شام غریبان حضرت زهرا (س)
زمینه
مدینه سوت و کوره ، همه راحت خوابیدن
همون هایی که نقشه ی قتل تو رو کشیدن
غم من بی حسابه ، زندگیمون عذابه
کاشکی بودی می دیدی بی یار و یاور ابوترابه
رفتی ولی تو گریه هامُ ندیدی
رفتی ولی تو غصه هامُ ندیدی
رفتی ولی ، فاطمه جان ، درد سرام و ندیدی
واویلتا امون از این غریبی
******
دستام داره می لرزه ، رو تنت آب می ریزم
چیزی به من نگفتی از زخم تنت عزیزم
چی به روزم آوردی ، گریم و در آوردی
یادم نمیره زهرا به جای من تازیونه خوردی
تاریک شده امشب دیگه نور خونم
سخته برام بدون یارم بمونم
حالا باید ، بالا سرش ، سوره ی یاسین بخونم
واویلتا امون از این غریبی
******
یادش بخیر روزایی ، که زخمام و می بستی
رفتی و فاطمه دیدی که پشتمُ شکستی
اون روزا بین خونه ، خیلی داشتی بهونه
گفتی یه روز میاد کربلا حسینم تنها می مونه
گفتی یه روز به اشک بچم می خندن
با نیزه ها دنبال بچم می گردن
آخر میاد ، سرش رو ، روی نیزه هاشون می بندن
واویلتا حسین غریب مادر