آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
سرود ولادت حضرت امام حسن عسگری (ع) بهمراه سبک اجرا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394

شور

 

سُرورِ دل عیان بُوَد به شور و شوق دلبری

مبارک است ولادت مولا امام ِ عسکری

تویی امامِ انس و جان یا مولا

نور زمین و آسمان یا مولا

بابای صاحب الزّمان یا مولا

یوسف زهرا یامولا یوسف زهرا یامولا

******

تو آمدی دهی به ما درس شرافت و وفا

تا که شویم پیروِ تو برای ما نما دعا

آمدنت مژده به پیروان است

که موسم رحمت بی کران است

ولادت امامِ عاشقان است

یوسف زهرا یامولا یوسف زهرا یامولا

******

جلوه ی مرتضاییَت تجلّی سینجلی

معتکف حریم تو شویم به ذکر یا علی

به لطف و یاری خدا یا مولا

رَویم به قلب مبتلا یا مولا

از سامرا به کربلا یا مولا

یوسف زهرا یامولا یوسف زهرا یامولا

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سرود ولادت حضرت امام حسن عسگری (ع) بهمراه سبک اجرا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394

سرود

 

آسمون امشب بازم چراغونه

شب لیلای این دل مجنونه

تا سحر هستم گوشه ی میخونه

دل غزل خونه

یه دل دیوونه دارم میخری؟

بگو کی مارو زیارت میبری؟

همه زندگیم فدای حرمت، یا امام عسکری

به یکی یه دونت آقا قسم

تو بخوای به آرزوم میرسم

آزرومه که بشم قربونیت

تو بشی تموم کار و کسم

یا ابالمهدی مولا مولا

*****

اومدی دنیا به پای تو پاشد

دلای عاشق دوباره شیدا شد

سامرا امشب کعبه ی دلها شد

دنیا زیبا شد

اومدی با جلوات حیدری

به شب تاریک عالم قمری

رحمت حق می‌باره از قدمت ، یا امام عسکری

میخونه نبض دقایق برات

شده کل دنیا عاشق بپات

نفست حکم مسیحا داره

زندگی جاری میشه از نگات

یا ابالمهدی مولا مولا

*****

حسنه نامت کرامتت دریا

دلارو بردی فراتر از دنیا

عیدیمو امشب می‌گیرم از آقا

مهدی زهرا

پدر منجیه کل بشری

چه مبارک پدری و پسری

عالمی گدای جود و کرمت ، یا امام عسکری

خواب دیدم که زائر تو شدم

پی جلب خاطر تو شدم

دلخوشم به این ترانه فقط

خوشم آقا شاعر تو شدم

یا ابالمهدی مولا مولا

 

دریافت سبک


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سرود ولادت حضرت امام حسن عسگری (ع) بهمراه سبک اجرا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394

سرود

 

بارون ، از دل آسمونا خبر آورده

اومد ، کسی که داره یه دنیا کشته مرده

دلهامون رو برده

از قلب ابرا ، داره میباره

همراه بارون ، ماه و ستاره

واسه دیدنش اومدن ناهید و مشتری

مولا ، حسن عسکری عسکری عسکری

******

روی ، لبای عاشقا میشینه تبسم

اومد ، حسن ثانی ابن الرضای سوم

غم شد تو دلا گم

جبرییل امشب ، مولودی خونه

بانیه این جشن ، صاحب زمونه

باهم میخونن مدحش و جن و حور و پری

مولا ، حسن عسکری عسکری عسکری

******

این دل، گدای همیشگیه سامراته

قلبم ، محتاج یه گوشه ی نیمه نگاته

دنیا زیر پاته

عشقت به کل ، دنیا می ارزه

کرامات تو ، بی حدو مرزه

دل رو شبیه اون قدیما بگو میخری

واسه دیدنش اومدن ناهید و مشتری

مولا ، حسن عسکری عسکری عسکری

 

دریافت سبک



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سرود ولادت حضرت امام حسن عسگری (ع) بهمراه سبک اجرا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 28 دی 1394

سرود

 

کار دلبر

همیشه تو هر مکانی دلبریه

شغل خادمای آقا نوکریه

شب میلاد امام عسگریه

چه محشریه

ریسه بندون شده دنیا خندون شده

فصل هم عهدی اومد

آسمون بی قرار دریا چشم انتظار

بابای مهدی اومد

فخر عالم فرزند مرتضی

اومد دنیا آقای سامرا

عیدی ما امشب یه کربلا

مولا مولا آقا خوش آمدی

******

فصل بارون

فصل عاشق شدن گل اقاقی

دیگه از غصه و غم نگیر سراغی

ته باده ساغری نمونده باقی

می بده ساقی

ماه عالم تویی اسم اعظم تویی

مردونه خیلی مردی

نیمه ی ماه شعبان آقا مهدی رو

تو به ما هدیه کردی

هستم آقا من مبتلای تو

قربون اون گنبد طلای تو

کاش که بودم تو سامرای تو

مولا مولا آقا خوش آمدی

 

دریافت سبک

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار ولادت حضرت عبدالعظیم (ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 24 دی 1394

غلامرضا سازگار
مدح

آفتاب فاطمه! چشم و چراغ اهل بیت
 منشأ فضل و کرامت! صاحب لطف عمیم

 هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف
 هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

 قبله ی دل! کعبه ی اهل ولایی! نی عجب
 گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

 در پی احیای دل کار مسیحا می کند
 بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

 زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین
 خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

 شهر ری تا متّکی بر آستان قدس توست
 تا قیامت نیستش از فتنه ی بیگانه بیم

 نی عجب! گر سائل درگاهت از احسان کند
 دامن طفل یتیمی را پر از درّ یتیم

 چارمین نجل کریم اهل بیتی! می توان
 هشت جنّت را ببخشایی به شیطان رجیم

 لاله ی سرخ آورد از شعله ی سبزش برون
 باد اگر خاک حریمت را برد سوی جحیم

 طلعت نورانیت مرآت الله الصّمد
 طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرّحیم

 مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام
 آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

 شاه راه زائرت انّا هدیناه السّبیل
 چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

 کشور ایران سپهری کش تو عیسای مسیح
 شهر ری چون طور سینا و تو موسای کلیم

 بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین
 هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

 این که من امروز می گردم به دور تربتت
 مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

 دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین
 یافتم از تربتت این جا همان فوز عظیم

 هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهد
در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

********************

محمدجواد غفورزاده «شفق»
مدح


از بوستان فاطمه، عطر و شمیم داشت
با دوستان فاطمه، لطف عمیم داشت

خواندند اهل معرفت او را "نگین ری"
با آن که نام و شهرت "عبدالعظیم" داشت

از شهر بند رنج و غم، آزاد می شود
هر کس که پاس بندگی آن حریم داشت

این گلشن "حسن"، این عاشق "حسین"
با مهر و عشق و عاطفه عهدی قدیم داشت

گل واژه حدیث از آن لعل جان فزا
عطر بهار وحی و صفای نسیم داشت

از محضر سه حجت معصوم فیض برد
یعنی که ره به چشمه فوز عظیم داشت

مثل کبوتران حرم خانه "رضا"
روحی در آستان ولایت مقیم داشت

شاگرد پاک باخته مکتب "جواد"
دستی پر از کرامت و طبعی کریم داشت

از پرتو هدایت "هادی" اهل بیت
راهی به آستان خدای رحیم داشت

ایمان خویش را به امامش ارایه کرد
با آن که جان روشن و قلب سلیم داشت

با خاندان وحی پل ارتباط بود
با اهل بیت رابطهٔ مستقیم داشت

طور تجلی سه امام همام را
چون درک کرده بود، مقام کلیم داشت

شب تا به صبح شعر "شفق" را مرور کرد
مرغ سحر که زمزمه "یا کریم" داشت

*************************

حبیب چایچیان «حسان»
مدح


 به دیوار و در این بیت توحید
فروغ عترت و قرآن توان دید

بود این بارگاه روح پرور
حریم یک تن از آل پیمبر

در این جا قبر مولایی کریم است
مزار حضرت عبدالعظیم است

به اولاد حسن، او فخر و زین است
که زوارش "کمن زار الحسین" است

چو این جا شد چراغ عشق روشن
به دل ها این حرم شد پرتو افکن

بود این درگه از ابواب رحمت
در باغی ست از گل زار جنت

که اشک عاشقان، شد جویبارش
نمی گردد خزان، هرگز بهارش

تو ای زائر به تعظیم شعائر
ببوس این درگه پر نور و طاهر

بیا این جا به اشک خود وضو کن
بیا جان خود این جا شستشو کن

بپا خیز و بخوان اذن دخولش
اجازت از خداگیر و رسولش

به اذن حیدر و زهرای اطهر
به اذن یازده معصوم دیگر

قدم چون می نهی داخل از این در
بگو بسم الله و الله اکبر

زند چون حلقه بر این در گدایی
به گوش جان او آید ندایی

که ای سائل دعایت مستجاب است
محب آل عصمت کامیاب است

بخواه از رحمت حق آن چه خواهی
که بی حد است الطاف الهی

"حسان" این جا مطاف مومنین است
درِ گل زار جنت در زمین است

********************

محسن خیاطان«خاتم»
مدح


آن کس که راه پوی حریم کریم شد
از جان غلام حضرت عبدالعظیم شد

دارای حرمت است به چشم جهانیان
آن کس که زائر حرم این کریم شد

باید سلام و عرض ادب کرد با خلوص
بر حضرتش که وارث خلق عظیم شد

وارد هر آن که گشت در این بارگاه قدس
محو صفای این حرم و این حریم شد

بی بهره نیست از کرم ذات کبریا
آن عاشقی که بر سر کویش مقیم شد

بس مرده دل که زنده ز الطاف کردگار
زین بارگاه اطهر و رضوان شمیم شد

دارد به پیش پای دل خود چراغ راه
آن کس که رهسپار ره مستقیم شد

خوی حسین و وجه حسن داشت، زین سبب
مشهور خاص و عام به عبدالعظیم شد

طبعش روان ز چشمه فیاض مهر اوست
"خاتم" اگر که صاحب طبع سلیم شد

**********************

امیر حسین محمودپور
مدح


 این یا کریم مثل همه یا کریم ها
در فکر بام توست به رسم قدیم ها

"من زار" خاک ری چو "حسین بکربلا"
زائر شود هر آن که بر عبدالعظیم ها

باید نشست رو به ضریحت سلام داد
تا این که جلوه گر شود این جا کلیم ها

اصلاً بعید نیست که آقایمان کنند
وقتی طرف حساب شود با کریم ها

این شهر بی وجود شما ارزشی نداشت
با این حساب لطف شما از قدیم ها

این شهر با وجود شما قبله می شود
هر گوشه ی ضریح شما چون حطیم ها

روزی سه بار می دهمت السلام و بعد
عاشق شدن به سبک همه یا کریم ها

*********************

علی انسانی
مدح


کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته
 صراط را ز همین راه مستقیم گرفته

 تو از عشیرۀ عشقی تو از قبیلۀ قبله
 که عطر مرقدت جنة النّعیم گرفته

 گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی
 سرم به خاک درت اُنس از قدیم گرفته

 همیشه سفرۀ دل باز کرده ام به حضورت
 که فیض باز شدن، غنچه از نسیم گرفته

 برین بهشت مجسّم قسم که زائر قبرت
 به کف برات نجات خود از جحیم گرفته

 همیشه عبد، حقیر است در برابر معبود
 به جز تو کی سِمت عبد با عظیم گرفته؟

 مَلک غبار زِ قبر تو تا نرُفته نرفته
 در این مُقام ، فلک خویش را مقیم گرفته

 چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم
 که هر کبوتر تو ذکر یا کریم گرفته

 کسی که زائر تو شد، حسین را شده زائر
 که رنگ و بو حرمِ تو از آن حریم گرفته


********************

مهدی صفی یاری
مدح


هی تاکسی ، سلام ...ببخشید مستقیم؟
سمت بهار، کوچه گل ، منزل نسیم

اصلا چقدر می شود آقا حساب کن
دربست تا جلوی در شابدالعظیم

از انتظار خسته شدم دیر می شود
دارد دوباره حال دلم می شود وخیم

می دانی از کی آمده ام ایستاده ام؟
قبل از اذان صبح ، حدود چهار و نیم

مثل همیشه ساعتمان خواب رفته بود
مثل همیشه ...باز همان جفت یا کریم

دارد دوباره رفتن من دیر می شود
دارد دوباره ...باز همان قصه قدیم

دارد کسی برای دلم بوق می زند
هی تاکسی ...سلام ببخشید مستقیم؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار ولادت حضرت عبدالعظیم (ع)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 24 دی 1394

حبیب باقرزاده
مدح


میل پرواز در پرم دارم
شوق رفتن به یک حرم دارم
کاش می شد که من پیاده کنم
ایده هایی که در سرم دارم
بی دلیل است نا امیدی من
حضرت صاحب کرم دارم
چه نیازی به این وآن تا که
حضرت عشق در برم دارم
مادرم گفته نوکرت باشم
هرچه دارم ز مادرم دارم

عمر من پیش پای تو طی شد
قبله من حوالی ری شد

شکر همسایه شما هستم
زائر صحن با صفا هستم
هر شب جمعه با طنین کمیل
بنده درگاه خدا هستم
من مدینه نرفته ام اما
زائر پور مجتبی هستم
تو به ما عزت و بها دادی
با وجود تو پر بها هستم
حرمت مثل صحن ارباب است
جزو زوار کربلا هستم

سفره داری کریم دارم من
شاه عبدالعظیم دارم من

صحن دل گشته باز طوفانی
شهرری شد دوباره بارانی
کاش می شد که خادمت باشم
در حریمت شوم نگهبانی
هر چه داریم از شما داریم
یکه تاز مسیر عرفانی
بعد توس و پس از قم وشیراز
چارمین نور ناب ایرانی
و چنین گفت حضرت آقا:
قبله مردمان تهرانی

سیدی پرچم شما بالاست
جده ات شخص حضرت زهراست

حاجتم را روا نما آقا
رزق من را عطا نما آقا
تو صدا کن فقط مرا سائل
من صدا می کنم تو را آقا
دست من نیست می رسم وقتی..
به حرم می شوم رها آقا
سه شب مسلمیه ی هر سال
حرمت وعده گاه ما آقا
خواهش این گدا فقط این است
یک شب جمعه کربلا آقا
حق همسایگی ادا کردی
تو مرا بنده خدا کردی

نشده قسمت شما غربت
تو ندیدی میان ما غربت

به خودش تا ابد نخواهد دید
کمی این صحن با صفا غربت
همه جانها فدای جد شما
که شده سهم مجتبی غربت
نه ضریحی نه گنبد و حرمی
قسمت او شده چرا غربت ؟
دست در دست مادرش بود و ...
سهم او بین کوچه ها غربت

ناگهان دید مادرش افتاد
جلوی دیده ترش افتاد

********************


محمد بیابانی
مدح



گاهی مسیر عشق طولانی و باریک است
این راه، پر پیچ و خم است و غرق تشکیک است
دنیای شهر من اگرچه گاه تاریک است
احساس من این است که خورشید نزدیک است

هر چند تا خورشید راهی دور را دارم
در شهرم اما شعبه ای از نور را دارم

با اینکه از این خاک هستم اهل ایرانم
در خانه ام بر خان آل الله مهمانم
عمریست زیر دین سلطان خراسانم
در شهر تهران نیز این را خوب می دانم

روزی خور لطف حضور یک کریمم من
چون میهمان خان شاه عبدالعظیمم من

ما از شراب گندم این خطه مِی داریم
از این شراب ناب، مستی ها ز پی داریم
دیگر هوای جنت و فردوس، کی داریم؟
وقتی جنانی را نهان در خاک ری داریم

درّی ز دریای ولا را در صدف داریم
یکجا مدینه، کربلا، مشهد، نجف داریم

همسایه زیر سایه ات عمریست آرامم
از کودکی جلد تو و این دانه و دامم
با آب سقا خانه هایت تر شده کامم
شب های جمعه در حریمت گرم احرامم

شب های جمعه روضه دار اهل تهرانی
با زائران یا نور یا قدس می خوانی

عبدالعظیمی و تو را تعظیم، مرسوم است
هر کس که منکر شد تو را از فیض محروم است
اوج مقاماتت برای شیعه معلوم است
در ذیل اوصاف تو تصدیقات معصوم است

با چار معصوم زمانت همنفس بودی
بعد از امامانت برای شیعه بس بودی

تو کیستی که از سراپایت خدا جاریست
در غربت نام تو حسّی آشنا جاریست
در گلشن جود تو عطر مجتبی جاریست
در هر سلام زائرانت کربلا جاریست

ما را به سمت کربلا چشم تو راهی کرد
باب محرم را تو بر ما باز خواهی کرد


********************

عـارفه دهــقانی
مدح


گرچه شبیهِ وضعِ شهرِ خود وخیمیم
ما همچنان پابندِ آن عهدِ قدیمیم

تهران اگرچه مثلِ مشهد،مثلِ قم نیست
ما هم کنارِ سفره ی شاهِ کریمیم

شاهی که خود لقمه برای ما گرفته
ما نیز در کارِ غلامانش سهیمیم

عطرِ گلابش را گرفتیم...آنقَدَرکه
در پیچ و تابِ زلفِ او همچون نسیمیم

گفتند او باب الحوائج بوده و هست
ما همچنان محتاجِ جنّاتُ النَعیمیم

ضامن شده امشب براتِ کربلا را
از چه دگر در غصّه...در امّید و بیمیم؟!

ما را ازین پس کربلا رفته بدانید!
ما زائرانِ حضرتِ عبدُالعظیمیم


********************

قاسم نعمتی
مدح


ری قبله گشته با حرم سیدالکریم
عزت گرفته با قدم سیدالکریم
عقده گشای قبر خراب حسن شده
صحن و سرای محترم سیدالکریم
عیسای شهر ما نفسش مجتبایی است
اعجازها نموده دم سیدالکریم
از کودکی شفای مرا مادرم گرفت
وقت نماز با قسم سیدالکریم
در روز حشر هم همگی قد علم کنیم
در زیر بیرق و علم سیدالکریم
هر کس که پیر گریه شده از غم حسین
سیراب گشته با کرم سیدالکریم

بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم
حال و هوای کرببلا دارد این حرم

عبدالعظیم آمد و عبد خدا شدیم
با عشق اهل بیت دگر آشنا شدیم
دنیا و آخرت همه ی فخر ماست این
همسایه ی عزیز دل مجتبی شدیم
شکر خدا که صاحب ما با کرامت است
شکر خدا که بر سر کویش گدا شدیم
یک بار اتفاقی از این صحن رد شدیم
یک عمر چون نسیم سحر با صفا شدیم
چون ریشه های پرچم سبزش بدست باد
در هر طواف زائر کرببلا شدیم
دانی زچیست این همه شان و مقام او
دانی ز چیست ریزه خور این سرا شدیم
فرمود امام شیعه (( انت ولینا ))
عبدالعظیم ما همه از تو رضا شدیم

بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم
حال و هوای کرببلا دارد این حرم

اینجا چونان ملائکه در رفت و آمدیم
مهمان خانواده ی آل محمدیم
پای ضریح حضرت طاها مدینه ایم
پای ضریح حضرت حمزه به مشهدیم
معصوم گفته بر در دیوار این حرم
ما عطر سیب از حرم کربلا زدیم
عشاق این دیار همه گریه کن شدند
ما هم به این امید در این خاک آمدیم
مدیون مهربانی زهرا شدیم ما
ممنون این همه کرم و لطف بی حدیم
جامانده ایم از سفر کربلا ولی
در این دیار بر همه عالم سرآمدیم
شب های جمعه گریه کنان کنج این حرم
انگار صحن کرببلا رو به گنبدیم

بیهوده نیست خیل گدا دارد این حرم
حال و هوای کرببلا دارد این حرم

ای شاه سر بریده عزیز خدا حسین
این سرزمین گرفته شمیم تو را حسین
با هر سلام در حرم سیدالکریم
پر می کشیم تا حرم کربلا حسین
این خاک بوی خون گلو را گرفته است
این سرزمین برای تو شد خون بها حسین
مقتل نوشته روی تنت پا گذاشتند
در زیر دست و پا ، زده ای دست و پا حسین
مقتل نوشته پیکر تو نرم گشته بود
با هر نسیم جسم تو شد جابجا حسین
مقتل نوشته حد حرم را چهل زراع
رفته تن بدون سرت تا کجا حسین
مقتل نوشته ضربه به پهلوی تو زدند
حتما" شبیه مادرتان بی هوا حسین
مقتل نوشته راس تو را بد بریده اند
چون از جلو بریده نشد از قفا حسین
مقتل نوشته دست به گیسوی تو زدند
یک عده گرگ های بی حیا حسین
مقتل نوشته دست تو از مچ بریده شد
با خنجری شکسته و با ضربه ها حسین
مقتل نوشته زیر گلو نحر گشته بود
پهنای نیزه شد به گلوی تو جا حسین
هر ضربه را برای رضای خدا زدند
شمشیر ، نیزه ، سنگ و حتی عصا حسین


**********************

غلامرضا سازگار
مدح و ولادت


ای جان حسن به پیکر ری
ای ظلّ همات بر سر ری
در دامن خاک آیه ی نور
در سینه ی پاک گوهر ری
ماه فلک شرافت و قدر
خورشید بلند اختر ری
با فیض تن تو می دهد روح
نام خوش روح پرور ری
تو خیر کثیر مجتبایی
ای خیر کثیر و کوثر ری

هم عبد عظیم و هم عظیمی
هم نجل کریم و هم کریمی

جود و کرم تو بی نهایت
از لطف خدا کند حکایت
گلدسته ی آستان قدست
در ری شده مشعل هدایت
در یک کرمت هزار دریا
در هر سخن ات هزار آیت
در سینه ی تو یم احادیث
دَر لعل لبت دُرِ روایت
در موج بلا و سیل طوفان
مهر تو کند زما حمایت

ای گنج خدا به سینه ی ری
پیغامبر مدینه ی ری

تو چشم و چراغ مجتبایی
فرزند علیّ مرتضایی
مولایی و سیّد الکریمی
آقایی و نجل مجتبایی
هر چند غریب شهر خویشی
در کلّ وجود آشنایی
هم قبله ی جانِ مردم ری
هم کعبه ی آرزوی مایی
مانند عموی خویش عبّاس
از خلق جهان گره گشایی

ما دست تهی رسیده از راه
تو باب حوائج الی الله

دل گم شده و تو رهنمایش
جان عبد تو و تو مقتدایش
ایران چو حجاز و تو چو کعبه
ری طوس تو حضرت رضایش
در کوی تو مستجاب گردد
هر کس که کند دعا دعایش
هر کس به زیارت تو آید
بخشند ثواب کربلایش
بر خاک تو هر که گذارد
گل بوسه ی آسمان به پایش

صد قافله دل به بار گاهت
تنها به امید یک نگاهت

تو ماهی و زائرین چو هاله
ما خار ره و تو باغ لاله
اوصاف تو در سخن نگنجد
حتّی به هزارها مقاله
جان ها ز کرامتِ تو حیران
دل ها به محبّت تو واله
سیمای تو کلّ سوره ی نور
گفتار تو آیت جلاله
در باغ ادب نکوترین گل
از نسل حسن بهین سلاله

رخسار تو را قمر ندارد
مثل تو حسن پسر ندارد

تو جان گرامی جهانی
تو در تن ری جهان جانی
رخشنده تر از هزار ماهی
هر چند به خاک ری نهانی
تابنده ستاره ی ولایت
خورشید هزار آسمانی
در متن کتاب حقّ درخشان
در جمع ائمّه جاودانی
چون نور به چشم مردم ری
چون روح به جسم ما روانی

ایمان ز تو اعتبار دارد
ایران به تو افتخار دارد

مدح تو فزون تر از شماره
کار تو کرامت هماره
صحن تو به شهر ری درخشد
بر اهل سپهر چون ستاره
هر صبح بُود ولادت تو
هر روز بوُد تو را هزاره
از شوق تو دامن دل ما
چون لاله شده هزار پاره
از ما به سوی تو عرض حاجت
از تو به کرامتی اشاره

تو در قلب ما مقیمی
بالله که سیّد الکریمی

من زائر سیّد الکریمم
دادند جلالتی عظیمم
آید به مشامم ام بوی جنّت
از چار طرف در این حریمم
در چشم بهشت نقش پایم
از خشم جحیم نیست بیمم
از خاک درش غبار جنت
بر چهره پرا کند، نسیمم
چون بوسه زنم به تربت او
با زائر کربلا سهیمم

این خاک، دم حسین دارد
عطر حرم حسین دارد

ای مردم ری زهی سعادت
اینجاست وقوف تان عبادت
همسایه ی سیّد الکریمید
دارید به حضرتش ارادت
ریحانه ی مجتبی که او را
احسان و کرامت است عادت
از بنده گی درش شما را
بر خیل ملک بود سیادت
بام و در ری دهند فردا
بر عزّت و مجدتان شهادت

در سایه ی خجل مجتبایید
انگار مقیم کربلایید

اینجاست تجلّی هدایت
اینجاست ستاره ی ولایت
اینجاست مقام قرب معبود
اینجاست بهشت بی نهایت
اینجاست مقام آن که حُسنش
از حُسن حَسن کند حکایت
خوانید به هر کتیبه ی آن
هم علم حدیث، هم روایت
ماراست به کوی او گدایی
اوراست به سوی ما عنایت
«میثم» به کنار حائر او
افتاده به پای زائر او

**********************

قاسم نعمتی
مدح


ای بلندای عشق قامت تو
ای سلام خدا به ساحت تو

خاک بوس سیادت تو زمین
جایگاهت ولی به عرش برین

آسمانی ترین مسافر  خاک
قدر و شان تو کی شود ادراک

ای ذراری حضرت زهرا
بندهٔ با ارادت زهرا

افتخارت همین بس ای والا
باشی از نسل سیدالنُّجبا

بس که بودی تو فاطمه سیرت
مصطفایی منش علی صولت

در سماوات چون ستاره شدی
تو اباالقاسمی دوباره شدی

نور توحید در نگاهت بود
تربت عشق سجده گاهت بود

ذکر تحلیل با تکان لبت
چشمهٔ نور در نماز شبت

ای هدایت گر هدایت ها
راوی صادق روایت ها

بس که در عشق مستدامی تو
دست بوس چهار امامی تو

تا لبت عرضه ای ز دین کرده
معرفت پیش تو کم آورده

اعتقادت ز بس که بنیادیست
صله اش لطف حضرت هادیست 

بهر تحصین تان بگفت آقا
انت انت ولیّنا حقا

تو غرور اصالتی منی
حسن محضی حسین در حسنی

آبرودار خاک مایی تو
صاحب ملک خون بهایی تو

تو صفا بخش دین و آیینی
عزت سرزمین باکینی

ملک ری از تو آبرو دارد
پای تو هستِ خویش بگذارد

چه بگویم ز قدر والایت
چه بگویم ز شان عظمایت

وصفت این بس ز بس عظیمی تو
حضرت سیدالکریمی تو

شاه زاده! گدای خود دریاب
رهگذر! خاک پای خود دریاب

پیرمرد عصا به دست حجاز!
یک نظر سوی خاکیان انداز

قبله خاک ما شده حرمت
چشم امید ماست بر کرمت

هر دمی از زمانه دل گیرم
راه صحن تو پیش می گیرم

ای قرار دل هوائی من
مرهم زخم کربلایی من

ای به دل دادگان تو نور عین
ای نگار همیشه شکل حسین

کوی تو رنگی از خدا دارد
خاک تو بوی کربلا دارد

ای فرستاده رسول الله
جانب خون بهای ثارالله

تویی آن یار بی قرین دلم
هر شب جمعه همنشین دلم

با علی عهد عشق بستی تو
سفره دار کمیل هستی

بشنو این درد دل ز نوکر خود
نوکر بی قرار و مضطر خود

چه بگویم که قوم نامردان
ملک ما را فروختند چه گران

قلب ام الائمه آزردند
تا ابد آبروی ما بردند

وای بر ما بر سرشک دو عین
قیمت خاک ماست خون حسین

آری این است با تو درد دلم
تا قیامت ز مادرت خجلم

تحفه ای می دهی که هدیه کنم
کمکم کی کنی که گریه کنم

حق بده گر ز غصه دل خونم
قدر یک عمر گریه مدیونم

گر که نقشم بر آب شد تو ببخش
گر که شادی خراب شد تو ببخش

حرمت گر چه کربلا باشد
کربلا کرب و البلا باشد

کی در این جا سری بریده شده
معجری از سری کشیده شده

کی در این جا عطش جگر سوزاند
جگر یک پدر پسر سوزاند

باورم نیست شور و زمزمه را
کربلای بدون علقمه را

کربلا دیدنیست با یاسش
با دو گلدسته های عباسش

حاجتی دارم از تو شاه کریم
حضرت عشق واجب التعظیم

خواهش سائلت ادا فرما
خاک من خاک کربلا فرما

***********************

سید هاشم وفایی
مدح


 نام گرامیش اگر عبدالعظیم بود
عبد خدای بود و مقامش عظیم بود

گر از کرامتش همه کس فیض می برد
از نسل خاندان امامی کریم بود

عطر حدیث آل رسول از لبش چکید
در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود

تنها نبود پیک خوش الحان باغ عشق
پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود

آموخت درس بندگی از اهل بیت نور
محبوب پیشگاه خدای علیم بود

غیر از خدا نداشت نیازی به هیچ کس
در عمر خویش صاحب طبعی سلیم بود

لبخند مهربانی و گرمش چو آفتاب
دست نوازشی به سر هر یتیم بود

گل سیرتان عشق به مدحش سروده اند
اخلاق او لطیف تر از هر نسیم بود

پیوسته او به منزل مقصود می رسید
زیرا صراط زندگی اش مستقیم بود

هفتاد و نه بهار ز عمرش گذشت و باز
در سایه امید و ولایت مقیم بود

در گلشن همیشه بهار حریم او
هر گل که دیده ایم به ناز و نعیم بود

هر کس که رو نمود بر این آستانه گفت
این بوستان عشق بهشتی شمیم بود

پروانه بهشت به دستش دهد خدا
هر کس که زائر حرم این کریم بود

عبد حقیر اوست "وفایی" اگر چه باز
دل در جوار حضرت عبدالعظیم بود


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سرود ولادتی حضرت عبدالعظیم (ع) بهمراه سبک اجرا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 24 دی 1394


 سرود

 

خدا رو شکر که همیشه ، فقیر کوی کریمیم

سائل لطف و عطای ، حضرت عبدالعظیمیم

شادیم همه ، آی محبین آی محبین این آقا خیلی کریمه

خدا رو شکر ، دل ما درگیر عشقش از زمونهای قدیمه

ربیعه و ، جشن میلاد آقامون حضرت عبدالعظیمه

بنده ی یزدان ، خوش آمدی آقا

مظهر ایمان ، خوش آمدی آقا

برکت ایران ، خوش آمدی آقا

سید الکریم ، خوش آمدی آقا

****** 

الا به شیعه ی مخلص ، کلام و فعل تو هادی

ایشالا که بگیریم ما ، ز دست فاطمه عیدی

به اذن حق ، تو برا هر کس که دلخسته باشه درمون دردی

با دشمن ِ ، دین و قرآن و ولایت تو مهیای نبردی

دینت و چند ، وقتی یک بار عاشقانه بر امامت عرضه کردی

تو گل سرخ ، گلشن ابراری

در پی جلب ، رضای داداری

زندگی تو ، الگوی دینداری

سید الکریم ، خوش آمدی آقا

******

 ببین به یُمن قدومت ، دلای عاشقا شاده

با خلق نور وجودت ، خدا به ما صله داده

خوش آمدی ، ای که هستی عامل احکام و آیین خدایی

خوش آمدی ، ای که یار و یاور اسلام و آل مصطفایی

خوش آمدی ، ای کسی که مرقدت داره صفای کربلایی

کن دعا آقا ، ما هم خدایی شیم

شامل لطف و ، جود و عطایی شیم

یا حسین گویان ، کرببلایی شیم

سید الکریم ، خوش آمدی آقا

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سرود ولادتی حضرت عبدالعظیم (ع) بهمراه سبک اجرا
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : پنج‌شنبه 24 دی 1394

 شور

 

صبح تجلی نور خدا مبارکه

میلاد تو آقا به عاشقا مبارکه

یاسید الکریم ، خوش آمدی خوش آمدی

غمخوار اهل بیت خوش آمدی خوش آمدی

ای یار اهل بیت خوش آمدی خوش آمدی

یاسید الکریم ، خوش آمدی خوش آمدی

از آسمون داره بارون عطر و گل میاد

مولودی میخونه فرشته با یک دل شاد

یاسید الکریم ، خوش آمدی خوش آمدی

داری روز جزا اذن شفاعت آقا جون

مارو یادت نره روز قیامت آقا جون

یاسید الکریم ، یا حضرت ِ عبدالعظیم

توی صحن و سرات شمیم کربلا میاد

از سوی گنبدت نسیم کربلا میاد

یاسید الکریم ، یا حضرت ِ عبدالعظیم

یک نیم نگاه تو چاره ی حلّ مشکلا

با خاک بوسی تو دلا میره به کربلا

یاسید الکریم ، یا حضرت ِ عبدالعظیم

 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار استقبال از ماه محرم
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : سه‌شنبه 21 مهر 1394


فصل اشک و سوز و آه از پرده ی دل میشود
باز چشمانم به رنگ سرخ مایل میشود

باز هم روح الامین مرثیه خوانی میکند
کاف و هاء و یا و عین و صاد نازل میشود

با لباس مشکی ام احرام گریه بسته ام
یک زیارت با هزاران حج معادل میشود

سعی ما پای پیاده از نجف تا کربلاست
شاهراه وصل ما این حد فاصل میشود

نیت گریه نمودم در نماز نیمه شب
چون که روضه بهتر از درک نوافل میشود

رکعت اول به یاد تشنه لبها سوختم
رکعت بعدی من گودال کامل میشود

مادری پهلو شکسته میرسد از سمت عرش
روضه از اینجا به بعدش سخت و مشکل میشود

لحظه ای که سینه ی ارباب سنگین میشود
روضه سنگین ارباب مقاتل میشود

نیزه ها نامهربان هستند اما لحظه ای
مهربان با حنجر او تیغ قاتل میشود

سر غنیمت میرود گودال میگردد شلوغ
وقت غارت کردن مشتی اراذل میرسد

آه از آن لحظه ای که مادرش سر میرسد
با تنی عریان ، تنی بی سر مقابل میشود

محسن حنیفی

********************
 
نسیم روضه وزیده محرم آمده است
زمان گریه به ارباب عالم آمده است

دوباره بیرق و پرچم دوباره طبل و کتل
که ماه مرثیه وغصه و غم آمده است

دوباره سینه سپرهای کربلا جمعند
که لحظه های خوش نوحه و دم آمده است

تمام صحن حسینیه ازدحام گداست
که جا برای هزاران چو من کم آمده است

فقط نه نوح،نه موسی نه یوسف و یعقوب
دراین عزاکده عیسی بن مریم آمده است

 بیا که اشک بریزی کنار پیغمبر
چرا که فاطمه با قامت خم آمده است

محمدحسن بیات لو

*********************


چشم اگر امسال را هم آبروداری کند
گریه می خواهد مرا از هرچه خود عاری کند

هر کسی اینجا هنر کرده است با اشک آمده است
کاش پلک از این هنرها پرده برداری کند

بین دل با داغ او عقد اخوت بسته اند
در ازل، آری، خدا این خطبه را جاری کند

نوحه خوان در روضه می خواند به استمداد اشک
بانگ "هل من ناصر"است این، کیست تا یاری کند؟

می روم تا کربلا، آنجا که مردی آمده است
پای عهدش تا نفس دارد وفاداری کند

رود می افتد به پایش تا به هر قیمت شده
قطره ای از خویش را در جان او جاری کند

آب اگر مهریه ی زهراست پس هر طور هست
باید از مهریه ی زهرا نگهداری کند

بیشتر از ضربت شمشیر، یک سوراخ مشک
می تواند زخم را بر پیکرش کاری کند

می روم قدری جلو، آنجا که یک سر روی نی
بی محابا قد علم کرده است سرداری کند

آنکه تعلیم تکلم کرد بر عیسای طفل
می تواند پس سر بر نیزه را قاری کند

باز می آیم به خود، آنجا که در من یک نفر
گوشه ای کز کرده، می خواهد فقط زاری کند

چشم کارش گریه در سوگ "حسین بن علی"است
کور بادا چشم اگر از گریه خودداری کند

علی فردوسی

 
********************


آماده میشویم دو رکعت عزا کنیم
 حی علی العزا، که قیامی به پا کنیم

 قد قامت العزا  که شنیدیم میرویم
 تا حق روضه های عزا را ادا کنیم

 بوی محرمش همه جارا گرفته است
 وقتش رسیده تا دو سه ماهی صفا کنیم

 زیبا ترین وضوی محرم که گریه است
 باید که اشک را به نظر کیمیا کنیم

 سجاده سنگ صحن و عبا پیرهن سیاه
 نیت برای غربت خون خدا کنیم

 آنقدر با لباس عزا سینه میزنیم
 تا تار و پود پارچه را نخ نما کنیم

  در این نماز عشق چه مستانه میشود
پشت سر امام زمان اقتدا کنیم

 اینجا رکوع ما دم درب ورودی است
 عرض ادب به ساحت کرببلا کنیم

 الحق که کعبه سنگ نشانی برای ماست
 باید به نحو دیگری یاد خدا کنیم

 با این که سمت قبله هنوزم درست هست
 تیری به نیت دو نشانه رها کنیم

 اول به سمت کرببلا روضه الحسین
 دوم به سمت کوفه کسی را صدا  کنیم

 از خاک هم مضایقه کردند کوفیان
 اصلا چگونه یادی از این ماجرا کنیم

 سر های قدسیان همه بر زانوی غم است
 چون پیکری به خون شده هفتاد چاک و نیم

 هفتاد زخم پیکر او از گناه ماست
 نیمی برای کرببلا...، پس حیا کنیم

 اینجا قنوت ما به قناتی رسیده است
 باید که سید الشهدا را صدا کنیم

 تا گفتم السلام علیکم سلام داد
 باید به جان حضرت فطرس دعا کنیم

 حالا که حکم کرببلا را گرفته ایم
 باید دعا به جان امام رضا کنیم

 شرمنده، لفظ واژه ی "باید" زیاد شد
باید به عهدِ گفتن باید وفا کنیم

 امیرحسام یوسفی

********************

رنگ سیاه و سرخی پرچم رسیده است
شان نزول سوره ی مریم رسیده است

شال و لباس مشکی مارا بیاورید
حی علی العزا که محرم رسیده است

درمان درد ما بخدا با طبیب نیست
شکر خدا که دارو مرهم رسیده است

فطرس بیا وسینه زنان را نظاره کن
ماه عزا و نوحه و ماتم رسیده است

هرکس به قدر ظرفیتش فیض میبرد
زین رو گهی زیاد و گهی کم رسیده است

دریای بخشش است و فقط رزق میدهد
هرچه به ما رسیده از این یم رسیده است

شاهی که ابروی گدا را نمیبرد
آوازه اش به گوش دو عالم رسیده است

پیغمبران برای غمش گریه کرده اند
این گریه ها ز حضرت آدم رسیده است

مهمانمان بکن دو سه خط “روضه” روضه خوان
فصل نزول بارش نم نم رسیده است

عصر دهم صدای علیکن بالفرار
ای وای از آتشی که به مخیم رسیده است

بلوا شده است در ته گودال وای من
آنجا عقیله با قد خم هم رسیده است

هرچند وضع غارت او نامنظم است
رختش به هر قبیله منظم رسیده است

امیر علوی

********************

ارباب روی نوکریِ من حساب کرد
با اینهمه گناه مرا انتخاب کرد

هرکس شنید ناله ی حی العزا
تا خویش را به روضه رساند شتاب کرد

دلشوره داشتم که نبینم محرمت
یکسال این فراق دلم را عذاب کرد


باز این چه شورش است که در خلق عالم است
نام حسین بار دگر انقلاب کرد

توبه شکسته ها همه گویند یاحسین
رب الحسین هرچه دعا مستجاب کرد

از کودکی حسینیه دار محرممیم
این روسیاه را خودش عالیجناب کرد

هرکس که ذره ذره به پای حسین سوخت
اورا خدا به وصل خودش کامیاب کرد

گریه غبار سینه ی من داده شستشو
این قلب خاک خورده چنان دّر ناب کرد

تفسیر دستگیریه تو از رسول ترک
کار هزار منبرو صد ها کتاب کرد

سینه برهنه ها همه از نسل عابسند
او کربلا طریق هی این وصل باب کرد

آید به گوش ناله ی محزون فاطمه
با اسم نام یک یک ما را خطاب کرد

ماه محرم آمد و پیچید بوی سیب
صلی علی الحسین و صلی علی الغریب

قاسم نعمتی

********************

این روزها که حال و هوایم بهاری است
یک آسمان ستاره ازاین چشم جاری است

بوی محرمت همه جا را گرفته است
حالا نصیبم از غم تو آه و زاری است

اسپند و شال و بیرق وزنجیر حاضراست
دل گرم ناله کردن و دلبیقراری است

شرمنده ام که خرج عزایت نمی کنم
شرمنده ام قسم بخدا از نداری است

چشمت چرا محل به دوچشمم نمی دهد
ازچشمهای من ز غمت گریه جاری است

هرکس که خواستید بر او کربلا دهید
ما تابعیم و لطف شما اختیاری است

محمدحسن بیات لو

********************

سلام بیرق پرچم ، سلام ماه عزا
سلام حضرت زینب ، سلام خون خدا

دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم
برای ماتمتان روضه ها به پا کردیم

صدا زدیم بیایند باز سینه زنان
به روضه خوان محل گفته ایم روضه بخوان

بخوان که مرد غریبی ز راه آمده است
و شاه خسته دل کم سپاه آمده است

هنوز هست طعامی و آب بسیار است
هنوز بر سرشان سایه ی علمدار است

اما امان ز غریبی امان ز سوز و نوا
امان ز حادثه ی تلخ دشت کرب و بلا

که از جماعت نامرد پشت پا خوردند
میان دشت بلا نیزه بی هوا خوردند

و رأس تک تک انصار را جدا کردند
چقدر به ذریه فاطمه جفا کردند

امیر فرخنده

********************

سوره ی غم می رسد ، آیات مریم می رسد
عطر سیب و بوی اسپند محرم می رسد

دست خود را روی سینه می گذارم با ادب
آه دارد مادری با قامت خم می رسد

میزبان زهرا که باشد من خیالم راحت است
چون که الطافش به مهمان ها دمادم می رسد

انبیا پشت سر هم یک به یک صف بسته اند
حضرت خاتم برای خیر مقدم می رسد

بار عام است و ضیافت خانه ی هیئت شروع
نامه های دعوت از عرش معظم می رسد

زیر و رو کردن فقط کار حسین بن علی ست
در محرم ارمنی هم زیر پرچم می رسد

چایی روضه دوای درد بی درمان ماست
بین این دارالشفا پیوسته مرهم می رسد

با لباس مشکی اَم از قبر می آیم بُرون
یک نخ این پیرهن فردا به دادم می رسد

جبرئیل عرش خدا را آب و جارو می کند
کاروان کربلا از راه کم کم می رسد

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
به مناسبت عروج ملکوتی سردار شهید حاج حسین همدانی
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394

خوب است عاشق با همین باور بمیرد
باید به راه دوست در آخر بمیرد

یک روز اگر بی عشق روی دوست سر کرد
حکمش فقط این است که دیگر بمیرد

بی تاب بعد از جبهه ها بودی تو سردار
هیهات آتش زیر خاکستر بمیرد

این رزق هر کس نیست در دوران غیبت
با تیر و تیغ دشمن کافر بمیرد

اما تو را گویا خدا اینگونه فرمود:
حیف است این سردار در بستر بمیرد

با زینب کبری چه گفتی در حریمش
گفتی که باید نوکرت بهتر بمیرد

سردار بی سردار ، یا زینب غلامم
باید غلامت مثل یک نوکر بمیرد

خوب است عاشق در میان شهر غربت
مثل حسین بی یار و بی لشکر بمیرد

خوب است عاشق در پی اثبات عشقش
لب تشنه روی خاکها بی سر بمیرد

قربان آن بانو که روی خاک میگفت
ای گل برای پیکرت مادر بمیرد

هرگز نمی شد باورم که بچه من
بر روی خاک کربلا پرپر بمیرد

قسمت نکن یا رب کسی وقت شهادت
در پیش چشم کودک و همسر بمیرد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 17
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 1239
:: بازدید ماه : 5407
:: بازدید سال : 14867
:: بازدید کلی : 14867

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران