آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
شعر طنز یکی از شعرای آیینی در وصف مداحان امروزی
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 23 آبان 1393


شعرطنزي که ناراحتي آقاي سعيدحداديان را در بر داشت و باعث شد وي بيانيه تندي عليه محسن کاوياني شاعر " مذهبي و آييني سرا " بدهد.
 محسن کاوياني دراين شعر چند آفتي که متاسفانه اين روزها به جان برخي از مداحان (البته تعداد قليلي) افتاده است را با زبان طنز مورد نقد قرار داد است.


** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** ** **
من يک جوان ساده و بي سر زبانم
هم مذهبي هم قرطي ام حد ميانم

گاهي شديدأ عاشق خرداديانم
گاهي شديدأ عاشق حداديانم

من دوست دارم دکتر جراح باشم
جراح اگر قسمت نشد مداح باشم

مداح يعني آن که خود باب المراد است
بيش از تمام باسوادان باسواد است

فردي مودب بوده ،زورش هم زياد است
در پشت فرمان نيز مشتاق جهاد است

مداح بايد در پي إن قولت باشد
چيز زيادي نيست دستش کلت باشد

هرکس بگيردسبقت از مداح ياغيست
مزدور امريکاست بي شک يا عراقيست

يعني که کافربوده،انسان الاغيست
تيري به مغزش هم نشيند اتفاقيست

يعني که حقش بوده باتيري بميرد
تا بعدازاين از مادحين سبقت نگيرد

از بس که دشمن ميکند پرونده سازي
گرديده رسم مادحين شاکي نوازي

هرکس شکايت برده از آنها به قاضي
باشيشه ي نوشابه اي گرديده راضي!!!!

مداح دلسوز و رئوف و مهربان است
اين شايعات تازه کار دشمنان است

دنبال قرطي بازي و بي غيرتي نيست
معشوقه هم دارد اگر اسمش کتي نيست

دنبال پول و وعده هاي قيمتي نيست
او شير ميدان است و شير"پاکتي"نيست

مداح بايد چپ نباشد راست باشد
قليان برايش هر زماني خواست باشد

اصلأ نبايد ذره اي گمراه باشد
مداح بايد مثل يک مداح باشد

از جرگه ي انصارحزب الله باشد
دوروبرش چندين نفر همراه باشد

بايدخرامان و کمي بي حس بيايد
بايد که با تأخير در مجلس بيايد

آنها تمامأ باحيا و باشعورند
پامنبري هاشان بدنساز و قطورند

ازآلت لهو و لعب بسيار دورند
دلخسته ازموسيقي و فسق و فجورند

غير از"سلام من به تو يارقديمي"
از هايده چيزي نميداندعليمي

خود مجري قانون و خود قانون گذارند
برحفظ ارزشها شديدأ پافشارند

دوشکا و آرپي چي و مين وتانک دارند
ديگر چه ميخواهي که مداحان درآرند؟!

بي کلت آنها امنيت آري نداريم!
با بودن مداح دوشواري نداريم

از او نميبيني گناهاني خفن را
بيند به چشم خواهري او مرد و زن را

مداح ميسازد به تنهايي وطن را
مداح ميبررد  اضافات بدن را

تا در وجود مردمان عيبي نماند
او هرچه بيرون ميزند را مي براند

شکرخدا عاري زچشمي هيز هستند
از شاکيان "روز رستاخيز" هستند

استاد در هرمبحث و هرچيزهستند
در ورزش و علم وسياست نيز هستند

مثل مدير تيم پيروزي دقيقند
چون باحبيب الله کاشاني رفيقند

جان خودم مداح توييتا ندارد
قبلأ اگرهم داشته حالا ندارد

مداح در فرمانيه ويلا ندارد
ويلا اگر هم داشته ژيلا ندارد

در پيش وند اسم آن ها هم خدايي
حاجي عمومأ بهتراست از کربلايي

اصلأ ندارد خانه يدربند حاجي
اصلأ نخورده بهر نان سوگند حاجي!!!

دوراست از هرحيله و ترفند حاجي
آقاي فردو پوس! چرا ميخند حاجي؟

ديگربه روي بازووان بي عيوبم
(سلطان غم مداح) رابايدبکوبم

مداح جان؛سردار و سرلشکر تويي تو
بعد از خدايم حافظ  کشور تويي تو

مداح جان ؛"فردين" ما ديگرتويي تو
محمود کريم آب منگل"قيصر" تويي تو!

روکن تو تيراندازي طوفاني ات را
چاقوي دسته بابک زنجاني ات را

حالا به عشق هيئت تو توي سوله
بايد که با اصغرشل ومهران کوتوله

با تارهاي عنکبوت لوله لوله
سازم لباس مشکي ضدگلوله

مداح جان؛ تو قهرمان نه! پهلواني
پايان - ارداتمند تو: م- کاويانى

محسن کاویانی

 

******************************************


حاج سعید حدادیان در جواب شعر توهین آمیز محسن کاویانی متنی را منتشر نموده است:

باسمه تعالی

تجربه زندگی به من آموخت که بعد از هر دوره عزاداری باید منتظر اذیت و آزار، مخصوصا از ناحیه برخی آشنایان بود.

چند سال پیش به پسرم گفتم این درس در قرآن آمده است :

1- پاداش مخواه

2- تشکر مخواه

لا نرید منکم جزاءً و لا شُکوراً (سوره دهر)

و من هم بر اثر تجربه به تو می گویم، منتظر ناسزا و ناروا به جای تشکر و قدردانی باش.

این بار قرعه بنام دوست خوب و شاعر پهلوان ما آقای کاویانی افتاد، البته نوشته ایشان با توجه به ذوق سرشار و قدرت بسیاری که از او سراغ دارم با شعر فاصله زیادی داشت و از نظر ادبی فاقد ارزش انتشار بود، به تازگی دیدم و بسیار متاسف شدم.

در انتهای فاطمیه (س) که نوکران امام حسین (ع) منتظر گوشه چشمی از طرف حضرت ابوالفضل (ع) هستند مواجه شدن با این بیانات که مثل نان سوخته ای که بیات شده است ناگاه و بی گاه منتشر شد، جانگداز بود.

از ایشان که با ما نان و نمک خورده است، در این نوشتار چند نکته آموختیم:

1- پهلوانی و جوانمردی

2- ادب و احترام

3- ....

و احتمالا ایشان خواسته اند صله فاطمیه (س) مرحمت کنند!

در هر صورت نوکران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بی صاحب که نیستند، اما من بیش از همه دلم برای خود ایشان سوخت که برای اهل بیت عصمت و طهارت (ص) اشعارخوبی سروده اند.

بنده تا دیدن این نوشته، ایشان را صرفا مذهبی می دانستم و البته تا کنون بلد هم نبودم که بقول ایشان قرتی را با قاف و طاء دسته دار می نویسند!

اصلا در ایشان که قهرمان کشتی است قرتی گری سراغ نداشتم. نمی خواستم ایشان را که مثل فرزندم دوست داشتم در این خودزنی ببینم.

در هر صورت دست مریزاد.

ان شاالله صله آن خدای ناکرده شعر را بزودی زود از حضرت عباس(ع) دریافت کنند.

سخنی هم با دوستان و براداران عزیزم که نوکران سید الشهدا (ع) هستند:

جبران خطای پسر بر عهده پدر است.
محسن را به سعید ببخشید!

سعید حدادیان

قضاوت را به خود دوستان واگذار میکنیم

امیدوارم خداوند بحق اربابمان عاقبت همه را ختم بخیر کند.


|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
اشعارکاروان اسرا در کوفه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 22 آبان 1393


از بس شبیه فاطمه رویش کبود بود
گفت ای حسین ضاربت آیا یهود بود؟

پیشانی ات شکسته و تغییر کرده است
اصلاً کسی نگفت که جای سجود بود

آقا محاسن تو که خاکستری نبود
این صورت قشنگ تو کِی رنگ دود بود

من بارها از آن سوی دروازه تاکنون
دیدم سرت ز نیزه به حال فرود بود

با اینکه جای جای سر تو شکسته است
مانند ماه ، روی تو وقت ورود بود

پشت سرت کمی سر نیزه برون زده
بالا سرت چرا اثری از عمود بود

قرآن بخوان که قافله دلتنگ صوت توست
آیات تو همیشه برایم سرود بود

خواندی ز کهف آیه ای اما برای من
این آیه ها کُشنده تر از درد هود بود

رحمی به دخترت که چنین ناله می کند:
بابا یتیم گشتن طفل تو زود بود

نام تو بردم و عدویت تازیانه زد
نامی که مایۀ صلوات و درود بود

دستی که زد به فاطمه سیلی دوباره زد
آری به جان فاطمه دست یهود بود

محمود ژولیده



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مناجات با امام حسین (ع) در محرم
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 22 آبان 1393

این روزها پر از تب مولا کجایی ام
اما هنوز کوفه ای از بی وفایی ام

ای زخمی از دوروئی من! دوست دارمت
در گیرودار تیرگی و روشنایی ام

گم کرده ام مسیر تو را در غبار شهر
اما اسیر توست دل روستایی ام

گفتند کربلای زمینی... نیامدم
حالا که راه بسته شده من هوایی ام

این بار چندم است که تا مرز آمدم
آه از شکسته بالی و بی دست و پایی ام...

پلکم که گرم می شود از خواب می پرم
با سرفه های همسفر شیمیایی ام

آورده ام بضاعت مزجاة قوم را
انگشتر "عزیز"م و تسبیح دایی ام

آورده ام پناه به شش گوشه ی غمت
برگشته ام به اصلیت نینوایی ام

دستت همیشه روی سر ما پیاده هاست
این اربعین به لطف خدا کربلایی ام

::

شعر از سرم پرید... دلم پیش موکب است
این بار چندم است که یخ کرد چایی ام

حسن بیاتانی


|
امتیاز مطلب : 31
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
اشعار مرتبط با كاروان اسرا در کوفه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 21 آبان 1393

خیال کن شب و ماه تمام هم باشد
به روى نیزه سر یک امام هم باشد

همیشه کوچه‌ی باریک دردسر ساز است
خدا نکرده اگر ازدحام هم باشد ...

تمام شهر اسیر ابهّتش گردد
اگرچه خطبه‌ی او بی‌کلام هم باشد

تمام کوفه شما را شناختند و زدند
گمان مکن که علیک‌السلام هم باشد

میان این‌همه اوباش... این‌همه دختر...
غم مواظبت از هرکدام هم باشد

امان از این‌همه آئینه و از این همه سنگ
اگر که جمعیتی بی‌مرام هم باشد

خیال کن نگران سر به نی باشی...
خیال کن همه جا پشت بام هم باشد...

و ناگهان سر بازار، پیش چشم همه
حراج معجر اهل خیام هم باشد

درست - تا کمر ناقه نور بوده ولی...
خیال کن که به دورش عوام هم باشد

شلوغی گذر و سنگ و موکشیدن و بعد...
در انتهای گذر بزم عام هم باشد


محمد جواد پرچمی

************************


می رفتم و گدازه صفت می گداختم
تا دیده ام یکایکشان را شناختم

رد گشتم از صف صدقات و نگاه ها
در هر ردیف قافیه ها را نباختم

معمار تازیانه ی کوفی خراب کرد
هر خانه ی امید که با اشک ساختم

گرچه غریبه وار مرا خیره می شدند
باور نمی کنی! همه را می شناختم

دیدم که نعل تازه به هر خانه ای زدند
با اسب خطبه بر سر آن قوم تاختم

حتی صدای بغض جرس هم شکسته شد
با ضربه ای که همهمه شان را نواختم


حجت الاسلام رضا جعفری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مرتبط با كاروان اسرا در کوفه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 20 آبان 1393

زبان حال بی بی زینب با سر امام حسین(سلام الله علیهما)

هلالِ یك شبه بر نیزه دلبری داری
به شهرِ كوفه ظهوری پیمبری داری

چقدر زخمی و خاكستری شدی پیداست
عجیب دردِ سر از نورِ سروری داری

طلوعِ مغربِ خون بی خبر كجا رفتی؟
در این سه روزه نگفتی كه خواهری داری؟

چه دیده اند كه دست از تو بر نمی دارند؟
جز این سرِ سرِ نی، چیزِ دیگری داری؟

خروش أًمْ حَسِبَت كوچه كوچه را پُر كرد
چه بغضِ خسته ای و گریه آوری داری!

دلم هوای دمی روضه خوانیت كرده
اگر هنوز سرِ نیزه حنجری داری؟

دراین تجمع شادی و هلهله با من
برای سینه زدن خسته مادری داری

ز طاقِ گیسویت آیاتِ نور می ریزد
به دامنم تبعاتِ تنور می ریزد

دلی كه در قفسِ آهِ آتشین مانده
فقط به عشقِ تو در غربتِ زمین مانده

بزرگِ قافله، این بار تو شمارش كن
برای ماندنِ من، چند نازنین مانده؟

چه تكّه تكّه پَرِ نازِ شاپرك هایی
كه بینِ حلقه ی زنجیرِ آهنین مانده

به قدرِ زخمِ تو نذرِ شكستگی كردم
ادای نذرِ شریكت فقط جبین مانده

بیا و جای خودت را به نیزه محكم كن
هنوز سنگِ لبِ بام در كمین مانده

در این شلوغیِ بازار جای شُكرش هست
به حفظِ آبرو یك گوشه آستین مانده

دلِ رقیه ات از قصه ذوب می گردد
سخن بگوی، مرا دلخوشی همین مانده

 علیرضا شریف


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار دیر راهب نصرانی
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 19 آبان 1393

در دیر راهب چه گذشت:

بعد شهر بعلبک آل زیاد
راهشان در دیر راهب اوفتاد

کهنه دیری در درونش راهبی
شعله های طور دل را طالبی

دیر نه، نه، یک جهان دریای نور
او چو موسی بر فراز کوه طور

ترک دنیا گفته ای در کنج دیر
همچو عیسی آسمان را کرده سیر

لحظه لحظه سال ها در انتظار
تا شود دیرش زیارتگاه یار

بی خبر خود رازها در پرده داشت
در تمام عمر یک گم کرده داشت

پیر دیری در نوا چون بلبلی
چشم جانش در ره خونین گلی

با گل نادیده اش می کرد حال
تا شبی بگرفت دامان وصال

دید در پایین دیر خود شبی
هر طرف تابیده ماه و کوکبی

گفت الله کس ندیده این چنین
هیجده خورشید، یک شب بر زمین

این زنان مو پریشان کیستند
گوئیا از جنس انسان نیستند

لاله ی حمرا کجا و آبله
بازوی حورا کجا و سلسله

چیستند این عقده های گوهری
یاس های کوچک نیلوفری

آمده از طور، موسای دگر
در غل و زنجیر، عیسای دگر

سر به نوک نیزه می گوید سخن
یا سر یحیی است پیش روی من

گشته نیلی ماه روی کودکی
بسته دست نونهال کوچکی

طفل دیگر بسته با معبود عهد
یا سر عیسی جدا گشته به مهد

راهب سر را می بیند:

کرد نصرانی نزول از بام دیر
گرد سرها روح او سرگرم سیر

دیده بر شمع ولایت دوخته
چون پر پروانه جانش سوخته

راهب پیر و سر خونین شاه
رازها گفتند با هم با نگاه

شد فراق عاشق و معشوق طی
این به پای نیزه او بالای نی

ناگهان زد بانگ بر فوج سپاه
کای جنایت پیشگان رو سیاه

کیست این سر؟کاین چنین خواند فصیح
وای من داوود باشد یا مسیح

یا شده ایجاد صفین دگر
گشته قرآن بر سر نی جلوه گر

پاسخش گفتند مقصود تو چیست؟
این سر خونین، سر یک خارجیست

کرده سر پیچی ز فرمان امیر
خود شهید و عترتش گشته اسیر

بود هفتاد و دو داغش بر جگر
تشنه لب از او جدا کردیم سر

لرزه بر هفت آسمان انداختیم
اسب ها را بر تن او تاختیم

شعله ها از هر طرف افروختیم
خیمه هایش را سرارسر سوختیم

هر یتیمش از درون خیمه گاه
برد زیر بوته خاری بی پناه

ریخت نصرانی به دامن خون دل
گشت سرتا پا وجودش مشتعل

بر کشید از سینه چون دریا خروش
گفت ای دون فطرتان دین فروش

ثروت من هست چندین بدره زر
در جوانی ارث بردم از پدر

در بهای این همه سیم و زرم
امشب این سر را امانت می برم

می کنم تا صبح با او گفتگو
کز دهانش بشنوم سری مگو

شمر را چون دیده بر زر اوفتاد
عشق سیمش باز در سر اوفتاد


راهب سر را به دیر می برد:

داد، سر را و ز راهب زر گرفت
راهب آن سر را چون جان در بر گرفت

برد سوی دیر سر را با شتاب
کرد ناگه هاتفی او را خطاب

راهب از اسرار، آگه نیستی
هیچ دانی میزبان کیستی؟

میهمانت میزبان عالم است
هر چه گیری احترامش را کم است

این که لب هایش به هم خشکیده است
بحر رحمت از دمش جوشیده است

اینکه زخمش را شمردن مشکل است
زخم هفتاد و دو داغش بر دل است

گوش شو کآوای جانان بشنوی
از دهانش صوت قرآن بشنوی

گرد ره با اشک، از این سر بشنوی
با گلاب و مشک، خاکستر بشوی

برد راهب عاقبت سر را به دیر
تا خدا در دیر خود می کرد سیر

شد چراغ دیر آن سر تا سحر
دیگر این جا دیر راهب بود و سر

خشت خشت دیر را بود این سلام
کای چراغ دیر و مطبخ السلام

غلامرضا سازگار


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مرتبط با كاروان اسرا در کوفه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 19 آبان 1393

 مانند یک فرشته ی از پا نشسته بود
غمگین تر از همیشه در آنجا نشسته بود

هشتاد و چار حوریه دور نگاش بود
دور از نگاه مردم دنیا نشسته بود

بر روی دامنش که نسیم مدینه داشت
تنها نماد کوچک زهرا نشسته بود

پایین پای محمل مانند منبرش
موسی نشسته بود، مسیحا نشسته بود

می خواست خطبه ای به زبانش بیاورد
بی خود نبود این همه بالا نشسته بود

با یاد خانه ی پدری اش در آن گذر
اطراف کوفه را به تماشا نشسته بود

یک ماه می گذشت برای ظهورشان
مسلم کنار جاده ی آنها نشسته بود

در چشمهای رو به خدایش درآن غروب
تصویر یک هلال چه زیبا نشسته بود

دستش نمی رسید اگر شانه ای کند
در چند متریِ سر آقا نشسته بود

علی اکبر لطیفیان


|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
اشعار مرتبط با كاروان اسرا در کوفه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 19 آبان 1393

خطاب حضرت زینب در کوفه با سر مطهّر امام حسین(علیه السلام)

ای پشت و پناه و یار زینب
 ای مایه افتخار زینب

با آن همه مهر و آشنائی
کردی تو ز ما چرا جدائی

دیشب زمن از چه دور بودی
مهمان که در تنور بودی

کی کرد به کوفه میهمانت
 بر خاک نهاده گیسوانت

از روز ازل من و تو با هم
 بودیم در این حادثه توأم

رفتی تو به سوی باغ و رضوان
 من مانده غریب و زار و حیران

رفتی تو بر رسول مختار
من مانده اسیر قوم کفّار

آسوده شدی تو از زمانه
 من ماندم و شمر و تازیانه

تا سایه تو مرا به سر بود
 زین واقعه کی مرا خبر بود

باشد سر تو مقابل من
 بر نیزه به پیش محمل من

با این همه محنت جگرسوز
خون است دلم از آنکه امروز

چون ماه، سر تو بر سنان است
 انگشت نمای کوفیان است

«ذاکر» هم از این غم و مصیبت
گردید قرین رنج و محنت

عباس حسینی جوهری (ذاکر)


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوحه،زمزمه،شور..مناجات با امام حسین (ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : یکشنبه 18 آبان 1393

 
بهمراه سبک

شور

 

امیدم یه نگات ، هستی مون به فدات

جون می‌دم یه روزی ، توی بزم عزات

جون می‌دم پای پرچم تو

می‌میرم یه روز از غم تو ،‌ آقاجون تُو محرم تو

می‌دونم وقتی که خدا می‌شه خونبهات

وقتی که یاس سه ساله می‌میره برات

جون من ناقابله که باشه به فدات

یا حسین سالار زینب

******

قلبم نذر غمت ، قربون کرمت

کی‌ من رو می‌بری ، بازم تا حرمت

هیچ جا نیست به صفای حرم

دلتنگم به هوای حرم ، دلتنگِ سحرای حرم

می‌باره توی حرمت انوار خدا

با بهشت کاری ندارم ای روح وفا

وقتی که جا مونده دلم تو کرب‌و‌بلا

یا حسین سالار زینب

******

سر دادی تا باشه ، این مکتب سرفراز

خونت حافظِ دین ، عشقت روح نماز

با نورت روشنه راه ما

راهی که می‌رسه به خدا ، راه ماست راه کرب‌و‌بلا

گرچه دل لبریز غمه از غربت تو

برقرار مونده راهِ حق با نهضت تو

تا ابد این عزت ماست از عزت تو

یا حسین سالار زینب

******

چی می‌شه وا کنی ، با لطفت بالمو

می‌خوام با تو باشم ، هر روز سالمو

هر عاشق که حسینی باشه

تا آخر کنار آقاشه ، تا روزی که براش فدا شه

دعاهام با یک نگاهت می‌شه اجابت

اومدم امشب بگیرم از تو یه حاجت

من می‌خوام از دستای تو رزق شهادت

یا حسین سالار زینب


دریافت سبك


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوحه،زمزمه،شور..مناجات با امام حسین (ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : یکشنبه 18 آبان 1393

 
بهمراه سبک

شور

 

بهشتم شبای روضه هات

بهشتم یه گوشه‌ی نگات ، بهشتم طواف کربلات

یه عمره برا تو آقا بی‌قرارم

می‌دونی دیگه تو دنیا غم ندارم

به روی ضریح تو که سر می‌ذارم

حسین ای نور دل‌ها ، امید اهل دنیا

شفیع صبح فردا

حسین جان یبن الزهرا

******

رسیده شبای ماتمت

رو دوشم علم و پرچمت ، می میرم یه روزی از غمت

دوباره حسینیه می‌شه دلامون

الهی بگیره امسال باز دعامون

که باشیم اربعین تُو صحن آقامون

می‌ذاره سر به راهت ، غلام رو سیاهت

فدای یک نگاهت

حسین جان یبن الزهرا

******

ببین آرزوی قلب ما

برای سینه زدن آقا ، بده رخصتی به نوکرا

چی می‌شه از نگاهت حاجت بگیریم

چی می‌شه که میون روضه‌ت بمیریم

تَصَدّق عَلَینا که خیلی فقیریم

الهی من فدات شم ، فدای یک نگات شم

فدای بچه‌هات شم

حسین جان یبن الزهرا

******

شده آرزوی نوکرات

دوباره دیدن کربلات ، آقاجون به ما بده برات

خدا با غم تو قلبم رو سرشته

رو قلبم اسم تو رو زهرا نوشته

برا من حرم تو عین بهشته

حسین ای مهر و ماهم ، پناه هر دو عالم

تویی تو اسم اعظم

حسین جان یبن الزهرا

 

دریافت سبك


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 103
:: باردید دیروز : 296
:: بازدید هفته : 1000
:: بازدید ماه : 5934
:: بازدید سال : 15553
:: بازدید کلی : 15553

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران