آموزش مداحی و اشعار مذهبی

آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام

با عرض سلام و ادب خدمت دوستان عزیز

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه یکی از مشکلات جامعه مذهبی ما کمبود مداحانی است که از همه ی جهات (کلام، رفتار، منش، پوشش، سبک، محتوا، ولایت و ... ) مورد تأیید اهل بیت علیهم السلام باشند .هدف از تاسیس این وبلاگ انتقال مطالب مفید در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری به مداحان و علاقه مندان مکتب حسینی است .

این وب جایی برای تمامی دوستداران اهل بیت علیهم السلام است و در شب میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت و امام صادق علیهما السلام و در کنار بارگاه شریف و ملکوتی امام رضا علیه السلام راه اندازی گردیده است . بر خود لازم می دانم از تمامی استادان بزرگوارم در ابتدای کار دعوت به همکاری نمایم .

یا امام رضا؛ خودتان فرمودید: هر کس در راه دین خدا قدمی بردارد برایش دعا می کنید . امیدوارم کار ما مشمول دعایتان بگردد . 

آقاجان؛

من ندانم کيستم اما شما را دوست دارم
هر که هـستم خاندان مصطفي را دوست دارم

مرغ روحم چون کبوتر پر زند سوي مديـنه
هم خراسان هم نجف هم کربلا را دوست دارم 

کمتر از آنم که باشـم بنده ي شاه ولايـت
گر چه خــــــــود آلوده ام اهل ولا را دوست دارم

دوستـــي از دوستان دوستان اهل بيتـم
هر که هستــم شيعيان مرتضي را دوست دارم

گر نکير و منکرم پرسند آوردي چه با خــود
در جواب هر دو گــــــويم من رضا را دوست دارم
  

 

جهت ترویج فرهنگ صحیح مداحی، هرگونه کپی برداری

از مطالب این وب کاملا آزاد است


لطفا انتقادات، پیشنهادات و نظرات خود را در همین جا قید بفرمایید. 


برچسب‌ها:

[ 21 / 11 / 1393برچسب:شعرزیبا,شعرامام رضا,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

لینک مستقیم محرم

ان شاءالله هر روز اشعار جدیدی ارائه می شود.از همه دوستان التماس دعا دارم

شادی روح مطهر و منور مادر امام زمان(علیهماالسلام) صلوات

**********************

برای ملاحظه  اشعار امام زمان(عج) با محوریت محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه  اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه  اشعار مناجات های ماه محرم اینجا کلیک کنید

  برای ملاحظه اشعار ترکی مرتبط با محرم و صفر اینجا کلیک کنید


************************

برای ملاحظه اشعار شب اول محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه  اشعار شب دوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار شب چهارم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار شب پنجم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار شب ششم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار شب هفتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه  اشعار شب هشتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار شب وروز تاسوعا اینجا کلیک کنید


برای ملاحظه  اشعار شب عاشورا اینجا کلیک کنید

 

برای ملاحظه  اشعارروز عاشورا،وداع وقتلگاه  اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار شام غریبان اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه اشعار یازدهم محرم  اینجا کلیک کنید

 

 ملاحظه لینک مستقیم وب های محرم دیگر دوستان  

 


برچسب‌ها:

[ 6 / 8 / 1393برچسب:,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار شب چهارم محرم الحرام

گلاب می چکد از گیسوان شانه شده
برای عرض ارادت دو گل بهانه شده

قبول کن که نفسهای من همین هایند
قبول کن که غمت را دلم نشانه شده

دو زینبی دو علی خود دو فاطمه صولت
دو زینبی دو حسن رو ، دو بی کرانه شده

دو زینبی دو علی اکبری دو عباسی
دو ذوالفقار نبردی که جاودانه شده

دو شیر نر دو حماسه دو گرد باد غیور
دو صاعقه که به جان محشر زمانه شده

دو شیر خورده ز من دو زره به تن کرده
دو می زده دو رجز خوان دو حیدرانه شده

دو پهلوان دو قیامت دو غیرت طوفان
دلی به محضرتان خاک آستانه شده

مزن به سینه شان دست رد در این میدان
به جان یاری شکسته به جان مادرمان

حسن لطفی

**********************

جز این دو میوه قلبم ثمر نداشته ام
ببخش اگر که پسر بیشتر نداشته ام

برای اینکه شبیه تو بی کفن باشند
برای ایشان کفن از خانه برنداشته ام

مصیبت علی اکبر قد مرا خم کرد
مگر نه دست به روی کمر نداشته ام

بیا دو تا پسرم را خودم فدات کنم
که دشمن تو نگوید جگر نداشته ام

بخاطر تو زخیمه نیامدم بیرون
وگر نه هیچ غمی در نظر نداشته ام

حسین غضه نخور، مادر شهید شدم
تو فکر کن که از اول پسر نداشته ام

هزار مثل پسرهای من فدای سرت
ببخش که اگر پسر بیشتر نداشتم

شاعر؟؟؟؟

**********************

بالی گشوده است و چنان پیش می رود
کز حد کودکانه خود بیش می رود

اصلا عجیب نیست که غوغا به پا کند
آری حلالزاده به داییش می رود

موج حماسه است که در قلب دشمنش
با هر قدم تلاطم تشویش می رود

مادر دلش گرفته ازین خاک کوفه وار
ازبس که او شبیه علی پیش می رود

لبخند بر لبش تن او غرق خون شده
امضاشده است برگ رهاییش ... می رود

سید محمدرضا شرافت

**********************

هرچند دارم میکنم اصرار این بار
پس میزند چشمت مرا انگار این بار

گرچه به دوری دوستی عادت ندارم
شاید که باشد خوب تر اینکار ، این بار

از زیر قرآن کرده ای رد ، بچه ها را
من می ایستم پیش تو بالاجبار این بار

اخباری از این دست دارد میرسد که
شد داغ تر در معرکه بازار این بار

دارد مرا گویا جدا میسازد از تو
هر ضربه ای که میشود تکرار این بار

من مادری کردم برایت بعد مادر
پس مادری کن جای من ای یار این بار

شمشیر و تیر و سنگ ها کاری نکردند
بارید نیزه از در و دیوار این بار

نذری اکبر را که دادی پخش کردند
حالا نمک از سفره ام بردار این بار

شرمنده بودم که عبا برداشتی حال
آمد زمین از دوش من این بار ، این بار

تشییع کن بر شانه ات جان مرا هم
سهمی برای خواهرت نگذار این بار

رضا دین پرور


**********************

گاه لیلایی و گهی مجنون
گاه مجنونم و گهی لیلا
گاه خورشید و گاه آیینه
روبروی همیم در همه جا

**

ای طلوع همیشه ی قلبم
با تو خورشید عالمینم من
تو حسینی ولی گهی زینب
گاه زینب گهی حسینم من

**

وقت سجاده وقت نافله ها
لبمان نذر نام یکدیگر
دو کبوتر  در این حوالی عشق
بر سر پشت بام یکدیگر

**

من و تو آیه های تقدیریم
من و تو همدلیم و همدردیم
خواب بر چشممان نمی آمد
تا که بر هم دعا نمی کردیم

**

دل ندارم تو را نظاره کنم
در غروبی که بی حبیب شدی
تکیه بر نیزه ي شکسته زدی
این همه بی کس و غریب شدی

**

کاش این جا اجازه می دادی
تا برای تو چاره می کردم
این گریبان اشتیاقم را
پیش چشم تو پاره می کردم

**

همه از خیمه ها سفر کردند
همه در خون خویش غوطه ورند
همه پیشت فدا شدند اما
کودکانم هنوز منتظرند

**

آن دمی که ممانعت کردی
میهمان نگاه من غم شد
از بلا و غم مصیبت تو
آن قدر سهم خواهرت کم شد

**

کودکانم اگر چه ناقابل
ولی از باده ي غمت مستند
آن دو بالی که حق به جعفر داد
به خدا کودکان من هستند

**

خنده ها با نگاه غمگینت
اذن پرواز بالشان باشد
اذن میدان بده به آن ها تا
شیر مادر حلالشان باشد

علی اكبر لطیفیان

**********************

از خیمه درآمد
 دوران غم زینب کبری به سر آمد

پس سوی برادر
 هم جای خودش هم که به جای پدر آمد

این عون و محمد
 شاید که در این جنگ به کارَت سپر آمد

دیدند خلایق
 در سایه ی عباس دو قرص قمر آمد

بهتر بدهم شرح
 در حاشیه ی ماه دو تا شیر نر آمد

از سمت یمین عون
 از سمت یسارا محمد به در آمد

با نیزه و شمشیر
 دیدم که یکی از طرفی با تبر آمد

تا اینکه شکستند
 پس هلهله از لشکر بی شرم برآمد

سر سلسله زینب
 فهمید که بیچاره شد از هلهله زینب

با عون و محمد
 داده است در اینجا به برادر صله زینب

از راه رسیدند
 در اصل، دو تا هدیه ی ناقابل زینب

با این دو برادر
 در کربُ بلا ریخته شد از گِل زینب

تا لحظه ی آخر
 جنگیده و گفتند، امان از دل زینب

تا اشک نریزد
پنهان شده در خیمه از این مسأله زینب

در موقع این جنگ
 یک دشت حسین آمده یک قافله زینب

در موقع این جنگ
 دریای حسین آمده در ساحل زینب

تا لحظه ی گودال
 مانند کمان گشته در این فاصله زینب

شد بی بی عالم
 بی آئینه بی عائله در سلسله زینب
 
شاعر؟؟؟؟؟


برچسب‌ها:

[ 6 / 8 / 1393برچسب:اشعار شب چهارم محرم الحرام,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار امام زمان(عج) در ماه محرم

 سرما درآورده است بی نورش دمارم را
خسته شدم یارب تو برگردان بهارم را

باد صبا هم قهر کرده با من عاصی
از که بپرسم حال و احوال نگارم را ؟

ابرم پر از اشک است و به کارم نمی آید
پایان نخواهد داد این باران شرارم را

تو ساربانم باش ، من گم می کنم ره را
من به امید تو رها کردم مهارم را

کافی است تا گوشه نگاهی سویم اندازی
قربان چشمت می کنم ایل و تبارم را

گفتی فقط تقوا ، فقط تقوا ، فقط تقوا
از من طلب کردی همانی که ندارم را

شیخ مفیدی نیست تا که نامه بنویسی
من هم که از کف داده ام آغوش یارم را ...

... پس با که گویی حرف های بی شمارت را
پس با که گویم دردهای بی شمارم را

هرچند بی وصل تو خواهم رفت از این دنیا
امید دارم خاک پا سازی مزارم را

من قول دادم روضه خوان جد تو باشم
برهم نخواهم زد دگر قول و قرارم را

  سید یاسر افشاری

***********************

لطف شماست اینکه گرفتار ماتمیم
در سایه نگاه شما زیر پرچمیم

گمراه می شدیم اگر چشمتان نبود
از رحمت شماست اگر سینه میزنیم

گفتی بیا و گریه برای غریب کن
گفتی که در حسینه هم ناله همیم

سهمی ز اشک های شما رزق ما شده
دریا دلیم و زنده از این اشک نم نمیم

مادر مرا ز مهر شما شیر داده است
مدیون روضه های نفس گیر مادریم

وقتی که آسمان و زمین گریه می کند
ما نیز خون جگر ز مصیبات اعظمیم

با لحن دلبرانه ناحیه خواندنت
تا لحظه ظهور شما زار میزنیم

آقا بیا و غصه ما را تمام کن
ما غصه دار زینب و آن قامت خمیم

در روزگار غیبتتان طبق امرتان
سربازهای گوش به فرمان رهبریم

دنیای غرب راه به جایی نمی برد
وقتی که ما صحابه خورشید مشرقیم

آقا چه می شود ز دعای تو بنگریم
زوّار کربلاییِ ماه محرمیم

مصطفی هاشمی نسب


برچسب‌ها:

[ 6 / 8 / 1393برچسب:اشعار امام زمان(عج) در ماه محرم,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار امام حسین(ع) در ماه محرم

 در میان جَمعَم امّا باز غربت می کِشم

جُرم من این است که بار محبّت می کشم



من به جُرم عاشقی هر شب مَلامت می شوم

من به جُرم عاشقی هر شب مَلالت می کشم



با محبّت می کِشی و با محبت می کُشی
هر چه دارم می کِشم از این محبّت می کشم



هم می آیم پیش تو ، هم پیش تو می آورم

هم عبادت می کنم،هم به عبادت می کشم



هر چه اَم؟ دارم درِ این خانه خدمت می کنم

هر که اَم ؟ دارم درِ این خانه زحمت می کشم



گریه کن های تو آقایند، آقای من اند

خاکِ پاشان را به دیده عین تربت می کشم



یک دلی بشکن ز من، تا گریه سیری کنم

ورنه بعد از روضه ات تا صبح حسرت می کشم



آبرویم را بگیر و گریه هایم را نگیر

گریه ام وقتی نمی گیرد خجالت می کشم



سمت روضه آمدن طِیّ طریقت کردن است

وقت مُردن هم خودم را سَمت هیئت می کشم



تا که من یکروز در هفته بیایم مجلست

جان زهرا مادرت شِش روز مِنّت می کشم



بچه هایم را بگیر و بچه هایت را بده

با تو دور بچه های خویش را خط می کشم



کار حدّاث الحسین در اصل کار زینب است

بار زینب را به شانه تا قیامت می کشم

 علی اکبر لطیفیان

***********************

سوز هميشه ي جگرم باش يا حسين
من سينه مي زنم سپرم باش يا حسين

در طول عمرجز تو پناهي نداشتم
مثل گذشته ها پدرم باش يا حسين

هر روز مادرم سر سجاده گفته است
خيلي مراقب پسرم باش يا حسين

اي نام تو بهانه ي شيرين زندگي
شور محرم و صفرم باش يا حسين

پايين پات سر بگذارم تو هم بيا
بالاي جسم محتضرم باش يا حسين

جان مرا بگير حوالي قتلگاه
اين گونه آخرين خبرم باش يا حسين

دستم به دامنت نرسيد اين جهان اگر
باب الحسين منتظرم باش يا حسين

باشد قرار بعدي ما اربعين حرم
مهر قبولي گذرم باش يا حسين

سربازهاي لشكر يا زينب توأیيم
حرز مدافعان حرم باش يا حسين

سعید پاشازاده

***********************

روی قبرم بنویسید که نوکر بودم
من غلامی به در خانه حیدر بودم

فخرم این است دویدم همه جا پشت سرش
در رکاب ولی الله چو قنبر بودم

بنویسید در این بزم مقرب بودم
چون مرید علی وحضرت مادر بودم

بنویسید جداییِ و من و کرببلا
بنویسید که لب تشنه و مضطر بودم

من شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
چون مسلمان دو چشمان قلندر بودم

بنویسید رقیه ، بنویسید عطش
غرق تب از عطش روضه اصغر بودم

هرچه دارم همه از خوبی مادر دارم
او دعا کرد اگر نوکر اکبر بودم

از ازل ریزه خور سفره زینب بودم
روی قبرم بنویسید که نوکر بودم

مهدی چراغ زاده

***********************

جلوه ی معشوق، عاشق را به کشتن می دهد
کیست آن عاشق که بر دام بلا تن می دهد

عشق زینب را پیمبر در دو عالم نشر داد
با حدیثی که به دست «ام ایمن» می دهد

سوز آن اشکی که زینب ریخته در کربلا
قوسی از جنس کمان بر قد آهن می دهد

هیچ کس مانند زینب پای این آتش نسوخت
یا حسین او به آتش عطر گلشن می دهد

تا بخواهی بر دو چشمم اشک روزی می کند
این طلای ناب، روزی چند معدن می دهد

دست پر خیری که داد انگشتری بر ساربان
پرچم اسلام را در دست این زن می دهد

سربلندیِ سر ارباب روی نیزه ، اوست
کِی نخی از معجرش را دست دشمن می دهد

جای گریه خون به پای نیزه دلدار ریخت
چوبه محمل به حکم عشق گردن می دهد

راهی بازار شد، بازار حق شد گرمتر
دست این خانم شراب مرد افکن می دهد

نیمی از او با حسین و نیم دیگر هم حسین
این تعلق هست، او را به دودیدن می دهد
 
شاعر ؟؟؟؟؟؟

***********************


وقتِ یادت چشمها آیینه بندان می شود
صحن چشمان محبّانت چراغان می شود

آسمان مدیونِ چشمان عزاداران توست
در محرّم بارش رحمت فراوان می شود

روضۀ لبهای تو معراج هر پیغمبر است
یاد تو کرده سُلیمان که سُلیمان می شود

حیدر کرّار فرموده : تو اشک مومنی
دوزخِ چشم من از یادت گلستان می شود

بهتر و زیباتر و آسانتر از هر مکتبی
شخصِ کافر در عزای تو مسلمان می شود

هر که در هر رُتبه ای آید ، شَود محبوبتر
تا ابوذر آید اینجا ، عینِ سلمان می شود

آنقدر ماه محرم مهربانی می کنی
توبۀ پیر و جوان در روضه آسان می شود

راست می گویم ، مُحرّم شهر می ریزد به هم
بابِ گریه گفتۀ شاه خراسان می شود

حضرتش فرموده : چشم ما شود زخم از بُکاء
مادر ما بیشتر از ما پریشان می شود

تا که می گویم " حُسین جان " ، مادر مظلومه ات
بانیِ ذکر پُر از عشقِ " حَسن جان " می شود

آنچه زهرا خواسته از محضرِ پروردگار
گر بیاید مهدیِ صاحب زمان ، آن می شود

جواد حیدری


برچسب‌ها:

[ 6 / 8 / 1393برچسب:اشعار امام حسین(ع) در ماه محرم,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار شب سوم محرم . حضرت رقیه(سلام الله علیها)

شنیدم از زبان نیزه ها قصد سفر داری
بگو در این سفر اصلا مرا مد نظر داری

تو تنهایی و من تنهاترم از تو در این دنیا
خدا را شکر مثل من در اینجا یک نفر داری

به لطف بوسه ات از روی نیزه مطمئن هستم
هوایم را از آن بالا پدرجان بیشتر داری

به قدری ضربه خوردم که لهوفی مستند هستم
کتاب روضه ام باید مرا با بوسه برداری

هنوز از سنگها آزار می بیند سر عمه
به جرم اینکه تو هم نام حیدر یک پسر داری

خبر دارم سرت از روی نی تا پای می رفته
تو هم از حال ما در مجلس مستان خبر داری

سرم بر بالش خاک خرابه خوب میداند
که بر لب چوب تر در زیر سر هم طشت زر داری

کنار اکبر و عباس یا پیش علی اصغر
کدامین نیزه را بابا برایم زیر سر داری

سعید پاشازاده

********************

قلبم شکست اما ، اندازه ی سرت نه
آشفته دیده بودم مانند پیکرت نه

تا شام غصّه خوردم با تو ولی نگفتم
ای کاش ساقی ات بود اینجا و خواهرت نه

پای تو ایستادم وقتی همه نشستند
پایت همه نشستند سرو تناورت نه

یک کربلا برایت تا کوفه گریه کردم
در اشک دیده بودم در خون شناورت نه

از ابرها گذشتیم با کاروان گریه
چشم همه سبک شد چشمان دخترت نه

در خواب پر گرفتم ای ماهِ مِه گرفته
تا عرش دیده بودم بالای منبرت نه

بین صفای آهت تا مروه ی نگاهت
عالم دویده اما همپای هاجرت نه

محمد بختیاری

********************


زدن نداره
دختری که رمق به تن نداره

راه می‌رم آروم
این پا که نای دویدن نداره

 گفته بودم: آب
این دیگه ناراحت شدن نداره

خیال می‌کردم
نماز خونه؛ دست بزن نداره

سه ساله‌مه من
سه ساله دختر که زدن نداره

هیچ کسی تو شام
ماه تر از بابای من نداره

بگم کی هستم
ظاهر من جای سخن نداره

شاهزاده آخه
پیراهن پاره به تن نداره

اومدی بابا!
گلت که رنگ یاسمن نداره

موهای سوخته
ببخش دیگه شونه زدن نداره

اسیر کوچیک
جز آغوش باباش وطن نداره

دیگه رقیه‌ت
طاقت بی بابا شدن نداره

عمه! بمیرم
بابای من چرا بدن نداره؟

گلاب و معجر
کسی واسه غسل و کفن نداره؟

هیچ کسی اینجا
جواب واسه سوال من نداره

قاسم صرافان

********************

می آید آخرسر، سرت ... چیزی نمانده
تا جان بگیرد دخترت ... چیزی نمانده

با چادری گلدار و سنجاق و عروسک
می آید این جا مادرت ... چیزی نمانده

خورشید ویرانه قدم رنجه نمودی
دیر آمدی از اخترت چیزی نمانده

«عجّل وفاتی» گفتنم را که شنیدی
از عُمر یاس پرپرت چیزی نمانده

من خواب دیدم که در آغوش تو هستم
حالا ولی از پیکرت چیزی نمانده

داری نگاهم می کنی با چشم بسته
از پلک چشمان ترت چیزی نمانده

لکنت زبانم علتش سیلی زجر است
از نور چشم کوثرت چیزی نمانده

با تازیانه روز و شب مأنوس بودم
یعنی که از نیلوفرت چیزی نمانده

سنگ و تنور و نعل و نیزه ... علت این هاست
که ای پدر! از ظاهرت چیزی نمانده

لعنت به شمر و خنجر کُندش ... چرا که
بابای من! از حنجرت چیزی نمانده

حرف کنیزی شد، عمو از نیزه افتاد
طوری که از آب آورت چیزی نمانده

محمد فردوسی

********************

 آخر می آید
بابا برای دیدنم با سر می آید

از گریه هایم
اشک زمین و آسمان ها در می آید

کنج خرابه
 دارد برای دیدن دختر می آید

آخر می آید
 بابا برای بردنم با سر می آید

می ترسم اینجا
 از شامیان هر چه بگویی بر می آید

خلخال کم بود
 شاید برای بردن معجر می آید

گفتی رقیه
 دارد صدایت از ته حنجر می آید

**
روزم سیاه است
 در شام اولاد علی بودن گناه است

من را بغل کن
 حالا که پاهایم رفیق نیمه راه است

در کوچه بازار
دستان گرم عمه تنها سر پناه است

اولاد زهرا
دستی که می گیرم به پهلویم گواه است

تا حرمله هست
 هر شب بساط گریه و زاری به راه است

**
تنهای تنها
 من ماندم و تاریکی و آغوش صحرا

ترسیده بودم
 از ناقه افتادم تو هم بر نیزه بابا

دشمن رسید و
 گفتم دلش حتما برایم سوخت اما

کوفی نامرد
 آنقدر سیلی زد که من افتادم از پا

آهسته رفتم
 پیچید دور دست خود موی سرم را

شاعر؟؟؟؟؟


برچسب‌ها:

[ 5 / 8 / 1393برچسب:اشعار شب سوم محرم , حضرت رقیه(سلام الله علیها),

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار شب سوم محرم . حضرت رقیه(سلام الله علیها)

هر کس حسینی است هزاران نشانه هست
آری هنوز کرببلا را بهانه هست

عشق حسین از دل ما شعله می کشد
شکر خدا که آتش دل را زبانه هست

ما را ملازمان حریمش نوشته اند
ماه حرم میان همین آشیانه هست

چندین هزار لشگر هیئت سیاه پوش
آماده سپاه امام زمانه هست

این خیمه ها کلاس علمدار کربلاست
بالای خیمه دست امیر یگانه هست

هر روز پای مرکب دلدار حاضریم
میدان امتحان عمل هر زمانه هست

روزی رسد که کشته ارباب می شویم
یعنی امید زندگی جاودانه هست

از داغ کربلا تن ما درد می کند
گویی هنوز هم اثر تازیانه هست

در کعبه خرابه طوافی کن و ببین
بر بام عرش هم حرمی دخترانه هست

شاعر؟؟؟؟


************************

من ديگه بال پريدن ندارم
من ديگه حال دويدن ندارم
بعد از اين ديگه سراغ من نيا
گيسويي برا كشيدن ندارم

**

ميشه روناقه سوارم نكني
گلمو اسيره خارم نكني
ميشه گوشوارمو برداري بجاش
با لگد ديگه بيدارم نكني

**

يه نفر نگفت كه دختره نزن
پر و بالم كه نميپره نزن
بخدا اگه يه لحظه صبر كني
عمه مياد منو ميبره نزن

**

ساقه ام شكسته ميشود نزن
تازيانه بزن و لگد نزن
حالا كه دل پري داري باشه
بزن اما ديگه حرف بد نزن

**

بنشينيد موهامو حنا كنيد
ليلة الوصل منو نيگا كنيد
من ديگه مسافرم بايد برم
پس ديگه رخت منو جدا كنيد

**

كي ميتونه مثل من وفا كنه
عالمي رو به تو مبتلا كنه
باورت ميشد سه ساله دخترت
روزگاره يزيد و سيا كنه
 
علی اکبر لطيفيان


********************

دختر شامی خبر می آوَرَد
موی خود را تا کمر می آورد
دوستانش زیر خنده میزنند
او اَدایم را که در می آورد

**

من به عمه تکیه دادم آمدم
من به پای پیاده اینجا آمدم
دختر شامی به من حرف بد میزد
من جوابش را ندادم... آمدم

**

شاخه یاس پایمالی می دوید
مرغک بی پر و بالی می دوید
فکر کن از ترس چند آدم بزرگ
دختر کم سن و سالی می دوید

**

از یتیم خویش نازی میخری
آبرو از چاره سازی میخری؟
راستی بابا برایم از سفر
چند اسباب بازی میخری؟

**

هم برایم روسری می آورد
هم مرا از این خرابه می برد
وقتی آمد از سفر یک عالمه
او برای من عروسک میخرد


********************

کبوتر هستم امّا پَر ندارم
 ز پَر، جز مُشتِ خاکستر ندارم
اگرچه روی سر...ندارم
ولی هرگز مگو دختر ندارم

که من هستم هنوز ای نور دیده
اگر چه جای پَر رنگم پریده

نمی گیری سراغ از دختر خود؟
به پیش خود نگفتی مرده لابد؟
پدر کو آن همه ناز و تَفَقُد؟
مرا همراه می بردی چه میشد؟

یتیمی درد بی درمان یتیمی
یتیمی خاری دوران یتیمی

الا ای ماه، ای مهر، ای ستاره
به روی نیزه رفتی یا مناره
سرت را میکنم ار سنگ اجاره
که تا راحت اذان گویی دوباره

به روی پای من قاریِ من باش
پدر فکر نگهداریِ من باش

تو را صید دو صد شمشیر کردند
مرا بین غُل و زنجیر کردند
تو را با سُم مرکب زیر کردند
مرا از غصهء تو پیر کردند

اگرچه در بیابان می دویدم
صدای استخوانت را شنیدم

خزان شد در مسیرت نوبهارم
عدو می کرد در صحرا شکارم
و تا می دید پایِ ره ندارم
چنان می زد که خون بالا بیارم

ز هر دستی که آمد ضربه خوردم
تعجب می کنم از چه نمردم

عدو من را به جای ناز می زد
پرستو را دم پرواز می زد
چو می گفتم نزن او باز می زد
چنان گرگی که طعمه گاز می زد

طلا و زیورم را تا پسندید
پرید از گوشهایم کند و دزدید

پر از دردم غم درمان ندارم
برای زنده ماندن جان ندارم
توان صرف قرصی نان ندارم
دهان دارم ولی دندان ندارم

همان سیلی برایم آب و نان شد
صف دندان من یک در میان شد

چگونه می شود یک طفل تنها
قدش خم گردد از سیر وطن ها
بنالد از کنایه از سخن ها
سوال از من جواب از پیرزن ها

چه شکلی دست می گیرند عصا را
زمین گیرم ز که جویم دوا را

مرام شامیان گلشن فروشی است
دل مردانشان آهن فروشی است
که گفته پاره های تن فروشی است؟
مگر هر دختری اصلا فروشی است؟

بیا در انتهای ماجرایم
کنیزی را تو معنی کن برایم

قناری پَر، پَرِ پروانه ها پَر
کبوتر بچه، در ویرانه ها پَر
در این شهری که رحم از خانه ها پَر
حریم عفّتِ ریحانه ها پَر

الهی شهر شام آتش بگیری
زمین بی مرام، آتش بگیری

حسین قربانچه

********************

خوب شد آمدی و فهمیدم
سرِ در خون خضاب یعنی چه
خیزران را که خوب حس کردم
آه بابا شراب یعنی چه؟

**

خواهرم بعد مجلس آن روز
گوشه ای بهت کرده می لرزد
من نفهمیده ام چرا اینقدر
او از اسم کنیز می ترسد

**

قاریِ نیزه ها ،مسافر من
زیر چشمت ردِ کبودی چیست؟
راستی ای سلاله ی حیدر
قصه ی خیبر و یهودی چیست؟

**

 یادگاریِ آن شبِ صحرا
استخوان درد و این کبودی هاست
ولی این زخم تاول دستم
اثر کوچه ی یهودی هاست

**

حرکت دست هام علتش این است
تار گردیده چشم کم سویم
گیسوی من که خوب یادت هست
نیست حالا ولی نمی گویم...

**

ازدحام و شلوغیِ بازار
ملأ عام و رقص و خوشحالی
دور تا دورم از غریبه پر
حیف جای عمویمان خالی

**

پرِ خاکستر است رگ هایت
جای سر که تنور روشن نیست
طاقت من زیاد گشته بگو
قصه ی ذبح از قفایت چیست؟

حسن کردی

********************

بابا بنگر رویِ به هم ریخته ام را
وا کن گره يِ موی به هم ریخته ام را

دیگر رمقي نيست به رویت بگشایم
چشم تر كم سویِ به هم ریخته ام را

من فاطمه ی شام شدم خُرده نگیری
لرزیدنِ بازوی به هم ریخته ام را

از مو که مرا بین هوا زجر نگه داشت
دیدند تكاپوي به هم ریخته ام را

آرام کن عمّه تو پس از حرف کنیزی
این خواهر کم روی به هم ریخته ام را

هر تکه ای از زيور من دست کسی رفت
پیدا کن النگوی به هم ریخته ام را

در شام غریبان من آرام بشوئید
خونابه ی پهلوی به هم ریخته ام را

زيبايي دختر يكي اش مويِ بلند است
صد حيف كه گيسويِ به هم ريخته ام را...

 جواد پرچمي

********************
 
جان را به آسمان نگاهت سپرده ام
امشب که دست در شب گیسوت برده ام

کمتر ز نقشهای کبود تنم نبود
این زخمها که بر لب و رویت شمرده ام

آهسته شِکوه می کنم و دور از همه
امروز هم گذشت و غذایی نخورده ام

از چشمهای حلقه ی زنجیر جاری است
خونی که می چکد ز وجود فشرده ام

از ضرب دست زجر تنم درد می کند
آنقدر زد مرا که گمان کرد مرده ام

از خارهای سرخ بیابان امان برید
این پای پر آبله زخم خورده ام

حسن لطفی

********************


زلف تو در باد بود و زلف من بر باد رفت
هر چه زیبایی خدای تو به مویم داد....رفت

من سند آورده ام از زجرهای زجر ،حیف
باد با خود برده موهای مرا...اسناد رفت

پا برهنه می دویدم گرچه با قصد فرار
ذهن من ناخواسته تا "انک بالواد..." رفت

از عروسک های من چیزی نمانده پیش من
اکثرش وقت فرار از دست من افتاد رفت

کربلا تا شام ، قطره قطره شمعم آب شد
شعله ی لرزان عمرم شد اسیر باد رفت

چند روزی می شود چیزی نخوردم غیر آب
دخترت کنج خرابه ظاهرا از یاد رفت

قطعه قطعه از من آخر دور شد بابای من
صفر تا صد، کاف و ها و یا و عین و صاد رفت

مظاهر کثیری نژاد

********************


دارد شکستگّیِ  سرت خوب می‌شود
کم‌کم تمام بالِ و پرت خوب می‌شود

بعد از چهل سحر که فقط گریه کرده‌ای
درد وصالِ هر سحرت خوب می‌شود

با گریه‌های  دلشکَنَت فکر می‌کنی...
...سوزی که هست بر جگرت خوب می‌شود؟

یک روز عاقبت همه جا سبز می‌شود
درد عمیقِ چشم ترت خوب می‌شود

آه اِی عقیله گوشه‌نشینی  برای چیست
زخمی که مانده بر کمرت خوب می‌شود

ای دخترِ  شکسته‌ترین سینه ، عاقبت
این سینه‌ی شکسته‌ترت خوب می‌شود

دیگر چرا به لطمه شبَت صبح می‌شود
دارد شکستگیِ  سرت خوب می‌شود

رضاباقریان


برچسب‌ها:

[ 5 / 8 / 1393برچسب:اشعار شب سوم محرم , حضرت رقیه(سلام الله علیها),

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار امام زمان(عج) در ماه محرم

 بوی تو را گرفته دل و این دهان من
از بس صدات کرده ، گرفته زبان من

صبح و مساء نه ، که فقط چند لحظه ای
اینجا برای گریه بشو میهمان من

جانم فدای گریه ی روز و شبت شود
جانم فدای اشک تو صاحب زمان من

چشم تو زخم می شود آقای خوب من
آخر چقدر گریه کنی مهربان من؟

تو یک امانتی که پناهم شوی ، ببین
... داری نحیف میشوی ای سایبان من

اذنم بده ، به جای تو خون گریه میکنم
میبارم آنقدر که بگیرند جان من

 جواد دیندار


برچسب‌ها:

[ 5 / 8 / 1393برچسب:اشعار امام زمان(عج) در ماه محرم ,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم

 عمری گذشت اما به درد تو نخوردم
شرمنده ام آقا به درد تو نخوردم

تو فکر من بودی ولیکن من نبودم
اصلا به فکر نوکری کردن نبودم

من دور بودم تو مرا نزدیک کردی
راه مرا از کربلا نزدیک کردی

گفتی اگر تو بی پناهی من حسینم
حتی اگر غرق گناهی من حسینم

گفتی بیا پاک از گناهت میکنم من
تو رو به چاهی رو به راهت میکنم من

گفتی بیا مثل تو خیلی خار دارم
حتی برای مثل تو هم کار داردم

آواره ام آواره را آواره تر کن
بیچاره ام بیچاره را بیچاره تر کن

آوارگی در این حسینیه می ارزد
بیچارگی در این حسینیه می ارزد

هر شب اسیرم میکنی پای بساطت
داری تو پیرم میکنی پای بساطت

من چای میریزم گناهم را بریزی
یکجا تمام اشتباهم را بریزی

شأن نزولت میکند آخر بلندم
سر را تو دادی جای آن من سربلندم

وقتی گذر کردند خیلی ها از اینجا
رفتند تا معراج تا بالا از اینجا

اینجا گرفته از خدا عیسی دمش را
اینجا خدا بخشیده آخر آدمش را

من خام بودم غصه و غم پخته ام کرد
این پخت و پزهای محرم پخته ام کرد

می بینم اینجا پنج تا نور مقدس
این آشپزخانه است یا طور مقدس ؟

اینجا همان جایی است که مولا می آید
زینب می آید بیشتر زهرا می آید

پخت و پز آقای بی سر را به من داد
در کارهایش کار مادر را به من داد

من عالمی دارم در اینجا با رقیه
هر وقت دستم سوخت گفتم یا رقیه

منت ندارم بر سرت تو لطف کردی
حالا که هستم نوکرت تو لطف کردی

یک شب غذای خواهرت را بار کردم
یک شب غذای دخترت را بار کردم

باید که دست از هرچه غیر از کربلا شست
دیگ تو را شستم خدا روح مرا شست

خدمت ، به این بی رنگ و بو هم رنگ و بو داد
این کفش ها را جفت کردن آبرو داد

در هرکجا که نام پیراهن می آید
زهرا می آید پیش ما حتما می آید

من دست بر سینه دم در می نشینم
در مجلس فرزند مادر می نشینم

من می نشینم کار و بارم پا بگیرد
شاید به من هم چادر زهرا بگیرد

آن چادری که عصمت کبری در آن است
فردای محشر منجی پیغمبران است

خدمت تجلى ارادت هاى شيعه ست
بالاترين نوع عبادت هاى شيعه ست

ما به ولايت ميرسيم از اين مودت
ما به مودت ميرسيم از راه خدمت

خدمت درِ اين خانه تنها فرصت ماست
گفتند: اينجا پنج روزى نوبت ماست

اين پارچه مشکى -فداى روى ماهش-
دارد سفيدم مي کند رنگ سياهش

از سوخته دل ها نگير آقا غمت را
يک وقت از دستم نگيرى پرچمت را

بگذار يک گوشه به پاى تو بميرم
کنج حسينيه براى تو بميرم

من که به غير از لطف تو يارى ندارم
من که به غير از کار تو کارى ندارم

آنقدر بین دسته هایت ایستادم
نذر علی اصغر تو آب دادم

ای کاش بین این ایستادن ها بمیرم
آخر میان آب دادن ها بمیرم

خوب است نوکر آخرش بی سر بمیرد
خوب است بین نوکری ، نوکر بمیرد

خوب است ما هم گوشه ای عطشان بیفتیم
در زیر پای این و آن عریان بیفتیم

علی اکبر لطیفیان

**********************


منم و گریه ام و دیده تر خواستنم
نظری کن به تمنای نظر خواستنم

آخرش من به تو ای دوست تعلق دارم
نفروشی تو مرا مردم اگر خواستنم

باید از ریشه غم غیر تو را قطع کنم
نیتم این بُوَد از شوق تبر خواستنم

این در آن در زدنم بود مرا کوچک کرد
هر چه رفتم به جز این خانه ، مگر خواستنم ؟

نمک روضه تو کام مرا شیرین کرد
بعد از این ننگ بر این میل شکر خواستنم

هر کجا جمع شدیم از غم تو سینه زدیم
قصدم این بود از چند نفر خواستنم

پر من گر به هوایت نپرد می شکند
گنبدی می طلبد این همه پَر خواستنم

محشر از قبر برون آیم و با ذکر حسین
هروله می کنم از لحظه بر خواستنم

کاش نقاش شوم عکس لبت را بکشم
پس بیا جلوه بده تو به همان خواستنم

نسل من کاش ستایشگر بزم تو شود
فکرم این است از اولاد پسر خواستنم

پدر و مادرم و ایل و تبارم به فدات
کربلایم ببر ای دار و ندارم به فدات
 

شاعر؟؟؟؟؟

**********************

غير از غم معشوق در عالم خبرى نيست
جايي خبرى نيست که از غم خبرى نيست

پروانه پرش سوخت ولى آبرويش داد
ما هم دلمان سوخته  اين کم خبرى نيست

دنيا نتوانست ز ما گريه بگيرد
بين غم تو از غم عالم خبرى نيست

من توبه نکردم مگر از راه توسل
بي نام تو از توبه آدم خبرى نيست

گفتند در خانه غير تو شلوغ است
گفتند ولى رفتم و ديدم خبرى نيست

رزق همه اينجاست و رزاق هم اينجاست
والله در خانه حاتم خبرى نيست

"گرماى گنه سوز حرم"خورد به ما ؛ پس
از سوختن بين جهنم خبرى نيست

از ناحيه توست عنايات خداوند
بى تو بخدا پيش خدا هم خبرى نيست 

ده ماه همه منتظر ماه تو هستند
در سال به جز ماه محرم خبرى نيست

عمامه ندارى و عبا نيز ندارى
اى واى که از پيرهنت هم خبرى نيست

علی اکبر لطیفیان


برچسب‌ها:

[ 5 / 8 / 1393برچسب:اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم ,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

لینک مستقیم محرم

لینک های اشعار محرم در وبلاگ حسینیه

اشعار مناجات با امام حسین (علیه السلام)

اشعار شهادت امام حسین (علیه السلام)

اشعار گودال قتلگاه

اشعار ورود به محرم

اشعار ورود به کربلا

اشعار مسلم بن عقیل(علیه السلام)

اشعار حر ریاحی

اشعار حضرت رقیه خاتون (علیها السلام)

اشعار طفلان حضرت زینب(علیهم السلام)

اشعار عبدالله بن الحسن(علیهماالسلام)

اشعار قاسم بن الحسن علیهما السلام)

اشعار حضرت علی اصغر(علیه السلام)

اشعار حضرت علی اکبر(علیه السلام)

اشعار حضرت عباس(علیه السلام)

اشعار حضرت امام سجاد(علیه السلام)

اشعار وداع امام حسین (علیه السلام)

اشعار مناجات های محرمی با امام زمان (علیه السلام)

اشعار شهدا و دفاع مقدس


برچسب‌ها:

[ 5 / 8 / 1393برچسب:,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

لینک مستقیم محرم

لینک مستقیم  وبلاگ تخصصی نوحه بهمراه سبک ها

      



*********************************************************
لینک مستقیم وبلاگ تخصصی روضه و مقاتل

 

  


برچسب‌ها:

[ 5 / 8 / 1393برچسب:,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

لینک مستقیم محرم

لینک های اشعار محرم در وبلاگ شعر شاعر

برای ملاحظه سری اول اشعار امام زمان(عج) با محوریت محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار امام زمان(عج) با محوریت محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار امام زمان(عج) با محوریت محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار استقبال از محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار استقبال از محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری چهارم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری پنجم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری ششم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری هفتم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری هشتم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری نهم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دهم اشعار امام حسین(ع) با محوریت ماه محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب اول محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب اول محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب اول محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری چهارم اشعار شب اول محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب دوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب دوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب دوم محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری چهارم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری پنجم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری ششم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری هفتم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری هشتم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری نهم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دهم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری یازدهم اشعار شب سوم محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب چهارم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب چهارم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب چهارم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب پنجم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب پنجم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب پنجم محرم اینجاکلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب ششم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب ششم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب ششم محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب هفتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب هفتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب هفتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری چهارم اشعار شب هفتم محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب هشتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب هشتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب هشتم محرم اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری چهارم اشعار شب هشتم محرم اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب تاسوعا اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب تاسوعا اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب تاسوعا اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری چهارم اشعار شب تاسوعا اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری پنجم اشعار شب تاسوعا اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه سری اول اشعار شب عاشورا اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری دوم اشعار شب عاشورا اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری سوم اشعار شب عاشورا اینجا کلیک کنید

برای ملاحظه سری چهارم اشعار شب عاشورا اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه اشعار وداع حضرت سیدالشهدا(ع) اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه اشعار گودال قتلگاه اینجا کلیک کنید

**

برای ملاحظه اشعار شام غریبان اینجا کلیک کنید

 


برچسب‌ها:

[ 5 / 8 / 1393برچسب:,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار امام زمان(عج) - شب اول محرم

 ای رحمت بی انتها ممنونم آقا
امسال هم گفتی بیا ممنونم آقا

شکر خدا که از محرم جا نماندم
ممنونم آقا از شما ممنونم آقا

با دستهای مهربانت بر تن من
پوشانده ای رخت عزا ممنونم آقا

در بین طومار عزادران این ماه
جا داده ای نام مرا ممنونم آقا

تو از سر تقصیرهای من گذشتی
حتی مرا کردی دعا ممنونم آقا

زهرا سفارش کرد و تحویلم گرفتی
ای مهربان ، ای با وفا ، ممنونم آقا

میخواهم از تو این دو ماهه کم نیارم
با تو بیایم پا به پا ممنونم آقا

در بین روضه ناله و اشکی عطا کن
تا که شود حقش ادا ممنوم آقا

همراه گریه معرفت باشد چه خوبست
دادی بصیرت ها به ما ممنونم  آقا

ما زیر بار ظلم مستکبر نرفتیم
از برکت این روضه ها ممنونم آقا

با یاحسینت این دل ما زیر و رو شد
ظرف مسی ام شد طلا ممنونم آقا

بر تک تک ما گریه کن ها پخش کردی
برگ برات کربلا ممنونم آقا

شاعر؟؟؟؟؟

*****************


یوسف بیزار تو بازار ندارد
عاشق تو از خود اختیار ندارد

مات نگاهت شده تا صبح قیامت
آینه هم فرصت تکرار ندارد

کرده بلندم سری که حلقه به گوش است
جرأت پرواز مرا دار ندارد

پشت هر دری که بوده نام تو رفتم
در به دریِ شما که عار ندارد

خواستن کرب و بلایت شده کارم
تذکره ای کن حواله ، کار ندارد

بهتر آنکه از دهنِ آب بیفتد
آن لبی که از حرم غبار ندارد

نخل اگر نخل جگر دار تو باشد
جز جگری پاره پاره بار ندارد

پهن کنید اشک مرا پای محرم
سینه زنت روز و شب قرار ندارد

رضا دین پرور


برچسب‌ها:

[ 3 / 8 / 1393برچسب:اشعار امام زمان(عج) - شب اول محرم,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار استقبال از محرم

 سينه زنان حسين زمزمه بر پا کنيد
ماه محرم شده ياري زهرا کنيد

باني بزم عزا مادر او فاطمه است
آمده قامت کمان خوب تماشا کنيد

ذکر حسين جان ما از شهدا مانده است
جامعه را زنده با، ذکر مسيحا کنيد

ناز گنه کار را مي خرد ارباب ما
امر کند هر که را گم شده پيدا کنيد

نوکر هر ساله ايم پاي قرار آمديم
موسم درد دل است عقده ي دل وا کنيد

بر اثر معصيت خشک شده اشک من
ديده خشکيده را وصل به دريا کنيد

گريه براي شما دار و ندار من است
چشمِ پُر از گريه اي، مي شود اعطا کنيد

راه نشانم دهيد برگ امانم دهيد
کاش که با اين گدا شبيه حر تا کنيد

صحن حسينيه ها گوشه اي از کربلاست
عرش نشينان عشق فخر به موسي کنيد

بي کفن کربلا حضرت آقا سلام
اذن عزاداريِ، ما همه امضا کنيد

شاعر:قاسم نعمتي

*********************

 درعشق اقتدا به اويس قرن كنيم
اين ديده را ز اشك عقيق يمن كنيم

امسال هم تمام پس انداز گريه را
قسمت شده كه خرج سياهي زدن كنيم

«حي علي العزاي» خدا مي رسد به گوش
بايد لباس مشكي خود را به تن كنيم

يعقوب خون جگر شده ي چشم من بيا
گريه براي غارت يك پيرهن كنيم

هنگام غسل دادن من، روضه خوان بگو
هرگز نخواسته بدنش را كفن كنيم

او نوكر است، نوكر ارباب بي كفن
خوب است بوريا كفن اين بدن كنيم

شاعر:وحيد قاسمي

*********************

 مرا با غصّه مَحرم آفريدند
دلم را از گِل غم آفريدند

هميشه در درونم روضه خواني است
مرا مثل محرّم آفريدند

بدون بال تا خورشيد رفتم
مرا از نسل شبنم آفريدند

براي اشک ريزي در محرّم
خطائي بهر آدم آفريدند

اشاره بر قد زينب نمودند
که طاق آسمان، خم آفريدند

ز گيسوي رهاي روي نيزه
به يک الهام پرچم آفريدند

شاعر:حجت الاسلام رضا جعفري

*********************


دلي كه سينه زن هر شب محرم شد
صداي هر تپشش ذكر يا حسينَم شد

به ياد غربت يك لحظة تو اين گونه
بساط گرية هر روز من فرا هم شد

شبي كه در دل من خيمه زد غم از هر سو
دلم حسينية بغض و آه و ماتم شد

فداي زلف پريشان تو كه بر نيزه
براي قافله سالاري تو پرچم شد

فرشته مثل رقيه سياه مي پوشد
حسين ! ساية تو از سر همه كم شد

هميشه هر شب جمعه اميد دارم كه
دوباره زائر شش گوشة تو خواهم شد

قسم به عشق كه رنگ حسين مي گيرد
دلي كه سينه زن هر شب محرم شد

شاعر: يوسف رحيمي



برچسب‌ها:

[ 29 / 7 / 1393برچسب:اشعار استقبال از محرم,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار استقبال از محرم

 محرّم آمد و نو کرد درد و داغ حسين
گريست ابر خزان هم به باغ و راغ حسين

هزار و سيصد و اندي گذشت سال و هنوز
چو لاله بر دل خونين شيعه داغ حسين

به هر چمن که بتازد سموم باد خزان
زمانه ياد کند از خزانِ باغ حسين

هنوز ساقي عطشان کربلا گويي
کنار علقمه افتاده با اياغ حسين

اگر چراغ حسيني به خيمه شد خاموش
منوّر است مساجد به چلچراغ حسين

خدا به ناف? خلدش دماغ جان پُر داشت
که بوي خون نکند رخنه در دماغ حسين

فراغ از دو جهان داشت با فروغ خداي
خداي را چه فروغي است در فراغ حسين

يزيد کو که ببيند به ناله قافله ها
گرفته از همه سوي جهان سراغ حسين

شاعر:محمد حسين شهريار

*********************


 صداي دسته ي زنجيرزن، غمي در من
و شعله مي کشد اکنون جهنمي در من

شب است و از همه سو خيمه مي زند اندوه
که تا بنا شود از نو محرّمي در من

شبيه تکيه دلم بي قرار مي لرزد
و شعله مي کشد آواز مبهمي در من

صداي شعله ورِ يک سوار مي پيچد
و سايه روشنِ تبدارِ آدمي در من

شب است و از در و ديوار تکيه مي بارد
سکوت ممتدِ اندوهِ مبهمي در من

شاعر:مريم سقلاطوني

*********************

 راه را باز نماييد...محرم آمد
دم بگيريد که هنگامه ي ماتم آمد

دست بر سينه نهاده...همه تعظيم کنيد
مادري دست به پهلو، کمري خم آمد

نوکران، سينه زنان، موي کنان، مويه کنيد
سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد

امشبي را که شب درد دل با يار است
سفره ي دل بگشاييد محرم آمد

پيرهن مشکي ما حوله احرام عزاست
در حسينيه ارباب خدا هم آمد

چشم ما گريه کنان وصل به چشم زهراست
زين سبب سلسله ي اشک منظم آمد

بر سياهي عزا ديده ي ما روشن شد
بزم دلداگي يار فراهم آمد

روز محشر که همه خلق خدا حيرانند
رتبه ي زائر ارباب مقدم آمد

قدر بال مگسي اشک بشويد دل ما
قطره ايي پاک تر از چشمه ي زمزم آمد

عرضه بر دوست کنم نوکري يک ساله
که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد

فاطمه منتظر آمدن ما بوده
لشگر گريه کنانِ شه عالم آمد

شاعر:قاسم نعمتي


برچسب‌ها:

[ 28 / 7 / 1393برچسب:اشعار استقبال از محرم,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

کتاب های اشعار ماه محرم مخصوص موبایل

بسم رب الحسین(ع) 

زحمت تو در حقیقت سربلندی همه ست
تو شدی نیـزه نشین اما سـرِ ما شد بلند!

با آرزوی قبولی عزاداری های همه دوستان؛ 

دفتر ششم از مجموعه کتاب موبایل های پایگاه حسینیه با عنوان «کتاب موبایل محرم و صفر 1434-1391» تقدیم می گردد.

 

لینک دانلود نسخه جاوا- «کتاب موبایل محرم و صفر 1434-1391»

لینک دانلود نسخه آندروید- «کتاب موبایل محرم و صفر 1434-1391»

 

 



برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:کتاب های اشعار ماه محرم مخصوص موبایل,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

کتاب های اشعار ماه محرم مخصوص موبایل


بسم رب الحسین(ع)
ای ز داغ تو روان خـونِ دل از دیــدۀ حـور
بی تو عالم همه ماتم کده تا نفخۀ صور


انگار آدمی را مشتاق خنده و گریه آفریده‌اند. گاهی از خنده ریسه می‌رود و بیخود می‌شود و لحظاتی به آه و گریه صفا می‌کند و سبک می‌شود. و میان این همه دقایقی که به گریه بر حسین(ع) می‌گذرد، ماندنی‌ترین دقایق‌اند و دوست‌داشتنی‌ترین لحظات.شعرهایی که برای حسین(ع) سروده شده‌اند هم چند گونه‌اند، برخی تنها عاطفه و احساس را برمی‌انگیزند و چشم را شست‌وشو می‌دهند، اما گونه‌ای والاترند. از یک سو آتشی در نیستان دل برمی‌فروزند، از سویی نوح چشم را در سیلاب اشک غرق می‌کنند و از سوی دیگر پرستوی عقل را در آسمان معرفت پرواز می‌دهند. و حجت‌الاسلام نیّر تبریزی که هم عالم است و هم ادیب، با سرودن ابیاتی ناب از این‌گونه، حیرت و جنون خود را در برابر کربلای حسین(ع) به تماشا گذاشته است. با توجه به غنای اشعار آیینی نیّر، بر آن شدیم که کتاب موبایل اشعار وی را که کاری ست از مؤسسه فرهنگی مطالعاتی شمس‌ الشموس تقدیم همه عاشقان و علاقه مندان مراثی آل الله نماییم.

 

دانلود کتاب موبایل اشعار نیّر تبریزی-نسخه جاوا   

دانلود کتاب موبایل اشعار نیّر تبریزی-نسخه آندروید



برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:کتاب های اشعار ماه محرم مخصوص موبایل,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

کتاب های اشعار ماه محرم مخصوص موبایل


حسینیه محرم و صفر1390-1433  سومین مجموعه شعر برای تلفن های همراه است که توسط «حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه اهل بیت(ع)  با موضوع اشعار هیاتی  محرم و صفر تهیه گردیده است.  این مجموعه شامل 317 شعر مرثیه در موضوعات ماه محرم و صفر می باشد.
برای دانلود این مجموعه می توانید از لینک های زیر استفاده نمایید:

حسینیه محرم90- نسخه جاوا
حسینیه محرم90-نسخه آندروید

 



برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:کتاب های اشعار ماه محرم مخصوص موبایل,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار استقبال از محرم

 شب اشک و شب آه و شب غم
شب دلواپسي و حزن و ماتم
ميان سينه قلبم بي قرار است
محرم آمده اي دل محرم

***

سر آمد دوره ي خاموشي من
ببين تاب و تب چاووشي من
رسيده روزهاي غربت تو
رسيده وقت مشکي پوشيِ من

***

محرّم ماه ايثار است و غيرت
رسيده موسم تجديد بيعت
اگر تا کربلا رفتي دل من
مشو راضي به کمتر از شهادت

شاعر:يوسف رحيمي

*********************

 زنده ماندم شب غمت آمد
 ماه شب هاي ماتمت آمد

ساعت کار گريه کردن شد
فصل باران نم نمت آمد

حضرت ياس ناله سر داد و
 بوي سيب محرمت آمد

مادرت گريه کن صدايم کرد
گفت شب هاي محرمت آمد

من شنيدم که اشک مرهم توست
 کشته اشک مرهمت آمد

بوي پيراهني که غارت شد
 تا حوالي پرچمت آمد

دل من را به کربلا ببريد
تا فراسوي نيزه ها ببريد

آمدم تا که نوکرت باشم
 نذري پاي منبرت باشم

منت توست بر سرم  ور نه
من که هستم؟ که ياورت باشم

اذن گريه بده به چشمم تا
زخمي زخم پيکرت باشم

مي شود پاي نيزه ظهر دهم
 زائر زخم حنجرت باشم

يا که با گريه هاي ده شبه ام
 مونس داغ مادرت باشم

ياکه مثل نسيم پشت سرِ-
-ناقه دنبال خواهرت باشم

گريه کردم براي پيرهنت
 جان عالم فداي پيرهنت

شاعر:مسعود اصلاني


*********************


 ماه محرم است و دلم باغ پرپر است
در چشم من، دوباره غمي سايه گستر است

ماه محرم است و دو چشم غريب من
با داغ بي بديل تو اي سرخ! همسر است

در قلب من، قيامتي از کربلاي توست
در چشم من، قيامتي از تيغ و خنجر است

فرياد سربريده ي قرآن سرخ عشق!
شايسته ي قيام تو "الله اکبر" است

تو زنده اي، حقيقت مظلوم تا ابد!
اين مرگ سرخ، زندگي سبز ديگر است

جان ها فداي نهضت سرخ تو "يا حسين" !
"هيهات منا الذله" تو را حرف آخر است

اين قصه نيست، معجزه ي سرخ عاشقي ست
"کز هر زبان که مي شنوم نا مکرر است"

از رستخيز خون تو، بيدار شد زمين
ظلمت شکست، آينه بازار شد زمين

دريا تو، رودها به لبان تو مي رسند
آيينه ها، به نام و نشان تو مي رسند

طعم لبان ترد تو را تشنه است آب
درياچه ها به فصل لبان تو مي رسند

رندان تشنه لب که تويي خضر راهشان
پشت عطش، به آب روان تو مي رسند

در کربلاي خون و خطر، اي پناه عشق!
آزادگان، به خط امان تو مي رسند

"هو" مي چکد ز حنجره ات، اي اذان سرخ !
خون جامگان، به بوي اذان تو مي رسند

گفتي "فيا سيوف خذيني" به بزم عشق
شش ماهه مرد! دل شدگان تو مي رسند

آمد ز راه حرمله و آسمان شکافت
خيل فرشتگان، نگران تو مي رسند

با خنجر نشسته به خون، گفته اي اذان
دل برده اي - قسم به خدا - از فرشتگان

ظهر است و عشق، مانده به کرب و بلا غريب
قرآن غريب و قبله غريب و خدا غريب

ظهر است و عشق، در وسط صحنه، بي پناه
در فتنه خيز "حرمله" و "شمر"ها، غريب

ظهر است و داغ و فصل يزيد و سپاه تيغ
صبرا علي بلائک و يا ربنا... غريب

" آيا کسي...؟! "، نمي شنود گوش کوفيان
در گوش باد، مانده صداي خدا غريب

توفان نيزه مي وزد و داغ تشنگي
درخيمه ها، اسير عطش، غنچه ها غريب

تيري هدف گرفته گلوي سپيده را
اين غنچه " اصغر " است و خدايا، چرا غريب ؟!

آمد ز راه "شمر" و گلو را بريد تيغ
افتاده زير سم ستوران، خدا غريب!

خورشيد سر بريده سر  نيزه مي برند
بايد بخوانمت به لب نيزه، بند بند

اينک دوباره کرب و بلا، زينب است اين
توفان نگار خون خدا، زينب است اين

استاده بر چکاد حماسه، چکاد زخم
قامت کشيده تا به خدا، زينب است اين

مي آيد از اسارت شب، سربلند و سبز
بانوي نور و آينه ها، زينب است اين

سازش نمي کند به خدا با سکوت شب
فرياد زخم خورده ي " لا "، زينب است اين

بانوي صبر، خواهرغم، مادر اميد
آيينه دار خوف و رجا، زينب است اين

صبرا علي بلائک و يا ربک العظيم !
گلبو لبش ز ياس دعا، زينب است اين

چشمش نديده منظره اي غير نقش دوست
در قاب سرخ کرب و بلا، زينب است اين

کرب و بلا، تجسم زيبايي خداست
زينب هنوز گرم تماشاي کربلاست

بايد شکوه نام تو را زندگي کنيم
اي سبز سرخ! مثل شما زندگي کنيم

يک قبله اقتدا به خلوص شما کنيم
فارغ ز"من"، براي خدا زندگي کنيم

تا مثل کوفه سجده به شيطان نياوريم
بايد کنار قبله نما، زندگي کنيم

چون"حر" به راه عشق تو ثابت قدم شويم
فارغ ز بوي چون و چرا، زندگي کنيم

هرگز مباد بهر تمناي ملک "ري"
همرنگ "شمر" و "حرمله " ها، زندگي کنيم

بايد چو لاله همسر داغ شما شويم
استاده بر چکاد بلا، زندگي کنيم

بي منت تبسم مرهم، به قاف تيغ
بايد قيام سرخ تو را، زندگي کنيم

کرب و بلا، بهشت هنوز و هميشه است
بايد به بوي کرب و بلا ، زندگي کنيم

ماه محرم است و جهان غرق شور و شين
ماييم  و باز محشر داغ تو "يا حسين

شاعر:رضا اسماعيلي


برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:اشعار استقبال از محرم ,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار استقبال از محرم به زبان ترکی

دوتوب ماتم بو آي پيغمبر آغلار
دير زهرا حسين واي حيدر آغلار

باتوب ياسه بـو آيدا کون و امکان
چيخوب عرشه بو آيدا داد و افغان

اولون شيعه بـو آيـدا سيزده نالان
بـو ماتــم‌‌ده بتــول اطهر آغلار

گرک شيعه بو غمده داده گلسون
ويروب سس زينبه امداده گلسون

دمـادم آغليـوب فريــاده گلسون
بو غمده يئرلر آغلار گؤيلر آغلار

تؤکر صاحب زمان قانياش عذاره
يئتـر غـم دمبـدم اول دلفــگاره

گلـر شوريلـه هــر دم آه و زاره
مدام اوز جدينّه اول سرور آغلار

بو آي چوخ ظلم ايدوبدور قوم کافر
باتوبـدور قانينــه شهــزداده اکبـر

اولـوب مجنـون غـم ليلاي مضطر
دير ايواي اوغول اُول مضطر آغلار

بو آي زينب دوتوب دلدن شراره
اولـوب قـاسم وجـودي پاره‌پاره

آناسـي باغليوبــدور باشـه قاره
او قـاره‌گون توکـر اشگ تر آغلار

کسوب سو يولاريـن قـوم بداختر
سولوب سوز عطشدن غنچه گل‌لر

اَل اوسته اوخلانوبدور تشنه‌ اصغر
اوخ آغـلار ياره آغـلار اصغر آغلار

بو آي اولـدن حسينين عالمـي تار
بو آي جـان ويـردي عباس وفادار

سالوب قوللاريني سو اوسته اشرار
حسين واي قارداشيم واي سويلر آغلار

بو آي آغلار قالوبدور آل ياسين
باتوبــدور قانـه انصـار شه دين

اولـوب دشت بلا قانيلـه رنگين
ايدوبـدور قان ترابي احمر آغلار

بو آي زينب گرفتار غم اولدي
پيمبر گلشني بو آيدا سولدي

ديـار کربــلا قانيــله دولدي
اوقاندان قانه دؤنموش دللر آغلار

بو آي قالـدي شـه لب تشنه يالقوز
يانوب دلدن او قارداشسيز اوغولسوز

وورولـدي قلبينـه بيـر تيــر دلدوز
او زخـم تيـره زخم خنجر آغلار

حسيني ييخدي آتدان اهل کوفه
اولوب آمـاج گـل جسمي سُيوفه

دوشوب قان پرده‌سيندن گون کسوفه
سپـهر دينـه مــاه انـور آغـلار

ديموب قاتل حسين بي‌يار و کسدي
قفــادن باشينـي لـب‌تشنـه کسدي

دوتولدي گون يوزي قاره يِل اسدي
بـو حالـه گويلـر آغـلار يئـرلر آغلار

دوشوب گُل پيکري توپراقلار اوسته
گُل آچميشـدي يارالار دسته دسته

گلــوب بيـر دستـه بلبل دلشکسته
ايدوب اول گل وجودي منظر آغلار

کربلا زمزمه سي 2 - تايب


*****************************


اي شيعه بو آي نظم سماوات پوزولدي
چون قائمه عرش و حجابات پوزولدي

بو آيدا دوشوب محنت و غم عالم آرايه
آز قالـدي که عالـم گيده اي شيعه فنايه

قاره گِينوب چـون بولونوب اهل ولايه
بـو امـر که تهليلده اثبات پوزولدي

گويـا ويريلـوب بـو خبــر عُبّاد جهانه
بو آيدا گرک گوز ياشي گلسون سَيَلانه

طاعتدو بو گوز ياشي گلور بيله گمانه
زاهده‌لر چون رونق طاعات پوزولدي

شيعه اولانون چشمي گرک قانيله دولسون
عِشرت گلي غمدن هامي آفـاقده سولسون

مستانـه خراباتـده هـم بيـرخبـر اولسون
بي پير قالوب بزم خرابات پوزولدي

بير قافله بير حجّه طواف ايتدي بوآيدا
کيم عشقدي معشوقدي بو کعبه سراپا

اوز نفس‌لَرين ويرديله قربان بيله گويا
احـرام منـا رونـق ميقات پوزولدي

بيـر آينـه کيـم جلوه‌لنـوردي لَمَعـاتي
عاشقلـره مأخوذيـدي حقـدن قَبَساتي

ايتميشدي ظهور اوندا خداوند صفاتي
ظلميله يتوب سنگ بومرآت پوزولدي

بو حالت ايـدر شيعه‌ني زينب‌کيمي محزون
کيـم دورموشـودي خيمـه قباقنده اوخاتون

بير يانه باخوب گورمدي قارداشين او مفتون
بيرياندا هـم اوَّلکـي علامات پوزولدي

ناگه کـه قشون گوردي گلـور دسته‌به‌دسته
يغما ايچون الده دوتوب اود خيمه‌لر اوسته

سسلندي که واي اولدي اميديم يولي بسته
يوخسا ندوگيم نظم جماعات پوزولدي

يـوز قتلگهـه دوتــدي او محزونه افکار
سسلندي که آيا گوروسن يا خبرون وار

کيم خيمه‌لره گلدي هامـي قوم ستمکار
اطفالـدن الغـوث که حالات پوزولدي

بير دمده که ايتميشدي اوشه سجده تعفير
معشوقـه ايدوب عاشق کامل سسي تأثير

سسلندي حزين ليک تاپوب حالتي تغيير
بير نوعيله کيم حالت ذرّات پوزولدي

بي‌طاقت اولوب چون سورونوب ايستدي گلسون
وقت اولدي کـه طاقت ايپي زينبدن اوزولسون

سويلوب دگلم بـو ايشه راضي باجون اولسون
گلمه داخي‌کيم زينت جنّات پوزولدي

اول وقتدن افغان که گوروب زينب مستور
بيـر نـور خداونـده اولوب نيزه باشي طور

مـات اولـدي کـه آيا نــدو بو نورٌعلي‌نور
مِصباحدو بو يوخسا که مشکات پوزولدي

وَجهُ‌الله و يا آيت حقـدور اوخـور آيت
دلـدار نواسيلـه قـوروب مَحفل طاعت

زلفون داغدوب سويلدي برپادو نه آيت
کيم دهرده صفحاتدن آيات پوزولدي

يازمـا داخي مادح ايلمز خـامه کفـايت
البتّـه کـه بي‌اجـر دگل ايتمـه شـکايت

سويلر سنه محشر گوني اول‌ شاه ولايت
غم ايتمه که ديوان خطيئات پوزولدي

کربلا زمزمه سي 2 – حالي



برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:اشعار استقبال از محرم به زبان ترکی,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

نوحه و زمزمه و شور .... استقبال از محرم بهمراه سبک

 ماه محرم الحرام است
تجلی خون و قیام است
سرت سلامت بقیةالله آجرک‌الله آجرک‌الله
****
عزای فخر عالمین است
ماه شهادت حسین است
سرت سلامت بقیةالله آجرک‌الله آجرک‌الله
****
ماه عزاداری رسیده
رنگ از رخ زهرا پریده
سرت سلامت بقیةالله آجرک‌الله آجرک‌الله
واویلتا یا ایها الناس
شد ماه بی‌دستی عباس
سرت سلامت بقیةالله آجرک‌الله آجرک‌الله
****
ای ناله‌های نی‌نوایی
حسین، گشته کربلایی
سرت سلامت بقیةالله آجرک‌الله آجرک‌الله
یک ماه خون گرفته 5 – غلامرضا سازگار


دانلود سبک

 


برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:نوحه و زمزمه و شور ,,,, استقبال از محرم بهمراه سبک,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

نوحه و زمزمه و شور .... استقبال از محرم بهمراه سبک

این هلال ماتم است یا هلال زینب است
اهل عالم را همه واحسینا بر لب است
تسلیت یابن الحسن، رخت ماتم کن به تن(تکرار)


از زمین خیزد خروش، از سما آید ندا
تشنه لب رأس حسین، می شود از تن جدا
تسلیت یابن الحسن، رخت ماتم کن به تن(تکرار)


ماه گریه، ماه اشک، ماه خون، ماه قیام
بر حسین از ما درود، بر شهیدانش سلام
تسلیت یابن الحسن، رخت ماتم کن به تن(تکرار)


جوشد از قلب افق، خون مصباح الهدی
دست سقای حرم می شود از تن جدا
تسلیت یابن الحسن، رخت ماتم کن به تن(تکرار)


آید از خون حسین تا قیامت این ندا
من برای حفظ دین جان خود کردم فدا
تسلیت یابن الحسن، رخت ماتم کن به تن(تکرار)


سر به نوک نیزه ها، تن میان آفتاب
سینه زیر سم اسب، رخ ز خون سر خضاب
تسلیت یابن الحسن، رخت ماتم کن به تن(تکرار


دانلود سبک


برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:نوحه و زمزمه و شور ,,,, استقبال از محرم بهمراه سبک,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

نوحه و زمزمه و شور .... استقبال از محرم بهمراه سبک

شد ماه عزاداری، یا حسین! یا حسین!
اشکم ز بصر جاری، یا حسین! یا حسین!
پریده رنگ زهرا واویلا واویلا
واویلتا واویلا، واویلا واویلا


تابیده هلال خون فاطمه، فاطمه
کن چهره ز خون گلگون فاطمه، فاطمه
بادا سرت سلامت یا زهرا یا زهرا
واویلتا واویلا، واویلا واویلا


از سینه بر آور آه کربلا، کربلا
در ماتم ثارالله کربلا، کربلا
مهمان نوازی کن از مهمانت کربلا
واویلتا واویلا، واویلا واویلا


بنگر به گل یاست یا علی! یا علی!
کن گریه به عباست یاعلی! یا علی!
دستی که می بوسیدی گردد از تن جدا
واویلتا واویلا، واویلا واویلا


ریحانة پیغمبر یا حسن! یا حسن!
بر قاسم خود بنگر یا حسن! یا حسن!
در حجلة خون زند قاسمت دست و پا
واویلتا واویلا، واویلا واویلا


آهم گذرد از سر ای خدا! ای خدا!
از داغ علی اکبر ای خدا! ای خدا!
از تیغ کین می شود فرق اکبر دوتا
واویلتا واویلا، واویلا واویلا


در دامن یک مادر وای وای وای وای
شش ماهه زند پرپر، وای وای وای وای
واویلتا واویلا، واویلا واویلا

 دانلود سبک



برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:نوحه و زمزمه و شور ,,,, استقبال از محرم بهمراه سبک,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

نوحه و زمزمه و شور .... استقبال از محرم بهمراه سبک

در بهار گل ها شد خزان ماتم
باران بلا ریخت از ابر محرم
طوفان بلا برخاست
عالم به عزا برخاست
یا ثارالله
ماهیان دریا محو کربلایند
لاله های صحرا داغ این عزایند
مرغی که نواخوان است
در ذکر شهیدان است
یا ثارالله


یک قافله دل از کعبه جدا شد
آهنگ فنا کرد جویای بقا شد
هفتاد و دو قربانی
می برد به مهمانی
یا ثارالله


اینان به دیار نیزه ها بتازند
تا کعبه دل در کربلا بسازند
کعبه ای که گلگون است
خشت و خاکش از خون است
یا ثارالله


این قافله را آب از دشنه خون است
شش ماهه اینان لب تشنه خون است
دریای عطش بر لب
از عشق خدا در شب
یا ثارالله


این قافله را هست چاووش ابوالفضل
دارد علم عشق بر دوش ابوالفضل
عشق پای بست اوست
چشم ها به دست اوست
یا ثارالله

 دانلود سبک



برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:نوحه و زمزمه و شور ,,,, استقبال از محرم بهمراه سبک,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

نوحه و زمزمه و شور .... استقبال از محرم بهمراه سبک

شـده مـاه محـرّم سـرت سـلامت فاطمه
مه اشک است و ماتم سرت سلامت فاطمه
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است


****
شده عالم سیه‌پوش از داغ هفتاد و دو تن
می‌شود خاک صحرا بر یوسف زهـرا کفن
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است


****
رسد از باغ جنت با چشم گریان فاطمه
گهـی آیـد در گـودال گاهی کنار علقمه
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است


****
گل لبخنـد اصغر آتش زده بـر جگرم
روی خونین اکبر افکنده بر دل شررم
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است
روی خاک میـدان این شاخۀ یاس علی است
سر زهرا سلامت این دست عباس علی است
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است


****
مه خون است و سقا خون از بصر جاری کند
عـوض دسـت عبـاس زینـب علمداری کند
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است


****
مه خون است و قاسم گردد به قربان عمو
نـوشد آب گــوارا از چـشم گریـان عمو
خون،روان از دو عین است مهِ قتلِ حسیـن است


  غلامرضا سازگار


 دانلود سبک


برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:نوحه و زمزمه و شور ,,,, استقبال از محرم بهمراه سبک,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

نوحه و زمزمه و شور .... استقبال از محرم

فاطمه! هلال ماتم آمده عزا بپا کن
از جنان بیا و یک‌دم رو به سوی کربلا کن
آسمانِ چشم مولا بر زمین ستاره ریزد
خون به روی خاک مقتل از گلوی پاره ریزد
فاطمه! سرت سلامت(2)


نالۀ «حسین‌حسین» به عرش کبریا رسیده
گریه کن به سر بزن، به یاد سرهای بریده
نهر علقمه خون گرید، در غم حسین و عباس
آسمان گشته سیه از ماتم حسین و عباس
فاطمه! سرت سلامت(2)


****
ماه «ارباً اربا»ی پیکر اکبر حسین است
در زمین کربلا بر نیزه‌ها سر حسین است
اشک فاطمه به دامن می‌چکد ز هر دو دیده
بوسه می‌زند به حلق و صورت و سر بریده
فاطمه! سرت سلامت(2)


****
همگی دعا کنید دعا کنید به جان زینب
می‌رود به قتلگه ز خیمه‌گه روان زینب
نخل ماتم است و اشک و خون ریزد آن شکوفه
دختر امیر عالم می‌رود به شام و کوفه
فاطمه! سرت سلامت (2)

غلامرضا سازگار

 

 دانلود سبک

 


برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:نوحه و زمزمه و شور ,,,, استقبال از محرم,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

کتاب های نوحه


با الطاف بی کران حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف منتشر شد:

کتاب زخم سیب (دفتر نهم)

مجموعه نوحه های عاشورایی

به قلم یوسف رحیمی  با ۱۶ سبک جدید در قالب های:


زمزمه، دم شروع سینه زنی، زمینه، نوحه ،واحـد کـند، واحـد تنـد، شـور و نـوای پایانی
این اثر به جهت دسترسی هر چـه بهـتر مخـاطبان گرامی، برای اولین بار به صورت الکترونیکی انتشار یافته است.
متن و سبک های کـتاب از طریـق لینـک های زیر قابل دریافت می باشد.

+ دریافت متن کتاب زخم سیب9  بصورت PDF

 

+ دریافت سبک های صوتی  کتاب زخم سیب9


برچسب‌ها:

[ 27 / 7 / 1393برچسب:,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

لینک اشعار

با آب طلا نام حسین قاب کنید
با نام حسین یادی از آب کنید
خواهید که سربلند و جاوید شوید
تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید

*********************************

کلیه اشعار استقبال از ماه محرم الحرام


برچسب‌ها:

[ 25 / 7 / 1393برچسب:,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار استقبال از محرم الحرام

من که با تربت تو کام لبم باز شده
اصل این نوکریم از ازل آغاز شده

مادرم درس غلامی تو ام می آموخت
اولین پیرهن مشکی من را می دوخت

خاطرم هست مرا مجلس روضه می برد
خاطرم هست مرا دست ابالفضل سپرد

اولین شال عزا را پدرم داد به من
گفت خوب از غم ارباب کرم سینه بزن

پدرم گفت که در دامن مادر بودی
گفت آن وقت تو اندازه ی اصغر بودی

خاطرم هست که چون ماه محرّم می شد
کوچه در کوچه ی این شهر پر از غم می شد

بوی نذری محرّم همه جا می پیچید
چشم ها نم نمک از داغ شما می بارید

خاطرم هست که در کوچه علم بندان بود
چشم ها صحن تماشای کمی باران بود

خاطرم هست همه نذر شما می کردند
همه با چائی شبهات صفا می کردند

بچّه ها یک طرفی تکیه به پا می کردند
همه خود را به جز از روضه جدا می کردند

آن زمان هر کسی از عشق شما دم می زد
سر در خانه ی خود پرچم ماتم می زد

خاطرم هست که زنجیر خریدم آقا
پا برهنه شدم و سینه زدم روز عزا

خاطرم هست به پیشانی خود گل بستم
خاطرم هست علم داد کسی بر دستم

ظهر آن روز به همراه جوانان رفتم
خاطرم هست به گلزار شهیدان رفتم

مزّه ی نذری تو زیر لبم هست هنوز
خاطرم هست دم سینه زنی آن روز

پیرزن اهل محل را همه نذری می داد
کاسه ی نذری آشی که چه بوئی می داد

مسجد کوچه ی ما مثل قیامت می شد
یک نفر نوحه گر هر شب هیئت می شد

خاطرم هست که از روضه ی تان می خواندند
روضه ای بود که هر پیر و جوان می خواندند

همه خواندند میا کوفه به جان زهرا(س)
بی وفایند همه شهر ، غریبی اینجا

خاطرم هست که از آمدنت می گفتند
خیمه بر پا و ز پرچم زدنت می گفتند

روضه خوان کم کمک از دخترکی دم می زد
شعله بر جان همه عالم و آدم می زد

خاطرم هست که می گفت سه سالش بوده
اثر کعب نی ای بر روی بالش بوده

خاطرم هست که از قصّه ی حر می گفتند
از ضمیری که زلال است چو در می گفتند

خاطرم هست که از رزم دو طفلان می خواند
عالم از مردیشان واله و حیران می ماند

دو شب از هیئت ما بوی حسن را می داد
دو شبی که به سرم شور مدینه افتاد

شده شرمنده ی چشمان حسن ثارالله
" ریخت عبدُالَه از آغوش اباعبدالله "۱

سیزده جام عسل بود که شیرین می شد
ماه در پوشش خورشید نگارین می شد

خاطرم هست که می خواند عمو پیر شده
زانویش سست شده سخت زمین گیر شده

شب هفتم همه درمانده و بی تاب شدیم
شمع بودیم و ز شرمندگی ات آب شدیم

خاطرم هست که می خواند گلو پاره شده
این حسین است در معرکه آواره شده

روضه خوان گفت که گفتند محمّد(ص) آمد
گفت گفتند که باید که به پهلویش زد

خاطرم هست که می خواند پدر پیر شده
در کنار بدنی سخت زمین گیر شده

خاطرم هست که می گفت همه رقصیدند
همه بر اشک سرازیر شما خندیدند

خاطرم هست که از شیر دلاور می خواند
از یل چون قمر و ساقی لشکر می خواند

گفت گفتند که انگار علی(ع) می جنگد
بدنش غرق به خون است ولی می جنگد

خاطرم هست که از روز جدایی می خواند
بدنی بود که بر خاک بیابان می ماند

و سری بود که بر نیزه ی اعدا می رفت
کاروان داشت به سر منزل غم ها می رفت

خاطرم هست که از شام غریبان می خواند
خاطرم هست که از اشک یتیمان می خواند

سالها می گذرد باز گرفتار تو ام
سالها رفته ولی شکر که بیمار تو ام

خاطراتم همه با نام شما شیرین است
فقط از این همه یک خاطره ام غمگین است

خاطرم هست که بر داغ شما خندیدند
همه با نام عزا روز عزا رقصیدند

خون دل خورد عزیز دل ما رهبر ما
فتنه نابود شد از زمزمه ی نام شما

ای امیری که امیریست برازنده ی تو
من اسیرم به دل آرامی یک خنده ی تو

از همان روز ازل سخت نمک گیر شدیم
پای تفسیر لهوف تو همه پیر شدیم

نمکی را که چشیدیم ز دست زهرا(س)
نفروشیم به والله به ارکان سما

مصرع آخر دنیاست همین یا مولا
کاش دفنم بکنی در حرم کرببلا

شاعر ؟؟؟؟؟


برچسب‌ها:

[ 24 / 7 / 1393برچسب:اشعار استقبال از محرم الحرام,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]

اشعار عید غدیر خم

 

روزی كه علی ذكر لب مردم بود
یك فتنه خفته بین مردم گم بود

هر چند محرّم آید از راه ، ولی
آغاز محّرم از غدیر خُم بود

سید هاشم وفایی


برچسب‌ها:

[ 19 / 7 / 1393برچسب:,

] [ ] [ مهدی وحیدی ]

[ ]