آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار مدح و ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393

غلامرضا سازگار

بارک الله نجمه امشب آفتاب آورده‌ای

وجه ناپیدای حق را بی‌نقاب آورده‌ای

در تراب امشب جمال بوتراب آورده‌ای

یا به دامن احمد ختمی مآب آورده‌ای

از دل دریای رحمت درِّ ناب آورده‌ای

گل به دست خود گرفتی یا گلاب آورده‌ای؟

با جلال آمنه مرآت احمد زاده‌ای

در حقیقت عالم آل محمّد زاده‌ای

**

این پسر حسن خدا را مظهر است و منظر است

این پسر سر تا به پا، پا تا به سر پیغمبر است

این پسر هم مصطفی هم فاطمه یا حیدر است

تو چو مریم، این پسر عیسای عیسی پرور است

این پسر در هفت دریای ولایت، گوهر است

این پسر قرآن بابا روی دست مادر است

ایـن شـه ملک قـدر فرمانده جیش قضاست

این همان جان جهان مولا علی موسی‌الرضاست

**

بضعۀ ختم رسالت، روح قرآن است این

بلکه هم جان جهان، هم یک جهان جان است این

قدر قدر و نور نور و فرق فرقان است این

من به قرآن می‌خورم سوگند، قرآن است این

جان دین، اصل ولایت، روح ایمان است این

شمع جمع انبیا در بزم امکان است این

لاله‌های وحی از فیض بهـارش کرده گل

بوسۀ موسی‌ابن‌جعفر بر عذارش کرده گل

**

ظرف نامحدود دریاهای رحمت ساغرش

آسمان گردیده چون پروانه بر دور سرش

ضامن آمرزش خلقی است آهوی درش

حافظ ایران اسلامی است در قم خواهرش

جد امیرالمؤمنین، ام ابیها مادرش

عالم هستی گرفته همچو کعبه در برش

موسی عمران بیا فرزند موسی را ببین

آدم و نوح و خلیل الله و عیسی را ببین

**

چار صحن او پناه چار رکن عالم است

گندم مرغان صحنش عکس خال آدم است

گنبد زرین او خورشید ماه مریم است

پیش احسانش به سائل گر جهان بخشد، کم است

در زمین قصر بلندش، عرش عرش اعظم است

شهر مشهد چون مدینه، او رسول اکرم است

خسروان در کویش احساس حقارت می‌کنند

انبیـاء و اولیـا او را زیـارت می‌کـنند

**

سایۀ گلدسته‌هایش سجده‌گاه آفتاب

آسمان بر خاک راه زائرش ریزد گلاب

جبرئیل از جام سقا خانه‌اش نوشیده آب

از حساب آسوده باشد زائرش روز حساب

پای دیوار حریم قدس او یک لحظه خواب

باشد از بیداری قدرش فزون اجر و ثواب

بهترین عبد خدا اینجا خدایی می‌کند

از تمـام آفرینش دلربـایـی می‌کند

**

از هزاران کعبه زیر سایۀ دیوار تو

بار خیل انبیا افتاده در دربار تو

من کیم تا باشم ای وجه خدا، زوار تو؟

خارم و روییده‌ام در دامن گلذار تو

می‌کشی ناز مرا هر چند هستم عار تو

گرچه بودم با گناهم باعث آزار تو

هر چه می‌بینی بدی از من نمی‌رانی مرا

من خجالت می‌کشم اما تو می‌خوانی مرا

**

رأفتت نازم چرا از من حمایت می‌کنی؟

از جهنم در بهشت خود هدایت می‌کنی

زنده‌ام از فیض سرشار ولایت می‌کنی

همچنان از کوثر نورم سقایت می‌کنی

نه مرا می‌رانی از خود، نه شکایت می‌کنی

قاتلت گر بر درت آید، عنایت می‌کنی

این که دشمن هم بوَد چون دوست مرهون شما

عفو و جـود و بذل و احسان است در خون شما

**

کیستی تو؟ ظرف احسان خداوندی، رضا

در کرم مثل خدا بی‌مثل و مانندی رضا

من همه بی‌آبرو، تو آبرومندی رضا

تیرگی بودم به بحر نورم افکندی رضا

بس که آقایی، به رویم در نمی‌بندی رضا

هر چه گریاندم دلت را، باز می‌خندی رضا

تو رؤف اهل‌بیتی، لطف و احسان بایدت

میزبـانی و پـذیرایی ز مهمـان بایدت

**

من به زنجیر غمت عمری اسیرم یا رضا

بسته شد از خاک زوارت خمیرم یا رضا

با تولای شما دادند شیرم یا رضا

وز گنه در آستانت سر به زیرم یا رضا

بار ده تا قبر تو در بر بگیرم یا رضا

لطف کن تا گوشۀ صحنت بمیرم یا رضا

هر چه بودم هر چه هستم«میثم»کوی توام

از خجالت کـورم امـا عاشق روی تـوام


********************************

 

عباس شاه زیدی

آب و جارو می کنم با اشک این درگاه را
ای که درگاهت هوایی کرده مهر و ماه را

چشمهایی را که حیرانند پشت "لااله"
درخراسان تو می بینند "الّاالله را"

این تجلی گاه سلطان ازل ، این کوه نور
برده است از یادها الماس نادرشاه را

بازبان بی زبانی بشنو از نقّاره ها
"وال من والاه " را و "عاد من عا داه را"

ای خراسانی ترین خورشید روشن کن مرا
ما که می دانی نمی دانیم راه و چاه را

من زیارتنامه خواندم ،شعرهایم مانده است
وقت داری تا بخوانم چند دفتر آه را؟

بیت هایم خانه بردوشند مانند خودم
راستش دعبل شدن سخت است این درگاه را

می کِشی از هرطرف هر بی پناهی را به توس
بچه آهو کرده ای انگار خلق الله را

شعر من با دوستت دارم به پایان می رسد
کاش می دادی جواب این جمله ی کوتاه را


********************************


رضا اسماعیلی

آقا ! گلایه دارم از این« من » که با من است
این« من » که با من است و مرا سخت دشمن است

این« من » که با من است و ندارد خبر ز عشق
در قاب سینه اش ، دلی از جنس آهن است

خیلی بد است این کــــه نشستم کنارتــــان
امــــــا سکوت بر لب من سایه افکن است

آقا گلایه ... من مثلا شاعـــــــــرم ، ولی
کو طعم شعر ؟ روی لبم « تن تتن تن » است !

پر واضح است ، این غزلی عاشقانه نیست
این واژه ها ، تکلم یک روح الکن است

باید دوباره ضامن آهـــــوی دل شوید
منظور من برای شما خوب روشن است

شاعر نمی شوم به خدا یک غزل ، مگر
عارف شوم به نور شما ، این مُبرهن است


********************************

حبیب باقرزاده

بی تو نفس به سینه ما جان نمی شود
بی تو بهشت روضه رضوان نمی شود

اصلا تمام وسعت این گنبد کبود
گنبد طلای شاه خراسان نمی شود

ناکام آن دلی است که در طول عمر خود
یکبار در حریم تو مهمان نمی شود

ایام عمر ما ز تو برکت گرفته است
کم‌های ما که بی تو فراوان نمی شود

تو دست من بگیر و بده روزی مرا
گندم بدون لطف شما نان نمی شود

گشتم میان این همه اذکار غرق نور
ذکری به دلبری رضاجان نمی شود


********************************

سید هاشم وفایی

هر شب که ماه دیدۀ خود باز می کند
از حُسن نور تو سخن آغاز می کند

دیگر کسی به غیر تو شمس الشموس نیست
غیر از تو ذره را که فلک تاز می کند

عطر بهشت می وزد از او به لاله ها
هربلبلی که نام تو آواز می کند

در باغ عشق می شکفد غنچه های نور
وقتی صبا سخن ز تو آغاز می کند

در گلشن بهشتی تو ای بهار حُسن
«جبریل بال میزند و ناز می کند»

بر گنبد طلائی تو چون کبوتران
در هر طرف ملائکه پرواز می کند

دیگر چه حاجت است مرا بر در مسیح
تا پرتو نگاه تو اعجاز می کند

روزی که سروها همه چون بید می شوند
ما را محبت تو سرافراز می کند

این عاشق فسرده «وفائی» هنوزهم
تنها به توست درد خود ابراز می کند


********************************

محسن عرب خالقی

از سر پیچ جاده راه افتاد
با صفا صاف و ساده راه افتاد

پا برهنه پیاده راه افتاد
پدر خانواده راه افتاد

از اهالی ده به رسم وفا
باخودش داشت التماس دعا

راه دور و پر از مشقت بود
كوله بارش پراز ارادت بود

گرچه هر گام او عبادت بود
آرزویش فقط زیارت بود

چقدر قطره رو به دریایند
همگی پا برهنه می آیند

راه بسیار رفته كم مانده
گریه شوق جای غم مانده

روی دوشش فقط علم مانده
دوقدم تا دم حرم مانده

فلكه آب روبروی حرم
بر مشامش رسید بوی حرم

ناگهان ایستاد، می گردد
چشم او مثل باد می گردد

با همه اعتقاد می گردد
پی باب الجواد می گردد

عشق شان نزول آن در بود
اشك اذن دخول آن در بود

دم در گفت یا امام رضا
من مریضم شفا امام رضا

سرطان مرا... امام رضا
نه فقط كربلا امام رضا

دم در بود كه مسافر شد
ساك خود وا نكرده زائر شد

چند شب بعدِ پنجره فولاد
كربلا خسته از مسیر زیاد

كفش خود را به كفشداری داد
پای شش گوشه تا رسید... افتاد

گرد و خاك حرم كه پاكش كرد
خادمی كنج صحن خاكش كرد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار دهه کرامت
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 12 شهریور 1393

ایران که بهشت در دل قم دارد
در مشهد خود امام هشتم دارد

در این دهۀ کرامت و رحمت و نور
خورشید به خورشید تبسّم دارد

سید هاشم وفایی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار مدح و مناجات امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 12 شهریور 1393

دلی از بند غم آزاد دارم
ز عمق سینه ام فریاد دارم

فتاده در سرم شور زیارت
هوای پنجره فولاد دارم

اگر آهوی حیرانم رضا جان
خوشم مانند تو صیاد دارم

خدا داند كه من چه خاطراتی
میان صحن گوهر شاد دارم

خراسان را همیشه خاك بوسم
غلام حضرت شمس الشموسم

چو زائر می شوم در مشهد تو
نظر تا می كنم بر مرقد تو

كبوتر می شوم پر می گشایم
كه بنشینم به روی گنبد تو

برایم دانه می ریزی و من هم
شوم مدیون لطف بی حد تو

ندیدم تا به حالا سائلی را
كه گوید دیده ام دست رد تو

دوباره بر گدایت رأفتی كن
مرا مهمان خان حضرتی كن

دل زائر اگر بشكست اینجا
به قدر و قیمتش پیوست اینجا

اگر مهمان تازه وارد آید
برایش سفره ای پهن است اینجا

خبرها حاكی از این است جبریل
میان زائران بنشست اینجا

مدینه رفته ها گویند عطری
ز شهر یاس سرشارست اینجا

ضریحت می دهد بوی مدینه
دلم را می كشد سوی مدینه

منم كه عاشق كوی رضایم
خراب و مست از جوی رضایم

به زلف او گره خورده دل من
اسیر بوی گیسوی رضایم

دخیل ضامن آهو بمانم
من آن آواره آهوی رضایم

میان زائرانش رو سیاهم
كه من شرمنده ی روی رضایم

اگر آقا كند بر ما دعایی
شوم با لطف او كرب و بلایی

به دور از تربت مخفی مادر
دمادم غصه خوردی ای رضا جان

برای دیدن روی جوادت
تو ساعت ها شمردی ای رضا جان

همه زخم زبان هایی كه خوردی
میان سینه ات بردی رضا جان

خدا را شكر كه تیری نخوردی
به گودالی تو شمشیری نخوردی

رضا رسول زاده


|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
سرود ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 11 شهریور 1393

سرود به همراه سبک

 

فقیری خونتون شد افتخارم      تویی نگارم ، عزیز زهرا

اسمتُ میون لوح دل نوشتم      باتو سرشتم ، شد عجین آقا

تموم آسمونیا به پای تو اسیرند

حور و ملک بایک نگاه به پای تو می میرند

تویی که خدا رو گنبدت نوشته ، نوشته

اونی که دوست داره توی بهشته ، بهشته

خاکم و خدا با عشق تو سرشته ، سرشته

ضامن آهو ، یابن الزهرا ، رضا

******

وقتیکه تو ایوون طلات میشینم         دل و می بینم ، تو عرش اعلا

بسکه آب سقا خونت نوشیدم         خودم دیدم ، حرم سقا

هرکی میاد تو حرمت با یه دل گرفتار

میگه زیرلب اذن دخول یا عباس علمدار

اونی که دلم بود از ازل اسیرش ، اسیرش

همونی که عالمی شده فقیرش ، فقیرش

دل که مالِ خودته ازم نگیرش ، نگیرش

ضامن آهو ، یابن الزهرا ، رضا

 

دریافت سبک


|
امتیاز مطلب : 293
|
تعداد امتیازدهندگان : 60
|
مجموع امتیاز : 60
سرود ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 11 شهریور 1393

سرود به همراه سبک

 

امشب دل من ، توی شلوغی دلا گم شد

مشهد رو که دید ، یه دفعه ای پراز تلاطم شد

گنبدت منو یاد كاظمین میندازه

تو دلم نقش حرم حسین می سازه

كشته ی مرامتم سلطان         مست ذكر نامتم سلطان

خلاصه ، غلامتم سلطان

******

وقتی كه میخوام ، یه گوشه ی دل شما باشم

باید دوباره ، مشغول ذكر یا رضا باشم

زائر معصومه و رضا كه بی حد شد

بهترین جاده ی دنیا قم تا مشهد شد

تو حرم تا وقتی جون دارم      نوكر و خادم زوّارم

به والله ، خیلی دوسِت دارم

******

پر در میارم ، از مسجد اعظم تا گوهرشاد

میگه دل من ، ولادتت آقا مبارك باد

كف زنون ، دستا به سمت آسمون بالاست

عیدی كو؟ ، عیدی ما برات كربلاست

هركی كه امشب اومد هیئت       از امام رضا داره دعوت

زهرا بهش میگه خدا قوّت

 

دریافت سبک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سرود ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 11 شهریور 1393

سرود به همراه سبک

(به سبک کامل شده ماه شبهای علی)

 

شب شب فرار ، غصه و غمه     مِیخونه ی مستان ، کنج حرمه

خشکی میخونه ، بارون اومده     مجنون میخونه ، جانان اومده

نوکر میخونه ، سلطان اومده

شهر و گلستون کنید     لب ها رو خندون کنید

به صرف شام حضرتی ، عالم و مهمون کنید

دسته ی گل بیارید     دل روی دل بکارید

برا ولی نعمتتون سنگ تموم بذارید

السلطان ، یا امام رضا

******

وقتی روی دست ، نجمه خاتونه     هلهله رو لبهای آسمونه

لبخند رو لب ، آقا می شینه     وقتی که میگن ، اهل مدینه

نجمه شبیه ، ام البنینه

میون این خنده هاش     میگه تو گوشش باباش

گل پسرم هوای ایرونیا رو داشته باش

تو فاطمه تباری     وارث ذوالفقاری

برا جوونای ولایی هیچی کم نذاری

برا ولی نعمتتون سنگ تموم بذارید

السلطان ، یا امام رضا

******

بازم شده فصل ، بیقرار شدن     آرزومه با یک ، گل بهار شدن

شیعه میدونه ، آقاش میرسه     خشکی که بیاد ، دریاش میرسه

روزای خوش و زیباش میرسه

شب شب پر نوریِ      آرزوم اینجوریِ

به زودی ایشالا میریم ، کربلا و سوریه

عازم مِیخانه ایم     تشنه ی پیمانه ایم

منتظر اشاره ی رهبر فرزانه ایم

السلطان ، یا امام رضا

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار ولادت امام رضا (علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393

 در ولا فصل الخطاب نامه ايمان رضاست
آنکه بر فضلش گواهي مي‌دهد قرآن رضاست
در «رضي الله عنهم ورضو» عنوان رضاست
چون«رضا» بر«صبر»هم دارد شرف، سلطان رضاست
برتر از يعقوب و بيش از يوسف کنعان رضاست
در دل ايّوب و نور موسيِ عمران رضاست
غم رضا شادي رضا و دل رضا و جان رضاست
از دل و از جان چه گويم جان رضا جانان رضاست

عده‌اي او را مسيحِ آل احمد خوانده‌اند
همچو جدّش عالِمِ آل محمّد خوانده‌اند
در دل ظلمت رضا را نور ايزد خوانده‌اند
در کرامت چشمه الطاف بي حد خوانده‌اند
بازش از روح القُدُس عبد مؤيّد خوانده‌اند
صيت نامش در همه دوران سرآمد خوانده‌اند
نام فضلش در همه عالم زبانزد خوانده‌اند
هر که مي‌گويد رضا اين است، بيش از آن رضاست

شهرت يعقوب در صبر و رضايش گفته‌اند
فضل يوسف را به پرهيز از خدايش گفته‌اند
حسن يوسف ديده‌اند و ماجرايش گفته‌اند
نام ابراهيم با عهد و وفايش گفته‌اند
قول اسماعيل را هم در قفايش گفته‌اند
داستان هاجر و سعي و صفايش گفته‌اند
از يد تابان موسي و عصايش گفته‌اند
آنكه وصف لطف و خوبيهاي او نتْوان، رضاست

من شهادت مي‌دهم خود شافع محشر علي است
نور حق، جان و دلِ زهرا و پيغمبر علي است
آن قسيم نار و جنّت، ساقي کوثر علي است
در فلک سرور علي و بر دو عالم سر علي است
اوست سلطان سرير «انّما» سرور، علي است
نور حق در احمد است و نور احمد در علي است
هم خلافت ختم بر آل علي و بر علي است
چون تجلّاي علي در عالم امکان رضاست

هم خلافت ختم بر او، هم ولايت را تمام
در مقام او سرودن چيست؟ شرح ناتمام

تشنگان چشمه آل عبا، هذالامام!
ساقي جام کرامت، حضرت صاحب مقام
بهترين فرزند نور، آيينه خيرالانام
گر زمن خواهد کسي کو را نشان گويم به نام
«بضعة في الطوس مني» خوانَدش جد کرام
آنکه در طوس است چون سرّ خدا پنهان، رضاست

کيست اين از «جنه الفردوس» باب هشتمين
در خراسان پاره‌اي از جسم خيرالمرسلين
چشمه‌اي از آفتابِ «رحمه للعالمين»
با سر انگشتش چو موسي چشمه رويد از زمين
مرقدش انگشتر مُلک خراسان را نگين
خادمِ درگاه او را شهپر روح الامين
آسمانش در تولا بر زمين سايد جبين
مهر اهل البيت، صاحبْ سفره احسان رضاست?

اي که از فضل شما گويند قول مختلف
هر کسي بر لطف و احسانت به نوعي معترف
اي خوش آن زائر که گردد در حريمت معتکف
از صراط المستقيمت دل نگردد منحرف
اي شده در روي تو حُسن الهي منکشف
يارب اين مهر ولا در دل نگردد منکسف
رمز «رضوانٌ من الله» است در را، ضاد، الف
آنکه درباني بابش منصب رضوان، رضاست

ما سوي گر لااله است آنسوي الاّ رضاست
محمل عطر گل گلزار اعطينا رضاست
خم رضا ساقي رضا و مي رضا مينا رضاست
سر رضا سرور رضا مولا رضا آقا رضاست
عصمت يوسف رضا و غربت يحيي رضاست
جلوة احمد رضا عيسي رضا موسي رضاست
گرنشان خواهي که اين قصرسليمان يا رضاست
آنکه بزمش نيست يکدم‌ خالي ازمهمان،رضاست

سايه لطف تو هرگز از سر ما نيست کم
چون تو هستي در دل ما، در دل ما نيست غم
تا که جان دارد زند دل از ولاي دوست، دم
دشمنت را خوار دارم، دوستت را دوست هم
شوق ديدار تو دارم يا رضاجان دم به دم
کي دهي بارم خدا را باز هم در آن حرم
گر کني حاجتْ روايم، بر تولايت قسم
آنکه از شوق وصالش مي‌سپارم جان، رضاست

اين حريم امن يزدان است، اي دل «لاتخف»
در خراسانش شکفته هم مدينه هم نجف
موضع سرّ نبي، مرآتِ مهرِ «لوکشف»
انبياء و اوليايش خاک بوسند از شرف
جن و انس از يک طرف، خيل ملک از يک طرف
غنچه غنچه مي‌فروش و گل به گل ساغر به کف
ساقي رحمت که در کويش دو عالم بسته صف
آنکه هم بر اين دهد انعام و هم بر آن رضاست

سيدالمظلوم يا من حبه حب الحسين
انت وجه الله في الارض و نورالمشرقين
اي بقيع و سامرا و کربلا و کاظمين
هم مدينه هم نجف گل کرده در طوست به عين
مصطفي را پاره تن، بهر زهرا نورعين
تا قيامت مثل ثارالله بر ما از تو دين
اي ز شأنِ مادر تو: کاف و ها و يا و عين
گر کنيزِ «نجمه» گردد دختر عمران، رضاست

«آهوي دشت معاصي»! تا کجا اينسان، بايست!
گر همه عالم بگردي، ضامن آهو يکي است
آنکه بر درگاه فضلش مرغ و ماهي مي‌گريست؛
آنکه حتي مور هم نوميد احسانش نزيست؛
جز علي موسي الرضا، شافي و شافع کيست؟ کيست؟
گر که اين در بارگاه لطف يزدان نيست، چيست؟
آنکه مي‌گويد که در محشر شفاعت شرط نيست
قول او را مشنو و باور مکن، غفران رضاست

چشم دل وا كن علي‌موسي‌الرضا بي‌پرده است
تخت سلطان سرير انّما بي‌پرده است
آنكه جان بخشد به شير پرده‌ها بي‌پرده است
مظهر فضل علي شيرخدا بي‌پرده است
مشرق رب سموات العُلي بي‌پرده است
آفتاب رحمت و فضل و سخا بي‌پرده است
محرم طوس الرضا،‌ كربلا بي‌پرده است
آنكه با او كربلا گل كرده در ايران رضاست

اي دل امشب در خراسان رو به ياد مرتضي
قل «فَوَ ربّ السماء» إنّي لمجنون الرضا
کيست جز موسي الرضا مشمول فضلِ «اِرْتضي»
خيز و حسن عاقبت خواه از برِ «حُسن القضا»
يارب از اکرام خود کن حاجت ما را قضا
چون ملک بال و پري خواهم به شوق آن فضا
چون علي در علم و عدل و حکمت و حکم و قضا
تا ابد بر دشت جان شيعيان، باران رضاست

خلق او خلق نبي، بوي نبي بوي رضا?
اوست مرآت علي، خوي علي خوي رضا?
در قيامت حضرت زهراست پهلوي رضا?
از کرامت شيعيان شرمنده روي رضا?
هست محراب ملائک طاق ابروي رضا?
روضه جنت مقام زائر کوي رضا?
يارب از عالم که دارد بخت آهوي رضا?
من که بر عالم نبخشم تاري از موي رضا?
آنکه بر خاکش متاع جان کنم ارزان، رضاست

يا علي موسي الرضا، يا حضرت شمس الشموس
طوس با تو هفت اقليم جهان را چون عروس
خاکيانت ريزه‌خوار و عرشيانت خاکبوس
اي شده سعدالسعود از مقدمت خيل نحوس
هر چه جز لطفت دريغ و هر چه جز فضلت فسوس
نور برهانت دهد رخت مسلمان بر مجوس
بر سليمان معنيِ «من فضل ربي» شاه طوس
حجّتِ يوسف به «لولا أن رَأي برهان» رضاست

سرمه چشم دو عالم گردي از نعلين تو
تا قيامت بر سر ما هست مولا، دين تو
اتّحاد است از ولا بين خدا و بين تو
سلسبيل آورد در خاک خراسان، عين تو
خود سلام‌ات گفته جدِّ سيدالکونين تو
حضرت زهرا مبارک باد نورالعين تو!
عطر عترت، نور قرآن مجمع البحرين تو
سرّ «يَخرُج منهُمَا اللّؤلؤ وَ المرجان» رضاست

بنگريد اي عرشيان آيات بي تبديل ر
منزل خيل ملائك، مهبط جبريل را
آنکه داده ذوالجلالش مسند تجليل را
در ولاي اوست معنا جمله تهليل را
بر درش نقاره زن آورده اسرافيل را
در کرامتها گشاينده است رود نيل را
آن دَه و دو نانِ عيسي در سبد، انجيل را
سفره اطعامِ «وجه الله» در قرآن، رضاست

همچو برمک دشمنانت «کالجَراد منتشر»
دشمنان خاندانت جمله «کذّابٌ أشِر»
چيست دنيا در نگاهت جيفه‌اي جويي کدر
اي تو مفتاح السما فضلت «بماءٍ مُنهَمِر»
«مقعد الصدق»ات حرم، «عند مَليکٍ مقتدر»
اي جهاني قائم آل شما را منتظر
در دل پاکت ز نور حضرت زهراست، سرّ
درِّ پنهان مهدي و درياي بي‌پايان رضاست

محمد سعيد ميرزايي


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مناجات با امام زمان(ع) گریز آخر به روضه امام حسین(ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : شنبه 08 شهریور 1393

از فراقت چشم هایم غرق باران می شود
عاشق هجران کشیده زود گریان می شود

درد غفلت یک طرف، درد جدایی یک طرف
مشکلاتم یک به یک دارد فراوان می شود

از خودم ناراضی ام از بس که دنیایی شدم
دل اگر شد جای غیر از یار، ویران می شود

داروی این درد بی درمان فقط در دست توست
درد من با بوسه بر پای تو درمان می شود

یابن الزهرا چاره ای کن مرگ دارد می رسد
آفتاب روی تو پس کی نمایان می شود؟

خوش به حال نوکری که پاک و بی آلایش است
این چنین شخصی در آغوش تو مهمان می شود

هر که از فعل حرام و شُبهه دوری می کند
مور هم باشد اگر، روزی سلیمان می شود

سربلند از امتحان عاشقی آید برون
عاشقی که همّت وصلش دو چندان می شود

کوری چشم حسودانی که طعنه می زنند
عاقبت می آیی و دنیا گلستان می شود

جزء بکّائین شدی با گریه بر جدّت حسین
اشک می ریزی و قلبت بیت الاحزان می شود

هر کسی که مُنکِر گریه برای جدّ توست
شک ندارم تغذیه از دست شیطان می شود

تا نفس در سینه ام باقی ست گریه می کنم
گریه ام خرج غم شاه شهیدان می شود

محمد فردوسی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 07 شهریور 1393

حکم کردند که بی عشق نفس مذموم است
شکر این سینه به عشق ازلی محکوم است
از رضایی شدن تک تک ما معلوم است
دل مسلمان شده ی فاطمه معصوم است

همگی مستی خود را ز همین خم داریم
هرچه داریم همه  از حرم قم داریم


به غبار قدم وصف تو محشر برسد
پای توصیف تو باید که برادر برسد
تا که درشان تو مضمون برابر برسد
جای آنست که یک سوره کوثر برسد

لال در محضر تو بودن ما ، وصف شماست
ورنه این شعر همان قطره کنار دریاست 


تو رسیدی و پدر صاحب دختر شده است
صاحب و آسیه و مریم و هاجر شده است
از گل خنده تو دهر معطر شده است
خواهری زینت آغوش برادر شده است

تا که قنداقه تو دست برادر افتاد
گوییا حق به حسین بن علی زینب داد


 کعبه بر آل علی کرده گریبان را چاک
سایه چادر تو پهن شده در افلاک
تو همان عرش نشینی و من افتاده به خاک
من چگویم پدرت گفت ابوک به فداک

بگذار ید بدانند تمام دنیا
پای این درس گرفتیم مسلمانی را


کرمت جلوه ای از بارش باران دارد
سفره ی ما ز کرم خانه تو نان دارد
این همان نیک سرشتی است که انسان دارد
که ارادت به تو و شاه خراسان دارد

محک عشق تو در سینه انسان کافی است
هرکسی عشق نورزد به شما آدم نیست


دست ازعشق محال است که ما برداریم
عشق خاک قدمت  بود ، اگر سر داریم
از بهار نفست شهر نیاسر داریم
عطرتو بود گلابی که به قمصر داریم

از زمانی که قدمهای تو آمد این سو
نمک سفره ایران شده قم ای بانو


مینویسم به تو ای مقصد و مقصود حیات
مینویسم به تو از تشنه لب آب فرات
هرکه شد مست حسین از تو گرفته است برات
پرچم گنبد تو عرشه کشتی نجات

کاش  میشد که به دست تو خدایی بشویم
تا محرم همگی کرببلایی بشویم


موسی علیمرادی

************************


همیشه بوده فقط لطف ، کار فاطمه ها
که بوده ایل و تبارم دچار فاطمه ها

اگر قرار بر این است بی قرار شوم
خدا کند که شوم بی قرار فاطمه ها

خوشا به حال کسی که تمام زندگی اش
مدام چرخ زند در مدار فاطمه ها

نیاز نیست به توضیح حجب و عفتشان
زبانزد است همیشه وقار فاطمه ها

رسیده چون شب میلاد من کجا بروم
مدینه هست و یا قم مزار فاطمه ها

عجب نباشد اگر قم شده دری ز بهشت
بهشت بوده چو در انحصار فاطمه ها

گره به کار من افتاده می روم سوی قم
دخیل بسته ام امشب فقط به بانوی قم

تمام کشور ما خاک زیر پای شما
که هست این همه امنیت از دعای شما

چه ارزشی ست به ناقابلی جان چو من
هزار جان گرامی شده فدای شما

نگاه کن که همه نوکر و غلام تواند
بگو که سر بتراشیم ما برای شما

زنان کشور ما گوشه گوشه ی این خاک
چه مادران و چه خواهر کنیز های شما

رسیده صبح ، گدایی به خاکبوسی تان
به عرش می رود امشب همان گدای شما

دوباره باز کلامی بگو تو فاطمه جان
دل از امام رضا برده چون صدای شما

خوش آمدی به جهان زینب امام رضا
عنایتی برسان زینب امام رضا

اگرچه دختر موسی ابن جعفر آمده است
دوباره فاطمه با شکل دیگر آمده است

عجیب نیست که امشب دلم به تاب و تب است
ببین که در بغل نجمه محشر آمده است

رسیده است که خوشحال شود امام رضا
و باز مونس جان برادر آمده است

شنیده ایم که وقتی رسید وادی قم
سوار محمل و با شال و معجر آمده است

شنیده ایم که گل بود دست مردم قم
چنان که دختر پاک پیمبر آمده است

هزار مرتبه آتش بگیر شام خراب
کسی نگفت که غمدیده خواهر آمده است

کسی به سنگ پران های شهر شام نگفت
نزن که حوصله ی زینبش سر آمده است

تفاوتیست به شهر قم و به شام بلا
به حد نیزه ی راس شهید کرببلا

سید حجت بحرالعلومی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سرود ولادت حضرت معصومه(س)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 شهریور 1393

 

ای کریمه ما رو جُزو زائرات کن       دل ما رو کفتر گنبد طلات کن

زائر اون مرقد و صحن و سرات کن

به گل روی رضا امشب

دلبر موسی بن جعفر     دختر موسی بن جعفر

آینه ی روی زهرا            کوثر موسی بن جعفر

سیدتی اَغیثینی

******

مرقدت در قُم چو گلزاری معطر       حرم تو ملجأ عشاق حیدر

دل ما شد از همینجا معتکف در

اون حریم با صفا امشب

نور ِ فِداها ابوها      بانوی بی کُفو و همتا

زاده ی باب الحوائج      ذکر تو ذکر یا زهرا

سیدتی اَغیثینی

******

مرقد تو مرقد آل پیمبر          میکنم رو سوی تو با دیده ی تر

بده بر ما ای گل موسی بن جعفر

یه برات کربلا امشب

آرزمونه بی بی جان     با دل ِ بر غم مبتلا

قسمت جمع ما بشه      یک عرفه کرببلا

سیدتی اَغیثینی

 

دریافت سبک

 

****************************

 

به همراه سبک 

آمده دنیا ، جلوه ی جانان     آیه ی کوثر ، خواهر سلطان

آمده کریمه ی آل طاها     بانوی علیمه ی آل طاها

ای توحید و قدر و کوثر ، بضعه ی موسی بن جعفر

در سرم هوای یا معصومه     در دلم نوای تو یا معصومه

چشم آرزوی سائل باشد بر     بخشش و عطای تو یا معصومه

ای عزیز فاطمه یا معصومه

******

مرقدت بانو ، جنت الاعلا       خاک پاک تو ، تربت زهرا

مهر تو صفا به سینه میدهد    درگهت بوی مدینه میدهد

بابا به تو ، ای بی همتا ، گفته فِداها ابوها

جلوه های فاطمی در روی تو     قبله ی دل ملائک کوی تو

هر که آرزوی سلطانی دارد     رو کند پی ِ گدایی سوی تو

ای عزیز فاطمه یا معصومه

******

اهل ایران و یار دلداریم     صد هزاران شکر که تو را داریم

با خدا نما تمام دلها را      کن سفارش به امام رضا ما را

دل بر هجران ، شد مبتلا ، ما را ببر کرببلا

با محبت تو و برادرت      ما فروغ دیده ی عالمینیم

گر عنایتی نمایی ، عرفه     زائر کرببلای حسینیم

ای عزیز فاطمه یا معصومه

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 4
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 152
:: باردید دیروز : 296
:: بازدید هفته : 1049
:: بازدید ماه : 5983
:: بازدید سال : 15602
:: بازدید کلی : 15602

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران