر شدنم را
یک عمر به دور سر تو گرد طوافم
امضا بزن از اهل جهان سر شدنم را
باید که بگوش همه حالا برسانم
فوراً خبر مست پیمبر شدنم را
خوب است بدانید به دربار رسیدم
تا پشت در احمد مختار رسیدم
روزى که تو از راه رسیدى دل ما ریخت
خیر قدمت وِلوله در أرض و سما ریخت
کفار هم از بودن تو بهره گرفتند
باران کرامات تو آقا همه جا ریخت
مکه ز نفس هاى تو توحید سرا شد
از بس که به هر جا گذرت عطر خدا ریخت
دیدند به ایوان مدائن ترک افتاد
از هیبت سبحانى تو بت کده ها ریخت
پیچید در عالم خبر آمدن تو
تا صبح در خانه ى تو خیل گدا ریخت
گر اهل مناجات شدیم علتش این بود
الطاف تو در کاسه ى ما شوق دعا ریخت
با امر شما ساعت خورشید عوض شد
حتى جهت حرکت خورشید عوض شد
تا هست خدا نام تو برجاست یقیناً
بر دامن تو دست گداهاست یقیناً
در کشور ما اسم تو در صدر اسامى است
چون نام محمد شرف ماست یقیناً
یک عمر پناه غم تو چادر زهراست
پس دختر تو ام ابیهاست یقیناً
فهمیده ام از بوسه ى هر روزه به دستش
آرامش تو حضرت زهراست یقیناً
وقتى همه جا ورد زبان تو على بود
یعنى که وصى ، حضرت مولاست یقیناً
هربار که در جنگ به کار تو گره خورد
شمشیر على حل معماست یقیناً
با تیغ کج آورده به حیرت همگان را
خم کرده قد و قامت شمشاد قدان را
ما تا به ابد دست به دامان شماییم
خاریم ولى جزو گلستان شماییم
خشکیم، کویریم ولى شکر گذاریم
صد شکر که لب تشنه ى باران شماییم
از رى به امیدى در این خانه رسیدیم
راهى بده آقا همه مهمان شماییم
اى کاش که ما را به غلامى بپذیرد
تا فخر کنیم اینکه غلامان شماییم
ما شیعه شدیم از کرم حضرت صادق
مؤمن به تعالیم و مسلمان شماییم
ارث از تو گرفتیم که بى تاب حسینیم
دل سوخته ى دیده ى گریان شماییم
از یُمن روایات شما روضه نشینیم
در بَندِ حسینیم و گرفتار ترینیم
*************************
محمود ژولیده
پیامبر اکرم(ص)امام صادق(ع)-ولادت
آمد خبر که روز بشر بعد انبیا شب بود
عالم بدون پرتو انوار مصطفا شب بود
با آمنه تمامیِ خلقت در انتظار صبح
مهتاب تا سحر همه دم همنوای با شب بود
جبریل بود و بال گرفتن به بیت عبدالله
بیتی که میزبان هبوط فرشته ها شب بود
می رفت مادر و پسر از راه دور می آمد
خورشید پشت پردۀ پنهانی خدا شب بود
تایید شد ، مشاهده شد ، نور لیلة الاسری
احمد رسید ، ورنه هنوز آسمان ما شب بود
صبح آمد و خوش آمد و احمد به حمد سرمد شد
در سجده رفت و ذکر گرفت ، علی محمد شد
شکر خدا که رفت شب و روزگار ما شد صبح
معنا گرفت فصل ربیع و بهار ما شد صبح
آری "نگار ما که به مکتب نرفت و خط ننوشت"
یک غمزه کرد و شب ز نگاه نگار ما شد صبح
خاتم رسید و خاتمۀ جاهلیّت امضا شد
با دوستان آل محمد قرار ما شد صبح
مکه نه ، بلکه عالم امکان ز نور او روشن
در سایه سار طلعت رویش ، مدار ما شد صبح
در پرتو محمد و صادق طلوع فجر آمد
یعنی به یمن آل علی انتظار ما شد صبح
باید ستود از دل و جان این دو جلوۀ رب را
بنیانگذار مکتب و بنیانگذار مذهب را
باید سرود:نقطۀ پرگار معرفت احمد
باید نوشت:دیدۀ بیدار معرفت احمد
باید سرود: ناشر آیات کبریا صادق
باید نوشت: بحر گهربار معرفت احمد
باید سرود: فاطمه را علت بقا صادق
باید نوشت: محور و معیار معرفت احمد
باید سرود: جلوۀ خیبر گشای ما صادق
باید نوشت: حیدر کرار معرفت احمد
باید سرود: بانی تکرار کربلا صادق
باید نوشت: مظهر آثار معرفت احمد
هر چارده جمال خدا را در این دو باید دید
هر چارده جلال خدا را در این دو باید دید
کسری شکست و معجزه ها یک به یک فراوان شد
بتها فرو نشست و تبِ بندگی نمایان شد
آتشکده خموش و حرارت به سینه ها روشن
خشکید رود ساوه و دریای عشق جوشان شد
از تخت سلطنت همه شاهان بزیر افتادند
لال از مهابتِ خبرِ حق ، زبان آنان شد
اصحاب فیل صیدِ اَبابیل شد در این ایام
قومی که زیر بارش سجّیل[1] ، سنگ باران شد
شد سحرِ ساحران همه با علم کاهنان باطل
باطل گریخت از ره و حق ، آشنای انسان شد
اینهاست گوشه ای از جلالات احمد مختار
اینهاست شمه ای از کرامات حیدر کرار
ما را برای یاری دین رسول جان دادند
با صد هزار معجزه ، حق را بما نشان دادند
دیگر کسی بهانه ندارد که من نفهمیدم
زیرا برای فهم مسائل اماممان دادند
در فتنه های جنگی و در فتنه های فرهنگی
ما را امام و رهبر و هم تیغ و هم بیان دادند
باید قدم نهاد به راه بصیرت دینی
اهل بصیرتند که بر دین خود امان دادند
هرکس به عمر خویش زمانی به کربلا آید
در کربلای خویش خوشا عاشقان که جان دادند
تا کربلای چند بجوئیم این سعادت را
تنها ولایت است که بخشد مِی شهادت را
*************************
غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت
فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد
دوخورشید جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد
دو موسی از دو دریا ، یا دو یوسف از دو چاه آمد
دو رهرو ، یا دو رهبر ، یا دو مشعل دار راه آمد
دو شمع جمع بزم جان ، دو رکن محکم ایمان
دو بحر رحمت و غفران دو دست قادر منان
دو آدم خو ، دو یوسف رو ، دو موسی ید ، دو عیسی دم
دو دریا را دو رخشان گوهر یک دانه پیدا شد
دو جان جان جان ، دو دلبر جانانه پیدا شد
دو سرو ناز یا دو نازنین ریحانه پیدا شد
دو شمع آفرینش ، یک جهان پروانه پیدا شد
دو سر داور هستی دو جان در پیکر هستی
یکی پیغمبر هستی یکی روشنگر هستی
یکی سر الله اکبر ، یکی وجه الله اعظم
دو شمع جمع انسانها دو شاه کشور جانها
دو باب الله احسانها ، دو بسم الله عنوانها
دو سرو باغ و بستانها ، دو باغ روح و ریحانها
دو واجب جاه امکانها ، دو مشعل دار کیهان ها
دو خالق را نماینده ، دو قرآن را سراینده
دو رحمت را فزاینده ، دو دلها را رباینده
یکی بر اولیا سادس ، یکی بر انبیا خاتم
بشارت ای تمام عالم هستی بشیر آمد
گل بستان سرای آفرینش در کویر آمد
نرفته ماه از بزم فلک مهر منیر آمد
بشیران را بشیر آمد نذیران را نذیر آمد
جهان گردیده آسوده ، ملک رخ بر زمین سوده
فلک بر زیور افزوده ، محمد چهره بگشوده
ز مکه تافته خورشید نورش بر همه عالم
فلک امشب زمین مکه را از دور می بوسد
ملک مهد محمد را بموج نور می بوسد
بفرمان خدا خاک درش را حور می بوسد
مسیح از عالم بالا کلیم از طور می بوسد
حرم پیموده ره سویش طواف آورده بر کویش
صفا چون گل کند بویش صفاها گیرداز رویش
به یاد لعل لب هایش کند رفع عطش زمزم
چو آمد آمنه کم کم بهم چشم خدا جویش
دو لب خاموش اما عالمی گرم هیاهویش
بنا گه تافت خورشید جهان آرا ز پهلویش
منور ساخت شرق و غرب را از پرتو رویش
سما در نور او گم شد زمین دریای انجم شد
لبش گرم تبسم شد وجودش در تلاطم شد
که ناگه چشم حق بینش دوباره باز شد ازهم
ندا از عمق جان بشنید هان ای مهربان مادر
خدایت را خدایت را بخوان مادر بخوان مادر
سلامت می دهد امشب زمین و آسمان مادر
که هستی آفرین هستیتب بخشد رایگان مادر
ببین لطف موید ، را بخوان دادار سرمد را
بدنیا آر ، احمد را ، محمد را محمد را
بذکر حق کن استقبال ، از پیغمبر اکرم
دل شب آمنه تنها ولی تنها خدا با او
نه عبدالله زنده نه زنان آشنا با او
دعا می خواند و بودی آفرینش همصدا با او
سخن می گفت فرزندش محمد در خفا با او
امیدش بود و معبودش ، وجودش بود و مولودش
محمد بود مقصودش ، زهی از بخت مسعودش
گرفتش در بغل مانند جان خویشتن مریم
زیک سو رو به قبله مادرش حوا دعا گویش
ز یک سو آسیه گل بوسه گیرد از گل رویش
ز یک سو مام اسماعیل همچون گل کند بویش
ز یک سو دست های مریم عذرا به پهلویش
که کم کم درد او کم شد رها از درد و از غم شد
جمال حق مجسم شد محمد ماه عالم شد
به استقبال او خیزید از جا ای بنی آدم
در آن شب بارگاه آمنه خلد مخلد شد
در آن شب جلوه گر مرآت حسن حی سرمد شد
در آن شب آفرینش محو و مات روی احمد شد
در آن شب بوسه زن مادر به رخسار محمد شد
چه عبدی در سجود آمد چه نوری در وجود آمد
چه غیبی در شهود آمد ، خدا را هر چه بود آمد
که او با هر دمش ، بر آفرینش ، جان دهد هر دم
چو آن تابنده اختر زاد آن نور مجسم را
نه آن نور مجسم بلکه وجه الله اعظم را
فروغی تافت از نورش که روشن کرد عالم را
ندا آمد که زادی بهترین فرزند آدم را
مبارکباد لبخندت ، گرامی باد فرزندت
بهین عبد خداوندت محمد طفل دلبندت
که می خوانند مدحش را ، خدا و انبیا با هم
تو امشب آدم و نوح و و خلیل دیگر زادی
ذبیح و خضر و داود و کلیم برتری زادی
مسیحا ، نه ، مسیحای مسیحا پروردی زادی
تو امشب بر همه پیغمبران پیغمبری زادی
رسل در تحت فرمانش ، کتب یک جمله در شانش
هزاران خضر عطشانش ، صدا اسماعیل قربانش
مبارک ای گرامی مادر پیغمبر اکرم
زمین مکه دیشب غرق در نور محمد بود
چراغ آسمان لبخند زن بر روی احمد بود
جهان آفرینش بهتر از خلد مخلد بود
تجلای خدا در چهره عبدی موید بود
موید باد قرآنش ، گرامی باد فرقانش
معطر باد بستانش ، جهان در تحت فرمانش
بنای اوست در سیل حوادث کوه مستحکم
محمد ای چراغ روشنی بخش جهان آرا
بر افروز و بر افروزان بنور خویش دل ها را
بلرزان با نهیب آسمانی کاخ کسری را
ندای تفلحوا از عمق جان برکش بخوان ما را
تو ما را دانش آموزی ، تو مهر عالم افروزی
تو برق اهرمن سوزی ، تو در هر عصر پیروزی
لوای تو است با دست خدا بر دوش نه طارم
هماره بوی عطر خلد از خاک درت خیزد
همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد
ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد
فروغ دانش از کرسی درس جعفرت خیزد
ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادی ششم سرور
ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پیغمبر
که شش خورشید حق از سلب او تابیده در عالم
الا ای ام فروه آفتاب داور آوردی
محمد را محمد را کتاب دیگر آوردی
تعالی الله که مثل آمنه پیغمبر آوردی
تو چون بنت اسد در دامن خود حیدر آوردی
به عصمت مادرش زهرا بصورت چون حَسَن زیبا
حسینی خو علی سیما امام باقرش بابا
که با عید محمد عید میلادش بود توام
کتاب من کتاب الله و دین مصطفی دینم
تولای امیر المومنین عهد نخستینم
مرام جعفری و مهر الله آئینم
نه کاری بوده با آنم نه حرفی مانده با اینم
محب آل اطهارم ، علی را دوست میدارم
ز خصمش نیز بیزارم ، به یارش تا ابد یارم
نباشد غیر حب و بغض ، دین و مذهب "میثم"
*************************
نجمه پورملکی
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع(-ولادت
دوباره مطلع شعرم شده سلام شما
بلال طبع لطیفم شده غلام شما
دوباره رد شده اى از کنار و گوشه شهر
دوباره گم شده ام بین ازدحام شما
به هرطرف که نسیم عبایتان بوزد
بلند مى شوم آقا به احترام شما
چقدر جاذبه دارى به روى منبر نور
چقدر بوى خدا می دهدکلام شما
نمى شود به خدابینتان نظر بدهم
تویى امام على و على امام شما:
مرا براى اویس قرن شدن بخرید
براى نذر حسین و حسن شدن بخرید...
بزن به شانه سلمان بگو که یار من است
کنار دست شما بودن افتخار من است
براى علم ثریا به آسمان رفتن
همیشه پیشه این مردم دیار من است
نبى امى مکتب نرفته ام همه جا
سخن ز معجزه هاى تو و نگار من است
فداى رحمت چشمان آسمانیتان
که یک نگاه شما مایه قرار من است
همیشه دادن اذن مدینه کار شماست
همیشه گریه براى مدینه کار من است
منم اسیر نگاه پیمبری شده ام
بروى گنبدخضرا کبوترى شده ام...
تویى که اسم تو با هر زبان ستوده شده
میان عالم هفت آسمان ستوده شده
جلوتر از همه ى عرش و فرش و لوح و قلم
جلوتراز همه ى انس و جان ستوده شده
زمان حضرت آدم زمان حضرت نوح
خلاصه عشق تو در هر زمان ستوده شده
نبى خاتم من اى رسول رحمت من
همیشه عشق تو در قلبمان ستوده شده
فداى اسم محمد که در کتاب زبور
براى تک تک پیغمبران ستوده شده
به روى کاشى فیروزه اى عرش خدا
نوشته اسم تو و اسم حیدر و زهرا...
ز شرم روى تو یوسف خجالتى شده است
مسیح کوچه گداى محبتى شده است
میان کنگره هاى تمام کسراها
به پیش پاى تو امشب قیامتى شده است
چه کرده اى تو مگر بین نامسلمانها
تمام رابطه هاشان رفاقتى شده است
بدون یاد تو اصلا زمان نمى گذرد
برایم این صلواتت عبادتى شده است
ببین به برکت قرآن و اهل بیت شما
میان شیعه وسنى چه وحدتى شده است
خدا به امت مرحومه ات نظر دارد
دعاى خاتم پیغمبران اثر دارد...
فداى روح مسیحایى رسول خدا
صفاى لیلة الاسرایى رسول خدا
فداى جامه سبزش بزیر نور کسا
فداى چهره زهرایى رسول خدا
فداى خلق عظیمش به زیر بارش سنگ
فداى آن دل دریایى رسول خدا
فداى عشق خدیجه که بوده در همه دم
انیس و مونس تنهایى رسول خدا
عروس خانه حیدر شده بدون جهاز
تمام هستى و دارایى رسول خدا:
اگرچه اجر رسالت ادا نشد هرگز
على ز فاطمه تو جدا نشد هرگز...
امام صادق ما شیعیان دعاگر ماست
همیشه سایه علمش به روى این سر ماست
فداى آنهمه ایثار و غربتش بشوم
که دردغربت او هم شبیه مادر ماست
همیشه کرده براى همه روایت عشق
حدیث سینه او افتخار منبر ماست
خوشا به حال مُفَضَّل که درس توحیدش
ز یمن و برکت استادى مفسر ماست
گمان کنم که مرامت به مصطفى رفته
گمان کنم که نگاهت شبیه حیدر ماست
تویى که شیخ الائمه ملقبت کردند
رئیس مذهب و استاد مکتبت کردند...
*************************
غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)- امام صادق(ع)-ولادت
امشب وجود را شرف دیگر آمده
در جلوه آن جمال خدا منظر آمده
در شام تیره مهر جهان گستر آمده
دوران تیره گیّ و ستم بر سر آمده
بر جنّ و انس و حور و ملک رهبر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
عالم محیط جلوۀ دادار سرمد است
ملک وجود یکسره خلد مخلّد است
هر سو که رو نهید عیان حسن احمد است
در جلوه آفتاب جمال محمّد است
از آفتاب بر همه روشنتر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
امشب رسل رسول خدا را صدا زنند
هر یک دم از ثنای محمّد جدا زنند
دست دعا به دامن آن مقتدا زنند
بت ها به کعبه دم ز رسول خدا زنند
گویند بت شکن ر سوی داور آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
ای بت گران ترانۀ توحید سر دهید
این مژده بر تمامی نسل بشر دهید
از لحظۀ شکستن بت ها خبر دهید
پیغام از ولادت پیغامبر دهید
ظلمت رها کنید که روشنگر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
ای آفتاب جلوه نمایی مبارک است
ای حسن غیب پرده گشایی مبارک است
ای بزم شب فروغ خدایی مبارک است
ای بردگان طلوع رهایی مبارک است
دوران زورگویی و طغیان سر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
خوبان روزگار حقیر محمّدند
خورشید و ماه هر دو اسیر محمّدند
پیغمبران تمام بشیر محمّدند
یک جلوه از جمال منیر محمّدند
او آفتاب و خیل رسل اختر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
ای آمنه تو خود صدف درّ سرمدی
زین رتبه بر زنان دو عالم سرآمدی
بنت وهب نه، مام گر امّی احمدی
اینک به خود ببال که امّ المحمّدی
هستی محیط نور از این گوهر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
این است آنکه بتکده زیر و زبر کند
زانگشت خویش معجز شق القمر کند
خود را تمام عمر چراغ بشر کند
شام سیاه عالمیان را سحر کند
در دامن تو مهرِ جهان پرور آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
ای مکّه بر تو نور محمّد خجسته باد
بتهایِ شرک با تبر او شکسته باد
پیوند کفر با نفسِ او گسسته باد
دستِ ستمگران جهانخوار بسته باد
دستی که دادِ عدل ستاند بر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
پیدایش دو آیت سرمد مبارک است
یک صبح را دو عید مؤّید مبارک است
در تیرگی تجلّی احمد مبارک است
میلاد ابن محمّد مبارک است
درّی الهی از صدف دیگر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
در چشم علم مشعل روشنگر است این
استاد کل ولّی خدا جعفر است این
آئینۀ حقیقتِ پیغمبر است این
معصومِ هشتم است و ششم رهبر است این
آری خدای را ششمین مظهر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
ما را بود هماره ره و رسمِ جعفری
مشی و مرام جعفری و عشق حیدری
داریم بر تمام ملل مجد و سروری
با چارده چراغ نمودیم رهبری
"میثم" در این مسیر ثنا گستر آمده
عید امام صادق و پیغمبر آمده
*************************
اسماعیل شبرنگ
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت
در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند
آثاری از طلوع محبت گذاشتند
باخلقت تو ای همه ی آبروی خلق
منّت سر اهالی خلقت گذاشتند
تو آمدی که ما همگی متحد شویم
نام تو را منادی وحدت گذاشتند
باران لطف تو همه جا را فراگرفت
در ابر چشم های تو رحمت گذاشتند
اشفع لنای هرشب بارانی مرا
در نزد تو برای اجابت گذاشتند
روز ازل به پیش همه ... ایها النبی
روی سر تو تاج نبوت گذاشتند
از بارش کرامت بی حد نوشته ام
بر روی سینه نام محمد نوشته ام
یاایها الرسول دلم را جلا بده
ای با صفا صفا به دل بی صفا بده
با دست خالی آمده ایم ایها الکریم
چیزی به ما تو محض رضای خدا بده
اینجا نشسته ام که بگویم طبیب عشق
نسخه برای درد دل بی دوا بده
چشم تو خاک را به نظر کیمیا کند
رنگی به تیرگی دل سنگ ما بده
از سائلان هرشب ایرانی توام
رزق مرا توسط موسی الرضا بده
حتی اگر مدینه بیایم شبانه روز
می خواهم از تو تذکره ی کربلا بده
وقتش رسیده نور ولی را نشان دهی
راه علی و آل علی را نشان دهی
ما شیعه ایم شیعه ی سرمست حیدریم
لب تشنگان بادۀ ساقی کوثریم
محشر میان جمع محبان فاطمه
سایه نشین چادر خاکی مادریم
یک عمر ما فقط به علی رو زدیم و بس
حاجت به پیش هرکس و ناکس نمی بریم
نام علی که بر لبمان سبز می شود
در بین مجلسیم ولی جای دیگریم
در صحن با صفای نجف سیر می کنیم
گوشه نشین مرقد سلطان محشریم
شیخ الائمه چشمه ی جاری مرتضاست
ما پیروان مکتب پربار جعفریم
نام مرا خدا همه جا مبتلا نوشت
از شیعیان صادق آل عبا نوشت
*************************
غلامرضا سازگار
مدح
ای دو صد یوسف صدّیق به صدق تو گواه
ای علوم همه با کوه کمالت پر کاه
دو جهان زنده ی چشم تو به یک نیم نگاه
تا زمان هست تو از گردش چرخی آگاه
شهریاران سر کوی تو گدای سر راه
شیخ والای ائمّه ولی امر الّه
صدق تابنده چراغی بود از مکتب تو
علم تا علم شود بوسه زند بر لب تو
عرشیان دسته ای از خاک نشینان تواند
فرشیان از همه سو دست به دامان تواند
علم ها گوهری از لعل دُر افشان تواند
حلم ها ذکر خوشی بر لب خندان تواند
بحرها تشنه ی یک قطره ی باران تواند
سرو قدّان جهان سر به گریبان تواند
علم از روز ازل سائل دیرینه ی تو است
آنچه در سینه خلق است در آیینه ی تو است
لاله ای نیست که از دامن بستان تو نیست
طایری نیست که در باغ ثنا خوان تو نیست
آیه ای نیست که محتاج به برهان تو نیست
گوهری نیست که از بحر خروشان تو نیست
ذرّه ای نیست که از مهر درخشان تو نیست
پدر شیمی جز جابر حیّان تو نیست
علم تو مشعل و خلق و دو جهان انجمنی
آیة الکرسی از کرسی درست سخنی
سرّ سروّ علن از تو است امام صادق
فیض هر انجمنی از تو است امام صادق
حسن خلق حسن از تو است امام صادق
سبزی این چمن از تو است امام صادق
سیر چرخ کهن از تو است امام صادق
همگان را سخن از تو است امام صادق
تا که این چار ام و هفت اب و نه طاق است
مؤمن طاق تو در عالم هستی طاق است
دهر دانشگه و استاد سخن دانش تو
کلّ قرآن سخن داور و برهانش تو
حق به دور تو کند گردش و میزانش تو
مؤمن پاک بود پایه ی ایمانش تو
درد جان نیز طبیبش تو درمانش تو
علم نور است ولی مشعل تابانش تو
تا زمان است و به هر مرحله می تازد علم
از تو می گوید و دائم بتو می نازد علم
پشرو تر بسی از دور زمان مکتب تو است
ثمر خون حسین ابن علی بر لب تو است
راه حق مذهب تو مذهب تو مذهب تو است
آسمان شیفته ی زمزمه های شب تو است
نفس سوختگان شعله ی تاب و تب تو است
نور قرآن ز درخشنده گی کوکب تو است
اهل توحید که این قدر مجلّل دارند
هر چه دارند ز توحید مفضّل دارند
باغبانی و بود ملک جهان گلزارت
گرم تا دامنه ی حشر بود بازارت
گوهر وحی فرو ریخته از گفتارت
بوسه ی علم بود بر لب گوهر بارت
دیدن روی خداوند بود دیدارت
ای طبیبانِ همه خلقِ جهان بیمارت
ای خوش آن یار که تو یار و طبیبش باشی
خوشتر آن درد که تنها تو طبیبش باشی
ای که خوانده است خداوند به قرآن نورت
نوری و سینه خوبان دو عالم طورت
ملک جان خانه ی دلها همگان معمورت
انس و جنّ و ملک و حور و پری مأمورت
چه جفاها که رسید از ستم منصورت
کرد از خانه و از شهر پیمبر دورت
بود آگاه عدو از محن جانکاهت
برد با فرق برهنه سوی قربانگاهت
کثرت سنّ تو و این همه آزار ای وای
آفتاب حق و بیداد شب تار ای وای
برق شمشیر و رخ حجّت دادار ای وای
دوست در سلسه ی دشمن غدّار ای وای
خانه ی حجّت حقّ و شرر نار ای وای
صدمۀ خار ستم بر گل بی خار ای وای
پاسخ آنهمه خوبی شرر آذر بود
بیت آتش زده ارثیّه ای از مادر بود
آخر از زهر جفا رفت وجودت در تاب
جگر خونجگر پاره ی زهرا شد آب
ریخت از دیده ی یاران به عزای تو گلاب
جگر موسی جعفر شد از این داغ کباب
بعد از آن غریب و مظلومیت و رنج و عذاب
بوتراب دگری باز نهان شد به تراب
در عزای تو جهان صحنه ی محشر گردید
تازه در ماتم تو داغ پیمبر گردید
ای سلام همه بر تربت بی زوّارت
غم بسیار محبّان ز غم بسیارت
به چه تقصیر عدو این همه داد آزارت
وامصیبت که چه کردند به قلب زارت
برد سر بر فلک از خانه شرار نارت
ریخت اعجاز خلیل از لب گوهر بارت
شد خموش آتش و بهر تو دل عالم سوخت
بیشتر از همه زین غم جگر «میثم» سوخت
حامد اهور
حضرت رسول(ص)-ولادت
گیرم كه به توفیق تو امضاء شده باشد
یا بر اثر لطف تو پیدا شده باشد
یك قطره به توفیق تو دریا شده باشد
با این دل بیچاره مدارا شده باشد
با این همه هنگام سرودن چه بگویم
باید كه بفهمم ز تو چیزی كه بگویم
من هیچ نمی فهمم از آن قدر خدا را
كی فهم كند ذره ی بی قدر شما را
باید به مدد خوانم دستان دعا را
یكبار دگر تازه كنم قبله نما را
تا سوی تو این قلب زمین خورده بیاید
تا لطف تو بر شعر من آغوش گشاید
ای آن كه قسم خورده به نام تو خدایت
بیدار شده شهر شب از بانگ رهایت
ای آن كه تبرك شده كعبه به عبایت
تا عرش خدا صف زده پژواك صدایت
این كیست كه در نور تو پیدا شده آقا
آن روح چه سان در تن تو جا شده آقا
گفتم كه از آن شب ، شب فردا بنویسم
از غار حرا ، لیله ی اسراء بنویسم
از كعبه و از مسجدالاقصی بنویسم
آری منم آن قطره كه دریا بنویسم
این كیست كه چون اشك شب قدر زلال است
ما راه به آن قدر بیابیم ؟ محال است
هان چهره بچرخان كه زمین نور ببیند
برخیز كه هر قدر به پایت بنشیند
دنیا فقط از حسن تو ،توحید گزیند
از غنچه لبهای تو لبخند بچیند
ای گلشن رحمت كه گلستان شده عالم
از نور خداوندی تو نیّر اعظم
در غار حرا پرده ز حسن تو گشودند
با نور تو رنگ از شب تاریك زدودند
تو بوده ای آن روز كه این خلق نبودند
اقراء كه به عشق تو لك الحمد سرودند
ای صادر اول كه تویی مصدر دنیا
ای گمشده ی حسن تو موسی و مسیحا
لولاك زمین خاك و زمان پیش و پسی بود
لولاك كجا رخصت احیای كسی بود
كی بی تو به دستان كلیمی قبسی بود
كی در دم عیسی دم احیای كسی بود
تو آمده ای ای جان به تن خاك بباری
باران شوی و بر تف این خاك بباری
خون در تن توحید روان شد به هوایت
شب روز شد از همرهی عقده گشایت
هر روز خدا تحفه فرستاد برایت
ماودعك ربك خورشید ولایت
ای آن كه ز توحید تو صد آینه توحید
زهرا شد و در قاب ولای تو درخشید
قم شهر خدا چشم به راه است فانذر
صفهای جماعت همه بر پاست فكبّر
ای نور خدا در سكناتت متواتر
ای صادق و هادی، تقی و كاظم و باقر
تو كوثر محضی كه در عالم شده تكثیر
نازل شده در شأن شما آیه ی تطهیر
در مدح تو اندیشه زمینگیر و زبان لال
جز جذبه قرآن تو نطق همگان لال
اقصای جهان لال ، زمین لال ، زمان لال
جز نفس خودت قاطبه ی كون و مكان لال
لب باز كن ای مرد ، بگو كیست محمد
جز حیدر كرار كسی نیست محمد
ای پاره ای از حسن مثالی تو زهرا
ای حیدر كرار به توفیق تو مولا
حق است كه وامانده در اوصاف تو دنیا
وقتی كه علی عبد تو خوانده است خودش را
گفتیم و نشد در صف تو راه بجوییم
بگذار كه از حیدر كرار بگوئیم ...
دارم دلی از شوق تو لبریز علی جان ...
*************************
امیر عظیمی
حضرت رسول(ص)-ولادت
عاقبت زلف تو را باد بهم می ریزد
دل از این لطف خداداد بهم می ریزد
حرف شیرین شده، فرهاد بهم می ریزد
اینکه می آیی و رخساره بر افروخته ای
نکند باز دل غمزده ای سوخته ای
گیس آشفته کن ای یار، نوازش با من
تو فقط قبله ی من باش، نیایش با من
رحمت الواسعه بودن ز تو، خواهش با من
من همان طفل یتیمم که تو بابای منی
ماهی کوچک تو هستم و دریای منی
خالق اینبار چه ها ساخته با صورت تو
چارده مرتبه دل باخته با صورت تو
پرده از خویش بر انداخته با صورت تو
آمده مست و غزلخوان و صراحی در دست
جلوه ای کرد که از آن کمر کفر شکست
گفت ای بنده ی من، مست نشو، مهر بورز
به خم میکده پابست نشو، مهر بورز
کمتر از ذرّه نه ای، پست نشو، مهر بورز
"تا به خلوتگه خورشید" همین نزدیکی است
"اولین قبله ی توحید" همین نزدیکی است
چیست این، مستی بر آمده از تاک منست
نور من، طلعت تابنده ی افلاک منست
بنده ام، شاه همه، خواجه ی لولاک منست
او همان است که من مست شدم از جامش
می شود احمد و محمود و محمد نامش
آنکه با آمدنش قامت شیطان تا شد
باز در کاخ ستم زلزله ای برپا شد
زیر باران حجر، ابرهه ناپیدا شد
حضرت ختم رسل، احمدناالمختار است
رحمتُ الله و اشدّاءَ علی الکفّار است
او که بر دوش خودش مهر نبوت دارد
روی پیشانی خود نور رسالت دارد
روز محشر سند اذن شفاعت دارد
زَهَقَ الباطِل و جاءالحَق و توحید صفات
عالم آرا شده با صوم و صلات و صلوات
من کی ام، تازه مسلمان لب این آقا
سائل دلشده ی روز و شب این آقا
بنده ی خلق نکو و ادب این آقا
آنکه شاهان به کف پاش جبین می سایند
فقرا در نظرش محترم و آقایند
کاش می شد که به روی چمنش جان بدهیم
روی پاهای اویس قرنش جان بدهیم
یک شب از شوق حسین و حسنش جان بدهیم
آنکه شقّ القمرش سوره ی قرآن منست
بارها گفته علی، ماه نجف، جان منست
او به دختر چقدر عزّ و شرف بخشیده
به زن و خلقتش انگار هدف بخشیده
به دل سوخته ی شیعه شعف بخشیده
پیکر فاطمه را پای به سر می بوسید
دست زهرای خودش را چقدر می بوسید
گفت ای قوم، علی بعد پیمبر مولاست
حرمت عترت من، حرمت قرآن خداست
من رسولم، بخدا اجر رسالت زهراست
... وای وقتی که شود یاس پیمبر نیلی
کوچه ای تنگ و دلی سنگ و صدای سیلی
امتت بعد تو آقا، به جگر آتش زد
دل زهرای شما را چقدر آتش زد
سرّ مستودع او را پس در آتش زد
یار و اغیار گواهند علی مظلوم است
در و دیوار گواهند علی مظلوم است
*************************
حسین سنگری
پیامبر اکرم(ص)-ولادت
سکوت عقربه ها را زمان به وجد آمد
حضور سبز تو را آسمان به وجد آمد
قدم گذاشتی آهسته در دل دنیا
جهان به شوق در آمد، جهان به وجد آمد
همین که نام تو را بادها پراکندند
نه چشم و گوش، که حتّی زبان به وجد آمد
اذان به نام قشنگت رسید و از هیجان
به گوش خویش شنیدم اذان به وجد آمد
ستاره ها که به پایت به سجده افتادند
از این خبر همه ی کهکشان به وجد آمد
کرانه های زمین از محبتّت پر بود
کران کران همه ی بی کران به وجد آمد
در انتظار تو خشکیده بود باغ جهان
تو آمدی و جهان ناگهان به وجد آمد...
*************************
غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)-ولادت
عرشیان امشب زمین را لاله باران می کنند
خاک را خوشبوتر از زلف نگاران می کنند
این کویر خشک را باغِ بهاران می کنند
سنگ را رشگ نگین شهر یاران می کنند
روح خود را شستشو در چشمه ساران می کنند
مکّه را لبریز از صوت هزاران می کنند
آفرینش فیض از دیدار احمد می برد
کعبه امشب سجده بر خاک محمّد می برد
امشب ای امّ القرا بر آفرینش ناز کن
پای تا سر جان شو و آغوش دل را باز کن
روح شو پرواز کن پرواز کن پرواز کن
دمبدم اعجاز کن اعجاز کن اعجاز کن
مدح ختم الانبیا آغاز کن آغاز کن
نغمۀ جان بخش ما کان محمّد ساز کن
ای تمام آفرینش بوی احمد بشنوید
یا محمّد یا محمّد یا محمّد بشنوید
نوری از خاک عرب قلب اروپا را شکافت
خنجری شد سینۀ تاریک دنیا را شکافت
سر زد از دامان کوه و سنگ خارا را شکافت
پیش تر از آفرینش سینۀ ما را شکافت
ای عجب دستی که از اعجاز، دریا را شکافت
شد برون از آستین و طاق کسرا را شکافت
مضمحل گردید دور سرکشّی و سر خوشی
یافت پایان روزگار تیرۀ آدم کشی
ای تمام انبیا این جان و جانان شماست
جان و جانان شما و روح و ریحان شماست
ناخدا و کشتی و دریا و طوفان شماست
باغبان حاصل و باغ و گلستان شماست
اینکه مقصود شما در خطّ پایان شماست
اوّلین نور اولّین خورشید تابان شماست
آن خداوندی که این ارض و سما را خلق کرد
روز اوّل از طفیل او شما را خلق کرد
اوست سلطان و شما یکسر وزیرش بوده اید
در خطاب و در کتاب خود بشیرش بوده اید
رؤیت حسنش نکردید و اسیرش بوده اید
غرق نور از جلوۀ روی منیرش بوده اید
یک به یک مرآت حسن بی نظیرش بوده اید
بین ادیان و ملل دائم سفیرش بوده اید
گر چه در اوج نبّوت دل به مهرش باختید
لحظه لحظه با شما بود و شما نشناختید
آدم از خال و خط او علّم الاسما گرفت
نوح در امواج طوفان دامن او را گرفت
با ولای او خلیل از شعله در گُل جا گرفت
چشم یونس نور از او در ظلمت دریا گرفت
پور عمران خط از او در سینۀ سینا گرفت
ماه مریم بر فلک در کوی او مأوا گرفت
عشق او آتش شد و در سینۀ یعقوب ریخت
روی او را دید کز یوسف زلیخا می گریخت
حبّذا یا آمنه امشب پسر آورده ای
بر تمام عالمِ خلقت پدر آورده ای
عقل کل، ختم رسل، فخر بشر آورده ای
یا که بر پیغمبران پیغامبر آورده ای
آفتاب آفرینش در سحر آورده ای
خوبتر از خوبتر از خوبتر آورده ای
ذات پاک غیب را حسن جهان آراست این
منجی عالم، ابوالقاسم، ابوالزّهراست این
این پسر پیغمبران را برترین پیغمبر است
چون کتاب جاودانش کز کتب بالاتر است
عقل، جسم و او چون جان زنده اش در پیکر است
نور اگر دریای موّاج است اینش گوهر است
ماه اگر ماه است با مهر رخش روشنگر است
حق اگر حق است این حق را کتابش محور است
با فروغش روی ذات ذوالمن را بنگرید
قصرهای سبز شامات و یمن را بنگرید
آفتاب حق در این قصر مشیّد آمده
مکّه نه ملک خدا خلد مخلّد آمده
آخرین پیغمبر دادار سرمد آمده
با جمال کبریا عبد مؤیّد آمده
ای بتان کعبه میلاد محمّد آمده
سجده بر خاک حرم آرید احمد آمده
بتگران از چار سو گلبانگ احمد بشنوید
از بتان خود صدای یا محمّد بشنوید
یا محمّد ای پیامت روح بخش جان ما
هر کلامت صد چراغِ مکتب ایمان ما
پیشتر از ما به نامت بسته پیمان ما
ما به فرمان تو، هستی در ید فرمان ما
عترت و قرآن تو قانون ما میزان ما
با تو کی پایان پذیرد خطّ بی پایان ما
امّت تو، مکتب تو همچنان پاینده باد
خط و مشی و اقتدارت تا قیامت زنده باد
تو خدا را عبد و در دلها خدایی می کنی
کشتی دل را به طوفان نا خدایی می کنی
با جلال کبریایی کبریایی می کنی
امّت سر گشته را رهنمایی می کنی
بلکه با دست خدا مشگل گشایی می کنی
در دلِ بیگانگان هم آشنایی می کنی
اختیار خلقت از سوی خدا در دست تو است
جان «میثم» نه که جانِ عالمی پا بست تو است
*************************
اسماعیل شبرنگ
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع)-ولادت
در آسمان چشم تو رأفت گذاشتند
آثاری از طلوع محبت گذاشتند
باخلقت تو ای همه ی آبروی خلق
منّت سر اهالی خلقت گذاشتند
تو آمدی که ما همگی متحد شویم
نام تو را منادی وحدت گذاشتند
باران لطف تو همه جا را فراگرفت
در ابر چشم های تو رحمت گذاشتند
اشفع لنای هرشب بارانی مرا
در نزد تو برای اجابت گذاشتند
روز ازل به پیش همه ... ایها النبی
روی سر تو تاج نبوت گذاشتند
از بارش کرامت بی حد نوشته ام
بر روی سینه نام محمد نوشته ام
یاایها الرسول دلم را جلا بده
ای با صفا صفا به دل بی صفا بده
با دست خالی آمده ایم ایها الکریم
چیزی به ما تو محض رضای خدا بده
اینجا نشسته ام که بگویم طبیب عشق
نسخه برای درد دل بی دوا بده
چشم تو خاک را به نظر کیمیا کند
رنگی به تیرگی دل سنگ ما بده
از سائلان هرشب ایرانی توام
رزق مرا توسط موسی الرضا بده
حتی اگر مدینه بیایم شبانه روز
می خواهم از تو تذکره ی کربلا بده
وقتش رسیده نور ولی را نشان دهی
راه علی و آل علی را نشان دهی
ما شیعه ایم شیعه ی سرمست حیدریم
لب تشنگان بادۀ ساقی کوثریم
محشر میان جمع محبان فاطمه
سایه نشین چادر خاکی مادریم
یک عمر ما فقط به علی رو زدیم و بس
حاجت به پیش هرکس و ناکس نمی بریم
نام علی که بر لبمان سبز می شود
در بین مجلسیم ولی جای دیگریم
در صحن با صفای نجف سیر می کنیم
گوشه نشین مرقد سلطان محشریم
شیخ الائمه چشمه ی جاری مرتضاست
ما پیروان مکتب پربار جعفریم
نام مرا خدا همه جا مبتلا نوشت
از شیعیان صادق آل عبا نوشت
*************************
رضا اسماعیلی
حضرت رسول(ص)-ولادت
تا نام تـــــو بــــــــر زبان هستی آمــــد
در سینــــــه ی عشق ، شور مستی آمد
از سینه ی کعبه نـــــــور تو بیرون زد
گلبـــــــانک خوش خـــــداپرستی آمـــد
***
افتــاد ز شاخه سیب ، « انسان » خندید
نـــــــور تو وزید ، صبح رخشان خندید
وقتـــــــــی که خدا به روح تو نازل شد
پیغمبـــــــــــر عشق ! نـور قرآن خندید
***
تــــــو نـــــــــور کمال فصل بسم اللهی
در ظلمت فتنـــــــه شبچــــــــراغ راهی
ای بت شکن همیشـــــــه و همـــــواره !
تـــــــــو معنــــــی « لا اله الا اللهی »
***
ای خــــــــــون حماسه در رگ آزادی !
تــــــــو بـــــــر سر ظلم ، تندر فریادی
تـــــــــو آمدی و به غنچــــه های ایمان
فـــــــــرمان خجستــــه ی شکفتن دادی
***
بــــــــــــــوی تو ز بوستان من می آید
خـــــــــورشید در آسمــــان من می آید
لب های مـــــــــرا فرشتگان می بوسند
چون نــــــــام تو بـــر زبان من می آید
***
باید کـــــــــه حضور مــــاه را دریابیم
در دولت نــــــــــــور ، راه را دریابیم
ذکر صلــــــوات بـــر محمد کافی ست
تا معنــــــی « لا الــــــه » را دریابیم
***
ای عشـــق ! تــــــو آمدی حیاتم دادی
از ظلمت و تیـــــرگــــــی نجاتم دادی
من تشنــــه ی یک سرود روشن بودم
جامــــــــــی ز زلال صلــــواتم دادی
***
ای دل شدگــــــان ! یـــــار موافق آمد
افشاگــــــــر چهره ی منافـــــــــق آمد
عالــــم ز ظهور نـــــور او روشن شد
یاران ! صلــــ وات ، صبح صادق آمد
***
ای دوست ! ندای " لا تخف " مــی آید
شب رفت ، صدای چنگ و دف می آید
شد چشم زمین به نــــــور احمد روشن
از عرش فرشته صف به صف مـی آید
***
در کشــــور عشق، معبــدی می خواهم
یک سینه تهــــی ز هر بدی می خواهم
سهمـــــی ز جهان اگــر مرا می بخشید
باغــــــی ز گل محمــــــدی می خواهم
***
او آمــــــده تا هـــــــراس ، ملغی گردد
قانــــــــون شب از اساس ، ملغی گردد
او آمــــــــــده بـــــــــا بشــارت آزادی
تــــــــا ذلت التمــــــــاس ، ملغی گردد
***
ای حضــرت نوبهار ! رحمت با توست
آیــات سخاوت و کــــــــرامت با توست
شد زنده زمین بــــــــه لطف گام سبزت
سوگند بـــــه گل ، بوی قیامت با توست
***
بـــی نور تو ، پیر معرفت گمــراه است
توفان شب است و دیو و دد در راه است
تـــــــــو روح یقین ، حقیقت توحیــــدی
نــــــــور تو کلید فهم « بسم الله » است
***
ای نـــــــــور زمین و آسمان ! ادرکنی
ای قبلــــــه دل ، بهشت جان ! ادرکنی
بـــــوی خوش وصل می وزد از نامت
نـــــام تـــــــو سرود عاشقان ، ادرکنی
*************************
محمود ژولیده
حضرت رسول(ص) و امام صادق(ع(-ولادت
سپاس آن خدا را که ما را توان داد
پی شکر نعمت به انسان زبان داد
سپاس آن خدا را که با قدرت خود
به این شیء ناچیز نطق و بیان داد
سپاس آن خدا را که بخشید ما را
جمالی که در آن خودش را نشان داد
جمالی که وصفش علی است و عالی
جمالی که پرتو به هر آشیان داد
به دست رحیمش به لطف کریمش
ز حُسن قدیمش به هر خسته ، جان داد
بشر با خدا شد ز بتها رها شد
نبی رهنما شدجهان را تکان داد
از آن جاهلیت به این خاتمیت
که تا مهدویت به ما ارمغان داد
ز انسان کُشی ها ز حیوان وَشی ها
ز حَسرت کِشی ها بشر را امان داد
از آن بردگی ها به این بندگی ها
خوشا زندگی ها که در هر زمان داد
به درگاه ایزد سِزد شکر بی حد
محمد محمد محمد محمد
چه خُلق عظیمی چه روح عظامی
چه دست کریمی چه وجه کِرامی
رسول رسالت عدیل عدالت
وَ اَصل اصالت شَه خاص و عامی
تو سلطان دینی تو نور یقینی
امانی ، امینی رسولی امامی
ازل را سرشتی ابد را بهشتی
جنان را تو هِشتی جهان را سلامی
تویی روح کعبه تویی جان مکه
تو ماه مدینه چه حسن ختامی
چراغ هدایت امین ولایت
کثیر العنایت رئیس الأنامی
تو طاها تو یاسین تو اعلی تو وَالتّین
تویی دین و آئین تو دین را دوامی
جمیل و جمالی جلیل و جلالی
دلیلِ کمالی به رحمت تمامی
چه آب حیاتی چه آتُ الزکاتی
اَقیموالصلاتی رسول گرامی!
چه آب بقایی از این چشمه سر زد
محمد محمد محمد محمد
تو در جان فطرت مثال خدایی
تو در آل عترت مَنار و التُّقایی
تو موسی و عیسی تو یعقوب و یحیی
تو در اصل یک جا همه انبیایی
به زهرا تو بابا به مولا تو مولا
تو دنیا تو عقبا تو شمس و ضحایی
حسن زینت تو حسین عزت تو
تو هم مرتضایی و هم مصطفایی
تو آن راز داری که اعجاز داری
ز بس ناز داری تو دلدار مایی
پس از تاق کسری شکستند بُتها
نشستند از پا ملوکِ خطایی
ز دریای ساوه ز بَحر سَماوه
چو پرسند گویند دریا شُمایی
به دشمن ستیزی چو از جا بخیزی
سپاهی بریزی زمین ، با صَلایی
صفا را کتابی جفا را عِتابی
تو فصل الخطابی تو کهف الورایی
برائت ز خصمت نسازد مردّد
محمد محمد محمد محمد
به درگاه ایزد سزد شکر بی حد
ز پرده در آمد دو نور مؤیّد
دو دریای رحمت دو آقای خلقت
دو معنای عزت دو جعفر دو احمد
دو سروِ صنوبر دو سَرور دو رهبر
دو حق را پیمبر دو نور مجدد
دو تا ماه پاره دو عالم ستاره
دو درمان و چاره به غمهای بی حد
دو نور درخشان دو خورشید رخشان
دو لعل بَدَخشان دو زلف مُجَعّد
دو قرآن ناطق دو قائم دو صادق
دو کشف الحقایق دو روح مجرد
یکی جد اطهر یکی سبط حیدر
یکی خیر کوثر یکی خیر ممتد
به تبریکِ مهدی ببندیم عهدی
که او راست شهدی حسینی ز ایزد
ز شیعه اطاعت ز مولا عنایت
ز شیعه مقلِّد ز مولا مقلَّد
براه ولایت شکوهی است امجد
محمد محمد محمد محمد
*************************
غلامرضا سازگار
پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت
به بهار گفتم ثمرت مبارک
به بهشت گفتم شجرت مبارک
به سپهر گفتم قمرت مبارک
به وصال گفتم سحرت مبارک
به وجود گفتم گهرت مبارک
به شکیب گفتم ظفرت مبارک
به کلیم گفتم شب احمد آمد
به مسیح گفتم که محمّد آمد
چه خوش است امشب شب عیش و نوشم
چو ملک ز گردون گذرد سروشم
چو شراب کوثر ز درون بجوشم
به وصال ساقی ز شعف بکوشم
من و های و هوی و دو لب خموشم
که هماره جانم دهد و ستاند
ز نبـی بگویـد، ز علی بخواند
ز خدا بوَد پر همهجای مکه
شده غرق، عالم به فضای مکه
زده پر وجودم به هوای مکه
به زمین مکه، به سمای مکه
به مقام کعبه، به صفای مکه
به رسول اکرم، به خدای مکه
به شکوه کعبـه، به جلال احمد
که خداست پیدا به جمال احمد
شب شام روشن ز فروغ رویش
رهِ «ایمن» ایمن، به پناه کویش
یم بینهایت نمی از سبویش
قد خضر سروی به کنار جویش
دل خلق بسته به کمند مویش
به بهار خلقش، به بهشت خویش
به کـدام دم، دم زنـم از ثنایش
به کدام سر، سر فکنم به پایش
نفسش روایت، سخنش درایت
هدفش نبوت، کنفش ولایت
جلوات رویش، همه را هدایت
اثرات دستش، همهجا عنایت
منم و عطایش، دو خجسته آیت
نه در آن حدود و نه بر این نهایت
به خدا به قرآن، به رسول و آلش
که بـس اسـت فردا نگه بلالش
به خداست عبد و به دلش خدایی
به ثناس بسته دهن سنایی
همه خسروان را به درش گدایی
همه دلبران در قدمش فدایی
قد و قامتش را همه کبرایی
دمد از وجودم دم نارسایی
نـه توان ثنایش به زبان بیارم
نه توان قلم را به زمین گذارم
به تمام قرآن، به رسول داور
به جلال زهرا، به مقام حیدر
به صفا، به مروه، به منابه مشعر
به دو دخت زهرا به شبیر و شبر
به مقام سلمان، به قیام بوذر
به کمال میثم، به خلوص قنبر
که خدا ندارد بشری چو احمد
که بشر ندارد پدری چو احمد
هله ای دو عالم همه دم به کامت
ز فلک گذشته اثر کلامت
تو بگو که گویم سخن مقامت
تو بخوان که عالم شنود پیامت
ز بشر درودت ز خدا سلامت
همه جا قیامت شده با قیامت
چه شود بخوانی به نوای دیگر
چه شود برآیـی ز حرای دیگر
تو پیمبر استی به همه زمانها
تو خدایگانی به خدایگانها
کمی از زمینت همه آسمانها
به کفت زمامِ همهکهکشانها
قدمت فرازِ قلل جهانها
کلمات نورت، همه نقش جانها
تو زعیم بودی، همه انبیا را
تو پیمبر استی همه اولیا را
تو رسول بودی که نبود عالم
تو امام بودی و نبود آدم
به همه مؤخر ز همه مقدم
تو نبی اعظم تو رسولاکرم
تو دلیل بودی به کلیم در یم
تو مسیح بودی به مسیح در دم
تو خـدا جلالـی، تـو خـداپرستی
تو همیشه بودی، تو هماره هستی
تو رسول حق تا صف محشر استی
تو پیمبران را همه رهبر استی
تو مطهر استی، تو مطهر استی
تو فروتن استی، تو فراتر استی
تو امام حیدر، تو پیمبر استی
تو ز انبیا هم، همگی سر استی
نگهـی بـه «میثم» که ره تو پوید
همه از تو خواند، همه از تو گوید
به تمام قرآن، به رسول داور
به جلال زهرا، به مقام حیدر
به صفا، به مروه، به منابه مشعر
به دو دخت زهرا به شبیر و شبر
به مقام سلمان، به قیام بوذر
به کمال میثم، به خلوص قنبر
که خدا ندارد بشری چو احمد
که بشر ندارد پدری چو احمد
هله ای دو عالم همه دم به کامت
ز فلک گذشته اثر کلامت
تو بگو که گویم سخن مقامت
تو بخوان که عالم شنود پیامت
ز بشر درودت ز خدا سلامت
همه جا قیامت شده با قیامت
چه شود بخوانی به نوای دیگر
چه شود برآیـی ز حرای دیگر
تو پیمبر استی به همه زمانها
تو خدایگانی به خدایگانها
کمی از زمینت همه آسمانها
به کفت زمامِ همه کهکشانها
قدمت فرازِ قلل جهانها
کلمات نورت، همه نقش جانها
تو زعیم بودی، همه انبیا را
تو پیمبر استی همه اولیا را
تو رسول بودی که نبود عالم
تو امام بودی و نبود آدم
به همه مؤخر ز همه مقدم
تو نبی اعظم تو رسولاکرم
تو دلیل بودی به کلیم در یم
تو مسیح بودی به مسیح در دم
تو خـدا جلالـی، تـو خـداپرستی
تو همیشه بودی، تو هماره هستی
تو رسول حق تا صف محشر استی
تو پیمبران را همه رهبر استی
تو مطهر استی، تو مطهر استی
تو فروتن استی، تو فراتر استی
تو امام حیدر، تو پیمبر استی
تو ز انبیا هم، همگی سر استی
نگهـی بـه «میثم» که ره تو پوید
همه از تو خواند، همه از تو گوید