آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

اين راه براي خسته دور است چقدر

از نور تو چشم بسته دور است چقدر

گامي به تصوّر تو نزديک شدن

از آينه‌اي شکسته دور است چقدر

 

با ديدن تو چه محشري خواهد شد

آغاز حيات ديگري خواهد شد

وقتي که به صحن آسمانت برسم

آهوي دلم کبوتري خواهد شد

 

هر چند دلم نقطه‌اي از تاريکي است

بين من و تو پاره خط باريکي است

در هندسه‌ي عشق مثلث شده‌ايم

من، تو «و خدايي که در اين نزديکي است»

 

من باز ميان موج گيسوي تو غرق

در خلوت صحن پر هياهوي تو غرق

اي ماه من! اين پلنگِ حيرت زده، شد

در برکه‌ي چشم بچه آهوي تو غرق

 

اينجا همه لحظه‌ها طلايي است چرا؟

هر گوشه‌ي اين زمين، هوايي است چرا؟

برمي‌گردم، در اين دل مشهديم 

يک حال عجيب کربلايي است چرا؟

 

قصدم سفري براي گلگشت نبود

برگشت از آرامش اين دشت نبود

در فال خطوط کف دستانم کاش

تقدير بليت رفت و برگشت نبود

 

زرد آمده بودم و طلايي رفتم

شب بودم و غرق روشنايي رفتم

از راه زميني آمدم با آهو

همراه کبوترت هوايي رفتم

 

خط، چشم براه ايستگاه است هنوز

شب، سمفوني قطار و آه است هنوز

خوشبخت کبوترت که تا خانه پريد

آهوي تو آواره‌ي راه است هنوز

 

قاسم صرافان

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

اين همه دست به سوي تو دراز است رضا

باز مشت من و آغوش تو باز است رضا

باز «من» دارد از آن دور تهي مي‌آيد

آن که مي‌آيد از آن دور جنازه است رضا

زنده شد پيش نگاهت، تو خدايش شده‌اي

کفرِ «خورشيد» پرستان پُرِ راز است رضا

من و انگور، دلي مست و نگاهي پرِ اشک

قبله در حسرتِ اين راز و نياز است رضا

هشت رکعت وسط صحن تو افتاد به خاک

رقص عشق است، فقط شکل نماز است رضا

هر دلي مي‌رسد از راه شکسته ‌است...   چقدر-

جاده‌ي عاشقيت حادثه ساز است رضا

آه! آواز خوش گوشه‌ي «نيشابور»ت

در مقامي پر از اندوه «حجاز» است رضا

پيش پرهاي کبوتر، آسمان دل تو

تا خدا،  پنجره در پنجره باز است رضا

 

قاسم صرافان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

ای کاش غزل قصیده می شد

سـیب غـزلم رسـیده می شد

بـا نام رضـا سـیاهـه ی دل

با معجزه ای سپیده می شد

بـا اذن دخـول مهبط عشق

هر چیز ندیده دیده می شد

آهـوی اسـیر اشـک هایم

از کنج نظر رهیده می شد

بـر حبل مـتین دسـتهایت

معماری دل تنیده می شد

یا اینکه کشان کشان به سویت

پـیشـانی مـا کشـیده می شـد

***

یا حضرت ثامن الأئمّه

بر تکمله ی عمل تتمّه

***

هر کس که به دام تو گرفتار

بـر مهـر و مـرام تـو گـرفتار

از روز ازل گـدای کویت

تا حُسن ختام تو گرفتار

صد بار زیارت تو بس نیست

بـادا بـه مُـدام تـو گـرفـتـار

ما جلد ضـریح آفتابیم

بر گنبد و بام تو گرفتار

با واژه ی «حصنی» تو سرمست

بـا طـرز کـلام تـو گـرفـتـار

عمری به «علیک» کرده عادت

عمـری بـه «سـلام» تو گرفتار

ای «عروه ی لانفصام»، مائیم

در زلـف زمـام تـو گـرفتار

***

ما خانه به دوش و جرعه نوشیم

مَشـتی صـفتان پر خـروشیم

***

ما داغ تب و تعب نداریم

چون غیر تو را طلب نداریم

با ذکر مَن اسمُهُ دوایت

ما دلهره ی مطب نداریم

تا شمس شموس چهره ی توست

تاریکی و ظلم شب نداریم

کوثر اگر از لبت نجوشد

ما باده ی لب به لب نداریم

با هرکه به جز رضا بگوید

ربط و سبب و نسب نداریم

بر گردن شیعگی به والله

جز «سلسلة الذهب» نداریم

ما بنده ی کوچه گرد و خامیم

تنبیه کنید ادب نداریم

***

ای «بضعه»ی خاتم رسالت

ای اصل اصیل و با اصالت

***

آرام تـلاطــم جـهــانـی

هم کعبه ی مردم جهانی

از هفت جهان شنیدم امّا

تو رتبه ی هشتم جهانی

آهو نه! ولی کبوتر آری

تا رونق گـندم جهانی

هم آه دم مسیح هستی

هم طـور تکـلّم جهانی

ای مشهد با صفات جنّت

توس و نجف و قم جهانی

لبخند بزن شب ولادت

تو روح تبسّـم جـهانی

***

در «صحن عتيق» تو دخيليم

يك مُشت «عتيقه»ي ذليليم

***

بر دامن شر شرر بگیرد

آه نفست اگر بگیرد

مرغ دل کاظمینی من

از باب جواد پر بگیرد

طوطی شده او که با ادایی

از کنج لبت شکر بگیرد

خشکیده نگاه زائر تو

او آمده چشم تر بگیرد

آغوش گشوده سمت مرقد

تا قبر تو را به بر بگیرد

عمری به خطا گذشته کارش

ای کاش دوباره سربگیرد

***

ای بارش مهربان باران

ای مایه ی افتخار ایران

 

مجید لشگری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

ای کاش غزل قصیده می شد

سـیب غـزلم رسـیده می شد

بـا نام رضـا سـیاهـه ی دل

با معجزه ای سپیده می شد

بـا اذن دخـول مهبط عشق

هر چیز ندیده دیده می شد

آهـوی اسـیر اشـک هایم

از کنج نظر رهیده می شد

بـر حبل مـتین دسـتهایت

معماری دل تنیده می شد

یا اینکه کشان کشان به سویت

پـیشـانی مـا کشـیده می شـد

***

یا حضرت ثامن الأئمّه

بر تکمله ی عمل تتمّه

***

هر کس که به دام تو گرفتار

بـر مهـر و مـرام تـو گـرفتار

از روز ازل گـدای کویت

تا حُسن ختام تو گرفتار

صد بار زیارت تو بس نیست

بـادا بـه مُـدام تـو گـرفـتـار

ما جلد ضـریح آفتابیم

بر گنبد و بام تو گرفتار

با واژه ی «حصنی» تو سرمست

بـا طـرز کـلام تـو گـرفـتـار

عمری به «علیک» کرده عادت

عمـری بـه «سـلام» تو گرفتار

ای «عروه ی لانفصام»، مائیم

در زلـف زمـام تـو گـرفتار

***

ما خانه به دوش و جرعه نوشیم

مَشـتی صـفتان پر خـروشیم

***

ما داغ تب و تعب نداریم

چون غیر تو را طلب نداریم

با ذکر مَن اسمُهُ دوایت

ما دلهره ی مطب نداریم

تا شمس شموس چهره ی توست

تاریکی و ظلم شب نداریم

کوثر اگر از لبت نجوشد

ما باده ی لب به لب نداریم

با هرکه به جز رضا بگوید

ربط و سبب و نسب نداریم

بر گردن شیعگی به والله

جز «سلسلة الذهب» نداریم

ما بنده ی کوچه گرد و خامیم

تنبیه کنید ادب نداریم

***

ای «بضعه»ی خاتم رسالت

ای اصل اصیل و با اصالت

***

آرام تـلاطــم جـهــانـی

هم کعبه ی مردم جهانی

از هفت جهان شنیدم امّا

تو رتبه ی هشتم جهانی

آهو نه! ولی کبوتر آری

تا رونق گـندم جهانی

هم آه دم مسیح هستی

هم طـور تکـلّم جهانی

ای مشهد با صفات جنّت

توس و نجف و قم جهانی

لبخند بزن شب ولادت

تو روح تبسّـم جـهانی

***

در «صحن عتيق» تو دخيليم

يك مُشت «عتيقه»ي ذليليم

***

بر دامن شر شرر بگیرد

آه نفست اگر بگیرد

مرغ دل کاظمینی من

از باب جواد پر بگیرد

طوطی شده او که با ادایی

از کنج لبت شکر بگیرد

خشکیده نگاه زائر تو

او آمده چشم تر بگیرد

آغوش گشوده سمت مرقد

تا قبر تو را به بر بگیرد

عمری به خطا گذشته کارش

ای کاش دوباره سربگیرد

***

ای بارش مهربان باران

ای مایه ی افتخار ایران

 

مجید لشگری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

دلی که جز تو در آن خانه می کند دل نیست

شبیــه دل بـود و غیــر تکــه ای گل نیست

الا سـفینه ی نوحـم بگیـر دست مرا

در این تلاطم دریا امید ساحل نیست

گنـاه سـد رسیــدن به کـوی جانـان است

کسی که یاد تو باشد ز دوست غافل نیست

دلی که خانه ی محبوب می شود دیگر

بـرای عـرض ارادت به غیر مایل نیست

اگر چه لحظه ی مرگ و رحیل جانکاه است

ولی کنـــار تـو مردن زیـاد مشـکـل نیست

در این مسیر، گدایی ز درگهت شرط است

کسی که واله خال تو نیست، عاقـل نیست 

« قبول خاطر کوی رضا شدن شرط است

هر آنکه شعر سراید، شبیه دعبل نیست»*

مجید لشکری 

 *********************


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

سلام ای
پسر حضرت زهرا
سلام ای حرمت کعبه دلها
سلام ای به فدایت همه جانها
سلام ای
که نشستند کنار حرمت جمع ملائک به تماشا
همه پست و توبالا
همه قطره تو
دریا
همه بنده تومولا
همه خار و تو اسطوره گلها
غلامیم به درگاه شما حضرت
آقا
به عشق تو گشودیم همه دیده به دنیا
به عشق تو تپیده ست دل ما
برای تو
خدا روح دمیده به گل ما
فدای تو که رعنایی و آقایی و زیبا
که تو یوسف زهرایی
و ما نیز ندانیم
چرا رفته به بیراهه زلیخا
سلام ای پسر حضرت
زهرا
#############################
سلام ای پسر حضرت زهرا
که غریب
الغربایی و ولی نعمت مایی
زسر تا به قدم عشق و صفایی
زسر تا به قدم ما همه
دردیم تو درمان و دوایی
تو ایینه شفاف خدایی
تو سلطان سخایی
تو علی هستی و
شهره به رضایی
تو دست کرامت
دل ما و گدایی
فقیریم فقیریم و عشق است فقیری
که تو حج فقرایی
تو که صاحب این صحن سرایی
نه این صحن و سرا صاحب هم ارض و
سمایی
به ما هم بده جایی
نپرس اینکه که هستیم و کجایی؟؟
مهم اینجاست

که تو صاحب مایی
من و دست پر از عجز و تمنا
تو دامنی از جنس تولا
سلام
ای پسر حضرت زهرا
###########################
تمام همه انچه که داریم فدای
سرتان حضرت سلطان
غریبیم خدا گفته شمایید فقط یار غریبان
ضعیفیم و خدا گفته
تویی مونس و غمخوار ضعیفان
عجب نیست اگر دست به دامان شماییم
عجب نیست در
خانه ی لطف تو گداییم
عجب نیست شدم و بیدل و حیران
که مشغول گدایی توهستند
هزارن چو سلیمان
عجب نیست شود موسی عمران میان حرمت خادم و دربان
عجب نیست
اگر زنده شود حضرت عیسی
به نگاهی به دو چشمان تو ؛بر تن اموات ده جان
و عجب
نیست که جبرئیل امین
خاک در کفش کنت را ببرد بهر تبرک به جنان و
عجبی نیست
به یک گوشه چشمت
شود اتش چو گلستان
عجب اینجاست که با این جبروتت
شده ای
ضامن اهوی بیابان
و عجب نیست همان اهوی وحشی
که تو ضامن شدی از لطف و
کرامت
شود ضامن مردم به قیامت
سلام ای که خدا گفته سلامت
سلام ای به فدای
تو و اخلاق و مرامت
سلام ای که پذیرفته ای این بی سرو پا را
سلام ای پسر حضرت
زهرا
###########################
سلام ای پسر حضرت زهرا
و ای شاه و
امیرم
بود آرزویم بوسه ای از روی ضریح تو بگیرم
مگر لحظه ای آرام شود این دل
زارم
تویی دارو ندارم
خزانم من و بی برگ
تویی باغ و بهارم
شدم زائرت
آقا
که بیایی دم مرگ کنارم
و یا پا بگذاری به مزارم
درست است که این مایه
ندارم
ولی کاش بیایی که سر از خاک برآرم
دو دستم به رو سینه گذارم
و بگویم
به تو ای صاحب دلها
سلام ای پسر حضرت زهرا
سلام ای پسر حضرت زهرا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش ،قیام فرشته ها

باران شور بود و بام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب فلک اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنم رسیده است

کعبه کجاست قبله هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه ی موسی مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسم زهرای مرتضی ست

آیینه ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فواره های صحن رضا دیدنی تر است

هر پنجه ای که شانه ی گیسو نمیشود

هر قبله ای که گوشه ی ابرو نمیشود

هر جذبه ای که عکس هو الهو نمیشود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می نهد به بال ملک هر که یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب الجواد اوست

زلفی ست گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام ، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده اند ، زلیخا نمانده است

باغ بهشتی کاشی گلدسته های اوست

عباس دل سپرده ی دار الشفای اوست

در برکه ها تموج دریایی اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی اش ببین

در قلب طوس سفره ی زهرایی اش ببین

خانه به خانه سایه ی آقایی اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقاره می زنند مسیحی شفا گرفت

نقاره می زنند خلیلی عطا گرفت

نقاره میزنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه زپایین پا گرفت

با دستهای لطف تو آزاد میشویم

وقتی دخیل پنجره فولاد میشویم

با گوشه چشم تا که نگاهی به ماکنی

کار هزار معجزه وکیمیا کنی

مشکل بهانه است که مارا صدا کنی

تاکاسه های خالی مارا طلا کنی

جز گوشه های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران اهل حرم کربلا روم؟

تا که این پنجره را باز میکنم

تو را رو قاب چشمهام جا میکنم

اوج گلدسته را پیدا میکنم

گنبد زرد را تماشا میکنم

حرف من ...حرف دلای بیکسه

یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت

لونه ای حتی رو شاخه ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد

مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدهام

بچه ی محله ی امام رضام

**


|
امتیاز مطلب : 47
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش ،قیام فرشته ها

باران شور بود و بام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب فلک اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنم رسیده است

کعبه کجاست قبله هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه ی موسی مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسم زهرای مرتضی ست

آیینه ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فواره های صحن رضا دیدنی تر است

هر پنجه ای که شانه ی گیسو نمیشود

هر قبله ای که گوشه ی ابرو نمیشود

هر جذبه ای که عکس هو الهو نمیشود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می نهد به بال ملک هر که یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب الجواد اوست

زلفی ست گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام ، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده اند ، زلیخا نمانده است

باغ بهشتی کاشی گلدسته های اوست

عباس دل سپرده ی دار الشفای اوست

در برکه ها تموج دریایی اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی اش ببین

در قلب طوس سفره ی زهرایی اش ببین

خانه به خانه سایه ی آقایی اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقاره می زنند مسیحی شفا گرفت

نقاره می زنند خلیلی عطا گرفت

نقاره میزنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه زپایین پا گرفت

با دستهای لطف تو آزاد میشویم

وقتی دخیل پنجره فولاد میشویم

با گوشه چشم تا که نگاهی به ماکنی

کار هزار معجزه وکیمیا کنی

مشکل بهانه است که مارا صدا کنی

تاکاسه های خالی مارا طلا کنی

جز گوشه های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران اهل حرم کربلا روم؟

تا که این پنجره را باز میکنم

تو را رو قاب چشمهام جا میکنم

اوج گلدسته را پیدا میکنم

گنبد زرد را تماشا میکنم

حرف من ...حرف دلای بیکسه

یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت

لونه ای حتی رو شاخه ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد

مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدهام

بچه ی محله ی امام رضام

**


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش ،قیام فرشته ها

باران شور بود و بام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب فلک اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنم رسیده است

کعبه کجاست قبله هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه ی موسی مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسم زهرای مرتضی ست

آیینه ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فواره های صحن رضا دیدنی تر است

هر پنجه ای که شانه ی گیسو نمیشود

هر قبله ای که گوشه ی ابرو نمیشود

هر جذبه ای که عکس هو الهو نمیشود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می نهد به بال ملک هر که یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب الجواد اوست

زلفی ست گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام ، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده اند ، زلیخا نمانده است

باغ بهشتی کاشی گلدسته های اوست

عباس دل سپرده ی دار الشفای اوست

در برکه ها تموج دریایی اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی اش ببین

در قلب طوس سفره ی زهرایی اش ببین

خانه به خانه سایه ی آقایی اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقاره می زنند مسیحی شفا گرفت

نقاره می زنند خلیلی عطا گرفت

نقاره میزنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه زپایین پا گرفت

با دستهای لطف تو آزاد میشویم

وقتی دخیل پنجره فولاد میشویم

با گوشه چشم تا که نگاهی به ماکنی

کار هزار معجزه وکیمیا کنی

مشکل بهانه است که مارا صدا کنی

تاکاسه های خالی مارا طلا کنی

جز گوشه های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران اهل حرم کربلا روم؟

تا که این پنجره را باز میکنم

تو را رو قاب چشمهام جا میکنم

اوج گلدسته را پیدا میکنم

گنبد زرد را تماشا میکنم

حرف من ...حرف دلای بیکسه

یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت

لونه ای حتی رو شاخه ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد

مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدهام

بچه ی محله ی امام رضام

**


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ولادت امام رضا(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : چهارشنبه 05 مهر 1391

 

ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش 

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست  

ای کاش ز  زوار خراسان تو بودم

 مهدی صفی یاری


|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 6
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 1855
:: بازدید ماه : 5436
:: بازدید سال : 14817
:: بازدید کلی : 14817

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران