آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
مدح مولا علی علیه السلام
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : یکشنبه 01 مرداد 1396

یا علی علیه السلام

خورشید پیش نور شما روسیاه شد

هر کس ندید صحن تو عمرش تباه شد

میثم به دار عشق علی سر به راه شد

با ذکر او بساط طرب رو به راه شد...

حالا شروع می شود این شعر با شعف

هرچند در قمم دل من هست در نجف

مولا نگاه حیدری ات شیر پروراست

تمثیل ابروان تو صحرای محشر است

مدیون دست های شما درب خیبر است

عاجز به شرح گیسوی تو هر سخن ور است

بایک تبسم تو خدا خلق نور کرد

موسی ز نیل با مدد تو عبور کرد

روز الست نام تو بر ما ظهور کرد

ذکرت خرابه ی دل ما غرق نور کرد

دل را نمی توان ز ولای تو دور کرد

خالق بساط مستی ما را که جور کرد

انگور درضریح تو مارا خراب کرد

مهر تو غوره های نجف را شراب کرد

دستان پینه دار تو نقاش کهکشان

رفعت گرفت با نگهت سقف آسمان

جبریل زیر سایه تان کرده آشیان

مارا بهشت روی شما می کند جوان

با این حساب دل به نگاه تو باختیم

این خانه را برای ولای تو ساختیم

چشمات نار و جنت ما را قسیم شد

موسی به عشق صحبت با تو ،کلیم شد

سجده نکرد تا به تو شیطان ،رجیم شد

خالق اسیر عشق شما از قدیم شد

هرکس که شد گدای تو آقا ی عالم است

شرمنده ی محبتت اولاد ادم است

آموخت ابروی تو به عالم شکار را

برداشت از قلوب ،ولایت غبار را

سر می کنم به شوق نجف روزگار را

دریاب حال زار دل بی قرار را

مارا فمن یمت یرنی تو کرده مست

الموت و حق ،چون که علی حق مطلق است

 علی اصغر یزدی

********************

یا علی علیه السلام

‎بر آن درم که غبطه خورم کوى یار را

‎یا خاک پای خالق دلدل سوار را

‎گرشمّه ای غضب به جنان در جنان کنی

‎آتش زنی بر او بهار تا بهار را

‎با یک نظاره ات ز عنایت به سافلین

‎جنت کنی به غمزه ی چشمت شراررا

‎جبریل تا که وحی به پیغمبران برد

‎بوییده گرد راه تو آموزگار را

‎دارد شرف به تاج سلیمان غبارتان

‎هرگز مگیر از سر ما این غباررا

‎معنی ز قطره ای وجناتت نوشته است

‎ سجده کنید حضرت پروردگاررا*

‎نازی بکش ز گردن من با دمت ،دمى

‎صیقل بده به خون رگم ذوالفقاررا

‎سررا اگر به شرط قمارت دهم علی ع

هستم برنده گر به تو بازم قماررا

‎صیدم که مست دام تو صیاد گشته ام

‎کمتر بکش تو بر سر راهت شکار را

علی ابراهیمی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 51
:: بازدید هفته : 1907
:: بازدید ماه : 5467
:: بازدید سال : 14784
:: بازدید کلی : 14784

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران