اشعار امام زمان(عج)-مناجات

محمد رسولی

چگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام را؟!
چه علتی بیاورم ندیدن مدام را؟!

شلوغ شد دل من از برو بیای هر کسی
ولی دوباره یاد تو شکست ازدحام را

منم که از تو دورم و صدای تو نمی رسد
وگرنه که تو می‌دهی جواب هر سلام را

نشانه‌های آخرالزمان رسیده پشت هم
وکرده است جابجا حلال را، حرام را

کم از جهاد نیست انتظار تو در این زمان
نه ساده نیست، هر کسی ندارد این مقام را

به این یقین رسیده‌ام که دیدنت ملاک نیست
جهان مگر ندیده بود یازده امام را؟!

تو روزی عدل و داد را اقامه می‌کنی و من
ز نام قائمت فقط بلد شدم قیام را

بعید نیست عاقبت فقط بخاطر حسین
تو زودتر بیایی و بگیری انتقام را

بیا بخواه خون آن ذبیح را که ذبح او
به کربلا تمام کرد حج ناتمام را

***********************

احسان محسنی فر

دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیم
همه اش کار خودت بود خریدار شدیم

خواب دیدیم که تو آمده ای اما حیف...
صبح شد با جگر سوخته بیدار شدیم

نظرت آمد و دیدیم گنه‌کاری رفت
نظرت رفت، وَ دیدیم گنهکار شدیم

ذرّه ای شانه‌ی ما بار غمت را نکشید
گرچه یک عمر فقط نوکر سربار شدیم

حیف از عمر گرانمایه که خرج تو نشد
شرمسار تو از این جمعه‌ی بسیار شدیم

ز علاج دگران درد بُوَد خوش ما را
نظر لطف تو دیدیم که بیمار شدیم

واقعاً جای سؤال است که از بهر ظهور

ما چه کردیم که اینگونه طلبکار شدیم؟!

لحظه لحظه به خدا جای شهیدان خالی است
حیف جامانده از آن قافله‌ی یار شدیم

آرزو هست ببینیم همین زودی ها...
زائر نیمه شب صحن علمدار شدیم


***********************

محمد بختیاری

نزدیک شده وقت رسیدن به حضورش
رؤیای زمین پر شده از بارش نورش

ابروی کمانش به کسی رحم ندارد
زنده نرسیده کسی از وادی طورش

یادش مگر آغوش بهار است که هربار
گل کرده خیالی که نموده ست مرورش

سجاده ی گل رنگ دعا های سحرگاه
گل می دهد از عطر دل انگیز عبورش

عمر غم او بیشتر از نوح شد اما
جز خیر ندیدیم بجوشد ز تنورش..


***********************

علی زمانیان

ندبه خوان با دو چشم تر جمعه
رفت مادر به سمت در جمعه
كوچه را شست،آب و جارو كرد
مثل هرهفته مثل هر جمعه
سر كوچه نشست تا خود ظهر
تا بیایى تو از سفر جمعه
چهل و چند سال منتظر است
آه!بس نیست اینقدر جمعه؟

تشنه ام اى همیشه رود بیا
مادرم تا نرفته زود بیا

چشم در راه شنبه تا جمعه
مى كشد آه شنبه تا جمعه
مادرم سفرۀ اباالفضلش
هست در ماه شنبه تا جمعه
بعضى اوقات روضه مى خواند
ناخوداگاه شنبه تا جمعه
عوضش من نمى كنم یادى
از شما گاه شنبه تا جمعه

زودتر آخرین قدم برگرد
دارم از دست مى روم برگرد

خیلى از اهل دردها رفتند
مردهاى نبردها رفتند
چه جوان ها كه بى تو پیر شدند
چقَدَر پیرمردها رفتند
درهمین چندسال خیلى از
جمع مهدیه گردها رفتند

عده اى خوب رو سفید شدند
به امید شما شهید شدند

ما ولى خوب دربه در نشدیم
گریه كردیم خونجگر نشدیم
شرم دارد كه بعد این همه سال
سیصد و سیزده نفر نشدیم
تو خبردار بودى از ماها
ما ولى از تو باخبر نشدیم
زودتر جان مادرت برگرد
تا ازاین روسیاه تر نشدیم

كى شود تا كه با شما باشیم
یك شب جمعه كربلا باشیم

مى شود بشنوى صداى مرا
السلام علیك هاى مرا
ال یاسین جمعه شب هایم
اثرى مى دهى دعاى مرا؟
مى دهى دست پنجره فولاد
رزق و روزى كربلاى مرا
به حساب فرج ذخیره كنید
این همه یا رضا رضاى مرا

بین روضه مرا نبر از یاد
نیمه شب پشت پنجره فولاد


[ جمعه 09 بهمن 1394 ] [ 00:52 ] [ mahdivahidi ]

اشعارشهادت حضرت معصومه(س)

اسماعیل شبرنگ


هرشب میان بستر خود گریه می کنی
با حال گریه آور خود گریه می کنی

اصلا تمام اهل جهان گریه می کنند
تا بانگاه مضطر خود گریه می کنی

"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"
باهر اشاره ی سر خود گریه می کنی

هرلحظه خواهرانه رضا را صدا زدی
از دوری برادر خود گریه می کنی

کشتی عمر ناب تو پهلو گرفته است
در لحظه های آخر خود گریه می کنی

وقتی که خیره بر در و دیوار می شوی
داری به یاد مادر خود گریه می کنی

آتش میان ساحت گلخانه پا گرفت
در بین کوچه ها نفس مرتضی گرفت

************************

محمد حسین رحیمیان
مدح و شهادت

ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم
عاشق و دربه در و بی سر و سامان هستیم
خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم
نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم
نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند
خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم
سائل طایفه ی حضرت کاظم شده ایم
فاطمه کرده نظر، شیعه ایران هستیم
عاقبت ، عاقبت ما بشود ختم ِ به خیر
حاجیان حرم خواهر سلطان هستیم

کفتر مشهد و قم شد دل آواره ی ما
زینب ضامن آهوست همه کاره ی ما

ما گدایان تو هستیم سعادت داریم
از کرامات تو بانوست که قیمت داریم
کرمت کاسه ی ما را نگذارد خالی
بده در راه خدا باز ، که حاجت داریم
ما گنه کار ،گنه کار ،گنه کار، اما
روز محشر ز تو امّید شفاعت داریم
بین این طایفه ی آینه ها بعد حسین
جور دیگر به رضای تو ارادت داریم
هر که دارد به جهان عادتی و اخلاقی
ما به بوسیدن درگاه تو عادت داریم

دل ِ وابسته به تو خانه امّید شود
هر که شد خادم تو مرجع تقلید شود

آمدی شد همه قم یاور تو ، شکر خدا
خاکی و پاره نشد معجر تو ، شکر خدا
آمد اشک تو ز دوری برادر اما
کس نخندید به چشم تر تو ،شکر خدا
مردم قم همه خوبند نریزند ز بام
آتش و سنگ به روی سر تو ، شکر خدا
به سری نیست درین شهر ولایی فکر ِ
غارت زیور و انگشتر تو ، شکر خدا
آمدی و کسی از مرد و زن شهر نداشت
قصد توهین به تو و دلبر تو ، شکر خدا
غصه ی زینب کبری و چهل روز عذاب
بین این شهر نیامد سر تو ، شکر خدا

زینب و کوفه و اشرار امان از این غم
زینب و تشت و سر یار امان از این غم

************************

سید پوریا هاشمی

قدمت روی چشم بی بی جان
چه صفایی به خاک ما دادی
به گدایان وادی سلمان
با حضور خودت بها دادی

 چند روز است در تکاپویم
تا که از جانب ات خبر برسد
لحظه ها را شمرده ایم همه
تا زمان وصال سر برسد

سر ما خاک راه ناقه ی تو
می شود میهمان ما بشوی
یک شبی را ز لطف ، مهمانِ
سفره ی آب و نان ما بشوی

گرچه ما بی بضاعتیم ولی
سینه چاکان حیدریم همه
از گدایان و از کنیزانیم
مست موسی بن جعفریم همه

هرکسی مشک با خود آورده
تا که سیراب آبتان بکند
آری لال گردد اگر کسی اینجا
غیر بی بی خطابتان بکند

گرچه دور تو ازدحام شده
چه جوان و چه پیر آمده اند
چشم ها لحظه ای نخورد به تو
مردها سر به زیر آمده اند

خبری نیست از دف و از ساز
حال این شهر حال جنگ که نیست
پشت بامی اگر شلوغ شده
خبری از هجوم سنگ که نیست

بهترین جای شهر منزل توست
دور تا دور خانه سادات اند
نه به ویرانه می برند تو را
و نه همسایه هات الوات اند

تو به شهر غریبه آمدی و
گل نثار تو شد ولی زینب...
غیرت مردهای این وادی
پاسدار تو شد ولی زینب...

صورتش را به دست میپوشاند
تا از این داغ با خبر نشوند
این حرامی که آمده اند اینجا
خیره هستند ، خیره تر نشوند

************************

محمود مربوبی

مائیم گدای حضرت معصومه
محتاج عطای حضرت معصومه
همراه رضا ز دیده خون می ریزیم
در روز عزای حضرت معصومه

***

آمد ز مدینه تا که در قم باشد
در مملکت امام هشتم باشد
یعنی که خدا نخواست تا مرقد او
مانند مزار فاطمه گم باشد

***

در سَر هوس دیدن دلبر دارد
بر سینۀ خود داغ برادر دارد
افسوس که تا دیار ساوه آمد
دیگر نتوانست قدم بردارد

***

زخمی به جگر داشت و در تب می سوخت
از داغ برادرش مرتب می سوخت
هر جا که سَرِ دردِ دِلش وا می شد
می گفت: امان از دل زینب... می سوخت

***

با ناله دو چشمان ترش را وا کرد
تا سِیر کند دور و برش را، وا کرد
نومید ز دیدن برادر بود و
با ذکر رضا بال و پرش را وا کرد

***

صد آه اگر بر جگرش افتاده
هر چند جدا ز دلبرش افتاده
کی بر بدن برادرش رقصیدند؟
کی دست کسی به معجرش افتاده

***

او خواهر یک امام بود و زینب....!
او شاهد احترام بود و زینب....!
کی راهی شهر شام بود؟ و زینب
در مجلسی از حرام بود؟ و زینب


************************

محمد جواد شیرازی

بعد از پدر حالا نگارم را گرفتند
از من تمام روزگارم را گرفتند

از این جدایی جان من بر لب رسیده
هستیِ من تاب و قرارم را گرفتند

انگار قسمت نیست وصل ما دوباره
در ساوه شوق بی شمارم را گرفتند

اما خیالت تخت هر جایی رسیدم
خویشان و نزدیکان کنارم را گرفتند

حالم بد است اما خدا را شکر در قم
با مهربانی حال زارم را گرفتند

با احترام و عزت و شوکت کمی از
این بار غم هایی که دارم را گرفتند

حتی زمان پر زدن از این قبیله
مردم همه دور مزارم را گرفتند

در شام اما خواهری مضطر چنین گفت:
یارب ببین دار و ندارم را گرفتند

بالا و پایین رفتن از ناقه چه سخت است
وقتی همه ایل و تبارم را گرفتند

نیمی ز معجر سوخت...نیمی را کشیدند
اصلا تمام اعتبارم را گرفتند

در گوش من مانده صدای ذوالجناحش
میگفت: با نیزه سوارم را گرفتند

یک "یادگاری" بود... اما در خرابه
"بنت الحسین" آن یادگارم را گرفتند


************************


رضا باقریان

من که اینگونه عزادار غم جانانم
ز غم یار شرر بار شدم حیرانم
در فراقی که پریشانم و سرگردانم
دلشکسته شده، بیمار شدم میدانم

روبرو با تن هفده گل پرپر سخت است
دیدن جسم پر از نیزه و خنجر سخت است

من و زینب به جگر آه، مکرر داریم
هر دو هفده بدن بی سر و پرپر داریم
به روی سینه خود داغ برادر داریم
و از این داغ دلی خسته و مضطر داریم

ولی از ماتم زینب دل من محزون است
آه، در روضه او دیده من پر خون است

گر چه از زهر جفا سوخت برادر جگرش
ارغوانی شد و افتاد روی بال و پرش
و اگر تار شد آن لحظه دو چشمان ترش
نه لگد بر سر او خورد، نه سنگی به سرش

به خدا دلبر من راهی گودال نشد
سینه اش زیر سم اسب لگد مال نشد


************************

محمدجواد پرچمی

باز هم می‌شوم کبوترتان
دور این گنبد منوّرتان
من نمک‌گیر سفره‌ات شده‌ام
دست خالی نرفتم از درتان
مادر من کنیزتان بوده
پدرم نیز بوده نوکرتان
جای کرب‌وبلا و طوس و نجف
شده‌ام خاکبوس محضرتان
ما عجم‌ها چقدر خوشبختیم
شده ایران مسیر آخرتان
اشک‌هایم دخیل می‌بندند
به ضریح فرشته‌پرورتان
از ضریح تو یاس می‌ریزد
مثل چادر نماز مادرتان
خسته از راه دور آمده‌ای
خسته‌ای از فراق دلبرتان
چقدر از مدینه دور شدی
پای دلتنگی برادرتان
مثل مادر خمیده‌ای اما
نگرفته به میخ در پرتان
محملت پرده داشت؛ شکر خدا
سایه‌بان داشتی روی سرتان
گرچه شد حمله بر عشیره‌ی تو
شکر؛ غارت نگشته زیورتان
در میان هجوم درد نخورد
دست نامحرمی به معجرتان

شد خزان گرچه نوبهار شما
کم نشد لحظه‌ای وقار شما

غصّه‌ی از همه بریدن تو
غمِ روی رضا ندیدن تو
گرچه آواره گشته‌ای خانم
گرچه غم دارم از خمیدن تو
ناقه‌ات بین ازدحام نرفت
بی‌خطر بود این پریدن تو
زیر پا چادر تو گیر نکرد
لحظه‌ی تلخ پر کشیدن تو
بی برادر میان کوچه ندید
پشت مرکب کسی دویدن تو
ثبت شد بر جریده‌ی تاریخ
قصه‌های به قم رسیدن تو

آمدی شهر قم گلستان شد
پیش پایت زمین گل‌افشان شد

شهر قم بر تو احترام گذاشت
پیش رویت فقط سلام گذاشت
پیر قوم و بزرگ مردم قم
سر به پای تو چون غلام گذاشت
با گل‌افشانی قدومت قم
لعن و نفرین برای شام گذاشت
بهر تو قم گذاشت سنگ تمام
کی دگر سنگ روی بام گذاشت؟
کِی به قم دختر ولیّ خدا
پای در مجلس عوام گذاشت
قم کجا رأس یک برادر را
پیش خواهر میان جام گذاشت

بهترین جای قم سرایت بود
کِی میان خرابه جایت بود؟

غم طفلی عزیز یادت هست؟
روضه‌ی پر گریز یادت هست؟
دختری با سر پدر می‌گفت
آن همه چشم هیز یادت هست؟
بر سر غارت خیام حرم
بین دشمن ستیز یادت هست؟
وسط شعله‌ها مرا دیدی؟
پابرهنه گریز یادت هست؟
ماجرای شراب یادم هست
ماجرای کنیز یادت هست؟

بدنم درد میکند بابا
دهنم درد میکند بابا

************************

محمود ژولیده

بـاز هم جـام دیـده ها خـون شـد
سینـه همـچـون مدینه محزون شـد

از مـدینـه به سینه آه افتـاد
شـهر تا شـهر؛ نالـه راه افتـاد

کاروانـی دوبـاره از یثـرب
راه مشـرق گرفـت از مغـرب

بـاز هم نیمه شب؛ قیـام غـریب
در پیِ یـاریِ امـام غـریـب

خـواهـری از تبـار کوثـرها
بود در حـلقـه ی بـرادرهـا

در فـراق امـام خـود بانـو
مثـل زینب سفیر شد هر سـو

تـا پیـام غـریـب را بِبرد
بار صـبر و شکـیب را بِبرد

ناگهان بیـن راه غوغا شد
کربلایی دگر مهیّا شد

پیش چشمان خواهری رنجور
هجمه شد بر برادران غیور

داغ زهرا دوباره تازه شده
مقتل خون پر از جنازه شده

مقتل هیجده برادر وای
همه اینها به پیش خواهر وای

گرچه غمها کشید معصومه
شام کوفه ندید معصومه

روسری ها به نیزه ها نشدند
شعله ها خصم خیمه ها نشدند

خواهر اینجا سپاه شام ندید
بدن بی سر امام ندید

داغ معصومه مثل زینب نیست
شاهد خیلِ سُمِّ مرکب نیست

کی خرابه نشین شد این بانو
کی به زندان شده غمین بانو

قسمتش کی شده به روی کبود
ازدحام نگاه های یهود

بسکه در شام و کوفه غوغا کرد
جان خود را فدای مولا کرد

تا دم آخرش حسینی ماند
همه ی لشگرش حسینی ماند

دیده طشت طلا و سر؟ هرگز
دیده بر چهره اش اثر؟ هرگز

هیجده سر به نیزه دیده؟ نه
آستین بر سرش کشیده؟ نه

سیلی آیا چشیده رخسارش؟
تازیانه نموده دیدارش؟

سنگ کین کی نشست روی سرش
معجرش کی کشید در خطرش

ای امان - آه از دل زینب
تا کجا رفت محمل زینب

پیش چشم حرامیان پلید
تهمت خارجی ز خصم شنید

ای بنازم به سبک زندگی اش
به مرامش به طرز بندگی اش

هرچه داغ و بلا ز اعدا دید
همه را گفت خوب و زیبا دید


************************

رضا رسول زاده

هر جا که خواهریست ، برادر همیشه هست
دنبال هر برادر ، خواهر همیشه هست

این جذبه های عشق تمامی نداشته
دلدادگی میان دو دلبر همیشه هست

تا مرو از مدینه ، مسیر محبت است
این جاده های نور معطر همیشه هست

معصومه زینب است و رضا جز حسین نیست
ترکیب های عشق برابر همیشه هست

با بودن شفیعه ، قیامت به کام ماست
گرچه هراس عرصه ی محشر همیشه هست

پیداست در حریم تو اجلال فاطمه
جاری به صحن های تو کوثر همیشه هست

باید که تو مراقبت از پهلویت کنی
دیوارهای کوچه و آن در همیشه هست

در ذهن پرنیانی اولاد فاطمه
آن خاطرات زخمی مادر همیشه هست

از وقتی آمدی تو به قم با قبیله ات
اطراف تو ولایی و یاور همیشه هست

تا که نسیم هست ، بوی زلف می رسد
بالاتر از سر همه یک سر همیشه هست

بازار داشت قم ، تو که آنجا نرفته ای ...
در روضه ات اشاره به معجر همیشه هست ...




[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:23 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

زمینه

 

رو لبامه فقط آه ، چشامه ابر بارون

رضاجانم کجایی ، ندارم بی تو سامون

معصومه یک مدته ، نداره از تو خبر

خیلی دلم تنگته ، ای به شب غم سحر

تو رفتی و از فراقت ، لحظه لحظه گریه کردم

یه آرزو تو دلم موند ، بیامو دورت بگردم

وای وای ، کجایی ماه شبم

وای وای ، همینه تاب وتبم

بیا حالم و کن تو تماشا

خواهرت داره جون میده اینجا

کی سرم رو بگیره به دامن

غیر تو پاره ی تن زهرا

وای وای ، امون از این غریبی

*******

خیلی دورم شلوغ شد ، وقتیکه اومدم قم

جات خالی بود برادر ، چقدر بین مردم

دسته گلا رو برام ، پیکش می‌آووردن و

من و توی شهرشون ، با احترام بردن و

ولی چقدر فرق اینجا ، زیاده با مردم شام

دلم می‌سوزه برای ، عمه و اون شهر بد نام

وای وای ، روضم شده یه کلام

وای وای ، امون از کوفه و شام

غم من غم طفل ربابه

غم من رد زخم طنابه

چی گذشت توی شام به رقیه

شد روا حاجتش تو خرابه

وای وای ، امون از این غریبی

 

دریافت سبک


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:21 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

واحد


یکساله از تو دورم و بی یاورم

خدا میدونه پره رنجه خاطرم

از این جدایی خواهرت جون به لبه

گمون رسیده لحظه های آخرم

معصومه دق کرده از این دلواپسی

محنت کشیدم شب وروز از بی کسی

طاقت نداشتم بمونم تو مدینه

نمونده بعد تو برام همنفسی

سرت سلامت

دارم میره بدون تو میکنی باور

سلام میدم از طرفت محضر مادر

دعام بکن آروم بشم این دم آخر

جانم رضاجان

******

حالا یه بغض سنگینه توی صدام

اگرچه که ندیدنت سخته برام

خدارو شکر ندیدم اینجا سرتو

به روی نیزه بزنن جلو چشام

خدارو شکر ندید ه اینجا خواهرت

بتازونن مرکبو روی پیکرت

میسوزونه دلمرو حتی فکرشم

سخته ببینم خنجرو رو حنجرت

همش برای

شهید توی قتلگاه اشکم میباره

با کام تشنه کشتنش دلبیقراره

دلم ازین مصیبتا آروم نداره

امون از این غریبی

 



[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:21 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

زمینه

 

کجایی ای برادر من ، ای نور چشمای تر من

خواهر تو داره میمیره ، بیا دمی بالاسرمن

بیا ببین که زار و محزونم

بیاد ماه روی تو بارونم

شهادتینمو دارم میخونم

برادرم رضا کجایی؟

امون امون از این غریبی ، ای دل

******

روی لبم شرار آه و ، به در می‌دوزم این نگاه و

به عشق دیدن تو بوده ، که اومدم این همه راه و

حالا که مجبورم تو راه می مونم

خدا رو شکر تو شهر قم مهمونم

به زیر لب رضا رضا میخونم

برادرم رضا کجایی؟

امون امون از این غریبی ، ای دل

******

اگه غریب و دلشکستم ، اگه تو شهر غربت هستم

داغ دیده ام ولی برادر ، طناب نبست کسی به دستم

تا اومدم تو شهر قم غوغاشد

محمل من تو موج گل پیداشد

اجر رسالت نبی اجرا شد

برادرم رضا کجایی؟

امون امون از این غریبی ، ای دل

******

معجر من نرفت به غارت ، دیگه نبردنم اسارت

خیال تو راحت برادر ، نشد به خواهرت جسارت

به من نشد جسارت امازینب

کوفه و شام چه کرده اند با زینب

بزم شراب و عمه ی ما زینب

امون از اینهمه مصیبت

امون امون از این غریبی ، ای دل

 

دریافت سبک


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:21 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

زمینه

 

ستاره روی این گونه ، می‌باره چه غریبونه

تو رفتی بعد تو داداش ، نگام به این بیابونه

رفتی نگفتی که خواهرت ، هم دم با غصه ها میشه

این لحظه های آخره که ، ذکر لبم یا رضا میشه

بیا شده وقت پر زدن

پره دلم از دلواپسی

میدونی که دل تنگ توام

برام نمونده همنفسی

روحی فداک یا اخت الرضا

******

تو رفتی بعد تو حالم ، یه حالی مثل مردن بود

یه سالی که تو نبودی ، من کارم غصه خوردن بود

یه سالی که دورم از تو من ، انگاری یک عمر برام گذشت

نبودی که گل بارون شدم ، ولی غمی رو دلم نشست

لحظه به لحظه به یاد اون

عمه ای که شد قدش کمون

به زیر بارون سنگها بود

از دل زینب امون امون

روحی فداک یا اخت الرضا

 

دریافت سبک


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:20 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

زمینه

 

وقتی چشمام و که می‌بندم

خوابی از حرمت میبینم

انگاری توحرم زهرام

وقتی تو صحن تو میشینم

غم زد به کوچهِ قلبم

غصه شده برام مرهم

بانوی قبله حاجات

لبیک یا عمه سادات

(یافاطمه مدد)3 بی بی جان

******

شده لحظه های آخرم

هنوزم که دیده بردرم

می‌خونم کجایی رضاجان

دل من تنگه برادرم

هر چند دوریت برام سخته

اما دستام نشد بسته

ریختند گل رو سرم داداش

ای وای از شام و اون اوباش

(یافاطمه مدد)3 بی بی جان 

 

دریافت سبک


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:20 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

زمزمه

 

افسردگی و غصه و دردم

معلومه از این چهره ی زردم

دیگه دارم دق می کنم کجایی ای پشت و پناهم

ای تکیه گاه بی کسیم بیا ببین بی تکیه گاهم

بیا ببین که توی این دیار غربت چش به راهم

)جانم رضا4( جان

******

قدم رو چشمام بذاری ای کاش

یک ساله که ندیدمت داداش

حسرت دیدن توئه که خواهرت رو میده آزار

این لحظه های بی کسی خیلی نفس گیره و دشوار

بیاد زینب دوباره چشام شده بارونی و زار

)جانم رضا4( جان

******

اینجا همه حُرمتم و دارن

رو زخم دل زخمی نمی ذارن

غصه نخور اینجا همه به فکر خواهر تو هستن

اما توی کرببلا حرمت زینب و شکستن

وقتی که تنها دیدنش نامحرما دستاشو بستن

)واویلتا3( آه و واویلا

******

حمله به کاروان و که دیدم

یک ذره از غمش رو فهمیدم

به غصه مبتلا شدم ولی سرِ به نِی ندیدم

غارت جسمی بی سر و برای مُلک ری ندیدم

طشت طلا و خیزرون ، میون بزم مِی ندیدم

)جانم حسین4( جان

 


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:20 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

زمینه

 

لحظه های آخر شراره ی قلبمه غمت

آرزومه داداش یه بار دیگه ببینمت

دارم می میرم

از داغ فراقت بیا

ای دار و ندارم رضا

شد کارم فقط اشک و آه

با این ذکر واغربتا

نذار چشم به راه بمیرم ، تو این اشک و آه بمیرم

نشو راضی ای برادر ، که بی سر پناه بمیرم

واویلاه آه و واویلا

******

کاش بودی می دیدی گل می ریزن اینجا رو سرم

یه ذره غبارم نیومده سمت معجرم

میون این شهر

نشنیدم به غیر از سلام

دیدم من فقط احترام

نشنیدم خدا شاهده

ناسزا قد یک کلام

یه بغضی تو سینه دارم ، برا عمه بی قرارم

برا عمه ای که می گفت ، دیگه معجری ندارم

واویلاه آه و واویلا

******

قمیا کجا و آدمای بی نماز کجا

محملای امن و محملای بی جهاز کجا

شنیدم عمه

تنها بوده با قافله

در بین کف و هلهله

ناموس علی بوده و

زنجیر و غل و سلسله

تو شام محشری به پاشد ، جسارت به آل ما شد

شنیدم با تازیونه ، تن بچه ها سیا شد

واویلاه آه و واویلا

 


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:19 ] [ mahdivahidi ]

نوحه،زمزمه،شور..وفات حضرت معصومه(س) بهمراه سبک اجرا

زمینه

 

کبوتر دلم هوائیه ‌، به سمت حرم تو راهیه

میون حرمت صفائیه یا معصومه

دلم امشب کنار حرمت آرومه

انگار اینجا ضریح فاطمه معلومه

دست خالیم به دامن تو یا معصومه

دلدار و دلبر ، سالار و سرور

فدات بشم ای ، شفیعۀ محشر

یا معصومه

******

تو داروی همه دردا شدی ، تو صاحب دلای ما شدی

تو زینب امام رضا شدی یا معصومه

به دلای شکستۀ ماها تابیدی

تو پناه همه مراجع تقلیدی

اسم ما رُ میون زائرات جا میدی

جون دادی آخر ، دور از برادر

فدات بشم ای ، شفیعۀ محشر

یا معصومه

******

به دور ما تموم محرما ، هی گل می ریختن رو سر ما

ولی امون از شام بلا واویلتا

کی دیدم من قد خمیده ی آقامُ

کی دیدم من تن کشیده ی آقامُ

کی دیدم من سر بریده ی آقامُ

اما یه خواهر ، به زیر خنجر

می بینه تنها ، داداششُ بی سر

غریب مادر

 

دریافت سبك


[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 01:19 ] [ mahdivahidi ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران