آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار زمزمه مناجاتی با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393


 مناجات با خدا

زمزمه
 

دوباره باز ، آمدم شرمنده ، از خطا آکنده ، کن قبول از بنده ، توبه اش را

گنه تیر ، سمّی غفلت را ، سوی دل افکنده ، کن قبول از بنده ، توبه اش را

به لب ذکر و آوای منی ، تو خدای منی

توبه ها بشکستم ، غرق خجلت هستم ، بشنو سوز آهم ، روسیاهم

وای من ای وای من ، که چه ها کردم

تو مرا بخشیدی و من خطا کردم

لیکن امشب آمدم ، تا بگویم با غم ، در گذر از جرمم

ای تو روح و جانم ، مهربانم

******

اگر چه از ، معصیت رُسوایم ، غرق این دریایم ، من گدای عشق ، کربلایم

خداوندا ، ای علیّ اعلا ، بشنو این آوایم ، من گدای عشق ، کربلایم

غمین شاه بی کفنم ، من به سینه زنم

با دو چشمان تر ، یاد داغ دلبر ، آن صفای دلها ، سبط طاها

آنکه دور از خانه و ، از وطن مانده

بین مقتل غرق خون ، بی کفن مانده

ناله دارد مادرش ، یوسف پیغمبر ، یادگار حیدر

ای غریب مادر ، شاه بی سر

 

دریافت سبك


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سینه زنی مناجاتی ماه مبارک رمضان
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393

دم پایانی هیئت
ماه رمضان
... شور

أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب 

بازم اومدم لبریز اشک و آه

دلشکسته و دلخسته از گناه

تو، به روم نیار رو سیاهی‌مو ،‌ در عوض ببین بی‌پناهی‌مو

تو شبای ذکر و دعا ، قلبمو بده تو جلا

دستای خالی‌مو بگیر ، امشب ای خدا

أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب

******

رفته کاروان جا مونده ای خسته ای

مونده با پر و بال شکسته ای

جون به لب شدم توی این قفس ، بر لبم رسید آخرین نفس

دل بریدم از همه جا ، کی می‌شم ز غصه رها

امضا کن شهادتم و ، امشب ای خدا

******

یادشون بخیر بودن چه بی‌‌نظیر

با صلابت و با غیرت و دلیر

بستن عهدی که با امامشون، ایستادن به‌پاش تا به پای جون

می‌دونم اگه که داره ، خاک جبهه بوی خدا

با خون شهیدا شده ، خاک کربلا

******

رو سپید می‌شه هرکس با حیدره

شیعـه ی علـی در خـط رهـبره

غرق در شکوه غرق عزتیم ، تا زمانی که با ولایتیم

توی خاک کشور ما‌ ، بیرق حماسه به‌ پاست

راه سرخ ما تا ابد ، راه کربلاست

******

شد دلم مقیم ، تو صحن جمکران

ذکرم العجل یا صاحب الزمان

وارث علی منجی بشر ، کی می‌شه بیای آقا از سفر

آخرین امید همه ، چشم به راه تو فاطمه

بی‌قرار اومدنت ، قلب عالمه

****

دریافت سبک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مریوط به فلسطین
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مرداد 1393

يک اتفاق ساده مرا بيقرار کرد
يابد نشست و يک غزل تازه کار کرد

در کوچه مي گذشتم و پايم به سنگ خورد
سنگي که فکر و ذکر دلم را دچار کرد

از ذهن من گذشت که با سنگ مي‌شود
آيا چه کارها که در اين روزگار کرد !

با سنگ مي شود جلوي سيل را گرفت
طغيان رودهاي روان را مهار کرد

يا سنگ روي سنگ نهاد و اتاق ساخت
بي سرپناه ها همه را خانه دار کرد

يا مي شود که نام کسي را بر آن نوشت
با ذکر چند فاتحه, سنگ مزار کرد

يا مثل کودکان شد و از روي شيطنت
زد شيشه اي شکست و دويد و فرار کرد

با سنگ مفت مي شود اصي به لطف بخت
گنجشک‌هاي مفت زيادي شکار کرد

يا مي‌شود که سنگ کسي را به سينه زد
جانب از او گرفت و بدان افتخار کرد

يا سنگ روي يخ شد و القصه خويش را
در پيش چشم ناکس و کس شرمسار کرد

ناگاه بي مقدمه آمد به حرف سنگ
اينگونه گفت و سخت مرا بيقرار کرد :

تنها به يک جوان فلسطيني‌ام بده
با من ببين که مي‌شود آنگه چه کار کرد!
 
شعر از علي فردوسي
در ديدار اخير مقام معظم رهبري با شعرا


******************************

هست اسراييل نامشروع و پست
پشت اين نامرد را بايد شکست

بشکنيد آنان که ما را بشکنند
حرمت بيت خدا را بشکنند

بشکنيد اين قوم نامشروع را
اين دغل بازان در جنگ خدا

اي برادر قبله را دزيده‌اند
کس نمي‌پرسد چرا دزديده‌اند؟

روح ابراهيم از اينان در عذاب
حال احمد از چنين دزدان خراب

هان و هان اي مسلمين سربلند
بي تفاوت بودن و خامش به چند؟

چند بايد ديد و حتي دم نزد
بر دهان خصم دون محکم نزد

آنکه گردد مسلمين را بي‌خيال
هست بر روي زمين مثل وبال

مسلمين با قدس همراهي کنيد
آه دل را آن طرف جاري کنيد

اشک بايد سيل گردد عاقبت
تا که دشمن ويل گردد عاقبت

«آه آه از دست صرافان گوهرناشناس»
تا به کي در چنگ غفلت چنگ شب؟

با خروش حيدري بايد دمار آري برون
از زمستان سيه صبح بهار آري برون

قدس بايد صبح عيد و خانه ياران شود
تير بر فرق تجاوزگر چنان باران شود

اين امام عصر(عج) ياري کن به خيل عاشقان
گرهمه نامهربان باشيم هستي مهربان


******************************


شود محو از جهان بيداد يک روز           
شود نابود استبداد يک روز
به امداد "اميد ِ خلق عالم"             
فلسطين مي شود آزاد يک روز

 رضا فلاح


******************************


هزار مرد به پاي تو جان سپردند و ...
هزار دست تو را باز مي فشردند و...

سپيدي ات را تا صلح سازمان ملل
سپيد باشد از الخليل بردند و...

زسبز ودکا کردند اميرهاي عرب
تو را به  همراهش قطعه قطعه خوردندو...

سياهي ات را پيراهن زني کردند
که بچه هايش در انتفاضه مردندو...

تو سرخ خونت بر شانه منتشر شده بود
که شانه هاي تو آزرده اند و تردند و ...

تو سرخ خونت در روزنامه هاي جهان
که کشته ها را از جنگ مي شمردند و...

هزار مرد به پاي تو جان سپردند و....
هزار دست تو را باز مي فشردندو...

سيد رضا محمدي،  افغانستان

******************************

يغمبرانِ فصِّ سليمانيِ فرنگ!
آموزه هزاره­­تان جنگ بود و جنگ

انجيليانِ روميِ تلمود در بغل!
بر خوانِ شامِ آخرتان خمر و خون و بنگ!

از واديِ کدام شبِ کفر مي­رسيد؟
با صد کرور لوحه مغلوط­تان به چنگ

از دورِ بعد رستمِ ما نيز مي­رسد
هرکول­هاي کوکي! هان، اندکي درنگ

نخجيرگاهِ شرقيِ­تان گور مي­شود
فرعون­هاي فربه! تيمورهاي لنگ!

اين ديو را به کشتنِ ما گرم کرده ­اند
ما بندگانِ منگِ خدايانِ هفت ­رنگ

خوابيم و پنجه بر رخِ مهتاب مي­کشد
گيرم عبث ـ به ناخنِ پولاد اين پلنگ

پيران­مان نشسته به اميد و کودکان
در جنگِ نابرابر آيينه ­اند و سنگ

کو کاوه­اي که بيرقِ توفان عَلَم کند
اسکندرانه در شبِ ضحّاکيِ فرنگ؟

شاعر لميده است و غزل ساز مي­کند
در وصف خطّ و ­خالِ ظريفانِ شوخ و شنگ

کار از قلم نمي­رود آري، نمي­رود
حالي تو غيرتي کن، معشوق من، تفنگ!

اميد مهدي نژاد

******************************

جز ماه حسين در جهان ماهي نيست
در سينه به جز خروشي و آهي نيست
دنبال حسين خود اگر آمده اي
جز جاده غزه-کربلا راهي نيست

اي تشنه کربلا بيا تا برويم
اي عاشق نينوا بيا تا برويم
امروز فرات خون به پا شد برخيز
تا غزه بيا ... بيا ... بيا تا برويم

مجيد اسماعيل زاده

******************************

نهادند «زين» لشکر ابرهه فيل‌ها را
ولي سر بريدند اول ابابيل‌ها را

به قرآن سر صلح دارند اينان، ببينيد
سر نيزه تورات‌ها را و انجيل‌ها را

ببنديد دستان بي تابتان را ببنديد
فلاخن مياريد از امروز سجيل‌ها را

دريغا به اين قصه هرگز کلاغي نيامد
دريدند قابيل‌ها نعش ‌هابيل‌ها را

به دنبال «نيل و فرات» است و پر کرده فرعون
يزيدانه از خون نوزادگان نيل‌ها را

محمدمهدي سيار

******************************
يک گوشه ميان اشک‌ها، مادرها
يک گوشه، وداع دختران با سرها
اي غزه تکان مخور که در آغوشت
خواب‌اند تمامي علي اصغرها


هر چند به جاي آب، آتش بدهيد
هرگز نتوانيد به بادش بدهيد
در خاک، هزار لاله دارد غزه
چشمش نزنيد! و ان يکادش بدهيد

عارفه دهقاني

******************************

اين قلعه ي بسته حيدري ميخواهد
عباس صفت ، دلاوري ميخواهد
امروز که غزه کربلايي دگر است
اسلام حسين ديگري مي خواهد

******************************

با ترس سفر سينه زدن بيهوده است
آنسوي خطر سينه زدن بيهوده است
از سينه سپر کردن اگر ميترسي
شب تا به سحر سينه زدن بيهوده است

******************************

صدها سر و دست و چشم و پايي ديگر
يک قتلگه خون و ندايي ديگر
پيچيده طنين درد ‹‹هل من ناصر››
در غزه ميان کربلايي ديگر

******************************

بگذار بساط آه و واويلا را
خواهيم گرفت رخصت آقا را
آغشته به خون است محرم امسال
بايد که به غزه برد هيئت ها را


******************************

آغشته به زخمهاي سرگردانيم
از مصلحت سکوتتان حيرانيم
بر شانه علم شاخه زيتون داريم
امسال لهوف غزه را ميخوانيم

******************************

برخيز که در عشق خطر بايد کرد
در راه خدا سينه سپر بايد کرد
از غزه صداي العطش مي آيد
ياران حسين(ع) را خبر بايد کرد

******************************

وقتي که تمام شد عزا مي آييم
با اسلحه ي اشک و دعا مي آييم
فعلا سرمان به کار هيئت گرم است
غزه ! تو صبور باش ما مي آييم!


******************************

باز هم در همايشي چرکين، روي زخم شما مذاکره شد
پشت درهاي بسته تزوير عشق از شش‌جهت محاصره شد

ميزبان: عقرب سياه سعود، ميهمان: مار‌ها و کرکس‌ها
مفتيِ مفت‌گوي الازهر نيز دعوت به اين مناظره شد

ابرها راه را نشان دادند، اشک‌ها رد شدند از اتمسفر                         
تا که عکس چهار طفل شهيد به تمام جهان مخابره شد

خاتم اندر مدينه آه کشيد، اشک يعقوب بُرد کنعان را
دل موسي گرفت در سينا، روح عيسي حزين به ناصره شد

نا‌مبارک سگِ معاويه است، جاي فرعون قعرِ هاويه است
در رفح ناي عشق را بستند، غزّه باري شهيدِ قاهره شد

نقشه کفر برملا شده است، غزّه امروز کربلا شده است
در هوا هُرمِ روزِ عاشوراست، زنده آن شور و خون و خاطره شد

تا در اين خاک بذر زيتون هست دير ياسين و بيت‌حانون هست
هست ـ تا در رگ زمين خون هست ـ ريشه‌اش‌ (خاک اگر مصادره شد)

سامري بمب فسفري دارد، از فلسطين دلِ پُري دارد
گاو او سر به آخوري دارد، رامِ آن ماده‌گرگِ ساحره شد

آي غزّه! بيا و با ما باش، بي‌خيالِ عرب‌جماعت شو
سيمِ ما وصل شد، ببخش اگر که زبان دلم محاوره شد!

عباس احمدي

******************************

امروز يقين که درد دين يعني تو
در قامت قبله اولين يعني تو
اين حرف به شرق و غرب عالم برسد
در وصف زمين که سرزمين يعني تو

****

اين خانه ويرانه کنون کشور توست
پس تک تک سنگ ريزه ها لشکر توست
تو ريشه اين درخت سر در قدسي
اي غزه مگر محاصره مصدر توست
****

در سينه من هزار صحرا طور است
کز ساحت قدس قدر قرني دور است
بايد بشکافت فرق اين دريا را
يک غزه غزل درون من محصور است


****

اي مهر! بيا و ماه شهريور باش
اي جمعه! بيا و جمعه آخر باش
ما منتظر حلول ماه از قدسيم
اي عيد! بيا و جمعه ديگر باش...

احسان کاوه

******************************

با خون و زخم، «قبه‌ي موسي» هنوز هست
در چنگ باد «مسجدالاقصي» هنوز هست

رقص کبوتران هر از گاه، ديدني است
در چنگ باد «قبه الارواح» ديدني است

بوي زلال حادثه از دور مي‌رسد
فردا ميان هاله‌اي از نور مي‌رسد

فردا در انتهاي همين شب، نشسته است
اين شب، در انتظار نفس‌هاي آخر است

فرداي بهتري که زمين مال غنچه‌هاست
فرداي دست‌هاي تو، آمال غنچه‌هاست

فردا حقيقتي‌ست در آغوش چنگ تو
فردا، جوانه مي‌زند از پاي سنگ تو

ارابه‌هاي خسته، زمين‌گير مي‌شوند
وقتي که دست‌هاي تو تکثير مي‌شوند

فردا، پر است از گل زيتون دست‌هات
فردا، نشسته در رگ و در خون دست‌هات

باروت، زير سنگ تو آوار مي‌شود
بيروت، پا گرفته و بيدار مي‌شود

اين شب، در انتظار نفس‌هاي آخر است
فرداي کوچه‌هاي تو، فرداي بهتر است

فرهاد سعادت پيشه

******************************

سنگ بردار و بزن اين شب آويزان را
تا كه برهم بزني خواب خوش شيطان را

سنگ، قانون دهان كوب زمين است، بزن
آه! موسيقي خشم تو همين است، بزن

زندگي زير لگدهاي هيولا، سخت است
رقص شيطان، وسط مسجدالاقصي، سخت است

آب در كاسه خشم است كه خون خواهد شد
چشم اگر باز كني،كن فيكون، خواهد شد

نفس ويران شده در حنجره من، اي قدس
اولين خانه بي‌پنجره من، اي قدس

شب آواره از آغوش تو، بالا نرود
خون پاك تو، به حلقوم يهودا نرود

كوچه‌هايت اگر از ابرهه و نيل، پُر است
آسمانت ولي از خشم ابابيل، پُر است

شهر من! سنگ تو خاصيت باران دارد
سنگ، خون جگر توست كه جريان دارد

تيغ در دست خطرناك‌ترين دژخيم است
نوبتي باشد اگر، نوبت ابراهيم است

حسين هدايتي

******************************

تو اي خلوت وحي پيغمبران
تو اي شاهد سعي دين گستران

تو اي نازنين قدس  خونين ما
تو اي قبله اول دين ما

تو اي  جلوه گاه عروج نبي
تو اي پاي در بند قوم شقي

تو اي شوکت يادگاران دور
تو اي چلچراغ شبستان نور
 
تو اي مانده در غربتي جانگداز
تو اي مسجدُ اَلاقدس سرفراز

ترا اهرمن هاي خونخوار و دون
ربوده ز ما با فريب و فسون
 
ترا بي خدايان دزد و دغل
غنيمت گرفتند با بس حيَل

ترا دست صهيونيان پَليد
به زنجير و بند اسارت کشيد
 
تو مظلوم دام  جفا پيشه ها
تو در محبس تلخ بي ريشه ها

تو در قيل و قال دروغ جُهود
تو در ماتم و داغ بود و نبود

تو در کين صهيونيان شعله ور
تو در  مَسلَخ ِ دشمنان بشر

تو در شيون از داغ  مردان مرد
تو در تاب و تب از لهيب نبرد

تو زخمي ز تيغ ستمکاره ها
تو نالان ز اندوه بيچاره ها

تو در آرزوي رهايي ز بند
و ما با رهايي تو سربلند

رهايي تو قوّت دين ماست
رهايي تو حکم آيين ماست

رهايي تو بگسلد بندها
شود موسم خوب پيوندها
 
به يادت تپد قلب تبدار ما
به عشق ات زند نبض بيدار ما

به جان شريف ات رهايت کنيم
به لطف خدا جان فدايت کنيم

چنان دشمن ات را بکوبيم پوز
که  يکريز جانش در اُفتد به سوز

به دزدان صهيوني بي حيا
زنيم دشنه ها دشنه ها دشنه ها

رهايي ات اي بيتُ اَلاقدس کنون
کُند تخت صهيونيان واژگون

سياوش اميري


|
امتیاز مطلب : 13
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
شعار های راهپیمایی روز قدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مرداد 1393

بنا به درخواست بعضی عزیزان مداح مجری شعار شعارهای نمونه شعار های روز قدس تقدیم می شود


وحدت ما باعث شكست دشمن بُوَد
همبستگي، موجب عزّتِ ميهن بُوَد

****

شكوه ايمان ما،‌ولايت فقيه است
سلسله جنبان ما، ولايت فقيه است

****
همبستگي،‌اتّحاد، حافظ كشور بُوَد
مسير ملّت‌ ما، مسير رهبر بُوَد

****
بايد كه متّحد شويم سراسر
برابر رژيم اشغالگر

****

هنگام پيروزي ما مي‌رسد 
آزادي قدس فرا مي‌رسد

****

ما بنده خدا و حق شناسيم
از دشمنان خود نمي‌هراسيم

****

پايان لحظه‌هاي غمگين رسيد
روز رهايي فلسطين رسيد

****

فرياد ما مثل خروش درياست
مرگ بر آمريكا شعار دنياست

****

ما ملّت مسلمان، در راه دين فدائيم
برضد صهيونيست و بر ضد آمريكاييم

****

با پرچم ولايت، برخيز اي دلاور
نابودي اسرائيل، حتمي است اي برادر

****

امروز روز قدس و روز دين است
تجلّي قدرت مسلمين است

****

امروز روز ذلّت آمريكاست
پايان اقتدار خودكامه‌هاست

****

بيت‌المقدس قبله مسلمين
رها شود از سلطه غاصبين

****

پيروزي مستضعفين نزديك است
آينده مستكبرين تاريك است

****

اين وعده خداي عالمين است
پيروزي موحدين تضمين است

****

در آخرين جمعه ماه صيام
زنده شود دوباره ياد امام

****

راه امام و شهدا وحدت است
پيروزي از رهبري امت است

****

با لطف حق اسلام پاينده است
راه امام و شهدا زنده است

****

تونس و مصر و ليبي و هم يمن
آزاد شد از سلطه اهريمن

****

بحرين هم پيروزيش تضمين است
اين وعده خداي متقين است

****

اين معني صدور انقلاب است
نقش ستمگران همه برآب است

****

هر نهضتي در هر كجا با هر نام
از انقلاب ما گرفته الهام

****

ايران هسته‌اي بُوَد سربلند
يارانش بي‌مثل و بي‌همانند

****

با اين دلاور نخبگان ممتاز
ايران شده در همه جا سرافراز

****

به كوري چشم حسود بدچشم
ايران هسته‌اي شده مهد علم

****

نظام سلطه نقشه‌اش برآب است
گسترش علوم پرشتاب است

****

اين خيزش و بيداري مسلمين
دهد نويد فتح مستضعفين

****

حجاز و بحرين در انتظار است
 در انتظار محو استكبار است

****

شيعه مظلوم حجاز و بحرين
احياگر نهضت سرخ حسين

****

سوريه چون از حاميان قدس است
 تحت فشار غاصبان قدس است

****

ما فاتحانه قله دانشيم
مظهر استقامت و پوششيم

****

رشد شتابنده علمي ما
مبهوت كرده همه را در دنيا

****

ملت آزاده ايران زمين
خفّت و ذلّتي نمي‌پذيرد

****

دشمن اگر شيطنتي نمايد
پاسخ دندان شكني بگيرد

****

راه امام و شهدا زنده است
نهضت ما هميشه پاينده است

****

نهضت ما نهضت انتظار است
 اطاعت از رهبري اعتبار است

****

ايران اسلامي كه سربلند است
به اصلِ انقلاب پايبند است

****

راه شهيدان ما طريق عزت ماست
با رهبر انقلاب- همواره بيعت ماست

****

پيام قرآن ما وحدت مسلمين است
آزادي فلسطين شعار مسلمين است

****

موضع رسمي نظام اين بُوَد
 قدس فقط آن فلسطين بُوَد

****

قدس دل تپنده زمين است
 حُرمت مرز و بوم مسلمين است

****

با اتحاد ملت فلسطين
آزاد گردد قبله‌ي مسلمين

****

ياد امام خميني پاينده باد
رهبر ما خامنه‌اي زنده باد

****

خامنه‌اي رهبر امت ماست
دشمن شيطان بزرگ آمريكاست

****

حمايت از فلسطين حمايت از امام است
آزادي فلسطين آزادي اسلام است

****

اسرائيل اسرائيل جُرثومه فساد است
اسلام با صهيونيست هميشه درجهاد است

****

دفاع از ولايت برگه زرين ماست
اسرائيل اسرائيل دشمن ديرين ماست

****

دفاع از فلسطين باعث عزت ماست
 نابودي اسرائيل خواسته ملت ماست

****

آمريكا اسرائيل اين آخرين پيام است
 سپاه اسلاميان آماده قيام است

****

وحدت راه و رسم مومنان است
 وحدت خار چشم دشمنان است

****

ما ملّتي هميشه جاويدانيم
در راه حق تا پاي جان مي‌مانيم

****

استكبار جهاني اين آخرين پيام است
فتنه و جنگ نرمت فقط خيال خام است

****

اهل بصيرت پيرو رهبرند
در راه دين هميشه روشنگرند

****

بيت المقدس مركز جهاد است
پايگه عزت و اتحاد است

****

رژيم اشغالگر فلسطين
بايد شود محو ز روي زمين

****

وحدت ما نغمه توحيد ماست
«قُدسُ لَنا» شعار جاويد ماست

****

روز بزرگ قدس روز دين است
روز قيام و فتح مسلمين است

****

شرط نجات قدس وحدت بُوَد
وحدت مسلمين ضرورت بود

****

رژيم صهيونيستي، جرثومه فساد است
آزادي فلسطين، مرهون اتحاد است


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مناجات با امام زمان (علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مرداد 1393


این چنین احساس کردم بین رؤیا بارها
می زنم بوسه به دست و پایت آقا بارها

خواستم تا مهزیارت باشم امّا روز و شب
سبز شد در پیش رو «امّا ـ اگرها» بارها

با چنین وضع وخیم و رو به قبله بودنم
حال و روزم را شدی هر روز جویا بارها

ای طبیبی که به دنبال مریضت می روی
با وجودی که مرا کردی مداوا بارها ...

... کور بودم که تو را نشناختم ، عیب از من است
شد حجاب دیدگانم حب دنیا بارها

این همه گفتی که دور معصیت را خط بکش
من ولیکن کرده ام امروز و فردا بارها

چشم پوشی از گناهان معنی اش این است که
با تغافل می کنی با من مدارا بارها

کشتی اُنس مرا طوفان شهوت غرق کرد
ریخته بار مرا در قعر دریا بارها

جنس نامرغوب بیخ ریش صاحب می شود
آه آقا روی دستم مانده حالا «بارها»

بارهایم را خریدی ای خریدار کریم
مادرت بس که سفارش کرد من را بارها

محمد فردوسی

*********************

بی تو گذشت آن هیجانی که داشتیم
آن عشق پر شرار نهانی که داشتیم

روزیّ ما نبود ببینیم شاه را...
ناکام ماند عمر جوانی که داشتیم

دارد به سمت قبر مرا می کشد کسی...
طی شد بدون یار زمانی که داشتیم

حتی "دعای عهد" مرا با وفا نکرد
سمت گناه رفت، توانی که داشتیم

از بس زبانمان به دعای تو لب نزد
"لکنت گرفت بی تو زبانی که داشتیم"

از بس گناه روی دلم را سیاه کرد
پنهان شد آن عیار عیانی که داشتیم

این گرگ نفس آمد و ما را به خاک زد-
با دوری از حضـور شبانی که داشتیم

بی تو چقدر زندگی ما تباه شد
مرداب شد همین جَرَیانی که داشتیم

با دوری از تو عمر به دردی نمی خورد
آجر شده است لقمه ی نانی که داشتیم

محمد کاظمی نیا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مناجات با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مرداد 1393


 من از این نفس ، از این بی سر پا خسته شدم
خودم ازدست خودم آه خدا خسته شدم

اینکه هر روز بیایم تو مرا عفو کنی
بروم باز خطا پشت خطا خسته شدم

من از این چشم که جز تو همه را می بیند
از همین کوری و این  منظره ها خسته شدم

به همه وعده جبران محبت دادم
جزتو ای خوب... از این رسم وفا خسته شدم

لا اقل کاش دمی شکر گذارت بودم
من از این لال زبانی به خدا خسته شدم

ای که ناگفته همه حاجت ما رادادی
قسمتم کن بروم کرببلا خسته شدم

موسی علمیرادی

*********************


بى تو درخت ميوه هم بدون بار مي شود
گل بدون باغبان شبيه خار مي شود

ما سر و وضع خويش را اين دو سه شب نديده ايم
گرد و غبار که رسيد آينه تار مي شود

 من از پياده بودن خودم پياده تر شدم
خوشا بحال آن که شب به شب سوار مي شود

 گفت بيا اگر چه صد دفعه شکست توبه ات
توبه من که بيش از هزار بار مي شود!

 اين گره اى که من زدم واشدنش بعيد نيست
بدست من نمي شود، بدست يار مي شود

 تکيه نمي کنم ازين به بعد به توان خويش
بنده که خسته شد، خدا دست به کار مي شود

 مگير گرمى محبت على و آل را
کار همه بدون آفتاب زار مي شود

علی‌اکبر لطيفيان

*********************

وقتِ پذيرايي ات غذا نشود كم
لطفِ تو با حيف و ميل ما نشود كم

هر كه نشد سائل تو باخت و گرنه
دور كرم خانه از گدا نشود كم

بنده زياد است و با نيامدن من
در حرم تو برو بيا نشود كم

عادت ما بر گناه گرچه زياد است
عادت احسان كبريا نشود كم

قهر ز ما آشتي ز بنده نوازان
از سر ما سايه ي خدا نشود كم

حاجت ما در خور  خزانه ي تو نيست
هرچه كرم ميكني عطا نشود كم

روز قيامت به آتشم كه بسوزند
در دلِ ما مِهر مرتضا نشود كم

از سر ما هرچه رفت هيچ غمي نيست
سايه ي سلطانِ كربلا نشود كم

شكر، خدا را كه مبتلاي حسينيم
سينه زنِ بيرق عزاي حسينيم

علي اكبر لطيفيان



|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
اشعار مناجات باخدا در ماه مبارک رمضان
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 02 مرداد 1393


 بايد هميشه ربنا يا ربنا كرد
هرشب نشست و خالق خود را صدا كرد

از اين هياهو و شلوغي بار بست و
يك گوشه را با خلوتي غار حرا كرد

پايين نشين بودم مرا بالا كشيدي
جاي مرا يك گوشه چشمت جابجا كرد

مردم چه فكري ميكنند درباره ي من!
بايد كه مشتم را به پيش خلق وا كرد

من معصيت كردم ولي تو رو نكردي
اين پرده پوشي ها مرا چه بي حيا كرد

از اينهمه توبه شكستن خسته هستم
هر دفعه بخشيدي و عبد تو خطا كرد

راه نجات ما فقط حُبِ حسين است
تنها نبايد به عبادت اتكا كرد

وقتي شب جمعه خدا هم زائر ِ توست
بايد فقط سجده به سمت كربلا كرد

آقاي خوبم در ميان روضه هايت
تا گريه كردم مادرت فوراً دعا كرد

تكه حصيري شد نصيبِ شاه عالم
بايد مرا مثل اميرم بوريا كرد...

رضا قربانی

*********************

از کجا آمده ام تا به کجا می‌بری ام
بی پر و بالم و با دست دعا می‌بری ام

هر شب از لطف تو هم سفره ی ابرارم من
این چه لطفی ست که با دل همه جا می‌بری ام

چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی
که تو با توبه‌ ای از دل به سماء می‌بری ام

با وجودی که ندارم هنری می دانم
عاقبت هم تو شبیه شهدا می‌بری ام

آنقدر دور تو جبرئیل صفت می گردم
تا بگویید مرا زیر کساء می‌بری ام

منم آن سائل خوشبخت که مهمان رضاست
ای خوش آن دم که به ایوان طلا می‌بری ام

بار من مانده زمین ، مشتریم کیست؟ ، حسین
عنقریب است که تا خون خدا می‌بری ام

از نجف پای پیاده چه صفایی دارد
اربعینی که مرا کرب و بلا می‌بری ام

روزه آن نیست که با جرعه ای افطار شود
روزه آن است که لب تشنه مرا می‌بری ام

صحن بین الحرمین است همان سعی صفا
کعبه اینجاست ، صفا ، مروه ، چرا می‌بری ام

یا رب این خون سر و خون گلو نذر حسین
خرم آن روز که با واعطشا می‌بری ام

آن که زیر سُمِّ اسب تو را می خواند
گفت الحمد که راضی به قضا می‌بری ام

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب 12 رمضان 93


|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
محکومیت گروه های مزدور تکفیری (داعش)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393

سرمان هم برود باز محال است جهان
توي تاريخ ببينند حرم ات فتح شده

عيد است تمام شهر شادند ولي
نوکر نگران حرم ارباب است

قسمت شود به نيت شش ماه ات حسين
تنها به قصد حنجرشان ماشه مي کشيم

از براي حرم ات اين دل من آشوب است 
نکند سنگ به پيشاني گنبد بزنند...

به گمانم در باغ «به فداي تو شدن» باز شده‌ست
جان زهرا نکند نام مرا خط بزني اربابم

 ?شيعه آماده جنگ است که ديدن دارد
چند روزي است سرم ميل بريدن دارد

كفتارها به گرد حرم زوزه مي كشند
باشد زمان غرش شيران حيدري ...

ما از سبوي شاه دين مجنون و مستيم
برگـــرد تا ســـــــربند يــــا زهرا نبستيم

تحت فرمان ابالفضليم و ارتش مي شويم
با مدد از مادرش کابوس داعش مي شويم

وقتش شده پس از به سرو سينه ها زدن
سينه سپر کنيم و براي تو سر دهيم

فتاده در سر ما عجيب ميل زيارت
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد

جنگ در اطراف زينب داشت بالا مي گرفت
گوش دشمن را کشيد عباس آوردش عراق

*********************

ما را ز خاندان کرم آفريده‌اند
يک موج و يک تلاطم يم آفريده‌اند

ما را فدائيان پسرهاي فاطمه
ما را شهيد مير و علم آفريده‌اند

ما را به اعتبار عنايات فاطمه
گريه کنان حضرت م آفريده‌اند

بهر بريدن سر اولاد عمروعاص
در جان ما غرور و غژم آفريده‌اند

هر يک نفر حريف دو صد لشکر يزيد
زين رو ز شيعه عده کم آفريده‌اند

دجال ها و حرمله ها را مهاجمان
ما را مدافعان حرم آفريده‌اند

*********************

ذوالفقار حيدريم يکباره طوفان مي کنيم
پايگاه کفر را با خاک يکسان مي کنيم

خدشه اي وارد شود بر مرقد آل علي
کربلا را تا مدينه بيت الاحزان مي کنيم

*********************

خروش شيعه رعد آسماني است
نفس هايش همه آتش فشاني است

نگاه چپ کني بر قبر عباس (ع)
خودش آغاز يک جنگ جهاني است ...

*********************

با نام تو عرش را به هم مي ريزيم
طرحي به زبان محتشم مي ريزيم

گرپاي حراميان به صحنت برسد
خون پاي ورودي حرم مي ريزيم
 
داعش بترس از اين همه گرد و غبارها
اصلا به تو نيامده اين گونه کارها

داعش بترس رحم به حالت نمي کنيم
داعش بترس از عجم از نيزه دارها
 
شيعه زير بيرق مهدي فقط سازش کند
يک دل و واحد سپاهي خوب آرايش کند

با عنايات ولي امرمان صاحب زمان(عج)
ضرب شستي را نثار لشکر داعش کند

*********************

اي وحشيان دريده شرافت به گوش
تکفيريان سر برآورده از سقيفه به گوش

يک خال هندي نصيب پيشاني کريهتان
شليک قناسه ام خوش نوش پيشاني وحوش

*********************

 غيرت شيعه اگر جنبد و بيدار شود
سر هر داعشي رذل سرِ دار شود

دشمن پست اگر قصد حرم را بکند
راهيِ علقمه عباسِ علمدار شود

نسل هر داعشيِ سگ صفت از بيخ زند
ارتش شيعه اگر راهي پيکار شود

بخدا سينه زنِ مست حسين بن علي
نهراسد ز کسي ميثم تمّار شود

داعشي زوزه مکش سر به سر شيعه مزار
مي کُشم هر که مرا باعث آزار شود

حضرت صاحبِ ما آمدنَش نزديک است
و عجب زلزله اي لحظه ديدار شود

واي بر نسل زنا واي بر آن لشگر کفر
وارد جنگ اگر حيدر کرّار شود

برادرمحمدقاجــار


*********************

داعش بُود حاصل گج فهمي     عرب
وّراث آن خليفه  خناس   بي ادب           

کعبه  شده  بهانه  به  آن خادمان   نفس
يا صاحب الزمان به   فريادمان  برس            

داعش ترا موعظه و خطبه ام چه سود
پول يهود و  شيخ عرب مستتان  نمود            

بر دست کودکان قل و زنجير ميزنيد
مانند حرمله    به     قفا  تير ميزنيد            

عادت نموده ايد که  سرها   جدا کنيد
مانند  شمر  راس   به  نوک  جدا کنيد           

ما  پيروان   حضرت عباس   حيدريم
در صحنه   نبرد ز هر مرد    برتريم          

گر هست    نام   تو   ابوبکر   خاتمه
نامم    بود   غلام    حسين ابن فاطمه           

از کودکي   دل  به  دل   شاه    بسته ام
تا گفته ام (( حسين)) به زانو نشسته ام            

لبيک يا حسين))  بُود  ذکر  هر    شبم
بالله    گدا   و ريزه خور خوان   زينبم

سيد محمد هاشمي  غريب


*********************

از سينه سرخ خود سپر مي سازيم
با جزبه چشم خود سپر مي سازيم
با گوشه ي چشم سيد خامنه اي
از داعشيان منبر سر مي سازيم

مجيد قاسمي

*********************

مي بينمتان که طعمه ي شير شويد
با لشگرتان در غل و زنجير شويد
اي واي به حالتان اگر يک روزي
با خشم علمدار زمين گير شويد

اصغر چرمي

*********************

"مالک" شـدم و به حرب مي آيم من
با حوصله نه، به ضرب مي آيم من
انـگار که "باب الشــهدا" بـاز شده...
دارم به "شمال غــــرب" مي آيم من

*********************

دلخسته ام از اين همه صبر و سازش
دارم ز ولي مسلمين يک خواهش
سر بند به سر بسته ام و ميخواهم
فرمان جهاد با گروه داعش...

سـيــد عـــلي اصـغــرپــور

*********************

شيعيان ساکت نشستيد و جسارت مي شود
کربلاي روضه ها دارد که غارت مي شود
سامرا از يکطرف سوريه از سوي دگر
سهم شيعه در جان دارد اسارت مي شود

سـيــد عـــلي اصـغــرپــور

*********************

اي واي اگر پا به حرم بگذاري
يک تکه ز ديوار حرم برداري
شيعه به بين الحرمين حساس است
گفتم که به گوش سگيت بسپاري

*********************

ذوالفقار حيدريم يکباره طوفان مي کنيم
پايگاه کفر را با خاک يکسان مي کنيم
خدشه اي وارد شود بر مرقد آل علي
کربلا را تا مدينه بيت الاحزان مي کنيم


*********************

خروش شيعه رعد آسماني است
نفس هايش همه آتش فشاني است
نگاه چپ کني بر قبر عباس (ع)
خودش آغاز يک جنگ جهاني است ...

********************* 
با نام تو عرش را به هم مي ريزيم
طرحي به زبان محتشم مي ريزيم
گرپاي حراميان به صحنت برسد
خون پاي ورودي حرم مي ريزيم


*********************

شيعه زير بيرق مهدي فقط سازش کند
يک دل و واحد سپاهي خوب آرايش کند
با عنايات ولي امرمان صاحب زمان(عج)
ضرب شستي را نثار لشکر داعش کند

 

*********************


سروده ي سردار نقدي خطاب به گروه هاي تکفيري :

‌بمب و ترور، جنايت و تزوير توام است
عامل نه شيعه است و نه سني و آدم است

خواهند اختلاف شيعه و سني درافکنند
کار سيا و روبهک پير با هم است

ارعاب مي‌کنند و خيالات خامشان
قطع زيارت حرم سبط خاتم است

صد لعن بر يزيد و به شمر و بر انگليس
يکصد هزار لعن گر بکني کم است

نشناختند امتي که فدايي اين ره است
يا ليتنا معک به دعا دمادم است

در کربلا تو نيمه شعبان ببين
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است


*********************

با حب علي ِ مرتضي مي آييم
با شور ذبيح بالقفا مي آييم
ولله اگر سيد علي اذن دهد
با کل قوا به کربلا مي آييم

*********************

 
باز از بام جهان بانگ اذان لبريز است
مثنوي بار دگر از هيجان لبريز است

دشمن از وادي قرآن و نماز آمده است
لشکر ابرهه از سوي حجاز آمده است

با شماييم شمايي که فقط شيطاني است
(دين اسلام نه اسلام ابوسفياني است)

با شماييم که در آتش خود دود شديد
فخر کرديد که هم کاسهء نمرود شديد

گرد باد آتش صحراست بترسيد از آن
آه اين طايفه گيراست بترسيد از آن

هان! بترسيد که دريا به خروش آمده است
خون اين طايفه اين بار به جوش آمده است

صبر اين طايفه وقتي که به سر مي آيد
ديگر از خرد و کلان معجزه بر مي آيد

سنگ اين قوم که سجيل شود مي فهميد
آسمان غرق ابابيل شود مي فهميد

پاسخت مي دهد اين طايفه با خون اينک
ذولفقاري زنيام آمده بيرون اينک

هان!بخوانيد که خاقاني از اين خط گفته
شعر ايوان مدائن به نصيحت گفته

هان بترسيد که اين لشکر بسم الله است
هان بترسيد که طوفان طبس در راه است
 
يا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنيم
روز خوش بي تو نديديم به عالم چه کنيم

پاسخ آينه ها بي تو دمادم سنگ است
يا محمد(ص)! دل اين قوم برايت تنگ است

بانگ هيهات حسيني است رسيداست از راه
(هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله)
 
حميد برقعي


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
محکومیت گروه های مزدور تکفیری (داعش)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393


ديرگاهيست گلو بغض مکرر دارد 
چند روزيست قلم حالت نشتر دارد

کوفيان داعيه ي مسجد و منبر دارند
عمر سعد زمان وسوسه ي زر دارد

يادمان هست اجداد شماکرببلا… 
شيعه از تيغ شما داغ به پيکر دارد

بي سبب نيست که از شام عراق آمده ايد 
حضرت عمه ي سادات برادر دارد

و شما کمتر از آنيد حسين تيغ کشد 
کمتر از آنکه علمدار علم بردارد

ما جوانان بني فاطمي اربابيم 
بي حيا!عمه ي ما مالک اشتر دارد

ايل ما ايل عجم هاست که يک کودک ما 
جگري با جگر شير برابر دارد

اينکه ما دست به شمشير و زره استاديم 
سبب اين است که اين طايفه رهبر دارد

نه عراق است و نه سوريه خيالت راحت 
کشور ضامن آهوست،بزرگتر دارد

واي اگر گرد و غباري به حرم بنشيند 
تيغ ما شوق به انداختن سر دارد

بايد اين شهر به آرامش خود برگردد 
که شب جمعه حرم روضه ي مادر دارد

 
*********************
 
اگر چه عشق هنوز از سرم نيفتاده
ولي مسـير مـن و او به هم نيفتاده
 
به خواب سخت فرو رفته پاي همت من
وگـرنـه اسـم کسـي از قـلـم نـيـفـتـاده
 
به غير، کار ندارم به خويش ميگويم
چرا هنوز به ابرويت  خم نيفتاده ؟!
 
بقيع شاهد زنده ، شبيه سامرا
که اتفاق از اين دست کم نيفتاده
 
بماند اينکه به آن قوم رحم کرده حسين
هـنـوز سـفـره ي شـاه از کـرم نـيـفتاده
 
بماند اينکه چه خمپاره ها که آمده است
ولـي به حـُرمـت او در حـَرم نـيـفـتـاده
 
گذار پوست به دباغخانه مي افتد
هنوز کار به دست عجم نيفتاده
 
اگـر کـه پرچم عباس ، روي گنبد رفـت
سه ساله خواست بگويد علم نيفتاده
 
3ساله خواست بگويد که دختر عليست
هـنـوز قـيـمـت تـيـغ دودم ، نـيـفـتـاده !


*********************

غيرت شيعه اگر جنبد و بيدار شود
سر هر داعشي رذل سرِ دار شود

دشمن پست اگر قصد حرم را بکند
راهيِ علقمه عباسِ علمدار شود

نسل هر داعشيِ سگ صفت از بيخ زند
ارتش شيعه اگر راهي پيکار شود

بخدا سينه زنِ مست حسين بن علي
نهراسد ز کسي ميثم تمّار شود

داعشي زوزه مکش سر به سر شيعه مزار
مي کُشم هر که مرا باعث آزار شود

حضرت صاحبِ ما آمدنَش نزديک است
و عجب زلزله اي لحظه ديدار شود

واي بر نسل زنا واي بر آن لشگر کفر
وارد جنگ اگر حيدر کرّار شود

محمدقاجــار

***********************

دوباره ابرهه اي راهي حرم شده است
دوباره لشکر ابليس هم قسم شده است

دوباره لشکر ابن زياد و شامي ها
دوباره آمده يک لشکر از حرامي ها

که باز خيمه ي خورشيد را بسوزاند
که باز پرچم توحيد را بسوزاند

که باز آينه ها را يکي يکي بکشد
سپاه خون خدا را يکي يکي بکشد

زمانه غيرت مارا دوباره ميسنجد
عيار همت ما را دوباره ميسنجد

اگرچه قصه ي تاريخ ميشود تکرار
سپاه حرمله ها کور خوانده اند اين بار

نصيب تک تکشان ضربه هاي سجيل است
و آسمان همه جا مملو از ابابيل است

شبيه صاعقه تا پاي مرگ ميجنگيم
هلا سپاه يزيدي بجنگ ميجنگيم

نوادگان جگرخواره ها چه ميدانند
که شيعيان علي ياوران قرآنند

همه قبيله ي ما عاشقان خورشيدند
تمام قد همه جا پاسبان خورشيدند

چه باک اگر که براي حسين جان بدهند
بزرگ و کوچک ما مسلم بن عوسجه اند


*********************

روهی بی خرد با نام داعش
بدون پایه و بی نام و ارزش

مخالف با نظام و دین و ایمان
که الله گفته است در خود قرآن:

کانهم انعام بل هم اضل
جهنم نه.برو پایین و اسفل

با فتوای ایت الله سیستانی
نماند برای اینها استخوانی

نجفی،موصلی و کربلایی
شدند بر پیکر داعش،بلایی

با توسل بر حضرت حیدر و زهرا
زده ایم بر داعش در سامرا

کفن پوش باشد شیعه ی با شعف
اگر دست بَرَد داعش سمت نجف

شود قدرت شیعه عیان و نهان
اگر کاظمین شد از داعش یک نشان

ز بهر حرم حضرت هادی
لعنت بر ابوبکر بغدادی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سینه زنی شب بیست وسوم ماه مبارک رمضان
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393


اي شيعيان امشب شب سوم مولاست
گيسـو پريشان بـر پدر زينب کبراست
واويلتا واويلتا آه و واويلا(۲)

*****
از بس‌ که خون جاري شده از سر مولا
گرديده قطـره قطـره آب، پيکـر مولا
واويلتا واويلتا آه و واويلا(۲)

*****
در کوفه غربت علي دارد اين تفسير
پاداش مـولا داده شد از دم شمشير
واويلتا واويلتا آه و واويلا(۲)

*****
اي اشک غربتت روان يا ابوفاضل
بهر پـدر قرآن بخـوان يا ابوفاضل
واويلتا واويلتا آه و واويلا(۲)

*****
آتش به دل‌ها مي‌زند ناله ي زينب
اي چاه کوفه گريه کن بر علي امشب
واويلتا واويلتا آه و واويلا(۲)

*****
امشب يتيمـان سر به ‌سر، يا علي گويند
محراب و مسجد تا سحر يا علي گويند
واويلتا واويلتا آه و واويلا(۲)

*****
ديگر نمي‌گريد علـي در دل صحـرا
ديگر نمي‌خندد به او قاتل زهرا
واويلتا واويلتا آه و واويلا(۲)



|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 89
:: باردید دیروز : 296
:: بازدید هفته : 986
:: بازدید ماه : 5920
:: بازدید سال : 15539
:: بازدید کلی : 15539

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران