اشعار امام رضا (عليه السلام)

اشعارروز زيارتي آقا امام رضا(عليه السلام) و به نقل روايتي شهادت آقا

شعر اول
نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود

معلوم بود امروز روز آخرش بود 

معلوم بود آقای ما را زهر دادند
وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود...

 

*********
شعر دوم

من بي دل آمدم که تو دلدار من شوی
غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی 

شادم که در حریم تو افتاده بار من
آیا شود ز لطف خریدار من شوی...

*********

اشعار كامل در ادامه مطلب


 

 نیلی ترین رنگ ها بر پیکرش بود

معلوم بود امروز روز آخرش بود

 
معلوم بود آقای ما را زهر دادند

وقتی که می آمد عبایش بر سرش بود

 

دستی به پهلوی پر از درد خویش داشت

بر شانه دیوار دست دیگرش بود

 

دختر ندارد تا که دستش را بگیرد

پس لااقل ای کاش آنجا خواهرش بود

 

پا شد خودش را جمع کرد اما زمین خورد

این ضعف خیلی مایه درد سرش بود

 

اصلاً زمین خوردن برای او طبیعی است

از بس که دنبال صدای مادرش بود

 

در حجره بی فرش خود افتاده بود و

تصویری از گودال در چشم ترش بود

 

می گفت یا جدا چرا خاکت نکردند

حتی کفن بر جسم صد چاکت نکردند

 

علی اکبر لطیفیان

************


 

من بی دل آمدم که تو دلدار من شوی

غمدیده آمدم که تو غمخوار من شوی

 

شادم که در حریم تو افتاده بار من

آیا شود ز لطف خریدار من شوی

 

خودرا ز راه دور کشاندم به کوی تو

دلخسته آمدم که مددکار من شوی

 

هر طور راحتی ، بزن ، اما نمی روم

این بار آمدم که فقط یار من شوی

 

من ورشکسته گنهم می شود؟ شبی

یوسف شوی و گرمی بازار من شوی

 

عمرم به باد رفته به داد دلم برس

من آمدم که مونس من یار من شوی

 

آقاییم همیشه ز سلطانی شماست

یک عمر نوکرم که تو سالار من شوی

 

خوانم میان صحن تو تا روضه ی حسین

گویا که از وفا تو گرفتار من شوی

  

پیچیده باز در حرم تو صدای من

دست شماست روزی کرب و بلای من

 قاسم نعمتی

************


[ چهارشنبه 19 مهر 1391 ] [ 00:09 ] [ mahdivahidi ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران