نوحه،زمزمه،شور..حضرت رقیه(س)
واحد تبم ، بی درمونه بابا سرم ، بی سامونه بابا نشد ، بلندشم پیش پات پاهام ، که بی جونه بابا آه تو بساطمه تو ویرونه تا صبح دلم برا تومیخونه وای ازمحاسنی که پرخونه آه واویلتا غریب بابا ****** چشات ، بابایی زخمیه نگات ، بابایی زخمیه چه جور ، به صورتت زدن لبات ، بابایی زخمیه من از لبای تو جون می گیرم ازاین زمونه من دیگه سیرم با تو پیش عموجونم میرم آه واویلتا غریب بابا
[ پنجشنبه 06 آذر 1393 ] [ 11:46 ] [ mahdivahidi ]
[
ارسال نظر(0)
]