آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
در این وب با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی)
شهدا ودفاع مقدس
نویسنده : mahdivahidi
تاریخ : جمعه 11 بهمن 1392

روزگاری شهر ما ویران نبود
دین فروشی اینقدر ارزان نبود

صحبت از موسیقی عرفان بود 
هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود 
رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

دختر با حجب حیا غرتی نبود 
خانه فرهنگ کنسرتی نبود

مرجعیت مظهر تکریم بود
حکم او عالمی را تسلیم بود

یک سخن بود و هزاران مشتری 
آن هم از لوث قرائت ها بری

وای که در سالهای سیاه دوهزار
کار فرهنگی شده پخش نوار

ذهن صاف نوجوانان محل 
پر شد از فیلم های مبتذل

پشت پا بر دین زدن ازادگیست 
حرف حق گفتن عقب افتادگیست

آخر ای پرده نشین فاطمه 
تو برس بر داد دین فاطمه

بی تو منکر ها همه معروف شد
کینه توزی با ولی مکشوف شد

در به روی رشوه گیران باز شد 
دشمنی با نائبش اغاز شد

بی تو دلهامان به جان امد بیا 
کاردها بر استخوان امد بیا

گوش کن اینک نوای جنگ را
قصه ای از شهر بعد از جنگ را

قصه ای پرسوز تاب و التهاب 
قصه ای تلخ و سراسر اضطراب

قصه شهری که غرق درد بود 
اتش شهوت درونش سرد بود

شهر ما شب های خیبر یاد داشت 
رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت

شهر ما همت درون سینه داشت
با شهادت انس از دیرینه داشت

شهر ما روح خدا در دست داشت
صد هزاران عاشق سرمست داشت

ناگهان این شهر ما بی درد شد 
اتش غیرت درونش سرد شد

حال راز ها در شهر قصه چپ شده 
پوشش خاکی لباس رپ شده

دیگر از جبهه در ین جا رنگ نیست 
دیگر ان حال و هوای جنگ نیست

یا خمینی ای خلیل بت شکن 
خیز و بنگر فتنه های شهر من

جبهه و یاران من گم گشته اند 
غرق در نسیان مردم گشته اند

پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟ 
یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ

شهر من حجب و حیایت پس چه شد 
ناله مهدی بیایت پس چه شد

ای بسیجی کو صفای جبهه ها ؟ 
کفر نگویم کو خدای جبهه ها ؟

ای جماعت ناله ام را بشنوید
درد چندین ساله ام را بشنوید

ای شما ان سوی آتش رفتگان 
ای شما اغوش لیلا خفته گان

بنگرید این لکه های ننگ را 
فتنه های شهر بعد از جنگ را

جنگ رفت و شهر ما تاریک شد 
راه وصل عاشقان باریک شد

شما رفته مردم ریایی شدند
و بر خی دگر شیمیایی شدند

نه ان شیمایی که در جنگ بود بود 
نه ان گاز سمی که بی رنگ بود

همانانی که رنگ ریا می زنن 
و بر سینه سنگ خدا میزنند

همانانی که یادی زبن می کنن 
فضا را پر از ادکلن می کنن

همانانی که در بی حجابی تکند 
سزاوار یک قبضه نارنجکند

به سنگ تحاجم محک می شوند 
و مثل عروسک بزک میشوند

از اینها بپرسد که محارن کجاست 
شلمچه حلبچه فاو و مریوان کجاست؟

از اینها بپرسید همت کیست ؟ 
از این ها بپرسید باکری که بود ؟

این از این ها بپرسید که بابایی که بود 
رجایی حسنپور اللهیاری که بود ؟

کسی فکر گلهای این باغ نیست
کسی مثل آن روزهای داغ نیست

همه ناگهان عافیت خو شدند
و یک شب از این رو به ان رو شدند

کسی بر شهیدان سلامی نگفت
رضای خدا را کلامی نگفت

بیایید که مردم بهتر شویم 
در این آبشار خدا تر شویم

بیایید تجدید پیمان کنیم
نگاهی به قبر شهیدان کنیم

 

مهدی وحیدی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


آمار مطالب

:: کل مطالب : 1880
:: کل نظرات : 145

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 51
:: بازدید هفته : 1907
:: بازدید ماه : 5467
:: بازدید سال : 14784
:: بازدید کلی : 14784

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران