آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار مناجات با امام زمان(عج)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 14 مهر 1393

در موج بلا عاشق خود را نگذاری
این غمزده را در دل دریا نگذاری

هر روز دَهَم وعدۀ دیدار تو بر خویش
امروز دگر وعده به فردا نگذاری

دنبال تو میگردم و بیخود شدم از خود
دیوانۀ خود را به تماشا نگذاری

ما تشنه لب جرعۀ دیدار تو هستیم
داغی به دل تشنه لب ما نگذاری

با دست تهی چشم به الطاف تو دارم
مسكین درت را به تمنا نگذاری

سوگند به زهرا كه كسی جز تو ندارم
یك لحظه مرا بی كس و تنها نگذاری

ره دور و سفر سخت و مرا فرصت كوتاه
بی توشه مرا  روز مبادا نگذاری

تنها گره ما به نگاه تو شود باز
ما را به امید دگران وا نگذاری

هرگاه كنی عزم سفر سوی مدینه
از قافلۀ عشق مرا جا نگذاری

روشن نشود دیدۀ تاریك "وفائی"
بر روی دو چشمش قدمی تا نگذاری

سید هاشم وفایی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
متن روضه شهادت مسلم بن عقیل (ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393


استاد آرزومند

هرکسی گفت حسین فاطمه او را بخشید
بس که بخشید گنهکار دگر کم آمد
چشم وا کن که علی فاطمه را میارد
پیش از آنها خود پیغمبر اکرم آمد

امام صادق ع هر وقت مجلس میگرفت عبا را دم در می انداخت میفرمود مادرم فاطمه میاد میشینه دم در

شب اول دلم می خواد بگه حسین
خودشان بانی و هم گریه کن و سینه زنند
هر چه قیمت شده از آن بیت مکرم آمد
نوکر تو همه جوره به خدا نوکر توست
کار تو بر همه  اعمال مقدم  آمد
وعده کن در شب اول به شب اول قبر
ملکی مژده دهد شاه دو عالم امد
جای هرکس که به ما سینه زدن آموخت
دل پر غصه بگریید که محرم آمد

اینقدرمسلم غریبه،حدود سه ماهه رفته کوفه، تو راه  كه میومد اون راه بلد مسلم از عطش جوون داد، نامه نوشت به ابی عبدالله برگردم با خودتان بیام، ابی عبدالله شاید به صورت رمز نوشت برای مسلم: وعده ی من و تو دروازه کوفه،ابی عبدالله به وعده اش وفا كرد، تادروازه كوفه دختر مسلم آروم گریه میکرد،اما هچین كه به دروازه رسید دید سر باباش بالای دروازه آویزانه،از بالای نیزه چشمها تو چشم هم افتاد،گفت سکینه ببین اینم سر بابای منه   بگوحسین................

کوچه گردی نکن حبیب خدا میهمانی تو منزلت داری
دعوتت کرده اند این مردم توازاین کوفه دست خط داری
رونزن گوششان کراست امشب باغم بی کسی مدارا کن
همه دارند میروندآقابی صداگریه کن تماشا کن
ای ولی فقیه دل خسته ای ابرمرد قهرمان چه خبر
نامه ای دادی حسین برگرد از امام زمانمان چه خبر
بازهم بی بصیرتی کردندجهلشان کاردستتان داده
لقمه های حرام را خوردند دل بریدنداز شما ساده
چاله کندندبرسرراهت تاکه گودال رامحک بزنند
ریسمان جهالت آوردندتابه زخم دلت نمک بزنند
کوفه بال وپرشما را بست کنج دیوار خسته افتادی
تنگی کوچه هاش باعث شد یاد پهلوشکسته افتادی
ضربه هاشان به پهلویت میخورد دردهایت یکی دوتاکه نبود
چقدرزود دوره ات کردند کوفه گودال کربلا که نبود
آب در حسرت لبان سوخت لب پاره معذبی آقا
باغروری شکسته آقا جان سردارالاماره ات بردند
باورم نیست باتنی بی سرسمت میخ قناره ات بردند
تهمت خوردن شراب زدند به شما مرد حق پرست آقا
تازه با این که خیزران نزدنددوسه تا دندانتان شکست
خیزران گفتم ودلم خون شد دهنم تیر میکشد چه کنم

دستاشو بستن  بالای دارالاماره سروازبدن جدا کردن، تا آخرین لحظه میگفت :حسین کوفه میا،آخه امروز فهمیدم مغازه ها به نیزه سازی تبدیل شدند،بازار نیزه فروش ها شلوغ شده کوفه پر از حرمله است،اینجا به میهمانان آب نمی دهند، از بالای دارالاماره تنش رو به پایین انداختند، طوعه میگه گفتم برم ببینم مهمان دیشم رو چی به سرش آوردند، دیدم بدن بی سرو  پاهاش رو به ریسمان بستندریالبا اسب تو کوچه میکشیدند دیدم بردند،میگه اومدم دنبال جنازه،بردنش بازار قصابها برای اینكه همه شیعه ها بترسند،بدن روبه قناره قصابی آویزان کردند تازه این نایب آقاست این جور کشتند،برا خودش برنامه ها چیدند،...


****************************

حاج منصور ارضی




كوفه انگار كه نسبت به تو احساس نداشت

باغ ها

دوازده هزار نامه فقط از كوفه فرستادند
باغ ها ظرفیت عطر گل یاس نداشت
اصلاً حیف بود تو بیای كوفه آقا

ریشه ی همه ی حرف های ما چند بعدی است،هم مال امروز،هم مال اونروز

ریشه ی غفلت كوفه به كجاها نكشید
كه سفیر پسر فاطمه را پاس نداشت
كوفه از بس كه نگاهش به حرام عادت كرد

یعنی سینه زن،اگه هی به نگاه به نامحرم ،زن های بی حجاب بكنی،خطر داره برا دلت،اول كار اشكت رو میگیرند،هرچی هم من و دیگران بخونیم ،مات میشینی دلت میسوزه،اما این سنگ كه تو چشمته، نمیذاره گریه كنی
كوفه از پس كه نگاهش به حرام عادت كرد
چشم دیدار تو  مسلم و عباس نداشت

حسین......

یادشان نیست تو را بس كه نمك نشناسند

اومدند در خونه ی حسین،بعد از امر امیرالمؤمنین ،آقا دعا كن بارون نمیآد،قحطی مارو داره میكشه،زن و بچه مون دارن از تشنگی میمیرند،آقاجانم،حضرت دعا كرد،شنیدید،این حرف مال شب هفتمه،دعا كرد بارون اومد،بركه هاشون پر شد،همه خوشحال شدند،آقا جان تلافی میكنیم،ای نامرد مردم،بی درد مردم

یادشان نیست تو را بس كه نمك نشناسند
گویی این شهر جفا عاطفه بشناس نداشت
آشنا با تو كسی بود ولی بود ولی
جز دل حانی و طوئه دل حساس نداشت
امت نامه پران با تشری برگشتند
نامه نوشتند اما نامه پرون بودند
زره ای صدق و ثبات قدمی ناس نداشت
با تو دلهاست ولی بر تو زبان شمشیر
كوفه جز تیر و سنان دكه ی اجناس نداشت
پایتختی كه در آن عدل علی میزان بود
هیچ در ظلم ستم بهر تو وسواس نداشت
به رجز خوانی من مرد و زنش خندیدند
هی گفتم من مسلمم،نایب حسینم،هو كردن
به رجز خوانی من مرد و زنش خندیدند
نایبت چاره ای از خنده ی خناس نداشت
دست من بسته شد و دست جسارت وا شد
كوفی انگار دگر غیرت و احساس نداشت

داره با خدا مناجات میكنه،گریه میكنه،آخه تو كوچه های كوفه،دویست سرباز دارن باهاش میجنگند،دوباره كمك خواستند،ابن زیاد داد زد،فحش داد به اون سردارش،كه داشت میجنگید،گفت:مگه چیكار میكنی،یه نفره نمیتونی دستگیرش كنی،گفت : اینها از بنی هاشم اند،مگه مارو به سمت،بقّال های كوفه فرستادی، این مسلم ِ،فریبش دادند،امان نامه گرفتند از ابن زیاد،دادن دست آقا،همچین كه دادن دستش و خوند،دید اصلاً اینقدر امان نامه قوی است،میتونه بره به حسینش برسه،میتونه بره،دست از شمشیر كه برداشت،دستاش رو بستند،حالاهركی میرسه یه شمشیر بهش میزنه،لبش شكافته شد،دندوناش شكسته شد،آب آوردن روزه اش رو باز كنه،دندونهای ثنایاش افتاد،خون آب رو  مضاف كرد،آب رو برگردوند،به خودش گفت:من باید تشنه بمیرم،مثل اربابم حسین،آی حسین....


****************************
حاج حسن خلج

                      

بی كس و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با كه بگویم كه غم خواری نیست

اهلش هستی؟عمقش رو پیدا میكنی؟قطعاًمیدونم نیازی نیست بازش كنم،اگه بخوام بشكافمش،خیلی دردناك میشه موضوع.

یارب این شهر چه شهری است كه صد یوسف دل
 به كلافی بفروشند و خریداری نیست

قربون ناله هاتون برم،قربون زمزمه هاتون برم كه این زمزمه ها كاروان استقبال از قافله ی حسینه،با ناله هاتون دارید میرید استقبال،آقامون داره میاد،كربلا،حسین جانم،حسین جانم،امیداوارم به حق امیرالمؤمنین علیه السلام،همیشه دلت پرسوز و گداز باشه،هرجا اسم حسین رو شنیدی،آتیش دلت زبانه بكشه،تو كوچه پس كوچه ها میگرده،سر به دیوار میذاره.

برحُرمتِ

تواضع رو ببین،میگه من كه چیزی نبودم،اما تو من و فرستادی،من پیام آور تو بودم،باید به خاطر تو هم كه میشد،حُرمتِ من رو نمیشكستند،اما

برحُرمتِ پیمبریم پا گذاشتند
جز سایه ام مرا همه تنها گذاشتند

آقای من حسین،حسین جان،نیا آقا،آقا جان تو كوچه پس كوچه هاشون گشتم،تو بازار آهنگراشون رفتم،دیدم همه دارن آماده میشن،شمشیر تیز میكنند حسین،نیزه میسازند حسین بستند
حسین جان یه نگاه بكن،از بالای دارالاماره گفت: ببین همه ی وجودم داره تو رو میبینه،برادرا،شمشیر وقتی میبره،حالتی كه جا میذاره،شبیهه چشم ِ

بستند اگر دو چشم من  اما به پیكرم
صد چشم زخم را به رهت وا گذاشتند

آقا ببین با من چه كردند،من نگران خودم نیستم،نگران چی هستی؟

دندان تیز نیزه شان را گمان كنم
آقای من میشه نیای؟
دندان تیز نیزه شان را گمان كنم
وقف گلوی اكبر لیلا گذاشتند

دیگه چه خبره مسلم؟

چشمان زهر دار سه شعبه به طعنه گفت
من را برای دیده ی سقا گذاشتند

از اون طرف ابی عبدالله،فرمود: مسلم،سهم علی اكبر و گفتی،سهم لیلا رو گفتی،سهم عباس رو گفتی،سهم همه رو یكی یكی گفتی،سهم من چی شد؟بگم سهم حسین رو یا نه،آقاجان نیا،نیا

تا یك هزاران نهصد و پنجاه ضربه را
سهم تن شریف تو آقا گذاشتند

هیچ كدوم این خبرها امام حسین علیه السلام رو تكون نداد،هیچ كدوم این خبرها تعجب آقارو وا نداشت،هیچ كدوم این خبرها آقا رو از جا نكند،اما این خبر آخر امام حسین علیه السلام رو از جا كند،از جا بلند شد،مگر خبر چه خبریه؟حسین جونم

چشمان تیزبین دو صد سنگ را
سنگ هارو بالای بام ها جمع كردند،برای كی؟
چشمان تیزبین دو صد سنگ را

به بام چشم انتظار زینب كبری گذاشتند
حسین آرام جانم،حسین روح و روانم


****************************

استاد سلحشور              
               

السلام علیك یا اباصالح،المهدی،آجرك الله یا بقیة الله،قربون شال عزات برم آقاجان،قربون خون گریه كردنات برم آقاجان.

آقای خوب و مهربون
گل زمین و آسمون
چشاش شده كاسه ی خون
آخه محرم رسیده
خال سیاه رو گونشه
دل همه دیوونشه
شال عزا رو شونشه
آخه محرم رسیده
میخوای صداش بزنی؟آقام آقام آقام آقام
امیر عشق عالمین
چو فاطمه به شور شین
تو گریه هاش میگه حسین
آخه محرم رسیده
دلش به تاب و تبه
ز گریه ها لبالبه
به فكر عمه زینبه
آخه محرم رسیده
صدا صدای قافله است
یكی به فكر سلسله است
كمون به دست حرمله است
آخه محرم رسیده
می خوام برات بمیرم،حسین،حسین،حسین جان الهی برات بمیرم.

مسلم میگه:

بر باد داده ام همه ی آرزوی خویش
همه ی ناراحتیم برا اینه
آواره كرده ام حرمی را به سوی خویش
زانوش رو بغل گرفته بود،می گفت:
شرمندگی گرفته نفس را به سینه ام
مرثیه خوان كوچه ی تنگ مدینه ام

اینجا با یه مرد راه گرفتن این طور،همش میگم با فاطمه تو اون گوچه ی تنگ چیكار كردن،اینها رحم ندارن،مروت ندارن،مردونگی ندارن

وا مانده ام چگونه شبم را سحر كنم
ای دل بگو مراکه چه خاکی به سرکنم
 چون چاره نیست تکیه به دیوار می زنم
زانو بغل گرفته­ام و زار می­زنم
از هر درخت نخل در این شهرکینه خیز
‏هر ساقه نیزه ای شدو هر شاخه تیر تیز
 هر پاره آهن از هنر دست این دیار
یا نعل تازه­ای شده یا تیغ آبدار
‏شوری به پاست بر سر پیر و جوان شهر
صف بسته اند بر در آهنگران شهر
 اینجا تمام قافله را سنگ می زنند
حتما اسیر سلسله را سنگ می زنند
‏با پنجه­های زبر و خشن شانه می­کشند
زلف یتیم را در هر خانه می­کشند
‏می­ترسم ازگُلی که تنش خیزرانی است
ازکودکی که چهره او ارغوانی است
 اینجا سلام را ز سر بام می دهند
ناموس راکتک زده دشنام می دهند .


ای وای ای وای ای وای

میخوان بیعت بگیرن از ابی عبدالله؛ولید ملعون،مروان ملعون،ابی عبدالله رو دعوت كردن بیاید برا بیعت؛ابی عبدالله میدونه اینها چه خیال شومی در سر دارن،به جوونهای بنی هاشم فرمود من دارم میرم،شما هم با من بیایید،پشت این خونه باشید اگه دیدید خطر من و داره تهدید میكنه،صدای حسین بلند شد واردبشید ، مگر نه نیایید،ابی عبدالله وارد خونه شد،مروان ملعون رو كرد به ولید،گفت:اگه دست از حسین برداری،دیگه نمیتونی حسین رو پیدا كنی،همین جا كار و تموم كن،آقا بلند شد پیراهن این ملعون رو گرفت،گفت: زنا زاده تو میخوای من و بكشی،تا صدای حسین علیه السلام بلند شد،مسلم،با شمشیر كشیده،دوید داخل،اباالفضل علیه السلام از یه طرف،علی اكبر از یه طرف،میدونی این منظره رو حسین كجا یادش اومد،اومد مقابل لشكر ایستاد،گفت:اَین مسلم؟كجایی مسلم؟تهدید میشدم،حمله كردی،ببین این  شمشیر برهنه ها؛دور حسین داره میچرخه،چرا جوابم رو نمیدی،مگه نمیبینی من غریبم،حسین رو میخوان بكشن،.....حسین....


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
متن روضه شهادت امام محمد باقرعلیه السلام
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

سید مهدی میرداماد

امشب از آسمان چشمانت
دسته دسته ستاره می چینم
در غزل گریه‌ی زلالت آه
سرخی چارپاره می بینم
زخمهای دل غریبت را
مرهم و التیام آوردم
باز از محضر رسول الله
به حضورت سلام آوردم

ان شاءالله مدینه رو ببینید،اگه دیدی كناره دستید یه جوره دیگه گریه میكنه،با یه حالی،با یه اشكی،بدون یه شب مدینه رو دیده،بقیع رو زیارت كرده،من بعضی وقت ها به بعضی رفقا میگم،اگه میخواید مدینه برید،دعا كنید شب ،مدینه نرسید،میگن،چرا؟مدینه ،مدینه است دیگه! میگم نه،روز برسید مدینه باز بهتره،همه ی مدینه روشنه،افتاب هست،اما وقتی شب میرسید مدینه،نگاه میكنی،فقط یه گوشه تاریكه،همه ی مدینه پر از چراغه،همه ی خیابونها،فقط یه گوشه تاریكه،میخوای دق كنی،می خوای داد بزنی،میگی بابا اینجا چهارتا امام ما زیر خاكن،شب خیلی سخته مدینه رسیدن،ان شاء الله بری،وصف العیش،نصف العیش،بزار یه سفر معنوی آغاز كنیم،مگه نفرمود، و قبره فی قلوب من والا،الان دل تك تك شما یه بقیعه، از قبر پیغمبر بیا،از پله های بقیع برو بالا،جلوی در بسته ی بقیع ،همچین كه میرسید،یه صحنه ای صدای ناله ات رو بلند میكنه،میبینی،یه قفل بزرگ به در زدن،یعنی همون جا باید بایستی،جلوتر ممنوعه

ساحت مستجاب سجاده!
بندگی را تو یادمان دادی
دل ما شد اسیر چشمانت
دلمان را به آسمان دادی
آیه آیه پیام عاشورا
در احادیث روشنت گل کرد
امتداد قیام عاشورا
در تب اشک و شیونت گل کرد

فكر نكنی به همین راحتی،گریه ها و روضه ها به دست من و تو رسیده،امام سجاد بعد هم امام باقر،خون دل خوردن تا این روضه ها مونده گار شد.

دم به دم در فرات چشمانت
ماتم کربلا مجسم بود

امام باقر كسی است كه همه چیز و به چشم خودش دیده،مگه میشه امام باقر بگی از كربلا نگی

دم به دم در فرات چشمانت
ماتم کربلا مجسم بود
چشمه تو لحظه ای نمی آسود
همه‌ی عمر تو محرم بود
در غروب غریب دلتنگی
ناگهان حال تو مشوش شد
جان من! روی زین زهرآلود
پیکرت سوخت غرق آتش شد
گرچه از شعله های کینه شان
پیکر تو سه روز می سوزد
ولی از داغهای روز دهم
جگر تو هنوز می سوزد
معلومه میخوای با من ناله بزنی،هركی میخواد روزی بگیره برا محرم امشب شبشه

دیده بودی سه روز در گودال
پیکر آسمان رها مانده
سر سالار قافله بر نی
کاروان بی امان رها مانده
حسین.........

شنیدن كی بود مانند دیدن،ما هرچی روضه بخونیم شنیدیم،تو مقاتل ورق زدیم،اما امشب یه وجودی میخواد برات روضه بخونه،خودش همه چیزو دیده،بچه ی كوچیك یه ذهنی داره،روانشناسا میگن مواظب باشید تو كوچكی بچه تصاویر بد نبینه،بابا خیلی مثال ملموس میزنم،اونها كه اهل كنایه هستن زود بگیرن،مثال راحت میزنم بگیرید، داری از تو خیابون رد میشید،یه صحنه ی تصادف میبینی،با خانواده ات باشی،اول از همه میگی این بچه نبینه این صحنه رو،قربون این آقا زاده برم،تو سنین خردسالی چه صحنه ها كه ندیده

چه کشیدی در آن غروبی که
نیزه ها ازدحام می کردند
سنگها بر لبی ترک خورده
بوسه بوسه سلام می کردند

ان شاء الله این ناله رو محرم به تو بدن،اگه تا حالا ناله نزدی با این بیت ناله بزن

دل تو روی نیزه ها می رفت
دستهایت اسیر سلسله بود
قاتلت زهر کینه ها، نه نه!
قاتلت خنده های حرمله بود
جان سپردی همان غروبی که
عشق بر روی نیزه معنا شد
دل تو در هجوم مرکب ها
بین گودال ارباً اربا شد
حسین......

اقا جان امروز شاگردات اومدن،قریب به چند هزار شاگرد،چه شاگردایی،امروز اومدن بدنت رو با احترام،تو مدینه برداشتن،شنیدم چند تا كفن داشتی،شنیدم بدنت رو زمین نمونده،شنیدم كسی به بدنت بی احترامی نكرده،اما آقا جان،كربلا كار به جایی رسید،عمه جانت دید بابات داره میلرزه،زینب اومد كنار زین العابدین،گفت:عزیز برادرم،نبینم تو رو این طوری داری میلرزی،داداشم تو رو به من سپرده،چی شده عمه جان،چه اتفاقی افتاده،صدا زد عمه نگاه كن ببین،اینها دارن كشته هاشون رو دفن میكنن،هیچ كس به بدن بابام نگاه نمیكنه،هنوز بدن بابام رو خاكه،حسین.....


****************************

سید مهدی میرداماد       
                          

امروز امام باقر علیه السلام،دونه دونه وصیت های باباش رو عملی كرد،من می خوام به یه وصیتش اشاره كنم،هر كسی از دنیا میره،خصوصاً ائمه ی ما، هر كدوم یه وصیت نامه ی مشخصی دارن،قربونش برم،وصیت كرد:یكی از وصیت های امام باقر اینه،گفت:پسرم در دین ما،و در دستورات دینی ما،آمده،هر عضوی از بدن جدا بشه،باید موقع دفن به بدن ملحق بشه،همتون الحمدالله،جوونیتون رو پا روضه بزرگ شدید،وصیت كرد،گفت:دوتا از دندانهای من شكست،این دو تا دندان رو نگه داشتم،وقتی من رو دفن كردی باید،با من به خاك بسپاری،تو همین اتفاقات معاصر ما،اونهایی كه تاریخ می دونن،همین انفجاری كه شهید بهشتی و هفتاد و دو یارش به شهادت رسیدند،توی تاریخ نوشتن،كه از خانواده های هفت تیر،چند مورد به خواب اومدند،بعد از تشییع جنازه،اینقدر این انفجار سنگین بود كه جنازه ها همه متلاشی شد،بارها اومدند به خواب فامیل ها،گفتند:فلان تیكه ی از بدن ما،بالای فلان پشت بومه،بالای فلان ساختمونه،می رفتند،می آوردند،دوباره تشییع می كردند،دوباره به خاك می كردند،كنار همون بدن،وصیت كرد،امام باقر كه دو تا دندانهای من رو با من دفن كن،می خوام بگم یه پسر برا دفن چقدر باید اذیت بشه،چقدر باید سختی بكشه،یا امام صادق،طاقت نداشتی دو تا دندانهای مبارك رو .. ،اما می خوام بگم امام سجاد چه كرد، كربلا،یه نگاه كرد،دید دست باباش انگشت نداره،دیدن امام سجاد از این طرف گودال به اون طرف داره میره،ای وای،ای وای،یه جمله عرض كنم مدینه ای بشیم،ان شاءالله،یا امام صادق امروز اومدی تو قبر،صورت رو صورت بابا گذاشتی،مستحبات رو انجام دادی،طرف راست صورت رو ،رو خاك گذاشتی،اما وای به حال اون آقایی كه رفت تو قبر،می خواست صورت به صورت باباش بذاره،ای حسین.......... بنی اسد نگاه كنه ببینه امام سجاد از قبر بالا نمی اد،نگاه كردند دیدن این لبهاش رو رگ های بریده گذاشته،حسین...... زیر بغل هاش رو گرفتن،خودش با دست خودش خاك رو بدن باباش ریخت،آب رو خاك ریخت،خاك قبر رو گل كرد،دیدن نشسته داره گریه می كنه،با انگشت سبابه چی داره می نویسه،دیدن نوشت: هذا قبر الحسین بن علی ،بگم و ناله بزنی، الذی قتلوه عطشانا،حسین............فرج امام زمان(عج) سه مرتبه یا حسین،یا حسین ،یاحسین


****************************

حاج حسن خلج   

از خرابه می گذشتم منزلم آمد به یاد

تو رو خدا اینجور نیست،قربون دلت برم آقاجان،قربون صفای دل شما عزادارای امام باقر ،یكی از دوستان خوب اباعبدالله الحسین می فرماید:شهادت امام باقر،طلیعه دار مُحرمه،شهادت امام باقر كه میرسه،بوی عاشورا میآد،آی حسین،ما  جاموندیم،همه كربلایی ها رفتند عرفه كربلا،خیلی مونده حالا،اما میشه خوند

باز این چه شور است،كه در خلق عالم است
حسین.......

اگه بدونی این حسین گفتنت چیكار میكنه،مادرش میگه جان،حسین........

از خرابه می گذشتم منزلم آمد به یاد
دست و پا گم کرده ای دیدم دلم  آمد به یاد
سر به هم آورده دیدم برگ های غنچه را
اجتماع دوستان یک دلم آمد به یاد

مگه یادم میره،زیر اون خیمه نیم سوخته،عمه ام همه ی مارو جمع كرد،همه ی ما مثل جوجه های پر شكسته،سرهامون رو زیر بال و پر هم دیگه برده بودیم،آروم آروم گریه میكردیم،آخه عمه ام گفته بود بلند بلند گریه نكنید،همه ی اینها یه طرف،اما اونی كه باقرالعلوم رو میكشه،اینه،همه شهادت ها یه طرف،جسارت ها یه طرف،كتك ها یه طرف،ریسمان ها و زنجیر ها،تازیانه ها یه طرف،اون نیمه شب توی خرابه یه طرف،یه همبازی داشتم،هر چی گفتم عمه جان رقیه،اینقده گریه نكن.آخه شما كه نمی دونید،شما ها كه خبر ندارید اینها كی بودند

طفلك بی تاب را هم می زدند
كودك در خواب را هم می زدند
آی كربلا.......حسین..........

****************************

حاج ابراهیم قانع

ذکر من سلام من کیست حضرت باقر

خیلی امام باقر غریبه،غربت از این بالاتر این همه زائر می ره مدینه،ولی شب و روز شهادت امام باقر كه میشه،مدینه یه زائر نداره؛همه رفتند مكه،یه نفر نیست پشت بقیع براش گریه كنه،بیایید امشب غریب نوازی كنیم،خیلی غریبه امام باقر

حج من قیام من کیست حضرت باقر
اسوه ی تمام من کیست حضرت باقر   
زمزم و مقام من کیست حضرت باقر
پنجمین امام من کیست حضرت باقر
می کند ز آیینم مهر او نگهبانی
ای به بندگی یکتا ذات حق تعالی را  
تو یگانه فرزندی دو علی اعلا را
باقر العلوم هستی ذات پاک یکتا را  
 نی عجب اگر بخشد سائلت دو دنیا را
جان مادرت زهرا از درت مران ما را
 بی تو در جنان عاشق بنده ای است زندانی

امروز روز شهادت یه آقایی بوده آی مردم كه دو سه سال بیشتر نداشت،یكی از شاهدهای كربلا بوده،هم سن و سال رقیه خانم بوده،امام باقر،همه ماجرای كربلا رو دیده

تو ز کودکی دائم محنت و بلا دیدی    
با دو چشم معصومت ظلم بر ملا دیدی
راه شام طی کردی دشت کربلا دیدی 
اهلبیت عصمت را زار و مبتلا دیدی
هر که این قصه شنیده است ولی من دیدم 
خون دل خوردم و شب تا به سحر نالیدم
هستی ما همه در کرببلا رفت به باد     
چه به روز دل زینب که نیامد

گریز روضه رو بزنم،امشب تحویل بگیری،امشب بریم كربلا،اینقده،آقا رو این سم اذیت كرد،اما به هر سختی بود،حضرت رو اسبش تا جلوی منزل رسوند،خود حضرت به هر سختی بود پیاده شد،بچه ها ریختند دور بابا،بابا رو پیاده كردند،وارد خونه شد،آی مردم،ایجا اسب آقا صاحبش رو صحیح و سالم رسوند تا كنار خونه،دلت رفت آره،قربون این دل ها برم كه با یه اشاره جلوجلو میرن،ولی من یه اسب دیگه سراغ دارم

روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
فتاد از حرکت ذوالجناح از جولان
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت  
نه سید الشهدا بر جدال طا قت داشت
هوا ز باد مخالف چو قیر گون گردید   
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد  
غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
حسین............


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوحه و زمزمه و شور و...شهادت حضرت امام باقر(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

واحد


یا مولا...یا مولا...

بسته ام عهد دیرینه با باقرالعلوم            حک شده بر دلم ذکر یا باقرالعلوم

ای حلمت بی حد و سوز تو در نوای ما        ای علمت همچنان بحر  بی حدّ و انتها

علم تو مهر روشنگری، نور مکتب است       حافظ دین اسلام و قرآن و مذهب است

در سوگت ای کرامات و لطف تو بی کران      ذلحجّه ، خود محرم شده بهر عاشقان

یا مولا ای به قربان قبر خراب تو              شد دلها ای گل سرخ زهرا خراب تو

کشته ی زهر ظلم و جفا باقرالعلوم            مسموم کینه ی اشقیا باقرالعلوم

کنار قبر تو با غم و اشک و زمزمه               میخواند روضه بهر تو مهدی فاطمه

یا جدّا جان به قربان اندوه و غربتت          کسی نیست تا کند در عزایت زیارتت

حاجیان جمله در مکه آن وادی خدا         مجلس روضه ی تو به پا گشته در منا

آقا جان گرچه بر تو جفا گشته بیکران      اگر چه جان سپردی به دست حرامیان

شکر حق که ز پیکر سر تو جدا نشد            رأس تو زینت مطبخ و نیزه ها نشد

شکر حق پیکرت بی کفن بر زمین نماند     قاتلت اسب کینه روی جسم تو نراند

بمیرم از برای شهیدان تشنه لب                         نفرین بر زادگان لعین ابولهب

ناگهان از حرم بین زنها و بچه ها         زینب  دید یک سری رفته بر روی نیزه ها

 

دریافت سب

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوحه و زمزمه و شور و...شهادت حضرت امام باقر(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

زمزمه - واحد

 

غربت می باره از نگاش ، آروم نمی گیره چشاش

از سوز و داغِ دلش

از هُرمِ اشك و ناله ها ، شد دشتِ سرخِ لاله ها

دوباره با غِ دلـش

هر چند كه می سوزه تنش از شعله‌ی زهرِ جفا

اما دلش خونه به یادِ خاطرات كربلا

پیچیده تو هفت آسمون سوزِ صداش

خون می چكه از آسمون گریه هاش

واویلتا، واویلتا، واویلتا

******
پاهاش شده پر آبله ، جای كبودِ سلسله

مونده به روی پرش

با خاطرات كاروان ، از طعنه های كوفیان

زخمی پلك ترش

پای برهنه رفته هر جا پا به پای قافله

یادش نمی ره كینه های زجر و شمر و حرمله

هم با سه ساله خورده سیلی از عدو

هم دیـده روی نیـزه ها رأسِ عمو

 

واویلتا، واویلتا، واویلتا

 

دانلود سبک

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوحه و زمزمه و شور و...شهادت حضرت امام باقر(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

زمینه

 

قسم به علم حضرت باقر ، ما رو اهل دانش و تقوی کن

گره های کارهای دلارو ، به گل روی این آقا وا کن

یا الهی ای خدا ، چشامون بارونیه

غصه ی این دلامون ، اونی که می دونیه

شبیه اهل دو عالم روی لب نوحه داریم

عزای حضرت باقر شده و بی قراریم

آقام یا حضرت ِ باقر

******

برا عزای حضرت باقر ، حال و روز سینه زنا زاره

مثل تموم عترت طاها ، مادرش فاطمه عزاداره

دوباره زنده به دل ، غم اون مولا شده

ناله ی ارض و سما ، آه و واویلا شده

آقا جون اشک ما با یاد غمِت میشه روون

یادگار غم زینب برامون روضه بخون

آقام یا حضرت ِ باقر

******

مسموم شدی اما دیگه هرگز ، به تو اینسان جفا نشد آقا

با لب ِ تشنه رو خاک صحرا ، سرت از تن جدا نشد آقا

ناله داریم آقاجون ، یاد بین الحرمین

امون از بی کسی و ، لب عطشان حسین

کفنِت کرد پسرت اما می سوزیم ای آقا

بی کفن مونده تن ِ جدّ تو در کرببلا

حسین غریب کرببلا

 

دریافت سبک

 


|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نوحه و زمزمه و شور و...شهادت حضرت امام باقر(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

نوحه

 

ای عزیز مصطفی امام ِ باقر     مسموم زهر جفا امام ِ باقر

جان ِ تو چه مظلومانه فدا شد

مادرت فاطمه صاحب عزا شد

واویلا واویلا آه و واویلا

******

ای که شکافنده ی علم خدایی     تو شاهد روضه های کربلایی

ای احادیث تو فروغ مکتب

سلام ای یادگار داغ زینب

واویلا واویلا آه و واویلا

******

مزار خاکی تو قبله ی دلها      نگاه لطف تو حلال مشکلها

مشکلم دوری از حرم شماست

حاجتم زیارت کرببلاست

واویلا واویلا آه و واویلا

******

ما از شما توشه ی غم را میخواهیم     رزق گریه ی محرم را میخواهیم

گریه بر مصیبت سخت گودال

آن حرامی که شد بر کوفی حلال

واویلا واویلا آه و واویلا

******

یادگار لاله های شده پرپر     ای شاهد غربت آن تن ِ بی سر

دیده ای بر روی نیزه سری را

شنیدی ناله های مادری را

واویلا واویلا آه و واویلا

 

دریافت سبک

 


|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نوحه و زمزمه و شور و...شهادت حضرت امام باقر(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

نوحه - واحد

 

گشته مسموم ، از جفا امام ِ باقر

نور چشم ِ ، مصطفی امام ِ باقر

ای عالم ِ ای مُدبّر ، ای نور حیّ قادر ، مظلوم امام ِ باقر

در عزایت یا مولا ، گریه شد کار همه

آتش دلها شده ، ناله های فاطمه

یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه

******

جان احمد ، حجت معبود سرمد

زهر کینه ، بر دل و جانت شرر زد

مظهر حق الیقینی ، پور زین العابدینی ، جان نثار راه دینی

جان ِ ما سینه زنها ، فدای ماتم تو

گیرم وضوی غم از ، چشمه ی زمزم تو

یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه

******

دیدگانت ، از غم و از غصه تر بود

شاهدی بر ، اشک چشمان پدر بود

زاده ی مرد بُکایی ، همدم اشک عزایی ، یادگار کربلایی

گریه ی بابای تو ، زنده مینمود آقا

خاطرات گودال و ، سر ِ از تن جدا را

یا مظلوم یا مظلوم ای پسر فاطمه

 

دریافت سبک

 


|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7
نوحه و زمزمه و شور و...شهادت حضرت امام باقر(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

زمزمه - زمینه

 

امام و رهبر ولایم ، به بی کسی ها مبتلایم

چشمای من ابر بهاره ، یادگار کرب و بلایم

گرچه غریب و بی کس و بی یارم

نداده نیزه ی عدو آزارم

بیاد شاه تشنه لب می بارم ، ذکر حسینه ختم کارم

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

یه عمریه محنت نصیبم ، تو شهر مادری غریبم

یافاطمه میگم میسوزم ، رفته زدست من شکیبم

آب شده پیکرم بیا ای مادر

بیا کنارم این دمای آخر

برات بمیرم که شدی زود پرپر ، بیا کنارم بیا مادر

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

از زهر کینه پیکرم سوخت ، با گریه چشمای ترم سوخت

اومده یادم اون غروبی ، که حرمت اهل حرم سوخت

یادم نمیره خیمه ها شد غارت

گوشواره ها و خلخالا شد غارت

و چادرا و معجرا شد غارت ، امون امون ازین جسارت

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

پر میزنه دلم زسینه ، به شهر غم شهر مدینه

آتیش میگیرم وقتی چشمام ، قبرای خاکی و می بینه

دلم بازم ز بی حیایی خونه

گریه تو چشمای ترم مهمونه

یاد بقیع کرده و هی میخونه ، امون امون ازین غریبی

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

هوای غم داره مدینه ، نوای غم داره مدینه

یه دنیا بی کسی و درده ، سوغات زوارِ مدینه

ذکر لب زائرا ای وای مادر

همش میگن با گریه با چشم تر

مدینه کو قبر گل پیغمبر ، بگو کجاس مزار مادر

وای مادرم وای مادرم وای ، مادر

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نوحه و زمزمه و شور و...شهادت حضرت امام باقر(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 09 مهر 1393

زمزمه - زمینه

 

امام و رهبر ولایم ، به بی کسی ها مبتلایم

چشمای من ابر بهاره ، یادگار کرب و بلایم

گرچه غریب و بی کس و بی یارم

نداده نیزه ی عدو آزارم

بیاد شاه تشنه لب می بارم ، ذکر حسینه ختم کارم

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

یه عمریه محنت نصیبم ، تو شهر مادری غریبم

یافاطمه میگم میسوزم ، رفته زدست من شکیبم

آب شده پیکرم بیا ای مادر

بیا کنارم این دمای آخر

برات بمیرم که شدی زود پرپر ، بیا کنارم بیا مادر

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

از زهر کینه پیکرم سوخت ، با گریه چشمای ترم سوخت

اومده یادم اون غروبی ، که حرمت اهل حرم سوخت

یادم نمیره خیمه ها شد غارت

گوشواره ها و خلخالا شد غارت

و چادرا و معجرا شد غارت ، امون امون ازین جسارت

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

پر میزنه دلم زسینه ، به شهر غم شهر مدینه

آتیش میگیرم وقتی چشمام ، قبرای خاکی و می بینه

دلم بازم ز بی حیایی خونه

گریه تو چشمای ترم مهمونه

یاد بقیع کرده و هی میخونه ، امون امون ازین غریبی

غریب آقام امام باقر ، مولا

******

هوای غم داره مدینه ، نوای غم داره مدینه

یه دنیا بی کسی و درده ، سوغات زوارِ مدینه

ذکر لب زائرا ای وای مادر

همش میگن با گریه با چشم تر

مدینه کو قبر گل پیغمبر ، بگو کجاس مزار مادر

وای مادرم وای مادرم وای ، مادر

 

 


|
امتیاز مطلب : 34
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 240
:: باردید دیروز : 184
:: بازدید هفته : 1245
:: بازدید ماه : 6200
:: بازدید سال : 15874
:: بازدید کلی : 15874

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران