آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

جلوه گران عشق كه خونم حلالشان
پيغمبر و على كه نبينم ملالشان
 
درياى علم حق به تموّج رسيد و پس
بر ساحل غدير خم افتاد فالشان
 
تا بر فراز منبر عالم قدم زنند
صدها فرشته فرش نمودند بالشان
 
دست خدا ز دست نبى قد كشيده است
هريك رسيده‏اند به اوج كمالشان
 
كوزه گران عالم عشقند اين دو دست
چيزى نمى‏شود كه بسوزد سفالشان
 
عالم در اين كتاب ز يك نقطه كمتر است
سر بسته گفته‏ام به تو مقدار مالشان
 
نعلينشان ز خاك طبيعت منزّه است
خورشيد و ماه ميوه خام خيالشان
 
اينجا مجال زمزمه‏هاى بلال نيست
زيباترين مؤذن هستى‏است خالشان
 
قبل از شروع خلقت اين خلق بوده‏اند
يعنى كه از خداى بپرسيد سالشان
 
دنيا نبود ظرف ظهور على و آل
تاكند و اين پياله نباشد مجالشان
 
رضا جعفری


|
امتیاز مطلب : 47
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

 
چه جانماز پي اعتكاف بر دارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بر دارد
 
علي حقيقت روز است و هيچ جايز نيست
كه در مقابل شب انعطاف بر دارد
 
دو سوي اين كره هر يك قلمروي دارند
نشد جداييِ شان ائتلاف بردارد
 
شبيه خواب سحر سطحي است و زود گذر
كسي كه دست از اين اختلاف بر دارد
 
دوباره مثل علي زاده مي شود ، اما
اگر دو مرتبه كعبه شكاف بر دارد
 
اگر كه حرمت مولا نبود ، ممكن بود
خدا ز خلق خود امر طواف بر دارد
 
علیرضا دهقانیان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

تا ملائک همگی دور علی چرخیدند
حاجیان را ز ارادت به علی سنجیدند
 
حاجیانی که همگی منتظر حق بودند
در بر احمد مختار علی را دیدند
 
با نفس های علی باز خدا ساخت بهشت
چون که از برکت حیدر همه را بخشیدند
 
مثل نقلی روی دستان پر از لطف نسیم
اختران را طرف عرش خدا پاشیدند
 
تا که دستان علی را به هوا بُرد نبی
دست او را همه ی آینه ها بوسیدند
 
آسمان ها همگی خم شده و مثل زمین
روی خود را به کف پای علی ساییدند

ادامه شعر در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 18
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
:: ادامه مطلب ...
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

مولا براي از تو سرودن غزل کم است
تلميح و استعاره ، مجاز و بدل کم است
 
قرآن ناب لايق وصف مقام توست
شعر و حديث و قصه و ضرب المثل کم است
 
آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است
شيريني شکر که چه گويم، عسل کم است
 
بايد براي مدح تو از صبح بدر گفت
هيجاي نهروان و شکوه جمل کم است
 
اي دست اقتدار خدا، فارس العرب
اصلا براي شان تو تعبير «يل» کم است
 
هر قدر هم که دم بزنم اي امير عشق
از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است
 
شهره شده ميان عرب تک سواري ات
آوازه هاي صاعقه‌ي ذوالفقاري ات

ادامه شعر در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

تجلّی همه أسماء ذات هستی تو
برای خلق،ظهور صفات هستی تو
 
تو آفریده شدی جزء ممکنات شوی
ولی ز سلسله ی واجبات هستی تو
 
گره گشای همه انبیا تو بودی و
گره گشای همه مشکلات هستی تو
 
به توبه گفت که:یا عالیُ بحقّ علی
برای حضرت آدم برات هستی تو
 
تو یار نوح شدی تا رها شد از طوفان
و بر خلیل در آتش نجات هستی تو
 
برای حضرت موسی توئی ید بیضا
برای حضرت عیسی حیات هستی تو
 
به جز تو هیچ کسی نیست نفس پیغمبر
که رونمای وی از هر جهات هستی تو
 
چگونه مثل منی شاعرت شود،که خودت
به نظم آور صدها لغات هستی تو
 
 (به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند)
 
مسیر قافله سوی غدیر می گردد
غدیر واقعه ای بی نظیر می گردد
 
رسید روح الأمین،گفت:یا رسول الله
بگو پیام خدا را،که دیر می گردد
 
بگو که پشت تو بر ذات کبریا گرم است
به بند دام تو شیطان اسیر می گردد
 
به حاضرین تو بگو تا به غائبین گویند
علی است آنکه پس از تو امیر می گردد
 
بگو نه از طرف من،که حکم حکم خداست
علی ولیّ و وصیّ و وزیر می گردد
 
همیشه دوست او سربلند می گردد
همیشه دشمن او سر به زیر می گردد
 
قسم به ذات خدا عاقبت به خیر شود
کسی که بر در او مُستجیر می گردد
 
چه اعتنا به کم و بیش این جهان دارد
که بهره مند ز خیر کثیر می گردد
 
هر آنکه عید غدیر و علی است معیارش
دعای حضرت زهرا بود نگهدارش
 
به دست حضرت خورشید می درخشد ماه
بر این جلالت و شوکت همه کنند نگاه
 
از این به بعد بلند است روی مأذنه ها
صدای أشهد أنّ علی ولیّ الله
 
علی برای خدا و رسول یک شیر است
مجال عرضه ندارد به پیش او روباه
 
فقط برای رضای خدا زند شمشیر
علی است کوه و سپاه مقابلش چون کاه
 
علی است مرد عبادت،علی است مرد جهاد
علی است مرد قضاوت،علی عدالت خواه
 
هر آن کسی که دمی بی علی نفس بکشد
تمام زندگی خویش را نموده تباه
 
برای آن که بود دست او به دست علی
مسیر قُرب خداوند می شود کوتاه
 
(علی امام من است و منم غلام علی)
کسی که غیر علی خواست می شود گمراه
 
 مُرید شاه نجف پیرو سقیفه که نیست
هر آن که غصب خلافت کند خلیفه که نیست
 
نشسته ام بنویسم نمی از این یم را
بزرگی تو شمارد بزرگ این کم را
 
درخت توست پر از میوه ی رسیده و کال
بیا سوا مکن این میوه های درهم را
 
اسیر روی تو دیدم هزار یوسف را
گدای کوی تو دیدم هزار حاتم را
 
اگر بزرگ شدم در قبیله ای شیعی
تو داده ای به من این نعمت فراهم را
 
اگر اجازه دهی باز آخر این شعر
کمی مرور کنم خاطرات ماتم را
 
پس از غدیر،پس از رحلت رسول خدا
مدینه می زند آتش بهشت خاتم را
 
میان آن همه نامحرم؛ای غیور صبور!
خدا کند که نبینی حضور مَحرم را
 
حوائج از تو بخواهند مردم امّا من
نخواهم از تو به جز روزی محرّم را
 
 (سلام بر لب عطشان سیّدالشّهدا
به گیسوان پریشان سیّدالشّهدا)
 
علی اصغر انصاریان


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

دلها اگر که بال برای تو میزنند
هر شب سری به سمت سرای تو میزنند
 
جبریل میشوند تمام کبوتران
وقتی که بال و پر به هوای تو میزنند
 
از وصله های کهنه نعلین خاکی ات
پیداست سر به سوی خدای تو میزنند
 
هر شب فرشته ها که به معراج می روند
دستی به ریشه های عبای تو میزنند
 
بینند اگر خیال تو را بت تراش ها
تا روز حشر تیشه برای تو میزنند
 
بر سینه ام نوشته خدا والی الولی
یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی
 
وقتش رسیده تا که زمین امتحان دهد
وقتش رسیده تا که زمان را تکان دهد
 
فصل ظهور نفس رسالت رسیده است
میخواهد ازخدای به گامش توان دهد
 
باید سه روز صبر کند در غدیر خم
تا که به روی منبری از دل اذان دهد
 
میخواست حق که آینه ای در برابر ...
... آئینه تمام نمایش مکان دهد
 
میخواست حق که عین نبی را عیان کند
میخواست حق که دست خودش را نشان دهد
 
شوری میان عرصه ی محشر بلند شد
دست علی به دست پیمبر بلند شد
 
وقتی غضب کند همه زیر و زِبر شوند
جنگاوران معرکه ها در به در شوند
 
وقتی غضب کند همه در خاک میروند
گیرم که صد سپاه بر او حمله ور شوند
 
چشمش اگر به پهنه میدان نظر کند
گردن کشان دهر همه بی سپر شوند
 
از ضرب ذوالفقار، خدا فخر می کند
سرهای بی شمارِ جدا بیشتر شوند
 
فرقی نمی کند که یسار است یا یمین
آنقدر سر زند که دو سر، سر به سر شوند
 
این مرد تکیه گاه نبرد پیمبر است
این شیر ، شیر حضرت حق است حیدر است
 
سر می دهیم و از درتان پر نمی زنیم
موجیم و سر به ساحل دیگر نمی زنیم
 
وقتی که حرف ؛حرف ولایت مداری است
ما دم ز غیر، تا دم آخر نمی زنیم
 
وقتی که امر نائبتان فرضِ جان ماست
سنگ کسی به سینه باور نمیزنیم
 
فصل بصیرت است به جز با لوای او
حتی قدم به صحنه محشر نمی زنیم
 
ما را فقط به پای ولایت نوشته اند
ما سینه پای بیرق دیگر نمی زنیم
 
با ذوالفقار و نام علی پا گرفته ایم
ما درس خود ز مکتب زهرا گرفته ایم
 
عطری بده که غنچه نیلوفرم کنی
تا در حضور خویش شبی پرپرم کنی
 
اصلاً مرا نگاه تو در صبح روز عهد
پروانه آفرید که خاکسترم کنی
 
دُرّ نجف دلم شده شاید به دست خویش
روزی مرا بگیری و انگشترم کنی
 
من را جلا بده که تو را جلوه گر شوم
بهتر همان که آینه دیگرم کنی
 
نان جوئی به دست تو دیدم چه میشود....
...هم سفره غلام خودت قنبرم کنی
 
همراه ظرف خالی شیر آمدم که باز
دستی کشی به روی سرم سرورم کنی
 
آقا نظر به چشم تر مادرم نما
بوی محرم آمده عاشق ترم نما
 
حسن لطفی


|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391




چو شهر علم نبی گشت در علی بشود
بدا به حال هرآن کس که بر علی بشود
 
غدیر صحنه ی اوج ولایت است ببین
پیمبر آمده از هر نظر علی بشود
 
خدا شود به خداونداگر که یک پله
از این که هست علی بیشتر علی بشود
 
چه محشری شده برپا به روی بار شتر
حساب کن که نبی ضرب در علی بشود
 
در این معادله اصلا درست هم این است
خبر رسان که نبی شد خبر علی بشود
 
نه اینکه نام علی حافظ ابوالبشر است
قرار بود دعای سفر علی بشود
 
تبر به دست اگر بت شکن شد ابراهیم
نبی ست بت شکن اما تبر علی بشود
 
چه در غدیر چه در خیبر و چه در محشر
فرار هست فقط یک نفر علی بشود
 
به غیر فاطمه آن هم نه درتمام جهات
نمی شود که کسی این قدر علی بشود
 
فقط برای حسین است این فضلیت که:
پدر علی و هرآنچه پسر علی بشود
 
نه هر جدال که در اوج جنگ کرب و بلا
حسین تر شود عباس تر:علی بشود
 
چه در زمان نبی و چه در دل محراب
همیشه باعث شق القمر علی بشود
 
مهدی رحیمی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391


چه صدايي ست كه احساس مرا مي خواند
مثل آوازحرا سمت خدا مي خواند
 
 چه شگفت است كه باران صدا مي بارد
 واژه در واژه غزل هاي رها مي بارد
 
 واژه هاطعم اهورايي كوثردارد
 وحي مي بارد وحس خوش باوردارد
 
 باوراين است كه تا قافله ها برگردند
 واجب اينجاست همه نافله ها برگردند
 
 شد مقدر كه رسالت به ولايت برسد
 دين شكوفا به درختي كه نهايت برسد
 
 دين شكوفا برسد آينه لبريز شود
 عشق در ذوق غدير عاطفه انگيزشود
 
 دستي ازسلسله ي  نور به بالا برسد
 اوج من كنت به سرشانه ي مولا برسد
 
 هركه مولاي من اويم...و محمد مي گفت
 نور از نور هرآيينه مجدد مي گفت
 
 پيش از اين گفت نه يك بار ولي نشنيدند
 هر چه با صوت رسا گفت علي، نشنيدند
 
 ولي امروز غدير است و شنيدن جاريست
 همه جا زمزمه ي روشن ديدن جاريست
 
 و شنيديم نبي گفت علي تان مولاست
 و پس از اين نفس سبز ولي تان مولاست
 
 يازده مرتبه اين نور سفر خواهد كرد
 نسل ها را نفسي تازه خبر خواهد كرد
 
 كه غدير آمد تا جاري كوثر باشد
 چهارده آينه گسترده ي باور باشد
 
 باور اين است كه هر لحظه ولايت با ماست
 از غديري كه نفس هاي هدايت با ماست
 
 باز اي همنفسان حس شكوفا دارم
 بويي از پيرهن يوسف زهرا دارم
 
 ناگهان مي رسد آن ماه كه هستي با اوست
 خم سربسته ي راز است كه مستي با اوست
 
 مست مهدي شده ام ساز سكوتي بزنيد
 در غديري كه شكوفاست قنوتي بزنيد
 
خلیل عمرانی


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اشعار عيد غدير
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

آیینه از نگاه تو مبهوت می شود
حیـرت، شـهید تیـغ دو ابروت می شود
 
محراب چشم تو همه را سر به راه کرد
شد سر به راه، هر که به چشمت نگاه کرد
 
در سایـه ات هر آنکه نشست آفتاب شد
حاتم گدای تو شد عالیجناب شد
 
دنیا به زیر سایه ی دستـت پنـاه برد
هر کس که ماند زیر همین بارگاه، بُرد
 
دست کسی به پای مقامت نمی رسد
سیمرغ  هم به قاف قیامت نمی رسد
 
هرجا حدیـث حسن تو تکرار می شود
دل بیشتر اسیر تو دلدار می شود
 
روزی هزار مرتبه شکر خدا کند
هر کس به درد عشق گرفتار می شود
 
حجی به سر نیـامده حجی شروع  شد
پیش از غروب، تازه زمان طلوع شد
 
گرد علی به امر نبی جمع می شدند
پروانـه وار مُحرم این  شمع می شدند
 
دست نبی و دست علی تا که پا گرفت
یک خطبه روی دست همه خطبه ها گرفت
 
فریاد زد که می رسد آیا صدای من
یا گوش می دهید به امر خدای من
 
پوشیده نیست معنی اکملت دینکم
حُبّ علیست معنی اکملت دینکم
 
مردم به آن خدا که مرا آفریده است
دنیا به خود شبیه علی را ندیده است
 
ایـن مرد بوده یار من و بی کـسی من
هـمراه و همنشین و همیشه وصی من
 
آرامش من و دل آشفته ی من اســت
هر گفته ی علی به خدا گفته ی من است
 
هر دل که داشت مهر علی را فقیر نیست
غیر از علی کسی به دو  عالم امیر نیست
 
من ضامنم کسی کـه به او اقتـدا کـند
زهرا براش بیـن نمازش دعـا کند
 
صابر خراسانی


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
مدح امام علي (عليه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 12 آبان 1391

فقط علی ست در عالم که درمقام علی ست
که هرچه هست درعالم به زیر بام علی ست
 
به پادشاهی عالم رسیده آن کس که
کنیز حضرت زهرا و یا غلام علی ست
 
علی همیشه علی بود و هست وخواهد بود
و یازده گل بی مثل از دوام علی ست
 
به کوری همه ی دشمنان، خدا گفته ست
امام اول عالم فقط امام علی ست
 
مرا ببربه سر سفره ای که خود داری
شنیده ایم که این کار درمرام علی ست
 
بهشت بوی گل یاس هیجده ساله ست
که بو ی آن همه ی عمر در مشام علی ست
 
علی و فاطمه یک روح در دو جسم جدا
علی تمامی زهرا و او تمام علی ست
 
اگرچه تلخ شد این زندگی به کامش آه
ولی به روز قیامت جهان به کام علی ست

خورشید و ماه آینه ی دیگر علی ست
هفت آسمان به حلقه ی انگشتر علی ست
 
این کربلا که عشق من و توست در جهان
این ها همه ز دولتی دختر علی ست
 
لطفا مرا به نام خود من صدا نزن
پیش تمام خلق بگو نوکر علی ست
 
یا خواستی که لطف شما شاملم شود
برگو غلام و قنبر دور و بر علی ست
 
شکر خدا که جای علی سبز مانده است
امروز هم علیست که بر منبر علی ست
 
دشمن خیال شوم خودش را به گور برد
فهمیده است کشور ما کشور علی ست

شاعر ؟؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 4
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 19
:: باردید دیروز : 39
:: بازدید هفته : 1868
:: بازدید ماه : 5449
:: بازدید سال : 14830
:: بازدید کلی : 14830

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران