آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار شهادت حضرت مسلم(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

براي ديدن تمامي اشعار مربوط به شهادت حضرت
مسلم ابن عقيل(عليه السلام)

كليك كنيد

اشعار شهادت حضرت مسلم

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

شك و تريديشان يقيني بود
آسمانهايشان زميني بود

همه دنبال وعده گندم
شهر مشغول خوشه چيني بود 

كوچه ها خالي از وفای به تو !
خانه ها گرم شب نشيني بود

خودشان را نشان نمي دادند
پشت هر سايه اي كميني بود

بقيه شعر در ادامه مطلب

**


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

زبانحال دختر حضرت مسلم(ع):

از هق هق نسیم شنیدم صدای تو
بابا فدای گریه ی" کوفه میای " تو 

اینجا همه برای سرت گریه می کنند
اینجا منم رقیه ی بزم عزای تو 

بابا شنیدم از همه جا سنگ خورده ای!
لابد نمانده است سری هم برای تو 

تو اولین شهیدی و من اولین یتیم
این اولین یتیم شهادت فدای تو 

آن ریسمان که دست علی را به کوچه بست
در کوفه بسته شد به سر و دست و پای تو 

جسم تو را چگونه به کوچه کشانده اند؟
ای کاش بود چادر من بوریای تو 

تا اینکه بی کفن نشوی بین کوچه ها
زینب چقدر نذر نموده برای تو 

زینب دو طفل دارد و تو هم دوتا پسر
آنها به جای زینب و اینها به جای تو 

بابا بمان به کوفه بیایم ببینمت
تا با دو دست بسته بیفتم به پای تو 

کوفه برای دیدن من معجری بیار
از غصه مُرد ؛ دخترک باحیای تو 

مویم سفید گشته و قدم خمیده است
بابا منم مسافر کرب و بلای تو 

تا زنده ام قسم به لب تشنه ات پدر
گریه کنم برای تو و ماجرای تو 

رحمان نوازنی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

سوي کوفه ميا که پيچيده
بوي غربت ميان هر کوچه
باز تکرار بي وفائي هاست
باز دستان بسته در کوچه

**

حسّ دلتنگي قفس دارد
آسمان کوچ کرده از اين شهر
عشق و احساس و عزت و غيرت
هم زمان کوچ کرده از اين شهر

**

اين قبيله چقدر بي دردند
بي حيائي ست خصلت کوفه
مشک‌ها طعم تشنگي دارد
و سراب است بيعت کوفه

**

غربت زائر غريبي را
به نظاره نشسته اند آقا
نيزه نيزه در انتظار تواند
همه پيمان شکسته اند آقا

**

در کمين نگاه مهتابند
بغض ها ، کينه ها ، کبودي ها
و براي تو نقشه ها دارند
کوفيان ، شاميان ، يهودي ها

**

دلشان را  ز کينه ي مولا
دم بدم پر گدازه مي کردند
دل من آه ارباً اربا شد
نعل ها را که تازه مي‌ کردند

**

دگر آقا چه خوب مي‌فهمم
ندبه ي بي جواب يعني چه
التماس نگاه لب تشنه
ناله ي آب آب يعني چه

**

ندبه هايي غريب مي بارد
صحنه هايي عجيب را ديدم
پرده افتاد ! در همين کوچه
سر شيب الخضيب را ديدم

**

گرد خورشيد خون گرفته ي عشق
نيزه ها ازدحام مي کردند
سنگ ها بر لبي ترک خورده
بوسه بوسه سلام مي کردند

**

سوي کوفه ميا که پيچيده
بوي غربت ميان هر کوچه
مي شود باز داغ ها تکرار
داغ دستان بسته در کوچه

یوسف رحیمی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حرکت کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کربلا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

حج از حجاز عازم دشت بلا شده
حاجیّ عشق راهی کرب و بلا شده

این حاجیان سلاله ی زهرای اطهرند
یک کاروان نور، سفیر خدا شده

اینها فدائیان تولّای حیدرند
ذبح عظیم، راهی دشت منا شده

پنهان کنید از عرفه خیمه گاه را
این خیمه گاه بازدِهش نینوا شده

نور خدا به ظلمت شب بار بسته است
یعنی که وقت هدیه ی خون خدا شده

ای محرمان رکاب بگیرید عمّـه را
زینب پیمبـر سفـر کربـلا شـده

رؤیت شده ستاره ی دنباله دار عشق
از آسمان به سوی زمین راه وا شده

اطفالِ خردسالِ زبان بسته را ببین
حالا زبانشان به عمو آب وا شده

محمود ژولیده

**


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
حرکت کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کربلا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

وقتی که می رفتند دنیا گریه میکرد
شهر مدینه مثل زهرا گریه میکرد

وقتی که می رفتند پشت پای آنها
چشمان جبرائیل حتی گریه میکرد

پائین پای ناقه مریم گریه میکرد
دورِ سر گهواره عیسی گریه میکرد

این است آن داغ عظیمی که برایش
حتی میان تشت یحیی گریه میکرد

این است زینب بانویی که زیر پایش
زانوی لرزه دار سقا گریه میکرد

بوسید اکبر دستهای مادرش را
در زیر چادر، ام لیلا گریه میکرد

بر روی دامن مادری در گوش طفلش
آهسته تا میگفت لالا گریه میکرد

یک کاروان گریه شد وقتی رقیه
با گفتن بابا، بابا گریه میکرد

در زیر پای محمل مستوره عشق
منزل به منزل ریگ صحرا گریه میکرد

وقتی که میرفتند عالم سینه میزد
وقتی که میرفتند دنیا گریه میکرد

علی اکبر لطیفیان

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار حرکت قافله امام حسین(ع) به سمت کربلا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

  آقا چه شد كه حج شما نيمه كاره ماند
 شبهاي شهر مكه چرا بي ستاره ماند

 بار سفر مبند، دلم شور مي زند
 گويا قيامت است،مَلك صور مي زند

 من خواب ديده ام، سرتان را به ني زدند
 گرگان تشنه، زوزه كشان لب به مِي زدند

 ديدم نسيم شانه به گيسوت مي زند
 مَرهم به زخم گوشه ي ابروت مي زند

 ديدم تو را به نيزه شه ميگسارها
 هو مي كشند دوروبرت ني سوارها

 آقاي من،شما كه مسيح عشيره اي
 در كوفه متهم به گناهي كبيره اي

 اينجا بمان كه حرمت كعبه تويي حسين
 آقا مرو، كه عزت كعبه تويي حسين
 
 ديدم كه حاجيان منا لنگ مي زدند
 شيطان پرست ها به خدا سنگ مي زدند

 حالا كه مي روي سفري پرخطر حسين
 پس لااقل سه ساله ي خود را مبر حسين

 پاشيدم آب پشت سر محمل رباب
 با ظرف اشك ديده ي خونين جگر حسين

 فكري به حالِ روز مباداي ايل كن
 چندين قواره چادر ديگر بخر حسين

 اين ساربان به درد مسيرت نمي خورد
 يك ساربان اهل نظر را ببر حسين

 او نقشه ها كشيده كه دور وبر شماست
 چشمش مدام خيره به انگشتر شماست

 با بردنش نمك به جگر مي خورد حسين
 شش ماهه ي تو زود نظر مي خورد حسين

 با اينكه مست ذكر خوش يارب توأم
 اما هنوز مضطرب زينب توأم

 يعقوب چشم آينه ها پير مي شود
 اين شهر بي حضور تو دلگير مي شود

 دارد ز ديده قافله ات دور مي شود
 كم كم بساط  روضه ي ما جور مي شود

وحید قاسمی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

بنویسید مرا یار اباعبدالله
اولین بنده ي دربار اباعبدالله
منتظر مانده دیدار اباعبدالله
من کجا و سر بازار اباعبدالله

تا خدا هست خریدار اباعبدالله

عاشق آن است که دیدار کند یارش را
بارها جان بدهد دید اگر دارش را
باز آماده کند جان دگر بارش را
فاطمه پیش خدا، پیش برد کارش را

هرکه افتاد پی کار اباعبدالله

من پرم را به روي دست گرفتم،دیدم
جگرم را به روي دست گرفتم دیدم
سپرم را به روي دست گرفتم دیدم
تا سرم را به روي دست گرفتم دیدم...

... راهم افتاده به بازار اباعبدالله

وقت هجران به گریبان چه نیازي دارم
به دل بی سر و سامان چه نیازي دارم
با لب پاره به دندان چه نیازي دارم
به سرشانه اینان چه نیازي دارم

تا سرم هست به دیوار اباعبدالله

قبل ازآنیکه بیاید خبرم را ببرید
زیرپایش مژه ی چشم ترم را ببرید
محضرش دست به دست این جگرم را ببرید
گرسرم را و سر دو پسرم را ببرید

...باز هستیم بدهکار اباعبدالله

سنگها خوب نشستند به پاي لب من
لب من ریخت و پیچید صداي لب من
طیب الله به این لطف و وفاي لب من
بعد از این آب حرام است براي لب من

بسکه لبریزم و سرشار اباعبدالله

مانده از جلوه والاي تو حیران،مسلم
جان خود ریخت به پاي تو به یک آن،مسلم
عیدقربان شهان،هست فراوان مسلم
من به قربان تو نه...جان هزاران مسلم

....تازه قربان علمداراباعبدالله

به ولاي تو نداده ست اذان،هیچکسی
وا نکرده ست به شأن تو دهان،هیچکسی
مثل مسلم نبوَد دل نگران،هیچکسی
به خداوندکه در هر دو جهان،هیچکسی...

....مثل من نیست گرفتار اباعبدالله

پیکرم وقف نوك پا زدن طفلان شد
کوچه کوچه سر من بود که سرگردان شد
چه خیالی ست که بازیچه ي این و آن شد
یا که بر عکس به میخی تنم آویزان شد

دست حق باد نگهدار اباعبدالله

علی اکبر لطیفیان

**


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

ای کاش راهت از شب کوفه جدا شود
ختم به خیر این غم بی انتها شود

ای کاش نامه های سفیرت به تو رسند
یا باد با نوای دلم همنوا شود

مداح خانواده ی تان هستم، آمدم
تا خانه خانه بزم حدیث شما شود

دَم از علی و آل علی آنقدر زنم
تا کوچه ها پُر از نفس مرتضی شود

با هر اذان به اشهدُ انَّ علی رِسَم
تا هر حضور، خطبه ای از لافتی شود

از معجزات خیبر و از بدر گفته تا
شعر و شعورشان همه شیر خدا شود

یا از حسن بگویم و از حسِّ یک غریب
شاید فضای کوفه کمی، غم فضا شود

آنقدر از حسین بخوانم که جان دهم
باشد که یک حسینیه اینجا بنا شود

افسوس، زین جماعت سنگیِ بی وفا
باور نداشتم که یکی با وفا شود

اینجا مدینه است، نه کوفه، میا مخواه
 زهرا دوباره عابر این کوچه ها شود

اینجا مدینه است، نه کوفه، بیا بخوان
 تا باز بزم روضه ی زهرا به پا شود

افتاده ام به یاد تو و روضه خوانی ات
از مادری که رفت،خودش خون بها شود

تا در، حضور فاطمه حس کرد زد به سر
دلشوره داشت، بانی یک ماجرا شود

یادش نرفته بود که هر صبح با ادب
جبرئیل می رسید کمی خاک پا شود

با التماس، گفت به مادر بمان میا
تا مانع جسارت یک بی حیا شود

در بود و شعله بود و حرامی به پشت به آن
می خواست با حرارت در آشنا شود

فرصت نداد شعله فقط کار خود کند
مهلت نداد تا که در بسته وا شود

زینب، صدای فضّه به دادم برس، شنید
کوشید مادر از در و آتش جدا شود

آه ای علی من، به مدینه میا مخواه
 تکرار داغ های دل مجتبی شود

اینجا میا که فاطمه ات جای دوش تو
در حلقه ی فشرده ی زنجیر جا شود

بدجور چشم زجر مرا زجر می دهد
ای وای اگر که همسفر بچه ها شود

خولی تنور خانه ی خود گرم میکند
شاید که میزبان سَری آشنا شود

اینجا میا که روی سرت شرط بسته اند
روزی رسد که گیسویت از نی رها شود

تقصیر نیزه نیست که سر بی تعادل است
کافی ست نیزه دار کمی جا به جا شود

می افتی و به روی زمین غلط می خوری
می افتی و سر تو پر از ردّ پا شود



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

هیچکس مثل من اینگونه گرفتار نشد
با شکوه آمده و بی کس و بی یار نشد

حال و روز منِ آواره تماشا دارد
تکیه گاهم بجز این گوشۀ دیوار نشد

روزه دارم من و لب تشنه و سر گردانم
بین این شهر کسی بانیِ افطار نشد

دست بر دست زنم دل نِگرام چه کنم
مثل من هیچ سَفیری خجل از یار نشد

خواستم تا برسانم به تو پیغام ، میا
پسر فاطمه ، شرمنده ام انگار ،  نشد

گر زنی سینه سپر کرده برایم صد شکر
سینه اش سوخته از داغیِ مسمار نشد

اهل این شهر همه سنگ زن و سر شکنند
میهمانی سرِ سالم سوی دَربار نشد

وای اگر که هدفی روی بلندی باشد
دیده ای نیست که با لختۀ خون تار نشد

به سر نیزه پریشان شده مویم ، اما
خواهرم در پی ام آوارۀ بازار نشد

پیکر بی سرم از پا به سر دار زدند
این بلا بر سر من آمد و تکرار نشد

قاسم نعمتی

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 13
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 1862
:: بازدید ماه : 5443
:: بازدید سال : 14824
:: بازدید کلی : 14824

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران