شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش ،قیام فرشته ها

باران شور بود و بام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب فلک اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنم رسیده است

کعبه کجاست قبله هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه ی موسی مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسم زهرای مرتضی ست

آیینه ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فواره های صحن رضا دیدنی تر است

هر پنجه ای که شانه ی گیسو نمیشود

هر قبله ای که گوشه ی ابرو نمیشود

هر جذبه ای که عکس هو الهو نمیشود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می نهد به بال ملک هر که یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب الجواد اوست

زلفی ست گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام ، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده اند ، زلیخا نمانده است

باغ بهشتی کاشی گلدسته های اوست

عباس دل سپرده ی دار الشفای اوست

در برکه ها تموج دریایی اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی اش ببین

در قلب طوس سفره ی زهرایی اش ببین

خانه به خانه سایه ی آقایی اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقاره می زنند مسیحی شفا گرفت

نقاره می زنند خلیلی عطا گرفت

نقاره میزنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه زپایین پا گرفت

با دستهای لطف تو آزاد میشویم

وقتی دخیل پنجره فولاد میشویم

با گوشه چشم تا که نگاهی به ماکنی

کار هزار معجزه وکیمیا کنی

مشکل بهانه است که مارا صدا کنی

تاکاسه های خالی مارا طلا کنی

جز گوشه های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران اهل حرم کربلا روم؟

تا که این پنجره را باز میکنم

تو را رو قاب چشمهام جا میکنم

اوج گلدسته را پیدا میکنم

گنبد زرد را تماشا میکنم

حرف من ...حرف دلای بیکسه

یه امام رضا دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت

لونه ای حتی رو شاخه ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد

مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدهام

بچه ی محله ی امام رضام

**


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم

مهمان تو و سفره احسان تو بودم

یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم

ای کاش فقط بی‏سر و سامان تو بودم

تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد

زآن روز چو آهوی بیابان تو بودم

طوفان عجیبی است غم عاشقی تو

چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم

ای گنبد تو عشق ، من خسته دل ای کاش 

چون کفتر پر بسته ایوان تو بودم

یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست  

ای کاش ز  زوار خراسان تو بودم

 مهدی صفی یاری


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

مثل کبوتری شده‌ام جَلدِ خانه‌ات

خو کرده‌ام به خاطره آب و دانه‌ات

هی می‌خورد هوای عجیبی به گونه‌ام

هی می‌کنم دوباره سحرها بهانه‌ات

انگار عادتم شده در شهر گم شوم

پیدا کنی دوباره مرا با نشانه‌ات

در من هزار رشته غزل تاب می‌خورد

با موج زلف‌های تو بر روی شانه‌ات

پر می‌شود رواق تو از رنجنامه‌ام

پر می‌کنی عروق مرا با ترانه‌ات

بر دشتهای خشک من انگار می‌چکد

انگور- واژه‌های دلِ دانه دانه‌ات

یک گله آه و آهو از این دشت می‌گذشت

یک دسته دست‌های تمنا روانه‌ات

من کشتی شکسته‌ام، ای ناخدای عشق!

پهلو گرفته‌ام به خدا در کرانه‌ات

در لحظه‌های پر تپش اولین سلام

با آن نگاه مشرقی شاعرانه‌ات

رد می‌شوی مقابل شاعر که بسته است

دل در ردای مخملی روی شانه‌ات

 

قاسم صرافان


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

گلدسته های مرقدتان پایه های عرش

فانوس های ساحل بی انتهای عرش

 

بر ساحت ضریح تو انس و ملک دخیل

آیینه کاری حرمت کار جبرئیل

 

زوار خاکی حرمت کبریایی اند

سرگرم کار و کسب شریف گدایی اند

 

هرلحظه فطرس آمده پابوسی شما

طفلی همیشه مانده پرش زیر دست و پا

 

لاهوتیان مقلد احکام عشقتان

می خوارگان دائمی جام عشقتان

 

ای قبله ی نیاز سماواتیان رضا

پیر مُغان دیر خراباتیان رضا

 

صدها ستاره مست شراب نگاهتان

بال فرشته های سما فرش راهتان

 

پیغمبران ز محضرتان فیض می برند

بهر کبوتران حرم دانه می خرند

 

روح الامین به لطف شما دل سپرده است

او با کبوتران حرم دانه خورده است

 

امشب دخیل پنجره فولاد می شوم

در بیستون عشق تو فرهاد می شوم

 

ای نور لایزال،بگو با دلم سخن

شد بقعه ی مطهرتان کوه طور من

 

شیرین دهن،حدیث تو طعم عسل دهد

زیبا سخن،کلام تو عطر غزل دهد

 

آقا نگاهتان به گلم روح داده است

تاثیر چشم های شما فوق العاده است

 

من کافر نگاه اهورایی توأم

مجذوب طرز خنده ی زهرایی توأم

 

در بین پیروان تو ملحد ترین منم

زندیقی رسیده به مرز یقین منم

 

تا بت پرست کعبه ی خال شما شدم

زاهد ترین خلیفه ملک خدا شدم

 

از زیر قبه ی تو به معراج می روم

دیوانه وار در پی حلاج می روم

 

قرآن مقام شامخ تان را ستوده است

گنجینه ی حقایق خود را گشوده است

 

با گوشه چشم فاطمی خود چها کنی!

سنگ سیاه قلب مرا کهربا کنی

 

من از پل صراط جزا پرت می شوم

دستم اگر به روز قیامت رها کنی

 

آقا چه می شود که مرا در صف حساب

از لا به لای آن همه آدم سوا کنی

 

آقا چه می شود که شوم مَحرم و شما

من را برای دیدن زهرا صدا کنی

 

آقا سعادت دو جهان قسمتم شود

یک بار اگر برای غلامت دعا کنی...

 

وحید قاسمی


 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:اشعار ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

این چه حسی است که امشب به دلم پاداده

به من کورچنین میل تماشا داده

 

خانه حضرت موسی شده وادی بهشت

گوئیا بازخدا حضرت عیسی داده

 

مریم است اینکه در آغوش خود عیسی دارد

یا خدا فاطمه را مولد زیبا داده

 

چه کسی آمده که باز عطش آورده

نکند باز خداحضرت سقاداده

 

نبی آمد,علی آمد,حسن آمد,نه حسین

همه را دست خدا بر رخ او جاداده

 

خوش بحال دل ماچون حرمش ایران است

پرچم نوکریش فاطمه بر ماداده

 

حرمت وادی طوراست که حاجت دارم

خادم پیرحرم حاجت من را داده

 

روز اول به تو و گنبد و گلدسته تو

حضرت ذات احد نمره بالا داده

 

صحن توصحن بهشت است خدایی چونکه

نقشه صحن تورا حضرت زهرا داده

 

مهدی نظری

 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

گاهی که با نیاز دلم ناز می کنی

داری مرا دقیق برانداز می کنی

 

یعنی نگاه می کنی اول کجایم و

بعدا مرا به سمت خود آغاز می کنی

 

دارم دوباره شاعرتان می شوم مرا

داری دوباره قافیه پرداز می کنی

 

تازه شدم شبیه پسر بچه ای که تو

پیش ضریح می بریش ناز می کنی

 

حس می کنم که وقت دعا لطف خویش را

از لابلای جمعیت ابراز می کنی

 

گاهی برای تو همه تن سوز می شوم

تو در عوض همیشه مرا ساز می کنی

 

از خوبی شماست که خوب کم مرا

تو در حساب خویش پس انداز می کنی

 

گاهی کنار پنجره ات بسته می شوم

گاهی میایی و گره را باز می کنی

 

بر پرده ، زنده کردن شیرت عجیب نیست

هرشب مسیح معجزه ! اعجاز می کنی

 

اینبار هم شبیه خودم نه شبیه تو

دل می دهم به پنجره های ضریح تو

 

آهو که نه کبوترتان نه که آدمیم

تا با توایم پس همه عمر با همیم

 

فرقی نمی کند که چه هستیم یا که ایم

ما هرچه هست شیعه گیت را مصممیم

 

گاهی برای منبرتان مثل دعبلیم

گاهی برای نخل ولای تو میثمیم

 

لرزان نمی شویم به بادی که می وزد

به ریشه های حبّ تو وصلیم ، محکمیم

 

حاتم کجا و سفره احسانتان کجا

ما جیره خوار سفره ارباب حاتمیم

 

ما زنده با توایم و دم از تو گرفته ایم

پس ما برای کشته شدن هم مقدمیم

 

مدیون آن کسیم که مارا به تو سپرد

عمریست زیر سایه تو زیر پرچمیم

 

ما را زیاد و کم ننوشتند ، واحدیم

گاهی اگر زیاد و زمانی اگر کمیم

 

کم گریه می کنیم ولیکن موثریم

یعنی شبیه بارش باران نم نمیم

 

یابن الشّبیب خواندنمان را که دیده ای

دیدی که در عزای شهید محرمیم

 

این ویژ گیّ روضه جد غریب توست

که ما هنوز با غم تو غرق ماتمیم

 

اینبار هم دلی که شکسته است را بخر

لطفی کن و دوباره مرا کربلا ببر

 

محسن ناصحی

 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:اشعار ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

آنانکه عاشقند به دنبال دلبرند

هر جا که می روند تعلق نمی برند

 

از آنچه که وبال ببینند خالی اند

عشاق روزگار ، سبکبال می پرند

 

پرواز می کنند به هر جا که جلوه ای ست

گاهی ملائک اند و گاهی کبوترند

 

دل را به دست هر کس و ناکس نمی دهند

دلداده ی قدیمی آل پیمبرند

 

آنان که عاشق علی و فاطمه شدند

مدیون خانواده موسی بن جعفرند !

 

ما عاشقیم عاشق زهرا و حیدریم

ما شیعیان کشور موسی بن جعفریم

 

آدم بدون مهر تو انسان نمی شود

سلمان بدون عشق مسلمان نمی شود

 

آن گردنی که تیغ تو را بوسه می زند

سوگند می خوریم ، پشیمان نمی شود

 

وقتی کبوتران حریمت ، گرسنه اند

گندم برای سفره ما ، نان نمی شود

 

باید هزار قرن ، حکومت کنی مرا

سلطان چند روزه ، که سلطان نمی شود

 

تو خوب جایی آمده ای سروری کنی

هر رعیتی که رعیت ایران نمی شود

 

تو هشتمین پیمبر قرآنی منی

حق خدا و حق مسلمانی منی

 

تو آسمان عشقی و خورشید گنبدی

خورشید هشتمی و به ایران خوش آمدی

 

تو کربلایی و نجفی و مدینه ای

یعنی شهید و شاهد و مشهود و مشهدی

 

نُه چشمه از علوم ، به قلب تو جاری است

با این حساب ، عالم آل محمدی

 

تو آمدی و آمدنت رفتنی نداشت

مانند آفتاب تو در رفت و آمدی

 

ای آبروی جن و ملک خاکبوسی ات

عالم فدای جلوه شمس الشموسی ات

 

زائر شدم نسیم ، صدای مرا گرفت

از دستم التماس دعای مرا گرفت

 

یک شب کنار پنجره فولاد ، مادرم

آن قدر گریه کرد ، شفای مرا گرفت

 

یک پارچه گره زد و تا سالهای سال

« سهمیه امام رضا » ی مرا گرفت 

 

صحن تو ، آسمان تو ، گنبد طلای تو

حتی مجال کرب و بلای مرا گرفت

 

ایمان نداشتم که ضمانت کنی مرا

تا اینکه آهو آمد و جای مرا گرفت

 

ای دستگیر صبح قیامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

 

ای مهربانترین کرم سفره ی گدا

یا ایها الرئوفی و یا ایها الرضا

 

امشب خدا کند که تو را ای حضور سبز

این قوم اشتباه نگیرند با خدا

 

ای لطف بی نهایت شبهای زائران

یکبار ما ، سه بار شما ، پیش ما بیا

 

با گریه های توست اگر گریه می کنیم

ای روضه خوان گریه ی ابن شبیب ها

 

یابن شبیب گریه فقط بر غم حسین

یابن شبیب گریه فقط بهر کربلا

 

یابن شبیب جد مرا سر بریده اند

پیش نگاه عمه ما سر بریده اند

 

علی اکبر لطیفیان

 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:اشعار ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

بايد به قد عرش خدا قابلم کنند

شايد به خاک پاي شما نازلم کنند

 

دل مي کنم از آنکه دل ازتو بريده است

دل مي دهم به دست تو تا بي دلم کنند

 

امشب کميت شعرم اگر لنگ مي زند

فردا به لطف چشم شما دعبلم کنند

 

ايمان راستين هزاران رسول را

آميخته اگر که در آب و گلم کنند.....

 

....شايد خدا بخواهد و با گوشه چشم تان

بر رتبه ي غلامی تان نائلم کنند

 

وقتي سرشت آب و گلم را ازل خدا

بر آن نوشت رعيت سلطان ارتضا

 

در هشتمين دمي که خدا بر زمين دميد

بوي بهشت هفتم او ناگهان وزید

 

از شش جهت نسيم خبر داد و بعد از آن

از پنجره صداي اذان خدا رسيد

 

چار عنصر از ولادت او جان گرفته اند

يعني زمين به يمن وجودش نفس کشيد

 

از صلب سومين گل سرخ خدا حسين

ايران گرفته بوي دو آلاله ي سپيد

 

از هشت بيخود اين همه پايين نيامدم

يک حرف بيشتر چه کسي از خدا شنيد

 

توحيد ، حرف محوري دين انبياست

شرط رضا  به حکم أنا من شروطهاست

 

از برکتت نبود اگر ، نان نداشتيم

باران نبود غير بيابان نداشتيم

 

سوگند بر تو اي سر و سامان زندگي

بي تو نه سر که اين همه سامان نداشتيم

 

اين حوزه ها نفس به هواي تو مي کشند

لطفت اگر نبود ، مسلمان نداشتيم

 

اي آرزوي هر سفر دل از ابتدا

ما قبله اي به غير خراسان نداشتيم

 

ما رعيت ري ايم که سلطان به جز رضا

ارباب جز حسين  در ايران نداشتيم

 

خون حسين دررگ ودرريشه ي من است

  علم رضا  معّلم انديشه ي من است

 

بالا بلند گفته که طوبي تر از تو نيست

يوسف به حرف آمده زيباتر از تو نيست

 

گفتند پاره ي تن پيغمبر مني

انگار بعد فاطمه زهراتر از تو نيست

 

برگ درخت کاشته ي دستهاي تو

باشد گواه ما ، که مسيحاتر از تو نيست

 

اين قطره ها به سمت شما رود مي شوند

آخر در اين ديار که درياتر از تو نيست

 

ما تشنه ايم ، تشنه دست نوازشت

آبي در اين سراچه گواراتر از تو نيست

 

اين کوهها به عشق شما هشت مي شوند

يادآوران نام تو در دشت مي شوند

 

آرامشي اگرچه سراسر تلاطمي

درياي بيکرانه ي اميد مردمي

 

بند آورد زبان مرا بارگاه تو

 اي آنکه رستخير عظيم تکلمي

 

هر بار نام مادرتان را مي آورم

گل مي کند کناره اشکت تبسمي

 

شاعر کنار حُسن لب تو سروده است

روییده لاله در دل اين سبز گندمي

 

من چون غبار گرم طوافم به دور تو

تو قبله گاه هفتم و خورشيد هشتمي

 

در هفت شهر عشق به جز تو که ثامني

آهو ی چشم هاي مرا نيست ضامني

 

چشم اميد بر در لطف تو بسته است

هر زائري که گوشه ي صحنت نشسته است

 

 باراني است حال و هواي دو ديده ام

اينجا هميشه کاسه ي چشمم شکسته است

 

از باب جبرئيل به پا بوست آمدن

از آسمان رسيده و رسمي خجسته است

 

آن پيرمرد تشنه در آن گوشه ي حرم

از راه دور آمده و سخت خسته است

 

با صد اميد حاجت اين بار خويش را

با پارچه به پنجره فولاد بسته است

 

وا شد گره ز پارچه ، حاجت روا شده است

يعني که زائر حرم کربلا شده است

 

با ياد خاطرات سفر با عشيره ام

بر عکس يادگاري باصحن ، خيره ام

 

از بس دلم شکسته براي زيارتت

با اشک شوق گرم وضوي جبيره ام

 

ياد غروب هاي زيارت هنوز هم

گاهی پی  دو جرعه ي جامع کبيره ام

 

يا "قادة الهداه و يا سادة الولاه"

مستبصرٌ بشأنکم ، اين است سيره ام

 

فرموده ايد ؛ فعلکم الخير يا رضا

اي هشتمين کلامکم النور ، تيره ام

 

از بس گناه دور و برم را گرفته است

چون تک درخت خشک ميان جزيره ام

 

ما هم شنيده ايم که فرموده اي شما

هستم در انتظار ظهور نبيره ام

 

دعبل کجاست تا بنويسد در اين فراز

عجل علي ظهورک يا فارس الحجاز

 

محسن عرب خالقي

 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

دل سودا زده سامان نپذیرد هرگز

کافر چشم تو برهان نپذیرد هرگز

 

آنکه بیمار نگاهی شده هنگام سحر

منت مرهم و درمان نپذیرد هرگز

 

با نگاه تو اگر عاشقی آغاز شود

جز به دیدار که پایان نپذیرد هرگز

 

دل اگر خانه ی هر بی سر و پایی گردد

اثر از گفته ی خوبان نپذیرد هرگز

 

عمر بی معرفت آبی است که از جو رفته

این زیانی است که جبران نپذیرد هرگز

 

ما در خانه ی سلطان سر و سامان داریم

هرچه داریم ز آقای خراسان داریم

 

با دم قدسی معشوق نفس تازه کنم

تا که قدری سخن از یار خوش آوازه کنم

 

صحن گردی حرم وقت سحر می خواهم

تا صفای دل شیدا زده اندازه کنم

 

بین هشتی حرم گر بکشیدم بر دار

سر سودایی خود زینت دروازه کنم

 

سرگذشت من و تو گشته کرمنامه ی عشق

هر سحر پای مناجات دلی تازه کنم

 

تار گیسو طلبم تا که ورق های دلم

همچو یک مصحف پر درد به شیرازه کنم

 

نام این مصحف دل را بگذارم ز قضا

قصه ی یک سگ ولگرد و کرامات رضا

 

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد

ناگهان در دل آلوده ی من شور افتاد

 

اولین بار که دیدم حرمت را گفتم:

ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد

 

بی پناه آمدم و خوب پناهم دادی

راهم از حادثه در دولت منصور افتاد

 

تا به خود آمده دیدم که دل از دستم رفت

وسط آینه ام چشمه ای از نور افتاد

 

نه بگویم که کلیمم حرمت عرش خداست

اتفاقی ره موسای دل از طور افتاد

 

یک قدم سوی تو با عمره برابر گردد

کعبه هم دور سر گنبد تو می گردد

 

ای که ناگفته ز اسرار دلم آگاهی

دستگیر دل هر خسته دل و گمراهی

 

ز عنایات رئوفانه ی تو فهمیدم

که نه من بلکه همیشه تو مرا می خواهی

 

در بهشت تو نهم پای چو با کوهی درد

تو طبیبانه دوا می کنی اش با آهی

 

من گدا زاده و تو نسل به نسلت سلطان

خوش برازنده ی تو صحن و سرای شاهی

 

حاجت از دل نگذشته تو روا می سازی

ای که ناگفته ز اسرار دلم آگاهی

 

من مسلمان شده ی نیمه نگاهت هستم

لحظه ی مرگ بیا دیده به راهت هستم

 

دل بیمار مرا فرصت درمانی ده

با دم قدسی ات ای دوست مرا جانی ده

 

قبل از آنی که گناهم نفسم را گیرد

آمدم توبه کنم مهلت جبرانی ده

 

همچنان زلف پریشان تو آواره شدم

به دل خانه خرابم سر و سامانی ده

 

شوری اشک چشیدم که نمک گیر شدم

سر این سفره به من رزق فراوانی ده

 

حمدلله که سر کوی تو زنجیر شدم

استخوانی به سگ خانه ات ارزانی ده

 

لحظه ی مرگ قدم رنجه کن و بر ما هم

فیض دیدار چون آن عاشق سلمانی ده

 

از تو من روزی شبهای محرم خواهم

چشم پر گریه ای و سینه ی سوزانی ده

 

سفره ی عاشقی ام را تو بیا کامل کن

عصر روز عرفه فرصت قربانی ده

 

در حریمت خبر از عرش خدا می آید

بوی سیب حرم کرببلا می آید

 

آمدی تا که به نامت دل ما زنده شود

یادی از فاطمه و شیر خدا زنده شود

 

آمدی تا  سند شیعگی ما باشی

با نفس های تو تسبیح و دعا زنده شود

 

آمدی تا ز پی ات خواهرت آواره شود

یاد آوارگی شام بلا زنده شود

 

پلک زخمی تو از خاطره ی گودال است

آمدی روضه ی آن رأس جدا زنده شود

 

امر کردی به همه گریه کنند بهر حسین

تا غم بی کفن کرببلا زنده شود

 

جد مظلوم تو را با لب عطشان کشتند

خواهرش دید و به گیسوی پریشان کشتند

 

قاسم نعمتی

 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

زمانش رسیده بیا و دعا کن

بیا درد را با دعایت دوا کن

 

زمانش رسیده سبک بال باشی

دلت را ز بند تعلّق رها کن

 

اگر خواستی پاک گردی؛خودت را

مقیم حرم خانه ی إنّما کن

 

اگر خواستی محرم راز گردی

بیا و مِس قلب تیره طلا کن

 

اگر کارت از هر لحاظی گِره خورد

علی ابن موسی الرّضا را صدا کن

 

امامی که در مهربانی به نام است

بیا در حریم رضا بار عام است

 

توئی هشتمین گل ز باغ ولایت

خدا و تو دارید از هم رضایت

 

شنیدم که پا بر زمین می گذاری

چراغان نمودم دلم را برایت

 

به لبها (نعم) داری و (لا) نداری

نرفته کسی از درت بی عنایت

 

هر آنچه که خواهد عطا می نمائی

ندارد کرم در نگاهت نهایت

 

هر آنکس که خواهد سه جا پیشش آئی...

...کند یک زیارت برایش کفایت

 

زیارت در این بارگاه مطهّر

بود با هزار عمره و حج برابر

 

به غیر از پناهت؛ پناهی نداریم

به جز روی تو قبله گاهی نداریم

 

برای رسیدن به راه سعادت

به غیر از مسیر تو راهی نداریم

 

همیشه هر آنچه که خواهیم داری

ولی آنچه را تو بخواهی نداریم

 

مگر غیر از این است که تو ثوابی

و ما پیش تو جز گناهی نداریم

 

قبول است؛ اما ولایت که داریم

نگو عزّت و شأن و جاهی نداریم

 

توئی عزّت و شأن و جاهم رضاجان

منم یک رعیّت،تو شاهم رضاجان

 

ألا ای مرادم،به عشقت مریدم

تو هستی امید دل نا امیدم

 

بلای محبّت بلا نیست هرگز

بلای تو را من به جانم خریدم

 

کمک کرد جبریل تا عرش رفتم

رسیدم به جائی که جز تو ندیدم

 

ندا آمد از غیب روی خدا چیست؟

منم روی ماهت به صفحه کشیدم

 

بهشت خدا را تصوّر نمودم

همین که به باب الجوادت رسیدم

 

تو رضوان...تو جنّت...تو خُلد برینی

تو مهمان نه، آقای ایران زمینی

 

برای خزانیِ قلبم بهاری

تو زیباترین جلوه ی روزگاری

 

برای تو کاری ندارد که من هم

برایت شوم خادم افتخاری

 

اگر خادم افتخاری نشد پس...

...بده لاأقل منصب کفشداری

 

سه جا وعده کردی بیائی سراغم

مبادا که من را تو تنها گذاری

 

شنیدم که پلک دو چشمت شده زخم

چقدر اشک ریز شهِ نی سواری

 

به هر بزم و هر انجمن گریه کردی

تو بر غارت پیرهن گریه کردی

 

علی اصغر انصاریان

 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

خواستم تا شبی قلم بزنم

خط سرخی بروی غم بزنم

خواستم تا به یاری خورشید

در سیاهی شب قدم بزنم

تا که مخلوط عشق و عقلم را

باز از نو دوباره هم بزنم

مثل هر بار عشق آمد و من

لاجرم حرف از دلم بزنم

حرف دل حرف عشق حرف رضاست

باید از شاه طوس دم بزنم

با دو بال کبوتری وارم

می پرم تا سری حرم بزنم

می پرم تا به ماورا برسم

به حریمی پر از خدا برسم

باز امشب حرم چراغان است

درودیوار ریسه بندان است

ابرها را ببین که آمده اند

باز وقت نزول باران است

ظاهرا باز کعبه می سازند

قبله گاهی که در خراسان است

آسمان با ستاره و ماهش

در زمین مدینه مهمان است

جبرئیل از بهشت آمده و

روی دستش گلاب وقرآن است

نجمه او را بغل گرفته ببین

لبش امشب چقدر خندان است

غرق گلبوسه كرد رويش را

ميزند شانه باغ مويش را

چون نسیم بهار آمده اي

چقدر باوقار آمده اي

از تنت بوي ياس مي آيد

ز كدامين ديار آمده اي

گفته بودي مدينه گريه كنند

با دلي بي قرار آمده اي

از دل زائران خسته ی خود

تا بشويي غبار آمده اي

كرده اي پهن دام عشقت را

آخر اينجا چه كار آمده اي

فكركردي دلم اسيرت نيست

كه به قصد شكار آمده اي

من از اول كبوترت بودم

جلد صحن منورت بودم

هر زمان غصه اي عذابم داد

نام تو بردم و شدم دلشاد

میهمان نه که خانه زاد توام

خاکبوس قدیم گوهر شاد

حرم تو فقط خراسان نيست

دل من هم شده رضا آباد

آمدم تا که حرفهایم را

بزنم با تو ، هر چه باداباد

چشم درچشم حلقه هاي ضريح

دست در دست پنجره فولاد

با دلی غرق خواهش آمده ام

قسمت مي دهم به جان جواد

کربلای مرا هم امضا کن

راه آن را بروی من وا کن

مثل ابري به روي ايراني

مظهر رحمتي ، تو باراني

غير رويت كجا طواف كنم

كه شما كعبه ي فقيراني

با تو در آسمان رها هستم

بي توام در قفس چو زنداني

حاجتم را نيامده دادي

حرف دل راچه خوب مي داني

مثل هر بار از دو چشمانم

قصه های نگفته میخوانی

موقع مرگ منتظر هستم

مثل آن پيرمرد سلماني

  لحظه ها را برای آمدنت

می شمارم؛صفای آمدنت

دل من مال توست آقا جان

که به دنبال توست آقا جان

روی آن شاخه های بارورت

میوه ی کال توست آقا جان

يا كه در بزمتان عزادار و

يا كه خوشحال توست آقاجان

در عزای مصیبت جدت

نخی از شال توست آقا جان

به خدا آرزوي لب هايم

بوسه بر خال توست آقاجان

وقت تحویل سال اگر آیم

سال من سال توست آقاجان

  در دلم ابر ماتم آمده است

باز بوی محرم آمده است

کار دل را دوباره در هم کن

سینه را كربلايي از غم کن

ماه ذيقعده و زيارت تو

باز پابوسی ات نصیبم کن

کمی از اشک خود به چشمم ده

دیدگان مرا پر از نم کن

دلمان را بگیر، دست خودت

فقط آماده ی محرم کن

چایی روضه هایمان را با

کوثر اشک فاطمه دم کن

بهر شب های ماه ماتممان

مجلس روضه ای فراهم کن

اين دل تنگم عقده ها دارد

گوييا ميل كربلا دارد

 

 

محمد بیابانی

**


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:اشعار ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

دل اگر دیده به دلدار نبندد چه کند

دیده گر از کرمت بار نبندد چه کند 

 

تا دل سوخته را مثل تو دلداری هست

دل اگر دیده ز اغیار نبندد چه کند

 

دارد آن خاک وجوبت که ندارد کعبه

زائر این حرز به دیوار نبندد چه کند

 

دل ز عالم به خدا حُجب نگاهت ببرد

 مِهرت آیینه به رخسار نبندد چه کند

 

دلبری چون تو که دلهاست گرفتار غمش

 چشم بر چشم گرفتار نبندد چه کند

 

کیست شایسته مدح قد سرو تو رضا

 دل دخیل قدم یار نبندد چه کند

 

سائلت وقت عبور تو ز بازار نظر

راه با چشم خریدار نبندد چه کند

 

 

 

 

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

 

 

می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

 

 

 ای همه عالم امکان شده سرگردانت

  وی سر خان ولای تو همه مهمانت

 

همه افلاک به زیر قدمت ریگ رَهَند

 همۀ کون و مکان ریزه خور دستانت

 

پلک مستانه چو بر هم بنهی شب گردد

 دیده چون باز کنی روز شود حیرانت

 

سایه بر سر فکن ای دوده زهرا و علی

دودمان تو نظر دوخته بر چشمانت

 

پاره جان پدر کوثر ثانی رسول

  مادرت محو ز بر داشتن قرآنت

 

چون به توحید گشودی لب شیرینت را

  مَلَک از هر سخنت بُرد دُر غلطانت

 

انبیاء کارگذار ره نورانی تو

پاسبانان مقرب همگی دربانت

 

 

 

 

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

 

 

 می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

 

 

گرچه گشتیم سخن ساز نگفتیم از تو

هر چه گفتیم سخن باز نگفتیم از تو

 

آری از هر دری آوای غزل سر دادیم

 ای غَمَت جاذبه پرداز نگفتیم از تو

 

از دم عیسی مریم همه دم دم زده ایم

ای مسیحای بشر ساز نگفتیم از تو

 

سخن از کشف و کرامات بزرگان گفتیم

  ای همه عمر تو اعجاز نگفتیم از تو

 

گر تویی ضامن آهو و شفا بخش مریض

کیست طاغوت برانداز نگفتیم از تو

 

تو ولیعهد همه آل رسول اللهی

گر چه سلطان سرافراز نگفتیم از تو

 

 

 

 

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

 

 

می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

 

 

ای همه مُلک جهان بر تو خراسان آقا

 ذره خورشید شود نرد تو آسان آقا

 

آشنایان اگر ای یار تو را نشناسند

می شناسند تو را چهره شناسان آقا

 

گر همه عالم و آدم ز رهت برگردند

تا خدا هست دلت نیست هراسان آقا

 

قدر لطف تو اگر خلق ندانند بد است

  ای دعاگوی همه نیک سپاسان آقا

 

حیف اگر رنگ مناجات نگیریم از تو

 که تو دوری کنی از سست حواسان آقا

 

میزبان داری اشرار ز اخلاق تو نیست

  می نشینی به بَر کهنه لباسان آقا

 

هر گَه از کرب و بلا دور بمانی یعنی

 کربلای دل ما هست خراسان آقا

 

 

 

 

تو رضایی و خدا روح رضامندی تو

 

 

می سزد سجده به اسماء خداوندی تو

 

 

محمود ژولیده


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:اشعار ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

 

گل می کند بهار تو در باغ سینه ها

پر می شود ز باده ی تو آبگینه ها

 

نقاره می زنند به بامت فرشتگان

حتما شفا گرفته ز دست تو سینه ها

 

دیگر غریب نیستی ای آشنا ترین

تایید می کند سخنم را قرینه ها

 

اول همین که سمت حریم تو آمدند

صدها هزار مرد غریب از مدینه ها

 

دیگر هم آن که از نفس تو غریب ماند

در سینه های عاشق وصل تو کینه ها

 

تجدید کن حکومت خود را به قلبها

اینجا فراهم است برایت زمینه ها

 

گرم فضا نوردی خوف و رجا شدیم

آیا به ما نمی رسد آخر سفینه ها

 

دارد حکایت از عشاق گنبدت

یعنی که زرد باد رخ از عشق بی حدت

 

هر سر که از خیال تو پر شور می شود

دریای بر کرانه ای از نور می شود

 

در شعله ی محبت تو سینه تا گداخت

غرق تجلی است وشب طور می شود

 

با هر "وان یکاد" لبان فرشته ها

صد چشم زخم از حرمت دور می شود

 

فردا که موج خیز هراس است زائرت

در ساحل نجات تو محشور می شود

 

با پلک بسته آمده دشمن به جنگ تو

از بس حریم قدس تو پر نور می شود

 

چون حوض کوثر است گوارا عقیق تو

فوق بهشت آمده صحن عتیق تو

 

ما را به گوشه حرم خود مقیم کن

مهمان مهربانی دست کریم کن

 

تا شعله زار شوق تو بالی بگسترد

ای صبح، دشت عاطفه را پر نسیم کن

 

دربانی حریم تو در آرزوی ماست

ما را عصا به دست بخواه و کلیم کن

 

مژگان ما که سمت شکوه تو وا شده است

وقف غبار روبی فرش و گلیم کن

 

بی اطلاع از اول و از آخر خودیم

ما را که حادثیم، رهین قدیم کن

 

این دل زجنس پنجره فولاد تو نبود

یعنی که زود می شکند از فراق، زود

 

خورشید گرم چیدن بوسه زماه توست

گلدسته ها منادی شوق پگاه توست

 

آری شگفت نیست که بی سایه می روی

خورشید هم زسایه نشینان ماه توست

 

از چشم آهوان حرم می توان شنید

این دشتها به شوق شکار نگاه توست

 

بالای کاشی حرم تو نوشته است

هرجا دلی شکست همان بارگاه توست

 

با این که سال هاست سوی طوس رفته ای

اما هنوز چشم مدینه به راه توست

 

یعنی که کاش فصل غریبی گذشته بود

دیگر مسافرم زسفر بازگشته بود

 

هرچند سبز مانده گلستان باورت

آیینه ای جز آه نداری برابرت

 

راه از مدینه تا به خراسان مگر کم است

با شوق دیدنت شده آواره خواهرت

 

دیگر دلی به یاد دل تو نمی طپد

بالی نمانده است برای کبوترت

 

مثل نسیم می رسد از ره جواد تو

یعنی نمی نهی به روی خاکها سرت

 

تنها به کرب و بلا سرنهاده بود

مردی که داشت نوحه گری مثل مادرت

 

اشک تو هست تا به ابد روضه خوانمان

تا کربلاست همسفر کاروانمان

 

محمد جواد زمانی 


 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:اشعار ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

حضرت سلطان

 

هر كس دهان به مدح شما باز مي كند

عيسي مسيح گشته و اعجاز مي كند

 

آن كس كه يك سحر شده مهمان خانه ات

هنگام رفتن به جنان ناز مي كند

 

مرغ دلم به شوق زيارت شبانه روز

تا گنبد طلاي تو پرواز مي كند

 

علامه قدر فهم خودش در كلاس درس

شرحي براي وصف تو آغاز مي كند

 

سطري ز مدح تو به كتب جا نمي شود

اصلا مناقب تو كه املا نمي شود

 

هر كس كه زير پاي بلند شما نشست

شانه به شانه ي همه ي انبيا نشست

 

يك لحظه با نفس زدن در حريم تو

يك عمر زائر تو كنار خدا نشست

 

با نسخه ي تو تا به قيامت سلامت است

هر لاعلاج چون كه به دارالشفا نشست

 

دورش كنند زآتش دوزخ ملائكه

آنكس كه در جوار امام رضا نشست

 

هر مدعي عشق كه عاشق نمي شود

هر كس به خادمي تو لايق نمي شود

 

هر كس كه از غلامي تو رو سفيد داشت

وقت ورود در حرمت شاكليد داشت

 

حاتم اگر كه شهره ميان كريم هاست

بر سفره ي كرامت و جودت اميد داشت

 

هر روز سال بود اگر دور سفره ات

هر مستمند دم به دم عيدي سعيد داشت

 

عيسي براي طي مسيرش به آسمان

بي شك به ياري تو نيازي شديد داشت

 

گر زائري بريده دل از غير مي كند

با سيره ي سلوكي تو سير مي كند

 

جبريل محضر تو پرش مي خورد زمين

پلك ز اشك گشته ترش مي كند زمين

 

موسي به پاي هيبت والاي تو رضا

در طور عصا به كف جگرش مي خورد زمين

 

قرباني قدوم تو تا در منا شود

دارد خليل هم پسرش مي خورد زمين

 

عيسي به معجزات تو ايمان چو آورد

اعجازهاي با اثرش مي خورد زمين

 

آيينه ي تمام جمال محمدي

تنها تويي كه عالم آل محمدي

 

از حبس سرد فاصله آزاد مي شوم

وقتي دخيل پنجره فولاد مي شوم

 

دانه بريز سوي تو آيم به جان و دل

تنها اسير دام تو صياد مي شوم

 

از من خراب تر نبود زائري رضا

اما به يك نگاه تو آباد مي شوم

 

وقتي علي عالي اعلاي من تويي

من نيز در ركاب تو مقداد مي شوم

 

نزد تو مي رسيم ز دارالولايه ات

جايي نمي رويم بجز زير سايه ات

 

آقا قسم به لطف و كرامات بي حدت

آقا قسم به زلف سياه مجعدت

 

آقا قسم به خسته دلاني كه مانده اند

در آرزوي ديدن يك بار مرقدت

 

اي كاش مي پريد شبيه كبوتران

دلهاي ما هميشه به اطراف گنبدت

 

تنها نه ما به شوق حرم ضعف مي كنيم

حتي بهشت هم شده مجنون مشهدت

 

بر سر در حريم دل من نوشته اند

خاك مرا ز خاك خراسان سرشته اند

 

وقتي كه نور شمس جمالت طلوع كرد

پروردگار خلقت ما را شروع كرد

 

كعبه ز بارگاه شما ناز مي برد

از شوق تو دلم سوي كعبه ركوع كرد

 

علم تو فيض برده ز درياي علم حق

هر عالمي رسيد حضورت خشوع كرد

 

كوه احد شنيد چو هم نام حيدري

يك يا علي كشيد و به پايت خضوع كرد

**

ما با ولايت تو به خورشيد مي رسيم

بر او ج بي نهايت توحيد مي رسيم

 

ما با محبت تو كه گنجي بود به دل

آنجا كه جبرئيل نمي ديد مي رسيم

 

ما با عنايت تو به احياي امرتان

بر آن كمال ناب كه گفتيد مي رسيم

 

ما افتخار با تو فقط كسب مي كنيم

آري به هر كجا كه بخواهيد مي رسيم

 

ما بي رضايت تو خدايي نمي شويم

بي اذن تو كه كرب و بلايي نمي شويم

 

تنها به تخت و تاج شما التماس ماست

آقا به آستان تو حمد و سپاس ماست

 

وقتي دلم براي حرم تنگ مي شود

يك يا امام رضاست كه رمز تماس ماست

 

جاي محبتت صدف سينه ي من است

اين از درايت دل گوهر شناس ماست

 

گرم است پشت كشور ما به حريم تو

محكم به رافت تو نظام و اساس ماست

 

اي آبروي كشور ايران ابالحسن

دستم بگير حضرت سلطان ابالحسن

 

شكر خدا كه جسم تو در زير پا نرفت

شكر خدا كه راس تو بر نيزه ها نرفت

 

نا محرمي نديد دگر خواهر تو را

همراه با سر تو به شام بلا نرفت

 

دست كسي نخورد به گيسوي همسرت

ديگر چنين ستم كه به آل عبا نرفت

 

حداقل براي تو پيراهني كه ماند

در زير خاك جسم تو با بوريا نرفت

 

گفتي به هر مصيبت و غم فابك للحسين

گفتي به پاست تا كه علم فابك للحسين

 

رضا رسول زاده


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع) - ولادت،مدح ، ،
برچسب‌ها:

تاريخ : 5 / 7 / 1391برچسب:اشعار ولادت امام رضا(علیه السلام), | | نویسنده : مهدی وحیدی |

صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • موزیک سی تی