آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

گل می کند بهار تو در باغ سینه ها

پر می شود ز باده ی تو آبگینه ها

 

نقاره می زنند به بامت فرشتگان

حتما شفا گرفته ز دست تو سینه ها

 

دیگر غریب نیستی ای آشنا ترین

تایید می کند سخنم را قرینه ها

 

اول همین که سمت حریم تو آمدند

صدها هزار مرد غریب از مدینه ها

 

دیگر هم آن که از نفس تو غریب ماند

در سینه های عاشق وصل تو کینه ها

 

تجدید کن حکومت خود را به قلبها

اینجا فراهم است برایت زمینه ها

 

گرم فضا نوردی خوف و رجا شدیم

آیا به ما نمی رسد آخر سفینه ها

 

دارد حکایت از عشاق گنبدت

یعنی که زرد باد رخ از عشق بی حدت

 

هر سر که از خیال تو پر شور می شود

دریای بر کرانه ای از نور می شود

 

در شعله ی محبت تو سینه تا گداخت

غرق تجلی است وشب طور می شود

 

با هر "وان یکاد" لبان فرشته ها

صد چشم زخم از حرمت دور می شود

 

فردا که موج خیز هراس است زائرت

در ساحل نجات تو محشور می شود

 

با پلک بسته آمده دشمن به جنگ تو

از بس حریم قدس تو پر نور می شود

 

چون حوض کوثر است گوارا عقیق تو

فوق بهشت آمده صحن عتیق تو

 

ما را به گوشه حرم خود مقیم کن

مهمان مهربانی دست کریم کن

 

تا شعله زار شوق تو بالی بگسترد

ای صبح، دشت عاطفه را پر نسیم کن

 

دربانی حریم تو در آرزوی ماست

ما را عصا به دست بخواه و کلیم کن

 

مژگان ما که سمت شکوه تو وا شده است

وقف غبار روبی فرش و گلیم کن

 

بی اطلاع از اول و از آخر خودیم

ما را که حادثیم، رهین قدیم کن

 

این دل زجنس پنجره فولاد تو نبود

یعنی که زود می شکند از فراق، زود

 

خورشید گرم چیدن بوسه زماه توست

گلدسته ها منادی شوق پگاه توست

 

آری شگفت نیست که بی سایه می روی

خورشید هم زسایه نشینان ماه توست

 

از چشم آهوان حرم می توان شنید

این دشتها به شوق شکار نگاه توست

 

بالای کاشی حرم تو نوشته است

هرجا دلی شکست همان بارگاه توست

 

با این که سال هاست سوی طوس رفته ای

اما هنوز چشم مدینه به راه توست

 

یعنی که کاش فصل غریبی گذشته بود

دیگر مسافرم زسفر بازگشته بود

 

هرچند سبز مانده گلستان باورت

آیینه ای جز آه نداری برابرت

 

راه از مدینه تا به خراسان مگر کم است

با شوق دیدنت شده آواره خواهرت

 

دیگر دلی به یاد دل تو نمی طپد

بالی نمانده است برای کبوترت

 

مثل نسیم می رسد از ره جواد تو

یعنی نمی نهی به روی خاکها سرت

 

تنها به کرب و بلا سرنهاده بود

مردی که داشت نوحه گری مثل مادرت

 

اشک تو هست تا به ابد روضه خوانمان

تا کربلاست همسفر کاروانمان

 

محمد جواد زمانی 


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

حضرت سلطان

 

هر كس دهان به مدح شما باز مي كند

عيسي مسيح گشته و اعجاز مي كند

 

آن كس كه يك سحر شده مهمان خانه ات

هنگام رفتن به جنان ناز مي كند

 

مرغ دلم به شوق زيارت شبانه روز

تا گنبد طلاي تو پرواز مي كند

 

علامه قدر فهم خودش در كلاس درس

شرحي براي وصف تو آغاز مي كند

 

سطري ز مدح تو به كتب جا نمي شود

اصلا مناقب تو كه املا نمي شود

 

هر كس كه زير پاي بلند شما نشست

شانه به شانه ي همه ي انبيا نشست

 

يك لحظه با نفس زدن در حريم تو

يك عمر زائر تو كنار خدا نشست

 

با نسخه ي تو تا به قيامت سلامت است

هر لاعلاج چون كه به دارالشفا نشست

 

دورش كنند زآتش دوزخ ملائكه

آنكس كه در جوار امام رضا نشست

 

هر مدعي عشق كه عاشق نمي شود

هر كس به خادمي تو لايق نمي شود

 

هر كس كه از غلامي تو رو سفيد داشت

وقت ورود در حرمت شاكليد داشت

 

حاتم اگر كه شهره ميان كريم هاست

بر سفره ي كرامت و جودت اميد داشت

 

هر روز سال بود اگر دور سفره ات

هر مستمند دم به دم عيدي سعيد داشت

 

عيسي براي طي مسيرش به آسمان

بي شك به ياري تو نيازي شديد داشت

 

گر زائري بريده دل از غير مي كند

با سيره ي سلوكي تو سير مي كند

 

جبريل محضر تو پرش مي خورد زمين

پلك ز اشك گشته ترش مي كند زمين

 

موسي به پاي هيبت والاي تو رضا

در طور عصا به كف جگرش مي خورد زمين

 

قرباني قدوم تو تا در منا شود

دارد خليل هم پسرش مي خورد زمين

 

عيسي به معجزات تو ايمان چو آورد

اعجازهاي با اثرش مي خورد زمين

 

آيينه ي تمام جمال محمدي

تنها تويي كه عالم آل محمدي

 

از حبس سرد فاصله آزاد مي شوم

وقتي دخيل پنجره فولاد مي شوم

 

دانه بريز سوي تو آيم به جان و دل

تنها اسير دام تو صياد مي شوم

 

از من خراب تر نبود زائري رضا

اما به يك نگاه تو آباد مي شوم

 

وقتي علي عالي اعلاي من تويي

من نيز در ركاب تو مقداد مي شوم

 

نزد تو مي رسيم ز دارالولايه ات

جايي نمي رويم بجز زير سايه ات

 

آقا قسم به لطف و كرامات بي حدت

آقا قسم به زلف سياه مجعدت

 

آقا قسم به خسته دلاني كه مانده اند

در آرزوي ديدن يك بار مرقدت

 

اي كاش مي پريد شبيه كبوتران

دلهاي ما هميشه به اطراف گنبدت

 

تنها نه ما به شوق حرم ضعف مي كنيم

حتي بهشت هم شده مجنون مشهدت

 

بر سر در حريم دل من نوشته اند

خاك مرا ز خاك خراسان سرشته اند

 

وقتي كه نور شمس جمالت طلوع كرد

پروردگار خلقت ما را شروع كرد

 

كعبه ز بارگاه شما ناز مي برد

از شوق تو دلم سوي كعبه ركوع كرد

 

علم تو فيض برده ز درياي علم حق

هر عالمي رسيد حضورت خشوع كرد

 

كوه احد شنيد چو هم نام حيدري

يك يا علي كشيد و به پايت خضوع كرد

**

ما با ولايت تو به خورشيد مي رسيم

بر او ج بي نهايت توحيد مي رسيم

 

ما با محبت تو كه گنجي بود به دل

آنجا كه جبرئيل نمي ديد مي رسيم

 

ما با عنايت تو به احياي امرتان

بر آن كمال ناب كه گفتيد مي رسيم

 

ما افتخار با تو فقط كسب مي كنيم

آري به هر كجا كه بخواهيد مي رسيم

 

ما بي رضايت تو خدايي نمي شويم

بي اذن تو كه كرب و بلايي نمي شويم

 

تنها به تخت و تاج شما التماس ماست

آقا به آستان تو حمد و سپاس ماست

 

وقتي دلم براي حرم تنگ مي شود

يك يا امام رضاست كه رمز تماس ماست

 

جاي محبتت صدف سينه ي من است

اين از درايت دل گوهر شناس ماست

 

گرم است پشت كشور ما به حريم تو

محكم به رافت تو نظام و اساس ماست

 

اي آبروي كشور ايران ابالحسن

دستم بگير حضرت سلطان ابالحسن

 

شكر خدا كه جسم تو در زير پا نرفت

شكر خدا كه راس تو بر نيزه ها نرفت

 

نا محرمي نديد دگر خواهر تو را

همراه با سر تو به شام بلا نرفت

 

دست كسي نخورد به گيسوي همسرت

ديگر چنين ستم كه به آل عبا نرفت

 

حداقل براي تو پيراهني كه ماند

در زير خاك جسم تو با بوريا نرفت

 

گفتي به هر مصيبت و غم فابك للحسين

گفتي به پاست تا كه علم فابك للحسين

 

رضا رسول زاده


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
دفاع مقدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391


هفته دفاع مقدس مبارك

نام سبز تو عزيز جبهه ها
السلام اي آتش خمپاره ها
السلام اي جسم پاره پاره ها
السلام اي عشق بازان صبور
السلام اي خاك گرم بدر و هور

روي خاك لاله ها پرپر شدند
بچه هاي كاروان بي سر شدند
نام تو پر شور از نام شهيد
سبز شد گام تو با گام شهيد
آه اينجا خاك تو از ياد رفت
لحظه هاي پاك تو از ياد رفت

ما كه غرق زندگاني بوده ايم
دور از بحر معاني بوده ايم
ما فقط بر سينه و سر مي زنيم
كاش روزي تا خدا پر مي زديم

ما كجا آن خاك نوراني كجا
ما كجا آن دشت روحاني كجا
ما كجا و خيمة صحرا كجا
ما كجا و گرية شبها كجا؟

مي شود تا آسمان ها پر كشيد
مي شود آيا شهادت را خريد؟
مي شود با هر شقايق راز گفت
بال و پر وا كرد و از پرواز گفت؟
مي شود آيا دوباره مست شد
بار ديگر بي سر و بي دست شد

كاش مي شد داغ ها را ياد كرد
نام سرخ لاله را فرياد كرد
اي خدا اين خفته را بيدار كن
لحظه اي از عشق برخودار كن
عشق بيدار است پس بيدار شو
با شهيدان خدايي يار شو

آنچه مي بينيد هرگز عشق نيست
حال مي گويم برايت عشق چيست
عشق يعني « حاج همت »، « باكري »
عشق يعني « رستگار » و « باقري »
عشق يعني « قاسم دهقان » ما
عشق يعني « مصطفي چمران » ما
عشق يعني پر زدن با « بردبار »
« مصطفي گلگون » ما شد روي دار
عشق يعني چون « علمدار » شهيد
عشق يعني مثل « عمار » شهيد
عشق يعني مثل « خوش سيرت » شدن
رهسپار وادي غربت شدن
عشق يعني مثل « طوقاني » شدن
موج ناآرام و طوفاني شدن


|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
دفاع مقدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391


هفته دفاع مقدس مبارك

 

خدايا دلم تنگ ياران شده
چو باغي كه دور از بهاران شده

خدايا! به جانم صفايي ببخش
دلم راتو حال و هوايي ببخش

كه اين باغ را لاله كاري كنم
بياد شهيدان بهاري كنم

شهيدان كه با خون ملبس شدند
فداي دفاع مقدس شدند

مبادا كه در قلب خاموش من
شود ياد آنان فراموش من

زدرياي چشمم گهر سفته ام
شبي با دل خود سخن گفته ام

كه اي دل بيا همتي كن كه من
شوم قدري آزاد از قيد تن

چرا از شهيدان عقب مانده ام
سپيده زده و رنگ شب مانده ام

شهيدان كه بودند و ما كيستيم
مگر با شهيدان نمي زيستيم

مگر قلب تاريخ ما نيستند
مگر شمع بزم و وفا نيستند

بيا پاسداريم از خونشان
بيا تا نگرديم مديونشان

بياييد فرهنگ سازي كنيم
كه پيش خدا سر فرازي كنيم

بگوييم از عزم و پيكارشان
بگيريم درسي زايثارشان

عمل بر وصاياي آنان كنيم
روا نيست گر نقض پيمان كنيم

مبادا كه پيمان ما بشكند
حريم شهيدان ما بشكند

بياييد تا پايداري كنيم
زخون هايشان پاسداري كنيم

بياييد تجديد بيعت كنيم
دفاع از ولي و لايت كنيم

محمد نعيمي


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دفاع مقدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391

هفته دفاع مقدس مبارك

شهادت باده ی اهل ولا بود

شهادت جان سپردن بر  خدا بود

لب هر عاشق وارسته با شور

به جام عاشقی غرق نوا بود

درون شهر یک مادر پیر

برای بچه ها غرق دعا بود

شبیه حضرت عباس مردی

درون جبهه ها دستش جدا بود

شهیدی پای خود از دست داد و

شهید دیگری جانش فدا بود

صدای گریه ی زهرا می آمد

تمام گوش ها محو صدا بود

برای حفظ دین جان بذل کردند

دل اهل ولا اهل بلا بود

هنوزم این سوالم بی جواب است

چرا رأس حسین بر نیزه ها بود

درون قتلگاه شاه تشنه

ببین دعوا سر شال و عبا بود

مگر او زاده ی خیر النساء نیست؟

به زیر سم مرکب او چرا بود؟

محاسن را خضاب از خون بدیدم

و رگها هم به رنگ کهربا بود

برای درد قلب پاره ی او

فقط اشک رخ زینب دوا بود

سر خود را به چوب محملش زد

چنین کاری در آن لحظه به جا بود

برای قلب "جعفر" لحظه لحظه

دعا گو زاده ی خیر النسا بود

سروده: جعفر ابوالفتحی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دفاع مقدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391

هفته دفاع مقدس مبارك

هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا

سارا لباس پوشید ، با جبه ها اجین شد
در فکه و شلمچه ، دارا به روی مین شد


چندین هزار دارا ، بسته به سر سربند
یا تکه تکه گشتند یا که اسیر و در بند

سارای دیگری در مهران شده شهیده
دارا کجاست ؟ او در ، اروند آرمیده

دوخته هزار سارا چشمی به حلقه ی در
از یک طرف و دیگر چشمی ز خون دل ، تر

سارا سوال می کرد ، دارا کجاست اکنون؟
دیدن شعله ها را در سنگرش به مجنون

خون گلوی دارا آب حیات دین است
روحش به عرش جسمش ، مفقود در زمین است

در آن زمانه رفتند صد ها هزار دارا
در این زمانه گشتند ده ها هزار «دارا»

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و در بند
دارای این زمان با بنزش رود به دربند

دارای آن زمانه بی سر درون کرخه
سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبه ها اجین شد
در این زمانه ناگه ، چادر« لباس جین» شد

با چفیه ای که گلگون از خون صد چو داراست
سارا ، خود از برای ، جلب نظر بیاراست

آن مقنعه ور افتاد جایش فوکل در آمد
سارا به قول دشمن از املی در آمد

دارا و گوشواره ، حقا که شرم دارد !
در دست هایش امروز او بند چرم دارد

با خون و چنگ و دندان دشمن زخانه راندیم
اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

یا رب تو شاهدی بر اعمالمان یکایک
بدم المظلوم یا الله ، عجل فرجه ولیک

جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آن ها به جبهه رفتند ، اینها شدند طلبکار


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دفاع مقدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391

هفته دفاع مقدس مبارك

انبوه تاول برتنت سر باز كرده

اين هم نشان ديگري از سرفرازي ست

تاول ، نه ! اين ها مهر تأييد است مومن

تأييد معصوميت در عشق بازي ست

 كپسول هاي سرد اكسيژن برايت

جز آه هاي بي ثمر چيزي ندارند

مي خواهي آسوده شوي حرف تو اين است

  اين سال ها انگار پاييزي ندارند !

  اين سرفه ها ياد آور يك عمر درد است

دردي كه درعمق وجودت ريشه كرده

چيزي نمي گويي ولي مي فهمم ، آري !

مسموميت خون تو را در شيشه كرده

   حتي نفس با تو سر ياري ندارد

با اين همه از هيچ كس شكوه نداري

بر عكس هر ابري كه مي خواهد ببارد

ترجيح دادي بي صدا ، نم نم بباري

  امشب دوباره خاطراتت جان گرفته

يك چفيه و تسبيح و عكسي يادگاري

بايد تو را توصيف كرد اين گونه شايد:

شمعي كه سرگرم است با شب زنده داري

    در هر نفس می سوزی و می سازی اما

  با هر نگاهت حرف داری با من امشب

مضمون چشمت مطلع شعر جدایی است

آیا تو داری می سرایی یا من امشب؟

   فرياد تو با موج هاي "كرخه" رقصيد

در عمق جان " راين" هم حتي اثر كرد

چيزي بگو ، حرفي بزن همراه بغضت

بايد جهان را از شكوهت باخبر كرد

سید محمد بابامیری

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دفاع مقدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391

هفته دفاع مقدس مبارك

خوشا آن روز را که سنگری بود

شبی ، میدان مینی ، معبری بود

خوشا آن روزهای آسمانی

که شوری بود ، سودا و سری بود

**

خوشا روزی که دل را دلبری بود

غزل خوان نگاه آخری بود

خوشا آن روزها در خط اروند

هوای روضه های مادری بود

**

و اهل آسمان بودیم آن روز

که قدری بی نشان بودیم آن روز

و نای دل نوای نینوا داشت

و با صاحب زمان بودیم آن روز

**

و کاش آن روزگاران گم نمی شد

هوای خوب باران گم نمی شد

صفای جبهه ها می ماند ای کاش

صدای پای یاران گم نمی شد

 

وحید محمدی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله عليها)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391

 

چشم دلم به سمت حرم باز می شود

با یک سلام صبح من آغاز می شود

 

پر می کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه لحظه ي پرواز می شود

 

قفل دلم شکسته کنار در حرم

از مرقدت دری به جنان باز می شود

 

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

اینجا دل شکسته سبب ساز می شود

 

کو چشم روشني که ببيند در اين حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز مي شود

 

اعجاز توست اينکه دلم يا کريم توست

قلب تپنده ي حرم قم، حريم توست

 

اينجا بهشت دختر موسي بن جعفر است

از نفحه ي شهود و تجلي معطر است

 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بيت

دارالعلومِ مريم آل پيمبر است

 

اينجا کليد علم و فقاهت ارادت است

خاک در حريم تو علامه پرور است

 

چشم اميد عالِم و عاشق به سوي توست

اينجا چقدر چشمه ي جوشان کوثر است

 

تنها پناهگاه دلم صحن آينه ست

وقتي دلم از آه زمانه مکدر است

 

هر شب کنار مرقد تو يک مدينه دل

دنبال قبر مخفي زهراي اطهر است

 

صحن تو غرق بوي گل ياس مي شود

اينجا حضور فاطمه احساس مي شود

 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه

اينجا دميده کوکب اقبال فاطمه

 

بي اختيار پاي ضريحت رسيده است

هر زائري که آمده دنبال فاطمه

 

دارد تمام مرقد تو بوي آسمان

اينجاست سايه سار پر و بال فاطمه

 

فرمود آشيانه ي‌ امن الهي است

صحن و سراي تو، حرم آل فاطمه

 

خورشيد آل فاطمه از راه مي رسد

هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

 

اي عمه ي امام زمان! کاش در حرم

يک صبح جمعه لايق ديدار مي شدم

 

خاتون ملک ارض و سما إشفعي لنا

محبوبه ي حبيب خدا إشفعي لنا

 

آرامش و قرار دل ثامن الحجج

اي زينب امام رضا إشفعي لنا

 

عصمت دخيل بسته به پرهاي چادرت

اي آفتاب حُجب و حيا إشفعي لنا

 

در هر سحر به سوي ضريح اجابتت

مي آورم دو دست دعا إشفعي لنا

 

روي سياه و بار گناهان ما کجا

لطف و کرامت تو کجا إشفعي لنا

 

مهر و ولايتت شده حبل المتين ما

در صبحگاه روز جزا إشفعي لنا

 

يوم الحساب تو همه اميد شيعه اي

تنها نه شيعه اهل جهان را شفيعه اي

 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده

طعنه به پارسایی حور و ملک زده

 

سرشار از زلالی نور یقین شود

در مرقد منور تو قلب شک‌زده

 

از چشمه های فیض تو سیراب می شود

هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده

 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست

بر گنبد تو دست توسل فلک زده

 

شب های جمعه طوف حرم می‌ کنم ولی

گویا کسی به زخم دل من نمک زده

 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا

قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده

 

امشب گره گشاست دم يا رضا رضا

در دست توست تذکره ي کربلاي ما

 

یوسف رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله عليها)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391

توضیح المسائل

 

ازشب میلاد تو اینگونه حاصل می شود

ماه ،روز اول ذی القعده کامل می شود

 

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل ازخورشید غافل می شود

 

گوئیا شان نزولش می شود ایران ما

هرچه بر "موسی بن جعفر"سوره نازل می شود

 

پای او "شاه چراغ "ودستها "عبدالعظیم"

چشم ایران چون که مشهدگشت-قم ؛دل می شود

 

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

 

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

 

هرکسی از خویش داخل گشت خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت داخل می شود

 

هرکسی درشهر عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت عاقل می شود

 

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه باترفیع در صحن تو سائل می شود

 

درحریمت شعر گفتن کار خودرا می کند

"شاطر عباس قمی" هم گاه "دعبل "می شود

 

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانی من گل می شود

 

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

 

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو"فاضل"می شود

 

تاچهل شهرمجاور وسعت اکرام توست

پس من ِهمسایه ات رانیز شامل می شود

 

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود

 

مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 5
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 1854
:: بازدید ماه : 5435
:: بازدید سال : 14816
:: بازدید کلی : 14816

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران