آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 01 آبان 1391


هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد
غروب سرخ محرم نمی رود از یاد

به گاهواره ی خالی اصغرم سوگند
رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد

فرات بود و عطش بود و کودکان حرم
خروش غیرت زمزم نمی رود از یاد

دمی که هستی زینب ز روی زین افتاد
همان مصیبت اعظم نمی رود از یاد

به دشت دختر و زنها برهنه پا و دوان
بدون یاور و محرم ، نمی رود از یاد

به شام بر سر ما سنگ می زدند از بام
بلاي شهر جهنم نمی رود از یاد

به شهر شام ، به بزم یزید ، بین طشت
سر شکسته و درهم نمی رود از یاد

رضا رسول زاده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 01 آبان 1391

من از تبار باقرم مردم بدانيد
دل بيقرار باقرم مردم بدانيد
مست و خمار باقرم مردم بدانيد
امروز يار باقرم مردم بدانيد
فردا كنار باقرم مردم بدانيد
 دست از غم او تا قيامت برندارم

اي كهكشانها آسمانها در مدارت
عرش خدا عزّ و جلّ بيقرارت
ختم رسل كرده سلامش را نثارت
بيچاره تر از من نداري در كنارت
دارم درون سينه ام شوق زيارت
 كي مي شود سر بر مزار تو گذارم

اي ابتداي روضه ها از خانه تو
اي هيأت عشاق در كاشانه تو
قلب تمام قدسيان ديوانه تو
بار تمام صحنه ها بر شانه تو
شد خانه آباد من ويرانه تو
 من حاجتي جز مردن از عشقت ندارم

شكر خدا امشب پريشان تو هستم
مانند زهرا ديده گريان تو هستم
بيچاره ی آن قبر ويران تو هستم
تقدير بوده اينكه حيران تو هستم
من مرده بوي گريبان تو هستم
 پس كي غم تو مي كشد بر روي دارم

 امشب تفأل مي زنم بر چشمهايت
مثل مزارت مانده خلوت روضه هايت
عيبي ندارد روضه مي گيرم برايت
جاني كه دارم جان من آقا فدايت
آتش زده زهر جفا بر دست و پايت
اي كاش پاي غصه هايت جان سپارم

اي سوز آه سينه تو آسمان سوز
بر ما عطا فرما كمي اي مهربان سوز
قبر خرابت روضه اي داغ و نهان سوز
اي خاطرت آزرده از يك ظهر جانسوز
بر چشمهايت چند عكس خانمانسوز
 امشب بياد خاطراتت لاله زارم

 قوم پيمبر را همه گمراه ديدي
آنچه نديده هيچ چشمي آه ديدي
در بين آتش ذكر يا الله ديدي
چندين ستاره در مدار ماه ديدي
يك يوسف بي سر ميان چاه ديدي
 مي گفتي از اين غم هماره بيقرارم

**


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 01 آبان 1391


مردی از خانوادهٔ خورشید
امتداد غم امام شهید

انعکاس صدای عاشوراست
روضه های غروب مناست

مرد سجاده، مرد نافله ها
مرد شب زنده دار قافله ها

مردی از جنس آیه تطهیر
خستگی های بردن زنجیر

ادامه شعر در ادامه مطلب

 **


|
امتیاز مطلب : 199
|
تعداد امتیازدهندگان : 58
|
مجموع امتیاز : 58
:: ادامه مطلب ...
اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 01 آبان 1391

هفتم ماه است و باید چشم ها گریه کنند
پا به پای روضه های هل اتی گریه کنند

این قبیله بی نیاز از روضه خوانی منند
که فقط کافی است گویم کربلا گریه کنند

با همین گریه است که یک چند روزی زنده اند
پس چه بهتر اینکه بگذاریم تا گریه کنند

حال که گریه کن مردی ندارد این غریب
لااقل زن­ها برایش در منا گریه کنند

هر زمانی که میان خانه روضه می گرفت
امرش این بود اهل خانه با صدا گریه کنند

با سکینه می نشیند شیعتی سر می دهد
آه جا دارد تمام آب ها گریه کنند

چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها
عمه هایش در هجوم اشقیاء گریه کنند

یاد دارد کعب نی هایی که مانع می شدند
چشم های زخم آل مصطفی گریه کنند

در قفای ذوالجناح با عمه آمد قتلگاه
انبیاء را دید با خیر النساء گریه کنند

عمه دردانه اش جان داد تا اهل حرم
یا شوند آزاد از زنجیر یا گریه کنند

یاد موی خاکی همبازی اش تا میکند
دخترانش مو پریشان ای خدا گریه کنند

جواد حیدری


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 01 آبان 1391


از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت
یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم
از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

مي سوخت بين تب تن بابا به خيمه ها
صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت 

هنگامه ی غروب که غارت شروع شد
هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت
چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب
تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا كه رأس حسين شهيد را 
دیدم به نیزه ، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پيمبر شد آشنا...
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت...

 

رضا رسول زاده


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار امام زمان(عج) - ایام حج تمتع
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 01 آبان 1391

تقدیم به عزیز ترین مسافر سرزمین وحی:

 من گریه میکنم که تماشا کنی مرا
مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا

حَجت قبول دلبر احرام بسته ام
ای کاش در دعایِ خودت جا کنی مرا

با گریه کردن این دلِ من زنده می شود
دلمرده آمدم که تو احیا کنی مرا

اسباب زحمتِ تو شده این گدا ، ولی
هرگز مباد از سر خود وا کنی مرا

ای کاش امشبی که تو راهیِ مشعری
همراه خویش راهی صحرا کنی مرا

تو سفره دارِگریه ماه مُحَرمی
چشمی پُر اشک می شود اعطا کنی مرا ؟

آقا قسم به چادر خاکی مادرت
خواهم شریک گریه ی زهرا کنی مرا

آیا شود که مثلِ شهیدان دمِ وصال
با رویِ غرق خون شده زیبا کنی مرا

بیت الحرام سینه زنان خاک کربلاست
دارم امید مُحرِم آنجا کنی مرا

همراه خویش زائر شش گوشه ام کنی
مسند نشین عرشِ مُعلا کنی مرا

ای روضه خوان تنگ غروب مِنا بیا
پرچم به دوشِ ماتمِ کرب و بلا بیا

حاجی فاطمه شده صحرا نشین خدا
صاحب حرم دگر بشود از حرم جدا

قاسم نعمتی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تقدیم به همه حاجیان سفر بیت الله الحرام
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 01 آبان 1391

از خاک مي روم که از آيينه ها شوم
ها! مي روم از اين من خاکي رها شوم

من زاده زمينم و تا عرش مي روم
ها! مي روم مسافر امّ القري شوم

ها! مي روم هر آينه در سرزمين نور
با جلوه هاي روشن عشق آشنا شوم

اين چند روز فرصت خوبيست تاکه من
از چند سال بندگي تن جدا شوم

تا نقطه عروج دل خويش پر کشم
از خود جدا شوم همه محو خدا شوم

با جامه اي سپيدتر از بخت آفتاب
از تيرگي، از اين همه ظلمت رها شوم

لب را به ذکر قدسي لبيک وا کنم
با اهل آسمان و زمين همصدا شوم

در لحظه طواف بگردم به گرد يار
سرگشته چون تمامي پروانه ها شوم

در جستجوي زمزم جوشان عاشقي
از مروه تا صفا بروم، با صفا شوم

حرف تمام شعر همين بود، اينکه من
در خود فرو بريزم و از نو بنا شوم

سیدمحمد جواد شرافت

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار ازدواج حضرت علی و فاطمه (سلام الله علیهما)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 25 مهر 1391

 

 امشب سراپاي دو عالم عطر باران مي شود
معنا همه الفاظ زيباي بهاران ميشود

هر جا کويري خشک باشد سبزه زاران مي شود
جاري زلال عاطفه از چشمه ساران مي شود

اي اهل عالم در هاي رحمت حق وا بود
امشب که شام ازدواج حضرت زهرا بود

در عالم بالا ملائک شور و غوغا مي کنند
با خنده هاي شوق و شادي جشن بر پا مي کنند

گلهاي جنت را نثار روي زهرا مي کنند
از روي بام عرش مولا را تماشا مي کنند

يکسوي مي رقصد کسي وان ديگري دف مي زند
جبريل بيخود گشته از خود دائما کف مي زند

از شوق پيغمبر سرشک از ديده جاري مي کند
دل در ميان سينه او بيقراري مي کند

قرآن ز بيت وحي کوثر خواستگاري مي کند
در عالم بالا خدا خود خطبه جاري مي کند

عاقد خدا،  تالار جنت ، قدسيان در همهمه
شاهد نبي ،  داماد مولا و، عروسش فاطمه

يزدان دوباغ نور را از لطف بگشايد به هم
پيوند اين دو دسته گل به چه مي آيد به هم

هاجر رجز خوان است و اين دو يار بستايد به هم
مريم کنارش ايستاده قند مي سايد به هم

يوسف گرفته مجمر و اسپند گرداني کند
داود با صوت دل انگيزش غزلخواني کند

عيسي خوش آمدگو کنار خانه درباني کند
امشب خليل آيد ذبيح خويش قرباني کند

مهريه زهرا همه دنيا و مافيها بود
از آتش سوزنده دوزخ نجات ما بود

عرش الهي سفره عقد است و بس زيبا بود
مهتاب امشب شمعدان سفره زهرا بود

زهرا به خانه بخت رفت پيوند دو دلدار شد
زهرا امانت باشد و مولا امانتدار شد

استاد حاج احمد واعظي
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار ازدواج حضرت علی و فاطمه (سلام الله علیهما)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 25 مهر 1391

شعري بسياز زيبا

امشب خدا لطف نهان خود هویدا میکند
امشب تفاخر فرش بس بر عرش أعلا میکند
امشب دو تا را جفت هم ، از صنع یکتا میکند
یعنی علی ماهِ رخ زهرا تماشا میکند
با چشم دل در صورت او سیر معنا میکند

امشب حسد بر خاکیان ، بی حد برند افلاکیان
خندان چمن ؛ رقصان دمن ؛ خوشدل زمین ؛ خرم زمان

در دست اسرافیل بین ، صورش شده ساز و دُهُل
با نور، دعوتنامه بفرستاده هادیّ سُبُل
امضا ، ز ختم المرسلین ؛ گیرندگان ، خیل رُسل
هر کس که آید همرهش نی دسته گل ؛ یک باغ گل

در آمد و شد اولیا، در رفت و آمد انبیا
ای غصّه و ای غم برو ؛ ای شوق و ای شادی بیا

ادامه شعر در ادامه مطلب

 **


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
اشعار ازدواج حضرت علی و فاطمه (سلام الله علیهما)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 25 مهر 1391

 

 
دیـدگـان مـومنـان بینـا ز آن
نـور حـق کور کرده چشمـان بـــدان

پـاره ی تـن از نبــی گردد جــدا
همـدم و مونــس شـود بـا مرتضــی

اشک شــوق از نرگس طاهـا چکـد
زیـن شعــف پیـراهــن غـم برکنـد

تهنیــت گوینـد ملایک بر رســول
بهــر وصـل شـاه مـردان بـا بتــول

رنگ گرفته یکــدلی از وصل شـان
با نصیــب هر بینـوا از فضــل شـان

هم صـدا و هـم دل و مشتــاق هم
یاور و همــدم به هر شـادی و غـــم

هر دو گل پرورده ی دامان دوســت
بوی عطـر هر گـل و بستـان ز اوسـت

ســاده امّا بس بجـا و پـاک و نـاب
 می رود زهــرا بـه بیــت بـوتــراب

ای اسـدچشمان خلقان بر دراست
روز وصـل فاطمـه باحیـدر اسـت

اسداله تعالی رودی
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 10
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 1859
:: بازدید ماه : 5440
:: بازدید سال : 14821
:: بازدید کلی : 14821

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران