آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

در این دیار عاطفه پیدا نمی شود
دیگر دری به خاطر من وا نمی شود

دستم بریده باد نوشتم بیا حسین
این غصه از سرای دلم پا نمی شود

با قافله به وادی دیگر برو میا
در شهر کوفه جای شماها نمی شود

آقا سفیر تو به تو پیغام میدهد:
برگرد ای مسافر زهرا نمی شود

امشب ز راه آمده برگرد یا حسین
جانا به جان فاطمه فردا نمی شود

بغضی غریب راه نفس را گرفته است
خواهم که ناله ای زنم اما نمی شود

در دیده های تیره این تیره دیده ام
اینجا برای زینب کبری نمی شود

مجتبی روشن روان

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار شهادت حضرت مسلم ابن عقیل(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

مسلم! دوباره پشت سرت را نگاه کن
برگرد و خوب دور و برت را نگاه کن

کوفی که مرد نیست بماند به پای تو
با چشم باز همسفرت را نگاه کن

این خاک فتنه خیز و زمین غریب را
این آسمان بی قمرت را نگاه کن

دیروز دیدی آن همه امضا و مُهر را
حالا سپاه بی نَفَرت را نگاه کن

مسلم! به چشمهای عمویت علی قسم
برگرد و باز پشت سرت را نگاه کن

فردا ز بام دارالاماره... ز چشمهات
خورشید می دمد...سحرت را نگاه کن

وحیده افضلی


|
امتیاز مطلب : 233
|
تعداد امتیازدهندگان : 48
|
مجموع امتیاز : 48
حرکت کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کربلا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

از مکه خبر آمده داغ است خبرها
باید برسانند پدرها به پسرها

از مکه خبر آمده از رکن یمانی
نزدیک اذان ناله بلند است سحرها

داغ است خبرها نکند باد مخالف
در شهر بپیچد بزند شعله به درها

نزدیک سحر قافله ای رد شد از اینجا
ماندیم دوباره من و اما و اگرها

باید بروم زود خودم را برسانم
حتی شده حتی شده از کوه و کمرها

از مکه خبر رفته رسیده ست به کوفه
حالا همه با خیره سری خیره به سرها

بر خاک عزیزی ست... ولی پیرهنش را...
سربسته بگویند پسرها به پدرها

برخاک عزیزی ست و در راه عزیزی ست
خود را برسانید که داغ است خبرها

حسن بیاتانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار عرفه-مناجات با خدا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

من زمین خورده ام مرا نزنید
عبد افسرده ام مرا نزنید
در گنه مرده ام مرا نزنید
پی به خود برده ام مرا نزنید

تو ببین عذر اشتباه مرا
به رویم نزن گناه مرا

نشود تا که بنده ات رسوا
خوب و بد را ز هم مساز جدا
درهم اینبار هم بخر ما را
تو و رد کردن گدا هیهات

ورنه من از خجالت آب شوم
مپسند پیش کس خراب شوم

گر ندارم بها، نگهدارم
گوشه این سرا نگهدارم
تو بیا از خطا نگهدارم
تا رَوَم کربلا نگهدارم

جبل الرحمة کوه عشق و صفا
عرفات از حضور تو زیبا

کاروانی که لاله ها دارد
ای خدا عزم کربلا دارد
کوفه در سر چه نقشه ها دارد
شهر مکر است و ماجرا دارد…
 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار عرفه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

براي ديدن تمامي اشعار مربوط به عرفه

كليك كنيد

اشعار عرفه


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
اشعار منی
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

اي مني اي آفتاب نور عشق
 اي مني اي گام گامت طور عشق

اي مني اي محفل قرب خدا      
اي زمن كرده منيت را جدا

ساكنانت ساكن قرب خدا    
عاشقانت عاشق روي حقند

در كجاي دامنت اي خاك پاك   
مصطفي صورت نهاده روي خاك

مي رسد بر گوش ،‌از اين سرزمين     
بانك لبيك اميرالمؤمنين

خاك اه دل ، تو صحرا بوده اي     
شاهد العفو زهرا بوده اي

در كدامين خيمه ، اي صحراي راز     
با خدا كرده حسين راز و نياز؟

اي كشيده در تو با امر جليل     
كارد بر حلق پسر دست خليل

دامن خشكت به از باغ گليست    
خرم از اشك حسين ابن عليست

در كجاي دامنت از هر دو عين      
بوده جاري در دعا اشك حسين؟

كعبه جان قبله دل ها كجاست       
خيمه گاه يوسف زهرا كجاست

خاك تو باعطر جان آميخته      
بس كه در آن اشك زهرا ريخته

دوست دارم رو در آن صحرا كنم    
جستجوي يوسف زهرا كنم

ياد رويش رو به مسلخ آورم   
تا چو قرباني جدا گردد سرم

او نهد پا بر سر بريده ام     
بر تن در خاك و خون غلطيده ام

اوست صحراي بلا قربانگهش     
بلكه هفتاد و دو قربان همرهش

او به جاي موي سر ، سر مي دهد        
قاسم و عباس و اكبر مي دهد

حج او داغ جوانان ديدن است     
دور نعش اكبرش گرديدن است

مسلخ او خاك گرم كربلاست    
موقف او زير سم اسب هاست

سعي حج او صفا لا خنجر است    
مروه اش قبر علي اصغر است

كعبه اش خون ، زمزمش اشك شب است    
در قفايش ناله هاي زينب است

او رود حجي كه قربانش كنند        
دريم خون سنگ بارانش كنند

سجده اش از صدر زين افتادن است       
بوسه از حنجر به خنجر دادن است

تا كند در موج خون با حق صفا         
سردهد بر دوست اما از قفا


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
اشعار عرفه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 03 آبان 1391

چه خوب شد عرفه دلبرم صدايــم کرد
خدا به خاطر ارباب اين عطايـــم کرد

به دامن جبل الرحمه پا به پاي حبيـب
به آستان رفيع دعا رهايـــــــم کرد

چه فرصتي که به همراه کاروان حسين
مسافر سفر دشت نينوايــــــــم کرد

زسعي مروه و سعي صفا عــــبورم داد
به طواف حج حقيقي دل آشنايـم کرد

چه منتي که در اين روز معرفت،اربـاب
به خوان نعمت العفو خود گدايــم کرد

مني که هيچ نبودم به شي مذکــوري
به حب فاطمه شايسته ثنايم کـــــرد

به افتخار علي ره به بام هــــــم داد
که هم نشين تمام فرشته هايــم کرد

ز گريه حوله احرام دلبرم خيس اسـت
صداي ناله ارباب مبتلايم کـــــــرد

همه به حال دعاي حسين مي گـريند
نواي يارب زينب پر از نوايــــم کرد

به ديده اشک مناجات کئکان زيباست
زگاهواره خود کودکي ندايم کــــــرد

علي اکبر و طعم فراز هاي دعـــــــا
به شيوه هاي دعا خواندن آشنايم کرد

به اشک چشم علمدار کاروان سوگــند
حسين بود که دلداده خدايم کـــــرد

همان حسين که با جلوه کرامت خــود
کرم نمود و صدا سوي خيمه هايم کرد

بدون اذن خودش کربلا نمي آيـــــم
ز درد با که بگويم که کربلايم کـــرد

خوشم از آنکه بگويم به دوستان شهيد
حسين عاقبت از عشق خود فنايم کرد

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خطبه حضرت عباس(ع)بر فراز بام كعبه
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 02 آبان 1391
خطبه ای که حضرت عباس(عليه السلام) امروز(هفتم ذی حجه) بر فراز کعبه ایستاد و دشمنان اهل بیت(عليهم السلام) را مخاطب قرار داد: 
 
حمد خدایی را سزاست که این بیت را به برکت قدوم پدر او ( اشاره به امام حسین علیه السلام ) شرافت داد.
 
بیتی که تا دیروز خانه خدا بود و امروز به این شرافت ( امیرالمومنین) قبله گردیده است
 
ای کافران فاجر و فاسق !
 
آیا راه را برای ادامه حج امام نیکان مانع می‌شوید؟
 
چه کسی از او به کعبه سزاوارتر است؟
 
چه کسی از او به کعبه نزدیکتر است ؟
 
اگر حکمت‌های آشکار و اسرار والای و امتحانات الهی نبود؛ این بیت الهی بود که به طواف امام حرکت می‌کرد. قبل از این که امام به سوی آن حرکت نماید مردم استلام حجر می‌کنند ولی این حجر است که او را استلام می‌نماید و اگر خواست مولای من بر پایه مشیت الهی نبود هر آینه مانند باز شکاری غضبناک که بر گنجشک‌های در حال پرواز هجوم می‌آورد به شما حمله می‌بردم و جان شما را می‌گرفتم.
 
ای قوم ترسو
 
آیا قومی را می‌ترسانید که تفریحشان در کودکی بازی با مرگ است.
 
پس چگونه‌اند در مردانگیشان ؟
 
و قسم می‌خورم که به جای قربانی کردن حیوانات، عزیزانم را برایش فدا کنم.
 
هیهات !!!
 
ببینید و به دقت نظاره کنید که رهرو چه کسی هستید؟
 
کسی که دائم الخمر است یا کسی که صاحب حوض کوثر است؟
 
کسی که در خانه او آواز خوان‌های مست هستند یا کسی که اهل خانه‌اش محل نزول وحی و قرآن است؟
 
کسی که در خانه‌اش جای آلات لهو و لعب و پلیدی‌هاست و یا کسی که خانه‌اش محل پاکی‌ها و آیات الهی است؟
 
شما در گمراهی شدیدی واقع شده‌اید که قریش در آن واقع شد، زیرا آنان می‌خواستند که رسول الله را به قتل برسانند و شما می‌خواهید که فرزند دختر پیامبرتان را به قتل برسانید.
 
و هیچ گاه این امر امکان‌پذیر نبود تا وقتی که امیرالمومنین علیه السلام زنده بود.
 
چگونه برای شما کشتن ابا عبدالله الحسین علیه السلام ممکن است تا مادامی که من از ذریه علی علیه السلام زنده‌ام؟
 
بیایید تا شما را به مقصودی که برای آن جمع شده‌اید راهنمایی کنم، به قتل من اقدام کنید، که این تنها راه برای رسیدن به قتل ابی عبدالله است.
 
گردن مرا بزنید، تا مراد شما حاصل شود.
 
خداوند شما را به مقصودی که دارید نرساند و عمرهای شما را کوتاه و فرزندانتان را مشتت و پراکنده نماید و شما و اجدادتان را لعنت کند.

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 02 آبان 1391

عاقبت آه کشيـدم نفس آخر را
نفس سوخته از خاطره اي پرپر را

روضه خواني مرا گرم نمودي امشب
روضه ي آنهمه گل، آنهمه نيلوفر را

آخرين حلقه ي شبهاي محرّم هستم
شکر، اي زهر نديدم سحـري ديگر را

باورم نيست هنوز آنچه دو چشمم ديده است
باورم نيست تماشاي تني بي سر را

باورم نيست غروب و حرم و آتش و دود
ديـدن ســوختن چارقـد دختر  را

غارت خود و علم، غارت گهواره و مشک
غـارت پيرهـن و غـارت انگشتر را

ذوالجناحي که ز يالش به زمين خون مي ريخت
نيـزه هايي که ربـودند سر اصـغر را

آه در گوشه ي ويرانه که دق مرگ شديم
تا که همبازي من زد نفس آخر را

کمک عمّه شدم تا بدنش خاک کنيم
بيـن زنجير نهـان کرد تني لاغــر را

چنگ بر خاک زدم تا که به رويش ريزم
سرخ ديدم بدنش... تکّه اي از معجر را

حسن لطفي


|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 02 آبان 1391


صداي صاعقه آمد که در هوا زده بود
گمان کنم که خدا مرد را صدا زده بود

به خنده ي دم آخر کمي تسلي داد
به جبرئيل که از غصه، ضجه ها زده بود

کسي که پيکره نيمه جان او آن شب
به شدت از اثر زهر دست و پا زده بود

در اين ميانه، عطش؛ اين حقيقت مکشوف
به بوم زندگي اش رنگ نينوا زده بود

عجيب بود که با حال تشنگي، به سرش
هواي نعل و سم اسب و بوريا زده بود

و ديد او سر شش ماهه را در آن اثنا
که ناشيانه کسي روي نيزه ها زده بود

دلش رضا نشد از آن کسي که عاشورا
به عمه زينب او حرف ناسزا زده بود

هزار سال پس از او ميان شعر، کسي
گريز روضه خود را به کربلا زده بود...

پيمان طالبي


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 13
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 1862
:: بازدید ماه : 5443
:: بازدید سال : 14824
:: بازدید کلی : 14824

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران