|
آموزش مداحی و اشعار مذهبی
آموزش تخصصی اصول و فنون و اخلاق مداحی به همراه زیباترین اشعار در مدح اهل بیت علیهم السلام
21 / 11 / 1398برچسب:شعرزیبا،شعرامام رضا, :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم امروزه یکی از مشکلات جامعه مذهبی ما کمبود مداحانی است که از همه ی جهات (کلام، رفتار، منش، پوشش، سبک، محتوا، ولایت و ... ) مورد تأیید اهل بیت علیهم السلام باشند .هدف از تاسیس این وبلاگ انتقال مطالب مفید در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری به مداحان و علاقه مندان مکتب حسینی است . این سايت جایی برای تمامی دوستداران اهل بیت علیهم السلام است و در شب میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت و امام صادق علیهما السلام و در کنار بارگاه شریف و ملکوتی امام رضا علیه السلام راه اندازی گردیده است . بر خود لازم می دانم از تمامی استادان بزرگوارم در ابتدای کار دعوت به همکاری نمایم . یا امام رضا؛ خودتان فرمودید: هر کس در راه دین خدا قدمی بردارد برایش دعا می کنید . امیدوارم کار ما مشمول دعایتان بگردد . آقاجان؛ مرغ روحم چون کبوتر پر زند سوي مديـنه کمتر از آنم که باشـم بنده ي شاه ولايـت دوستـــي از دوستان دوستان اهل بيتـم گر نکير و منکرم پرسند آوردي چه با خــود جهت ترویج فرهنگ صحیح مداحی، کپی برداری از مطالب این سايت آزاد است. ضمنا دوستان میتوانند با آدرس زیر نیز به این صفحه مراجعه کنند 2 / 3 / 1392برچسب:رباعی های ولادت امیرالمومنین (علیه السلام) , مهدی وحیدی, :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد ****************** آنسان که به جز خدای معبودی نیست ****************** با آمدنت عشق و صفا معنی شد ****************** آن شب که چراغ کعبه انوار تو بود ****************** در سفره عسل اگر که باشد بهتر ****************** آن کس که به خاک درت افتاده منم ****************** هستم همه شب یاد تو ای شه زاده ****************** روشن شب تار می شود از امشب ****************** شنیدم یا علی اعجاز کردی
با شوکت بی نظیرش آمد از راه ****************** از جلوه ی نور ازلی می گویم ****************** من پیرو دعبل و کمیتم ****************** عشق من و تو چه ماجرایی دارد
*************************
************************* ويران شدم كه تو برسي بانيَم شوي ************************* فقط علی ست در عالم که درمقام علی ست ************************* ************************* من كه دائم پاي خود دل را به دريا مي زنم ************************* با شوکت بی نظیرش آمد از راه ************************* به طوف كعبه زني پاك و محترم آمد ************************* مصباحِ نور جلوه گر ماه ، یا علی ************************* ما از قدیم شهره افلاک گشته ایم ************************* حرفم به نام حضرت مولا شروع شد ************************* ديدار زيبا ميشود با چشمهايت
دستش دراز نیست به هر جا و هر طرف شیعه که ذکر نادعلی را به لب گرفت باید دخیل به رشته ی زلف شما زند ما با همه گفته ایم به کوری دشمنان شاهنشه نجف گدا بر درآمده یاسر مسافر علي كسي است كه كوثر از او سبو دارد درشب میلادت ای وجه خدا مژده ای یاران نگار آمد نگار آمد نگار ای رضائیون رخ ابن الرضا را بنگرید ای عروس فاطمه خیرالانام آورده ای آسمان گوید که این خورشید تابان من است ای وجود جود از جود وجودت یا جواد نوح دل یوسف لقا موسی کلام عیسی دمی آبرو بخشان عالم آبرومند توأند ای بلندای زمان مرهون عمر کوتهت دست تو وقت کرم کار خدایی می کند ای تو شمع و عالمت پروانه یا ابن الرضا کیستم من سائل کوی تو یا ابن الرضا کیستم من هفت چرخ نور را شمس الضحّایم من به ملک جان و ملک دین و ملک دا زعیمم بوی عطر جنّت آید از غبار کاظمینم من به زنجیر محبّت قلب عالم را گرفتم در فضا مأمون یکی بازِ شکاری کرد راهی من امام کلّ خلقت بوده ام پیش از ولادت صحبتم رنگ غم از آیینه ی دل می زداید من به خلق آسمان، اهل زمین باب المرادم سالها سوز درون خسته شمع محفلم شد گشت از زهر ستم یک باره قلبم پاره پاره سالها پیوسته کوه غم به روی شانه بردم گل در ایّام بهاران مثل من پرپر نگردد استا د سازگاز الا کرم ز تو مشهور يا امام جواد ائمهاند جواد و توئي جواد همه سزد ز لعل لب حضرت رضا ريزد اگر چه نزد شما آبروي نيست، مرا گداييام به درت جز بهانهاي نبوَد به روي زائر تو بوسه ميزند جبريل به کاظمينِ تو روي نياز برده کليم جحيم اگر تو نگاهش کني حديقه گل اگر چه ران ملخ هم ندارم اي مولا قضا به حکم تو محکوم، اي وليِ خدا لباس نور مرا بر تن از ولادت توست خدا ثناي تو را گفته و چگونه مرا لب تو داشت تبسّم، ولي دلت را بود نديد دختر مأمون جلال و قدر تو را هزار مرتبه نفرين به دختر مأمون فراز بام به گرد تن تو بگرفتند شهادت تو در آن حجره با لب تشنه عنايتي که شود روز حشر «ميثم» هم غلامرضا سازگار
********************* شبي كه آمدي و عرش در هوات افتاد دلگير تر از سينهي تنگم قفسي نيست 27 / 2 / 1392برچسب:امام زمان(ع) و هتک حرمت به حجربن عدی, :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی ای سرنهاده بر دل صحرا ظهور کن حرمت نمانده است برای مقدسات یک روز هتک حرمت و یک روز نبش قبر هرچند که گمان نکنم یابد التیام می ترسم از جسارت این قوم بی حیا این شام گوئیا که همان شام پربلاست امروز جمعه نیست ولی زودتر بیا دیگر زلا یکلف نفسا گذشته کار آقا چقدر جمعه و دلواپسی چقدر گر حکم صبر می دهی آقا به روی چشم یاسررحمانی 27 / 2 / 1392برچسب:ولادت امام جواد(ع), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی امشب به شبستان ولایت قمر آمد طوبـای تمنـای رضـا را ثمـر آمد میـلاد جـواد بـن جـواد بـن جـواد است خیزید که امشب شب شادی و سرور است هر لحظه هزاران شب شوق و شب شور است رخسـار خداونـد، عیان آمده امشب این موهبت و لطف خداداد، مبارک این عید بود بر همه اعیاد، مبارک جود و کرم و لطف حق آغاز شد امشب سـر تـا بـه قدم آینـۀ حسن خدایی جان همگـان در قـدمش باد فدایی در وسعـت ملـک ازلـی نـور ببینید ای ماه رجب بوسه بزن بر سر و رویش ای لیلۀ قـدر این تـو و این طرۀ مویش این باب کرم، باب دعا، باب مراد است ای چشم رضا محـو تماشای جمالت خورشید بـرد سجده به ایوان جلالت بالیده رضا لحظه به لحظه به وجودت داده است خداوند به فضل تو گواهی دادی خبـر از ابـر و هوا و یم و ماهی گویی که شراری شد و یکباره برافروخت در سن طفولیتت ای عالِم عالَم زانو زده در محضر تو زادۀ اکثم تـا زنگ ز آینـۀ دلهـا همه شوید من سائل لطف و کرمت بودم و هستم یک قطرۀ کوچک ز یمت بوده و هستم با آن که گناهم را دانستی و دانی هرچنـد کـه دائم خجلم از گل رویت امـروز دگـر گشتـم ریـگ تـه جویت تنها نه ز رأفت به روی دوست بخندی من شاخۀ خـاری به گلستان شمایم یک عمر نمکگیـر نمکدان شمایم ای چشم تـو چشم کـرم و لطف الهی 27 / 2 / 1392برچسب:اشعار لیله الرغائب, :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی ارباب بى كفن ، همه عالم فداى تو ******************* باید دری برای مناجات وا شود ******************* یا الهی گشته امشب محفل عشق و دعا ******************* از درد زمانه ی فلج میخوانم ******************* در ليلة الرغائب اصغر چرمى 27 / 2 / 1392برچسب:اشعار امام زمان(ع), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی می برم نام تو را تا ببری نام مرا خاک هم گاه گداری بدهد طعم عسل خاطرم نیست چه شد بر تو گرفتار شدم هرنفس بی تو شده مردن تدریجی من اگر این سر به سر راه تو افتد زیباست نذر کردم که دگر سمت گناهی نروم دل من ظرف بلوریست پر از خون جگر به خدا کرببلایی شدنم دست شماست به پریشانی گیسوی سر ام بنین روضه خوان گفت حسین؛ بوی حرم شد احساس قاسم نعمتی 27 / 2 / 1392برچسب:اشعار رحلت حضرت ام کلثوم(س) , :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی بانو زبانزد است حیایی که داشتی 27 / 2 / 1392برچسب: اشعار شهادت حضرت امام هادی النقی(ع), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی
************************************ از همان ابتدایت ای آقا من فقیر و یتیم و مسکینم با ظهور هلال ماه رجب می شود پهن بین هر خانه دست و دل بازیت چه بسیار است پدر و مادرم به قربانت تا زمانی که من نفَس دارم می نویسم که خیلی آقایی تویی «آقا» و ما همه «بنده» مهبط الوحی و معدن العلمی نه که یک مرتبه ... هزاران بار هادی راه ما احادیثت کوری چشم دشمنان حسود ... که همیشه هدایتت باقی است کافی است تا کمی اشاره کنی تویی آن کس که می زند زانو چه کسی گفته که تو بی یاری؟! با وجود تو کیمیا دارم حال و روز مرا ببین آقا دل من لک زده برای حرم مطمئنّم که می رسم پابوس نوکری روسیاه و بد داری با دعای تو بچه هیأتی ام می زنم لطمه بر سر و صورت بعد از آنی که زهر نوشیدی باز هم رنج بی حساب ای وای بی حیاهای مست و لایَعقل بی اجازه هجوم آوردند نیمه ی شب شبیه اجدادت پشت مرکب کشان کشان رفتی وارث حیدری و جا مانده چیده شد در مقابل چشمت با تماشای بزم باده و جام روضه می خواند و بر دهان می زد با همان سوز سینه و اشکش روضه ها روضه های سختی شد ... خنده های یزید بی احساس جلوی چشم دخترش، نامرد ... ناله می زد تو را خدا بس کن می دوید او به سمت بابایش به عموجان خود توسل کرد ناگهان مثل فاطمه افتاد محمد فردوسی
27 / 2 / 1392برچسب:آغاز ماه رجب, :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی همیشه روی به درگاه حق تعالی کن به هر طرف که هوا و هوس کشید مرو ز فیض ماه رجب بهره گیر و از حالا کنار سفره ی ذکر و دعای این ایام 24 / 1 / 1392برچسب:اشعار زمزمه ای شهادت حضرت زهرا(س), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی
***************** چشم بابا با مادر مشغول رمز و راز از آخرین کلامش چشماش همش می باره مادر با آه و گریه تو گوش من می خونه از اضطراب کوچه هنوز می لرزه دستات گل های باغچمون رو رو بسترت می ریزم از داغ خـونــه ما خــدا شــده عــذادار 23 / 1 / 1392برچسب:اشعارسینه زنی فاطمیه, :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی شب شهادت *شب تنهایی مولا رسیده شب معراج یار قد خمیده خدا صبری دهد بر آل طاها که فردا میشود زهرا(س) شهیده علی را در مشام جان دگر آید بوی هجران خداحافظ ای قد کمان خداحافظ الا ای غمگسار من همه هستم همه دارو ندار من آه...واویلا واویلا واویلا... *الا ای درد جانت بی کرانه کنی همراهِ اسماء کار خانه ولی هر دم بگِریَم یادِ آن دم که خوردی پیش چشمم تازیانه زدی آتش دلم آن روز فنا شد حاصلم آن روز غمت شد قاتلم آن روز شبیهِ گل شدی بی جان و پژمرده به پیش چشم من آن روز زمین خوردی آه...واویلا واویلا واویلا... *خداحافظ برو ای یاس پرپر شَوَد مأنوس حیدر دیده ی تر ولی با اینچنین هجرانَت ای یار خجالت میکِشم من از پیمبر به درد عشقت اسیرم که زانو به بر می گیرم دعا کن دیگر بمیرم تو و درد و مِحَن ای وای ازین غربت من و اشک حسن ای وای ازین غربت آه...واویلا واویلا واویلا...
شهادت *ثمر داده جفای اهل کینه زند شیعه ازین ماتم به سینه شهیده گشته زهرای(س) حزینه شد عاشورای بانوی مدینه در این غم و در این عزا سرت سلامت ای مولا الا ای مهدی زهرا(س) گل چشمت به موج گریه پرپر شد عزای مادرت زهرای اطهر(س) شد آه...واویلا واویلا واویلا... *پیام مکتب زهرا(س) همین است که این سرمایه ی دنیا و دین است صراط المستقیم هر دو دنیا فقط راه امیرالمومنین است درخت دین میخواهد خون که اَکثَر هُم لایَعقِلون بگو با ناله ای محزون شهیده با دلی سوزان شده زهرا(س) فداییّ رَهِ قرآن شده زهرا(س) آه...واویلا واویلا واویلا... *فلک شد نوحه خوان در کوی زهرا(س) مَلَک شده مست عطر و بوی زهرا(س) که ناگه در کنار بستر غم چکید اشک علی بر روی زهرا(س) دو چشم فاطمه(س) واشد روایتگر غمها شد کبودی اش هویدا شد شده زنده به حیدر خاطرات غم شده دارالعزا زین غم همه عالم آه...واویلا واویلا واویلا...
شام غریبان *گواهی میدهد چشم تر ما خزانی شد گل نیلوفر ما رسیده موقع دفن شبانه شده شام عزای مادر ما امان از شام غریبان شده چشم مولا گریان بیا سلمان بیا سلمان شده وقت غمی عظمی برای ما بیا سلمان که بابایم بود تنها آه...واویلا واویلا واویلا... *بیا تا حال مولایت ببینی گل از گلزار اشک او بچینی بیا از بهر دفن مادری که صدا میزد که یا فضه خذینی رود زهرای(س) قد کمان نبی امشب دارد مهمان بیا سلمان بیا سلمان رسد تا عرش ، زسوز دل نوای ما بیا سلمان که بابایم بود تنها آه...واویلا واویلا واویلا... *زکوه غصهها ریزد گدازه که داغ سخت جَدّم گشته تازه ببین بابای ما یاری ندارد بیا از بهر تشیع جنازه در این هنگامه ی هجران برای دلگرمیّمان بیا سلمان بیا سلمان ز فرط گریه بند آمد صدای ما بیا سلمان که بابایم بود تنها آه...واویلا واویلا واویلا...
بعد شهادت *تو و از دارِ دنیا پر گشودن من و اشعار تنهایی سرودن تو دیدار رخسار پیمبر علیّ و خاطرات با تو بودن الا ای شمع انجمن بده یک دم جواب من چه سازم با اشک حسن به زیر لب بگوید با دلِ چاکی خودم دیدم به کوچه چادر خاکی آه...واویلا واویلا واویلا... *تو رفتی و دگر تنها شدم من اسیر دست ماتمها شدم من کنم پیدا و پنهان بر تو گریه عزادار تو ای زهرا(س) شدم من فداییّ قرآن و دین ببین ای یار مهجبین شده حیدر خانه نشین رسد هر دم به گوشم سوز آوایت در این خانه عجب خالی بود جایت آه...واویلا واویلا واویلا...
*ببینم نور ماه و روضه خوانم کِشم با ناله آه و روضه خوانم به یاد کوچه و سیلی و آتش کنم من سر به چاه و روضه خوانم کجایی ای نگار من گل نیلی عُذار من خزانی شد بهار من کجایی ای اُمید نیمه جان من جوان خسته و قامت کمان من آه...واویلا واویلا واویلا... ***************************** زبانحال با حضرت زینب *بیا ای زینب غمدیده ی من کنار سُفره ی برچیده ی من کنم بر تو وصیّت با دلی خون بیا ای روشنای دیده ی من اگر چه تو عزاداری نما با چشم خونباری یتیمان را پرستاری عزیز و جان و جانان منی زینب تو مادر بر یتیمان منی زینب آه...واویلا واویلا واویلا... *عزیزم نور چشمم جان مادر برو آن ساروق ه بسته بیاور لباسی باشد آن را در بیاور بگو در کربلا پوشد برادر ز دشمن جفا می بینی به مقتل بلا می بینی ذبیح القفا می بینی تو می بینی به رویِ نی سر دلبر به خاک افتاده خونین پیکری بی سر آه...واویلا واویلا واویلا... *ز دلها آتش غم زد شراره نمایی جسم بی سر را نظاره به جای من میان قتلگاهش بزن ناله به جسم پاره پاره کنار جسم بی کفن به صورتت ای جان من به جای من سیلی بزن شِنو از روی نیزه سوزِ آه او بخوان نوحه میان قتلگاه او وای حسین وای حسین وای حسین وای... ***************************** در و دیوار *کشد از خانه ام آتش زبانه بُوَد دریا دردم بی کرانه عدو در پیش چشمم ظالمانه زده بر جسم یارم تازیانه دو چشم دخترم تر بود گلم از کینه پرپر بود میان دیوار و در بود گل یاسم میان شعله ها افتاد همه دارو ندارم پشت در جان داد آه..واویلا... *دلم با درد و ماتم همنشین شد چه ها با ز اهل ظلم و کین شد دو دستم بسته وحالم پریشان که زهرا(س) ناگهان نقش زمین شد من و ذکر یارب یارب من و دل پر تاب و تب من و اشک چشم زینب کند گریه به یاد غربت مادر به زیر لب بگوید با دو چشم تر آه..واویلا... *به یثرب فتنه سختی به پا شد کزان حقّ رسالت خوش ادا شد که بعد از رحلت ختم رسولان جفا بر دخترش خیر النّسا شد لعینان با هم پیوستند دل بنت طاها خستند وَ پهلویش را بشکستند به قبل خون صدا زد حضرت زهرا(س) ببین بابا چه ها کرده عدو با ما آه..واویلا... ***************************** کوچه *غم قلب حسن شد بی نهایت امان از این جفا و این جنایت میان کوچه ها با ضرب سیلی شده زهرا(س) فدایی ولایت میان کوچه ای تنها ز جور و کینه اعدا شده نیلی روی زهرا(س) زند ناله پیمبر از غم زهرا(س) به روی نیلی و قدّ خم زهرا(س) آه..واویلا... *شنیدم ناله های جبرئیلی که روی عصمت الّه گشته نیلی پی ه بیداری اسلامیان در میان کوچه زهرا(س) خورده سیلی فدای مولا علی بود به هر لحظه با علی بود نوای او یا علی بود رساند بر همه عالم پیام خو که باید شد فدایی امام خود آه..واویلا... *الا ای ذکر یا رب گفتگویت بُوَد عرش مُعلا خاک کویت ز بس که ضربه ی او بوده سنگین کبودی شد عیان در ماه رویت غمت قاتل مجتبی در آب و گل مجتبی امان از دل مجتبی امان از ناله و سوز و نوای او شده این کوچه ها کرببلای او آه..واویلا...
بستر *گل یاس علی نیلوفری شد زمان ناله های حیدری شد زنم برسینه و سر تا قیامت که بانوی مدینه بستری شد جفاها دیده واویلا قدش خمیده واویلا شود شهیده واویلا شده پرپر شبیه لاله تا امروز شود اسلام به خیل ظالمان پیروز آه...واویلا واویلا واویلا... *ز غیر ه روی دلبر دیده بسته نماز نافله خواند نشسته ولی حیدر چو می آید به خانه زجا خیزد به پهلوی شکسته از آن رنگ و رو واویلا ز دست و بازو واویلا ز درد پهلو واویلا چو پشت در به زهرا(س) آن اهانت شد شکسته پهلوی راه ولایت شد آه...واویلا واویلا واویلا... *به عشق رهبر جان بر لبِ خود فدا شد با نوای یا ربِ خود به دستی بی رمق در بینی بستر کشد شانه به موی زینب خود بگوید زیر لب زهرا(س) برو آماده شد جانا برای روز عاشورا مهیّا شو برای دیدن دلبر که در گودالِ خون است و ندارد سر وای ...حسین وای حسین وای حسین وای... ***************************** بیت الاحزان و احد *ز غربت دل پریشانم خدایا ببین چشمان گریانم خدایا زنامردیّ یک عده منافق اُحد شد بیت الاحزانم خدایا پی ه نهی ه از منکرم سلاح من چشم ترم برای حفظ رهبرم کنم در اوج فتنه با دلی آگاه به این گریه جهاد ه فی سبیل الله آه...واویلا واویلا واویلا... *مزار حمزه شد دارالبکایم گرفته دیگر از گریه صدایم دل عالم شده یک کاسه ی خون به پای نوحه و مرثیه هایم نبودی چون گل افسردم میان کوچه پژمردم به یک سیلی زمین خوردم ندارد پاسخی دیگر سلام ما نبودی تا بگیری انتقام ما آه...واویلا واویلا واویلا... *به خاک پستی و ذلّت نشستند نبودی دست مولا را ببستند نبودی پیش چشم کودکانم ز من هم دست و هم پهلو شکستند غریبی ام منجلی بود غَمَم غربتِ ولی بود گناهم عشق علی بود عدو آمد چه غوغایی به پا گردید لگد زد بر در و محسن فدا گردید آه...واویلا واویلا واویلا...
نوحه العجل یا بقیه الله یبن الزهرا آجرک الله فاطمیه شد صاحب عزایی مادرت گوید مهدی کجایی کی میایی العجل العجل یابن الزهرا ****** یک شب از درد پهلو یک شب از درد بازو خواب راحت مادر ندارد قصد ماندن دیگر ندارد مادر زینب یارب جوان است بر رخش جای سیلی عیان است قد کمان است العجل العجل یبن الزهرا ****** یادگاری از مادر مانده بر دیوار و در وای من از دست مدینه می چکد خون از زخم سینه زد عدو هم کوچه هم به خانه با غلاف و هم با تازیانه وحشیانه العجل العجل یبن الزهرا
شام غریبان سعید پاشازاده العجل یا بقیه الله یبن الزهرا عاجرک الله فاطمیه شد صاحب عزائی مادرت گوید مهدی کجایی کی میایی العجل العجل یبن الزهرا ****** وقت غسل و تدفین است روی لب ها یاسین است یاس حیدر نیلوفری شد سهم زینب بی مادری شد گشته تشیع زهرا شبانه میرود تابوتش روی شانه مخفیانه العجل العجل یبن الزهرا ****** وای از آن ضرب سیلی وای از آن روی نیلی نیمه شب در غسل زهرا زخم پهلو گردیده پیدا خانه ی زهرا تا شعله ور شد قتلگاه او در پشت در شد بی پسر شد العجل العجل یبن الزهرا
23 / 1 / 1392برچسب:اشعار شهادت حضرت زهرا(س), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی اگر كه راهي پُشتِ دري مواظب باش به اين جماعتِ هيزم كِش اعتباري نيست تمامِ دلخوشيِ زندگيِ من، حالا سپاهِ داس ترين ها هجوم آورده بيا به خاطرِ زينب، هنوز محتاج است قسم نخورده مگر خانه را بسوزاند چنان زدند كه در را ز جا در آوردند خدا به خير كند در شراره افتادي غرورِ زخمي من زيرِ دست و پا ماندي اسيرِ ميخِ در و تازيانه قنفذ به پيشِ چَشمِ من و بچه هاي معصومت عَبا براي تو آوردم اي به خون رفته كسي لَگَد نكند بينِ كوچه ات اي كاش عليرضا شريف ****************************** آهسته می شوید یگانه همسرش را آهسته میشوید غریب شهر یثرب تنها کنار نیمه های پیکر خود آهسته می شویدمبادا خون بیاید پی می برد آن دستهای مهربانش می گوید اما باز مخفی می نماید در خانهی اوپهلوی زهرا ورم کرد با گریه های دخترانه زینب آمد برشانه های آفتابی اش گرفته دور از نگاه آسمانها دفن میکرد علی اکبر لطیفیان
23 / 1 / 1392برچسب:اشعار شهادت حضرت زهرا(س), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی
عبدم فقط به دامن شه چنگ مي زنم اينبار گفتم از چه دلم غرق ماتم است بايد دوباره کار خود از سر بگيرم و زان پس وضو ز چشمه ي کوثر بگيرم و کودک صفت به مادريت عشق مي کنم عطري که از حوالي جنت رسيده اي سيبي که بر درخت نبوت رسيده اي نه سال با پيمبر و نه سال با علي تو اُمي و علي و پيمبر دو باب من حيدر ابوتراب و تو ام التراب من همچون که اصل کوزه گري فوت آخر است اي بهترين ترانه ي لب هاي مرتضي مام دو مريم و دو مسيحاي مرتضي امر شماست امر به معروف، از الست روزي که پا به خانه ي شاه عرب زدي تا پاي مرگ، جام بلا لب به لب زدي بانو شما خلاصه به هجده نمي شوي اين روز ها وخامت حالت کُشد مرا اي قهرمان به سينه مدالت کشد مرا زينب نبيندت که چنين راه مي روي در بين خانه هستي و انگار نيستي با نازدانه هستي و انگار نيستي حيف از نگاه خانه که مبهوت کرده اي حيدر غريب گر شده خانه نشين شده ذکر مدام خواب شب او همين شده روزي که بين کوچه نگاهت سياه شد بعد از تو مرتضي اَلِفش دال مي شود يک روزِ او حکايت يک سال مي شود گهواره را نسازد اگر مي شود ولي اين غصه ها که از پدرت ارث مي رسد بر خيمه گاه او شررت ارث مي رسد يک شب به دامنش همه عرش جا شود مهدي زراعتي
16 / 1 / 1392برچسب:اشعار شهادت حضرت زهرا(س), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی کاش کوچه ای نبود، کاش خانه در نداشت ********************** شده بعد صفر ماه محرم شده بود
پس از مصیبت در، در بدر شدم ، مادر 16 / 1 / 1392برچسب:اشعار شهادت حضرت زهرا(س), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی با سوز مادرانه فقط گریه می کنی 16 / 1 / 1392برچسب:اشعار شهادت حضرت زهرا(س), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی کاش کوچه ای نبود، کاش خانه در نداشت تمام اهل عالم دم گرفتند 16 / 1 / 1392برچسب: اشعار امام زمان(عج) - فاطمیه , :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی ای روشنایی سحر فاطمیه ام ********************** آشفته بود این دل و بیمار هم شدیم 16 / 1 / 1392برچسب: اشعار شام غریبان حضرت زهرا(س) , :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی این سرخ جامه ی بدنش را عوض کنم ؟ 16 / 1 / 1392برچسب:اشعار شهادت حضرت زهرا(س), :: ذاکر اهل بیت ع : مهدی وحیدی افتادن و پرپر زدنم دست خودم نیست
درباره وبلاگ در این سايت با اخــلاق مــداحی، اصـــول مداحــی،علــوم و فنــون مداحـی روضه خوانی،دعاخوانی، اشعار زیبا دربـاره ولادت و تسلیت اهــل بیت علیهم السـلام،وظایف مداحان،رسالت مداحان در جامعه، آسیبهای مداحی،مقتل شناسی انواع سبک ها و دستگاه ها و هر آنچه کـه مربوط بـه مداح و مداحی باشد، آشنا خواهید شد ان شاءالله. (مهدی وحیدی) موضوعات آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها |
||
|
|