آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
ولادت امام حسن مجتبی(علیه السلام)
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 06 مرداد 1391

اول تو را سرشته و انسان درست کرد
شرح تو را نوشته و قرآن درست کرد

 بعداً گِل اضافیتان را افاضه کرد
تا از من خراب مسلمان درست کرد

 می خواست رحمتش همه جا را بغل کند
با اشک های چشم تو باران درست کرد

 

باید برای بندگی سجده هایمان
یک مسجدی به نام حسن جان درست کرد

 بالم اگر به درد پریدن نمی خورد
یک سایبان که می شود از آن درست کرد

 من زندۀ نسیم مسیحا دم توأم
آدم اگرشدم به خدا آدم توأم

 

تو ابتدای نسل طهورای کوثری
تو رود خانۀ زهرای اطهری

 

باید علی و فاطمه ای ظرف هم شوند
تا اینکه آفریده شود چون تو گوهری

 

کار خداست این که پیمبر پسر نداشت
 وقتی توئی نیاز ندارد به دیگری

 

نسل مطهر نبوی، نسل دختری است
با این حساب تو حسن ابن پیمبری

 

گفتند زاده ی اسد الله غالبی
صبح جمل که شد همه دیدند حیدری

 

می خواستند پیش همه کوچکت کنند
کوری چشم عایشه ها از همه سری

 یک روز اشک و گریه برای تو میکند....
...با شصت روز اشک حسینی برابری

 

ای ارشد تمام پسر های فاطمه
ای اولین حسین سحر های فاطمه

 

ای آسمان تر ازهمه بالا تر از همه 
ای بی کران تر از همه دریا تر از هم

 تو زودتر به دامن زهرا نشسته ای
پس این توئی تو ،بچه زهرا تر ازهمه

 

ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده ایم 
ای جملۀ همیشه بفرما تر ازهمه

 

ما سالهاست رهگذر کوچۀ توأیم
مانند یک فقیر سرِکوچۀ توأیم

 مهتاب چشمهای تو خورشید پرور است
هرکس که طالعش حسنی نیست کافر است

 

اصلاً نیاز نیست قیامت به پا کنی
یک قاسمی خدا به تو داده که محشر است

 

اصلاً شما نیاز نداری به معرکه
وقتی لب سکوت تو شمشیر حیدر است

 

 قسمت نبود تا که ببینند مردمان
بازوی تو ادامۀ فتّاح خیبر است

 

فردا ملک به نام تو تکبیر می زند
صاحب زمان به جای تو شمشیر می زند

 

امشب اگر نگات هوای قرن کند
امید می رود که نگاهی به من کند

 

زیبنده است بال و پر صد فرشته را
زهرا ببافد و تن تو پیرهن کند

 

کُشتی بگیر پیش همه با برادرت
شاید کسی بیاید وجانم حسن کند

 

بهتر همان که در به در هر گذر شود
بالی که روی بام تو فکر چمن کند

 

این یا کریم مثل همه قصد کرده است....
...بر روی گنبدی که نداری وطن کند

 

بعد از تو ای امیر کفن پاره ها کسی
لازم نکرده است تنم را کفن کند

**

علی اکبر لطیفیان


 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 51
:: بازدید هفته : 1907
:: بازدید ماه : 5467
:: بازدید سال : 14784
:: بازدید کلی : 14784

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران